هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
چند کاسه در یک کاسه! (2)
ــ « سید علیرضا نوری زاده » در برنامه « پنجره رو به خانه پدری » مورخ 12 مهرماه 1395 خورشیدی اشاره به بیان یک منبری کرد که گفته است ؛ « « انقلاب اسلامی ایران » در گذشتههای دور پیشگویی شده است ! »
« پسرعمو » تو که بهتر میدانی، برخی از این سخنان حکایت از نوعی « استعلام» و افزون بر آن یک « بیعت » است . آن هم از « روحانیین» !
بر سیبل فرمول مقابل ؛ هرگونه اعتراض نوعی اعتراف است! و معترض مؤاخذ خواهد شد !
ــ « سیّد علیرضا نوری زاده » در برنامه « پنجره رو به خانه پدری » مورخ 13 مهرماه 1395 خورشیدی از « رضا حسین بُر » به عنوان مدافع حقوق « ایران و ایرانی » و قوم « بلوچ » دعوت کرد تا به بیانِ ماوقعِ سفرش به « عربستان سعودی » و مصاحبه ی جهتدارش در دفاع از « سعودی » و بر علیه « ایران » به گفتگو پردازد !
مشارالیه در ابتدا گفت ؛ « ما نتوانستیم که خشم خودمان را به خاطر شکستی که 1500 سال قبل از عربها خورده ایم ، فرو بنشانیم ! در چهار طرف ایران اهل تسنن هستند و بیش از یک میلیارد اهل تسنن در جهان میتوانند « ایران » را نابود کنند ! »
ما بلوچها « ایران» را بوجود آوردیم ! « یعقوب لیث بلوچ » «ایران» را بوجود آورد ! »
وی اضافه کرد که ؛ « یک نظامی پاکستانی گفته است که ؛ کافی است ما احساس کنیم که خطری « عربستان سعودی » را تهدید میکُنَد. دویست میلیون پاکستانی حمله میکنند و ما از بالا بمبها را میریزیم و ایران را با خاک یکسان میکنیم! »
هرچه « نوریزاده » به مسالمت و صلح دوستی تشویق میکرد . آن فریبخورده ی حزب رستاخیزیِ سعودی پرست خصمانه سخن میگفت و تهدید میکرد ! آنوقت به عنوان وطنپرستِ ایراندوست هم معرّفی می شود! (او اعتراف کرد که «ایران» را با خاک یکسان می کنند!) سخنان چکّشی و تحریک آمیز (همان چیزی است که صهیونیست های اسرائیل می طلبند)
جالب اینجاست که هر دو دوست شفیق مُنکِر دفاع از «عربستان سعودی» هستند!
«حسین بُر» گفت؛ «ما نیروهایمان را بسیج کرده ایم برای مقابله با وضع موجود! لیکن نیازمند حمایت مردمی هستیم تا بتوانیم از نابودی «عربستان سعودی» جلوگیری کنیم! یعنی «ایران» را از میان ببریم! اهل سنت هم از «آذربایجان» تا «ترکمن صحرا» و «کردستان» و «بلوچستان» «ایران» را در محاصره دارند! وقتی مردم به پا خیزند ما هم به پا می خیزیم! » (خیلی خَر مَردِ رِندی!) خبر ندارد که «سعودی» هم خودش در حال احتضار است.
سپس هلوهای پوست کنده را در اختیار صهیونیست های اسرائیل می گذاریم! هم «عربستان سعودی» و هم «جمهوری اسلامی ایران» را! (آنوقت نوکریِ «اسرائیل» چه صفایی دارد!)
«سیّد علیرضا نوری زاده» با خنده به «حسین بُر» می گوید که؛ «پول هایی را که از «سعودی» گرفته ای چکارش کرده ای!؟»
البتّه در افشاگریِ کامپیوتریِ بعد از آن افشاگریِ مقدّماتی، لیست اسامی و ارقام پرداختی و دریافتی افراد وابسته به وزارت امور خارجه «عربستان سعودی» منتشر خواهد شد! (سیّد جان تو هم جنس بُنجُل فروختی؟!)
(در ضمن غیبت صغری و کبری را ظهور صغری و کبری گفتی! لیکن آن متوفّی قرار نیست که از آن عالَم رجعت کُنَد.)
