تحلیلِ « آنابوش چِفسکایا »!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

تحلیلِ « آنابوش چِفسکایا »!

در برنامه ی خبری مورّخ 14 مهرماه 1395 خورشیدی از bbc فارسی « فرناز قاضی‌زاده » مجریِ خنده روی آن شبکه، گفت‌وگوی مختصری با « آنابوش چِفسکایا » تحلیلگر امور « روسیه» در « مؤسسه واشنگتن » انجام داد که به واسطه ی وضعیّت کنونیِ « روسیه» و اقدامات « ولادیمیر پوتین » در رویارویی سیاسی با «ایالات متحده آمریکا » انجام شد .

ترجمه ی مطالب و بیانات « چِفسکایا » برعهده ی مجری شاد و شنگول دیگری به نام « سیاوش اردلان » گذاشته شده بود . مشارالیه به خوبی عملیات ترجمه را انجام داد تا به اینجا رسید که ؛ « عملیات «ولادیمیر پوتین» یک سیاست « باخت باخت» است!»

لطفاً بفرمایید « باخت باخت » یعنی چه ؟! احتمالاً « بُرد، باخت » منظور نظر بوده است ! یکی برنده شود و یکی بازنده! مگر اینکه بخواهیم کنایه‌آمیز سخن گفته باشیم !

البتّه وضعیّت « بُرد بُرد » معقول و قابل قبول است . لیکن « باخت باخت » می‌تواند یک کنایه باشد !           

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 14   مهرماه  1395   5Oct  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

اشتباه تاریخی در « شاخه‌های این درخت کهن » !

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

اشتباه تاریخی در « شاخه‌های این درخت کهن » !

« ناصر شاهین پر » در برنامه ی « شاخه‌های این درخت کهن » مورخ 12 مهرماه 1395 خورشیدی اشاره به توبیخ قُضاتِ روحانیِ اهل سنّت و جماعت توسط « غازان خانِ » مغول کرد . که؛ « چرا این همه در امر قضا ظلم می‌کنید و رشوه می‌گیرید ؟ شما مگر مُفتی نیستید و لباس پیامبر بر تن ندارید؟ ما به شما حقوق می‌دهیم! چرا می‌روید رشوه می‌گیرید؟ ! »

« ناصر جان » چهار سال پس از مشروطیت « عدلیه » تشکیل شد و بودجه مصوّب پیدا کرد و تا قبل از آن قُضات از طرفین دعوا هزینه ی محاکم را دریافت می‌کردند ! (کسی به ایشان حقوق نمی‌داد )

می‌توانی از نویسنده و روزنامه‌نگار متقّدم و شهیر « احمد احرار » استعلام بگیری !

شاید با این عبارات خواسته‌ای کنایه‌ای در عصر حاضر زده باشی !

در جای دیگر برخی از جانشینان «تیمور» را از اهل تشیّع دانستی . پس معلوم می‌شود که سابقه ی تشیّع به پیش از صفویّه هم می‌رسد!

قصد « ناصر جان » این است که تمامیِ کاسه کوزه‌ها را بر سَرِ روحانیین بشکند! و حال آنکه تمامی عناصر به قدری و در صدی در شکست‌ها و بدبختی‌ها نقش داشته، دارند . این یک استنتاجِ عقلی است.  

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 12   مهرماه  1395   3Oct  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«باز هم یک «پرگارِ» متشتّتِ دیگر از bbc فارسی!»  (فرزند خواندگی)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

«باز هم یک «پرگارِ» متشتّتِ دیگر از bbc فارسی!»

(فرزند خواندگی)

«داریوش کریمی» در برنامه «پرگار» مورخ 5 مهر ماه 1395 خورشیدی پیرامون مبحث «فرزند خواندگی» از سه کارشناس شامل دو ذکور و یک اُناث دعوت به عمل آورده بود.

