در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران) (جلسه ی 91 – پاسخ 68)
هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)
(جلسه ی 91 – پاسخ 68)
«محمّد حسین صدیق یزدچی» در این جلسه مورخ 25 اسفند ماه 1397 خورشیدی چنین گفت؛
بر حسب بیان «هیدگر» فلسفه «افلاطونی» هم «آنتولوژیک» (هستی شناسانه) است و هم «تئولوژیک» (دین مدارانه)
«دوالیزم» (دوگانه بینی) افلاطونی «ماتقدّم» و «ماتأخّر» است. او به «هستی واقعی» و «هستی سایه» معتقد است!
و چون «افلاطون» اوّلین کسی است که «ایده» را خلق کرده و هستی را «ایده» می داند. پس «ایده» قبل از هر چیزی بوده است.
آنگاه «موسیو یزدچی» نتیجه می گیرد که «اهل دین» یعنی «ادیان ابراهیمی» هم اعتقاد به دو عالم «دنیا و آخرت» که «آخرت» واقعی و «دنیا» غیر واقعی فرض شده است، دارند!
سپس اضافه می کند که این ادیان اعتقاد به «دوالیزم» را از «افللاطون» گرفته اند! فی المثل «ایده» در فلسفه اسلامی به «صورت نوعیّه» بدل شده است.
«موسیو یزدچی» در اینجا خلط مبحث کرده، متوجّه نیست که در ادیان توحیدی نیازی به منابع انسانی وجود ندارد! و پایه ی انتشار مطالب از منبع «وحی» است.
در «اسلام» «غایت هستی» مکشوف است. ولی در «افلاطون» مجهول است! پس چگونه «اندیشه افلاطونی» را می توان مأخذ عقاید «ادیان توحیدی» قلمداد کرد؟!
razavimehrdad313@yahoo.com
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 28 اسفند ماه 1397 19Mar 2019
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"