ــ در پنجره رو به خانه پدری مورخ 15 مهر ماه 1395 خورشیدی، «سیّد علیرضا نوری زاده» قسم حضرت عباسِ خود را فراموش کرد و به گونه ای علنی از «عربستان سعودی» به دفاع پرداخت!
وی گفت؛ «روابط «عربستان سعودی» با «امریکا» بر اساس مصوّبه ی جدید بابتِ امکانِ شکایتِ آسیب دیدگانِ حادثه ی
11 سپتامبر در «آمریکا»، از «عربستان سعودی» و دریافت خسارات وارده موجب شادی ایرانیان و نزدیکی روابط فی مابین «ایران» و «امریکا» شده است!» سپس وی اضافه کرد که؛ «چطور شد که ایران از ایجاد خصومت مابین سعودی ها و «امریکا» خرسند نشده است؟! و به فکر ایجاد اتّحاد با سعودی علیه «امریکا» نیست؟!»
اوّلاً که، «سعودی» چه بخواهد و چه نخواهد نسخه اش را «امریکا» و «اسرائیل» پیچیده اند یعنی پوست خربزه را انداخته اند و سعودی ها هم اکنون میان زمین و هوا تاب می خورند. در ثانی تو چرا از گسترش روابط حسنه مابین «ایران» و «امریکا» حرص
می خوری؟! ای عشق وطن1، ای نجاتِ وطن!
این همه در دفاع از «سعودی» تلاش بیهوده می کنی! تو که خوب از همه چیز خبر داری، چرا متوجّه نشده ای که کار سعودی ها تمام است؟!
در مورد «جمکران» و مسائل حاکم بر آن هر چه بگویی خبر از نیّات شوم خود می دهی! تو چکار به جمکران داری؟ چرا باز هم در اینجا حرص می خوری؟!
بگذار، یک بار برای همیشه راحتت کنم!
اجتماع افراد متدیّن در هر درجه اعمّ از قوی تا ضعیف به اطراف هر چیزی که امواج اعتقادی ایشان را تقویت کند. مانند اماکن متبرّکه، امامزاده ها و مساجد و تکایا موجب تقویت و جهت دار شدنِ امواجِ انرژی مثبت در این توده ها خواهد شد.
در مورد «مدیتیشن» جهت جلوگیری از گسترش آتش جنگ در بالکان تجربه شده است. حتی رؤسای «فیفا» به این اسرار
پی برده اند که طرفداران فوتبال گذشته از منافع حاصله از شرط بندی ها، دارای انرژی تغییر دهنده در نتایج بازی ها هستند!
این را آن احمقِ وهّابی نمی فهمد. تو چرا دَرِ دهان آن اَبله را می لیسی؟! غربِ کاوشگر و موذی از این اسرار مطّلع است. هم یواشکی بهره می برد و هم پس از استفاده دَرِ دهانش را پاک می کند که کسی متوجّه نشود!
از بس آب شنگولی و کور کننده ی چشم دل مصرف می شود قادر به ارتباط با جَدَّت رسول خدا نیستی! وقتی ایشان فرمودند که؛ «من بشری مثل شما هستم» بقیه اش را هم بگو! ایشان فرمودند؛ «لیکن به من «وحی» می شود» مگر هر کسی استحقاقِ آن را دارد که مهبط وحی قرار گیرد؟! هم اکنون در اطراف من و تو افراد متدرّج وجود دارند. از قوی تا ضعیف از هر نظر. آنگاه «ذات باری» بشر معمولی را خاتم الانبیاء قرار می دهد؟! آن هم با این همه معجزات و کرامات! چرا عاقلانه حرف نمی زنی؟ کفر گوئی هم حدّی دارد. از آن خداوند عاشق که همیشه نامش را می بری خجالت بکش! ای عاشق چرا اینقدر پر از نفرتی؟! چرا می گوئی؛ امام دوازدهم شیعیان به رحمت خدا رفته است؟! بدبخت کسی که وجود مقدّسش را حس نمی کند. بیچاره کسی که وجود مقدّسش را اِنکار می کند!