میهمانانِ ذکور یکی «روانپزشک کودک» و دومی «پژوهشگر فلسفه اخلاق» و میهمان سوم «جامعه شناس» بود.

البتّه محفلی صحبت کردن به هنگام ضبطِ برنامه آسانتر از تلاش دقیق و سیستماتیک در ارائه مطالب است! و صد البتّه که بسیار هم اَخلاقیست! چیزی که در این برنامه با تعابیر مغلوط چندین مرتبه از آن یاد شد، یعنی (اخلاق)!

معلوم نشد که بررسی «فرزند خواندگی» در داخلِ کدام فرهنگ مدّ نظرشان است؟! «فرهنگ ایرانی» یا سایر نقاط جهان؟! و ایضاً «فرهنگ ایرانِ اسلامی» یا غیر از آن؟!

در ثانی دانشمندان محقّق معمولاً در آغاز بررسی یک «ایده آل» دارند و یک وجه امکانپذیر منطقی و حِکمی و عملی که اصلاً در این برنامه کلاسه بندی نشده بود!

«داریوش جان» «آش شُله قلمکار» زیاد دوست دارد! هم می پزد و هم می خوراند! به این امر الهی توجّه کامل دارد که؛
«کُلوا و الطعِموا» (بخورید و بخورانید)!

ثالثاً اینکه لازم است به مانند تمامی نقاط و کشور های روی زمین در عصر حاضر مردم را به دو دسته ی عمده ی غنی و فقیر تقسیم کنیم و ایشان را در رابطه با موضوعِ مورد نظر به شکل هم تفکیکی و هم تجمیعی مورد تحقیق قرار دهیم که از اهمّ مهمّات است!

«جامعه شناس مهمان» به قانون تأیید شده ی شورای نگهبان اشاره داشت که ازدواج میان والد یا والده با فرزند خوانده را منوط به بررسی و صدور مجوز از سوی دادگاه ذیصلاح دانسته است.

وی گفت: «این حکم اصلاً تمامی روابط را به هم ریخت!» و حال آنکه به عقیده اهل حلّ و عقد امور، قفل محکمتری زده تا با اجازه ی دادگاه ذیصلاح پس از بررسی دقیق حکمی اجرا شود یا نشود. (البتّه میهمان محترمه تأکید داشت که روابط نامشروع در میان برخی از خانواده ها چه در قالب معمول و چه در قالب «فرزند خواندگی» وجود دارد.)

در اینجا «داریوش کریمی» سوال کرد که؛ «آیا «فرزند خواندگی» اخلاقی تر است یا «فرزند آوری»؟ و آیا «فرزند آوری» نوعی خودخواهی است؟»

پژوهشگر فلسفه ی اخلاقِ میهمان پاسخ داد که؛ «در مقاله ای «فرزند آوری» را یک قمار بزرگ دانسته، لیکن «فرزند خوانده» پذیری را دارای ارزش اخلاقی بیشتری می داند!» استدلال وی این بود که؛ چون آن شخص از حقِ خودش که فرزند آوریست، صرف نظر کرده است، ارزش اخلاقی عمل او بیشتر است! » و حال آنکه مانعت الجمع نیست. هر دو کار را می توان مدیریت کرد.

وی گفت؛ نفس اینکه پدر و مادر ژنتیک باشیم هیچ اهمیّتی ندارد! یعنی ارزش اَخلاقی ندارد!

در این میان «داریوش کریمی» گفت؛ «فرزند خواهی هم می تواند نوعی خودخواهی باشد! هم به شکل فرزند آوری و هم به شکل فرزند خواندگی. »

در اینجا روانپزشک کودک (میهمان) گفت؛ «فرزند پذیری باید از سر عشق باشد. حتی از سر نیکو کاری مورد قبول نیست»! (در اینجا به خاطر توجّه شدید به ایده آلها، انجام یک عمل نیک و منطقی فدا می شود!)

