هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)
(جلسه ی هجدهم – پاسخ سیزدهم)
«محمّد حسین صدیق یزدچی» در این برنامه سعی کرد تا از طریق تلقینِ یک فریب تاریخی مجریِ تقویت و استمرارِ توطعه های ارباب استکبار پیرامونِ «اسلام زدایی» از جامعه ی ایرانی و استقرار «انسان محوری» به جای خدا محوری در کشور «ایران» باشد!
مشارٌالیه مدّعی است که کار فلسفی ارائه می کند! و حال آنکه مجموعه ی برنامه های پخش شده ی ایشان تاکنون حاکی از تلقین مفاهیم منطبق بر «جامعه شناسی تطبیقی» با نگرش تاریخی است.
ایشان به «تاریخ مشروطیت» مراجعه کرده، دو جبهه ی «مشروطه خواهان» و «مشروعه خواهان» را در مقابل هم قرار می دهد که یکی به دنبالِ «انسان محوری» و دیگری به دنبالِ «خدا محوری» است.
مجمع «خدامحوران» مشخّص است و آن «روحانیین مسلمان» در آن عصر بوده اند. لیکن مصدر و مجمع «مشروطه خواهان» خلق السّاعه جلوه می کند. چرا که طبق معمولِ مرسوم عملیات استکباری در کشور های هدفِ نفوذ باید پنهان و محرمانه باشد!
عملیات پی در پیِ استکبار در «ایران» از ایجاد «مشروطه» تا آوردن و بردنِ «پهلوی اوّل» (به شهادت تاریخ) و سپس استقرار «پهلوی دوم» و ادامه ی طرح های دلخواهِ غربِ به اصطلاح متمدّن در عصر سلطنت «پهلوی دوم» و در ادامه، همزمان با تحقّق
«انقلاب اسلامی ایران» استکبار انواع و اقسام طرح های بازدارنده و زیر و رو کننده را جهت انقیاد «ملّت ایران» و طبقه ی حاکم به موقع اجرا در آورده است.
و اکنون تصوّر می کند که در «ایران» «دین ستیزی» را چیره ساخته و لازم است تا از طریق اَمثالِ «موسیو یزدچی» تیر آخر را شلیک کُنَد!
آثار معقولیّتِ به دور از اعتقاد به «خدامحوری» را در مغرب زمین شاهدیم. اِفلیج و ناتوان وامانده اند! تا کنون هم با استثمار و چپاولِ سایر بلاد تحت سلطه توانسته اند خودشان را سَرِپا نگهدارند و این روند رو به پایان است! (تأدیب الهی هم در پیش رو!)
مگر پس از استقرارِ «معقولیتِ کانتی» در مغرب زمین (به ادعای «موسیو یزدچی» ) دو جنگ جهانگیر اوّل و دوم رخ نداد؟! تبلیغاتِ واقعه ی «هولوکاست» که گوش فلک را کر کرده حتماً از آثار استقرار «معقولیت کانتی» در غرب بوده است!
جالب اینجاست که «موسیو یزدچی» از کتاب آسمانی مسلمانان «قرآن مجید» شاهد می آورد که؛
«ما خَلقتَ الجنِّ و الاِنس اِلّا لِیَعبدون» پس «دین» شارح عبودیّت و بندگیست و حال آنکه غرب به دنبال آزادیست!
عجب سفسطه ی غلیظی! بندگی و اطاعت مخلوق از خالق به نفع مخلوق است و نه به ضرر او! چه خوب اعتراف به «دین ستیزی» می کنید! خوب است که اطاعت مادون از مافوق را در دانشگاه ها و ادارات و سپاهیان و تمامی ارکانِ «پراگماتیستیِ» مغرب زمین تعطیل کنید!
«موسیو یزدچی» به کجا می رود؟ آیا قصدش از این بیانات نابودی نهایی آحادِ ملّت ایران است؟! ایشان می گوید؛ «کانت» آدمی را از عرصه ی حیوانی به کمک «رساله ی روشنگری» بیرون آورد و واردِ عرصه ی انسانی کرد! (و البتّه پس از آن فجایع جنگ اوّل و دوم جهانی ظهور می کند!)
«موسیو یزدچی» مدّعیست که غرب دچار حیوانیت بوده و به کمک «احکام کانتی» انسان شده است! چه اعتراف تلخی!
به «موسیو یزدچی» و اعوان و انصارش و حتی عامرانش یک اخطار می کنم و یک پیشنهاد! به راه شکست خورده ی غرب رفتن از همان معقولیّت مورد ادعای «کانت» و شما به دور است! زیرا شاهد آثار شوم آن در جوامع غربی و سایر بلاد هستیم!
با «دین ستیزی» به جایی نمی رسید. زیرا همان «صاحبِ قرآن» تأدیبتان می کُنَد! لجاج نکنید! این اخطار به معنی دفاع از وضع موجود در «وطن» نیست. بلکه یک بیان استقلالیست.
پیشنهاد کرده بودم که اساسِ ایجاد «مدرنیته ی اسلامی» را بر مبنای احترام به حقوق منطقی و مورد تأیید «لم یزلی» برای تمامی ملل و اقوام روی زمین تهیه و تنظیم کنیم و در این میان حق و حقوق «ارباب استکبار» را هم مشخص کنیم تا مانع انجام این عملیاتِ نجات بخش جهانی نشوند!
پس اتّحاد و اتّفاق نظر مابین این پیشنهاد با نظریاتِ «موسیو یزدچی» مستحسن، منطقی و نجات بخش خواهد بود. البتّه پس از تهیه و تنظیم «مدرنیته ی اسلامی» و اینکه مورد تأیید «فرزانگانِ» هر کشور قرار گیرد، به صورت آزاد پیشنهاد می شود. قطعاً قبول یا عدم قبول، حتی اجرای آن با حذف و اضافه هایی در آن اَقالیم اختیاری خواهد بود.
عمده ترین هدف نجات جهانیان از انهدام قریب الوقوع و به موازات آن نجات «میهن» از ناگواری های مستغرق است.
دیگر لازم نیست که «موسیو یزدچی» سعادت دنیا و آخرت خود را فدای مدرنیته ی فرمایشیِ شکست خورده ی غربی کُنَد و در عین حال طعم شکست محتوم را در این طریق شوم بچشد!
«وَ مِنَ النّاسِ مَن یَشری نفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ الله و اللهُ رَؤفٌ بالعباد.»
«برخی مردان از جانِ خود در راه رضای خدا می گذرند. خدا دوست دارِ چنین بندگانیست» سوره ی البقره آیه ی 207
(آیه ی مذکور در شأن مولی الموحّدین علی علیه السّلام نازل شده که در «لیلهُ المَبیت» به جای رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در بستر خوابید تا با دشمنانِ پیامبر اسلام روبرو شود و در صورت لزوم مبارزه کُنَد.)
خداوند متعال این «عبد» را دوست دارد. چه چیزی را با چه چیزی تعویض می کنید؟ آزادیِ به شکلِ بی بند و باری را با بندگیِ خدایی که عبدش را دوست دارد و سعادتِ دنیا و آخرت را به او می دهد؟!
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 22 شهریورماه 1396 13Sep 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ ساعت 5:22 توسط مهرداد رضوی
|