حیات تمامی آدمیان بر روی این سیّاره بر اساس توجّه به حکمت الهی، در دستانِ اوست. وی خلیفه ی خدا بر روی زمین است. اگر نباشد زمین بر سر اهلش فرو می ریزد! سیّد توبه کن تا دیر نشده است. من و تو باید به فکر سفر اُخروی باشیم. آنگاه در این سن حسرتِ «سُلی» می خوری و همچنین ده هزار عرق فروشیِ از تجریش تا راه آهن را؟!
آن دوران نکبتی را دورانِ خوشی می نامی و حسرت می خوری؟! این حالتِ تو را با آن شرایط سعودی های خشک مقدّس چگونه توجیه کنیم. فقط اشتراک منافع موقّت می تواند توجیه گر باشد!
ــ «سیّد علیرضا نوری زاده» در پنجره رو به خانه پدری مورخ 16 مهر ماه 1395 خورشیدی باز هم شفاعت معصومین
علیه السّلام را به زیر سوال برد و با بردنِ نام امام جعفر صادق علیه السّلام، شفاعت آن امام همام را انکار کرد!
پسر عمو، سیّد جان تو که اینقدر خنگ نبودی! شفاعت بعد از تزکیه است! اوّل تمیز می کنند بعد شفاعت بر اساس لیاقت افراد محقّق می شود. همگان نیاز دارند تا به قوی تر از خود توکّل کنند. در همین دنیای فانی هم چنین است. هر کس بگوید که من نیازی به توکّل و یاری داناتر و تواناتر از خود ندارم، اَبله است! اتّحاد و اتّفاق از مصادیق کلّی شفاعت است.
هر آینه عازم سفر اُخروی شدی نیاز به شفیع را به شدّت درک خواهی کرد! امیدوارم آنگاه دیر نشده باشد!
در مورد آیت اللهِ شهید «حکیم» هم ظلم کردی! آن شهید در آن مراسمِ عاشورای حسینی حقیقتاً از خود بیخود شد و تظاهر نکرد! پشت سَرِ مُرده ها و زنده ها تهمت می زنی و بارت را سنگین می کنی! مگر می توانی این همه بارِ سنگین را بدون کمک شفیع برداری؟!
در جای دیگر خودت را به گمراهی و نادانی زدی و گفتی؛ «در «هندوستان» عدّه ای سیخ به صورت فرو می کنند! چون نادان هستند! پسر عمو جان هندوستان نگو! بگو «کردستان»! حالا چون با «مصطفی هجری» «دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران» مصاحبه داشتی، نخواستی اسمی از «کردستان» ببری و گفتی «هندوستان»! جوانان مخاطب برنامه را گمراه می کنی!
«مصطفی هجری» هم گفت و اعتراف کرد؛ «ارتباط ما با کشور های اطراف بر اساس مقابله با «جمهوری اسلامی ایران» است!» و «اکنون شعار ما ایجاد ایران دموکرات است که تمامی ملیّت ها در آن مشارکت داشته باشند. مبارزه ی ما جهت ایرانی آزاد است! کردستان همیشه گهواره ی آزادی بوده است! این خواست ماست. اگر نظر ما عوض شد آن را اعلام می کنیم!
اوّلین باده و بدمستی! هنوز نه به داره و نه به باره که می گوید؛ «ممکن است نظرمان عوض شود!» یعنی ممکن است پای «صهیونیست های اسرائیل» را به میان آوریم و همان بلایی را که بر سر «کردستان عراق» آمد بر سر کردستان ایران هم بیاید!
( «مصطفی هجری» صدام را دشمن «جمهوری اسلامی ایران» دانست و نه ملّت ایران! و حال آنکه همگان شاهد کشتار بیرحمانه ی مردم ایران به دستور صدام بوده اند.)
سیّد این همه نوابغ بی مثل و مانند را از کجا جمع کرده ای دورِ خودَت؟! از تو ساده تر «عربستان سعودی» است که وجوهات هم داده است! آن از «رضا حسین بُر» که می خواهد ایران را با خاک یکسان کُنَد! این هم از «مصطفی هجری» که می خواهد ایرانِ آزاد را در پیش پای «اسرائیل» قربانی کُنَد! تو هم که در خاطرات خوشِ گذشته مُکیّف شده ای!
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 16 مهرماه 1395 7Oct 2016
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"