ناگهان«داریوش کریمی» به میهمان روانپزشک گفت؛ «آیا به این ضرب المثل اعتقاد دارید که؛

                  عاقبت گرگ زاده گرگ شود          گرچه با آدمی بزرگ شود؟!»

آن میهمانِ روانپزشک شدیداً مطلب مذکور را رد کرد و گفت؛ «اصلاً این ضرب المثل را قبول ندارم!» (و حال آنکه در مجاورت او یک نمونه ی دقیق و عمیق نشسته بود!)

میهمانِ پژوهشگر اخلاق گفت؛ « «اخلاق» برتر از «دین» است و ما می توانیم حکم دینی را به خاطر اَخلاق زمین بگذاریم!»

و به آیات سوره احزاب از «قرآن مجید» اشاره کرد که؛ «فرزند خوانده های شما فرزندان واقعی شما نیستند»! (یعنی بدان اعتراض داشت)

در همان شرایط «داریوش کریمی» هم اشاره به یکی از مطالب قرآنی کرد که؛ «در اندرون مردان دو دل ننهادیم» که بدین شکل مورد تمسخر قرار گرفت که منظور نگهداری از اولاد و هم از فرزند خوانده نیست. بلکه عدم انتخاب دو همسر است!» سپس گفتند که ؛ «و حال آکه جواز چهار همسری هم در اسلام وجود دارد!»

خب، بس است دیگر. آخر الزمان شده و کثرت «چرند و پرند» آبروی آدمیان را بر باد داده است!

حال به مطالب ذیل توجّه کنیم؛

آنجا که اشاره ی « قرآن مجید » به عدم وجودِ دو قلب در اندرون مرد است . مقصود «توحید» و یکتاپرستی است . یعنی تنها «ذات حق» می‌تواند در اندرون آدمی حاکم باشد . اگر آدمی مشرک شود و « ما سوی الله » را به جای «حق» در قلبِ خود ساکن کُنَد ، دچار خسران و مبتلا به مشکلات دنیوی و اُخروی خواهد شد.

در خصوص آیات سوره احزاب که ؛ « فرزند خوانده‌های شما فرزندان واقعی شما نیستند » نزول آیات به خاطر ازدواج حکمت‌آمیز پیامبر اکرم صلّی‌الله علیه‌وآله وسلّم با همسر مطلّقه ی «زید» پسر خوانده ی ایشان بود که مورد اعتراض مردمِ آن عصر قرار گرفت! و حال آنکه « منکوحه ی پدر بر پسر و پسر بر پدر حرام است. » (چون رابطه ی خونی و نَسَبی واقع می‌شود) لیکن در مورد همسر
مطلّقه ی پسر خوانده این گونه نیست .

آنجا که میهمان عزیز برنامه (پژوهشگر اَخلاق) گفت ؛ « اخلاق برتر از « دین » است و ما می‌توانیم حکم دینی را به خاطر «اَخلاق» زمین بگذاریم ! » باید بگویم که، مگر ما یک اخلاق منسجم و یکپارچه داریم که عموم مردم جهان بدان اِقبال آورده ، قبولش کرده باشند . این چه حکم کلی است که صادر می‌شود ؟ !

هر کس به اَخلاقِ مقبولِ خود عمل می‌کند . «دین» اگر دینِ توحیدی و الهی باشد . غلط می‌کند کسی حکم خدا را زمین بگذارد! مخالفت با حکم خدا کُفر است! کدام ابلهی گفته است که، « اخلاق برتر از « دین الهی » است ؟ ! «اخلاق» جزئی از « دین الهی » است.

پیامبر اکرم صلّی‌الله علیه‌وآله وسلّم فرمودند که ؛ « مبعوث شدم تا مکارم اخلاقی را به کمال برسانم »

آن یکی که روان‌پزشک کودک بود گفت ؛ نفسِ اینکه پدر و مادر ژنتیک باشیم هیچ اهمیّتی ندارد ! »یعنی ارزش اخلاقی ندارد !           

ضعف علم و عقل و حکمت موجب می‌شود تا اظهارنظرها باطل از کار درآیند !

علی الدّوام رابطه پیشینیانِ آدمی با او و در ادامه با نسل‌های آتی برقرار است . این سه دسته برهم اثرات عدیده دارند.

اَفعال زنده‌ها چه خوب و چه بد به اَموات می‌رسد و بالعکس دعای خیر یا نفرین اَموات در حیات زنده‌ها مؤثّر است . و در مجموع کلیّه ی فعل و انفعالات این‌چنینی و از هرگونه در نسل‌های بعدی مؤثّر است.

کدام احمقی دلش می‌خواهد که نسل‌های بعدی او برای بعد از مردنش باقیات و صالحات نفرستند که یاورش قرار گیرد. و در حیات اُخروی هر چه که امداد برسد کم است!

باید از «ذات حق » بخواهیم که نسل‌های بعدی از ما همگی نیکوکار باشند و از این بابت کمکی به حیات اُخروی ما صورت گیرد.

آنگاه کسی که نخواهد نسل خوب از خود باقی گذارد اَبله است!

کجایش تولیدمثل ، قمار است؟ ! خود را تزکیه کنیم . براساس دانش و حکمت به یاری خدا لقمه‌های حلال مصرف کنیم همسر متناسب و مراقبت‌های دوره بارداری و پس از تولّدِ مولود، آنگاه نسل طاهر خواهیم داشت.

البتّه نبی اکرم صلّی‌الله علیه و آله ی وسلّم فرمودند که ؛ به تعداد موهای یتیم که از زیر دست نوازشگر عبور می‌کند برای
یتیم نواز حسنات در پیشگاه الهی ثبت و ضبط می‌شود . یعنی رسیدگی به ایتام از باقیات و صالحات است .

در ثانی شما اراده و انجام فعل خیر کنید، ذات باری ملائکه را به یاری شما گسیل می‌دارد . هرگز تنها نیستید . پس فرزند آوری و یتیم نوازی و « فرزند پذیری » به دور از حماقت و تبعیض و رذایل اَخلاقی ، تصویری از « حیات طیّب » است .

باز هم برای هزارمین بار تکرار می‌کنم . چون آن میهمانِ «جامعه شناس » گفت ؛ « تمام قوانین اسلامی مردسالارانه است» ! صدور این سخنِ کودکانه از نسوانِ فهیم و دانا بعید است!

مردان شریف و خداشناس تمامی مساعی خود را در جهت حمایت از اهل و عیال خود به کار می‌بندند و پس از مُردن، ماتَرَکِشان به وُرّاث می‌رسد. اگر شِکوِه در مورد مردانِ ناشریف و خدا نشناسِ ظالم است که دیگر به اسلام ربطی ندارد ! مردان خداترس مأمور به حمّالی برای اهل و عیال خود هستند !

باید به « لندن » بیایم و یک سروتنی از « داریوش جان » بشویم ! خیلی تنش می‌خارد! 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 12   مهرماه  1395   3Oct  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

پیام تو را درک نکردم!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

پیام تو را درک نکردم!

«مهدی فلاحتی» مجری و هنرپیشه ی چیره دستِ «صفحه ی آخر» در تاریخ 9 مهرماه 1395 خورشیدی پس از پخش کلیپ
موعظه ی محفلی «سیّد مرتضی خاتمی خوانساری» در «پرده آخر» پیرامون قبض روح «ملک الموت» علیه السّلام، بگونه ای با اَصوات مشابه ادای آن سیّد را در آورد!

غیبت بودنِ این حرکتِ «مهدی جانِ فلاحتی» قطعی است! لیکن در صورتِ عدم توبه و استغفارِ «مهدی جان» ، ممکن است به وقت ملاقات با «ملک الموت» این صحنه ی بدون استغفار بد جوری دردسر ساز شود!

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 12   مهرماه  1395   3Oct  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

گذری و نظری 107

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

گذری و نظری 107

مورخ 28 شهریور ماه 1395 خورشیدی

ــ سیروس آموزگار

شیخ الرئیس «سیروس آموزگار» در این برنامه به بیان برخی از انتقاد های مشتریان «گذری و نظری» مبادرت ورزیدند.

اینکه «محمدرضا شاهید» تحت تأثیر امواج انرژی آرام بخش صوتِ «شیخ الرئیس» ریلکس می شود و داخل در خلسه در ردیف اعجاز کلام «شیخ الرئیس» است!

انتقاد ثانی را هم که از سوی یک دوست قدیمی از دوستانِ «شیخ الرئیس» مطرح شد را هم از انواع تفاوت سلیقه می توان به شمار آورد.

لیکن از همه مهمتر اینکه در یکی از برنامه های «پنجره رو به خانه ی پدری» میهمان و دوست «سیّد علیرضا نوری زاده» یعنی «محسن خاتمی» اشاره به بیان شیوا و آرام گونه ی شیخ الرئیس «سیروس آموزگار» کرد و گفت؛ «من از طرز بیان مشارٌالیه خیلی لذّت می برم و آرامش پیدا می کنم.»

ما هم از بیانات شیخ مُعمّر آموزگار (ماشاء الله) محظوظ می شویم به شرط آنکه ضدِّ (توحید و نبوّت و معاد) نباشد!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 اوّل   مهرماه  1395   22Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

خفه نشی «مسعود» با این همه چَرَند و پَرَند!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

خفه نشی «مسعود» با این همه چَرَند و پَرَند!

آنقدر از این دو برنامه ی اَخیر «مسعود اسداللّهی» یعنی « یکی بود و یکی نبود های » 24 و 31 شهریور ماه 1345 خورشیدی عصبانی شده بودم که قصد پاسخ‌گویی نداشتم !

لیکن با کمی فکر متوجّه شدم که ؛ درست است که طرح این مشکلات ، موذیانه است و مغرضانه ، ولی پاسخ به آنها شاید برای عدّه‌ای نجات‌بخش یا هدایتگر باشد!

خجالت دارد که یک مخلوق موحّد بگوید ؛ یک « ندانم چیزی » هست! برو به سراغ اسماء و صفات الهی تا همه چیز را بدانی و بفهمی! بدون مطالعه فکرکردن آدمی را دچار حماقت می‌کند ! در دنیای «جوشن کبیر» اسماء و صفات الهی را ببین و بخوان! خدایِ
«لا مکان» و «لا زمان» را به تصویر نتوان کشید! هر آنچه که دارای حدّ باشد خدا نیست!

کلیپِ آن شیخِ « اَخباری » را پخش کردی که ثابت کنی «روحانیین» با «عقل» بیگانه هستند ؟! اوّلاً آن شیخ « اخباری » بود و نه «اصولی» « اصولیون» با «عقل»هم سروکار دارند. لیکن « اَخباریون » می‌گویند برای پیروی از « شریعت» به «عقل» نیازی نیست . بلکه همان «نقل» کافی است. در واقع این یک نوع زرنگی است که مسئولیّت‌های شرعی بر گردن روایات بیفتد و اگر بخواهد از «عقل» استفاده کُنَد در آخرت پاسخ‌گو می‌شود! (انکار عقل نمی‌کند، بلکه می‌گوید جهت انجام احکام شرعیه همان وجود اَخبار صحیح کافیست! )

در مورد آن صحنه ی مراجعه ی حضرت ولی عصر روحی فداه به دَرِ آن خانه ، باید بگویم که یک مطلب خصوصیست و نوعی
بیدار باش است برای آن شخص و نباید در محافل عمومی مطرح شود! (مسخره کردنِ این وقایع سِرّی شاهد معتبریست که چرا نباید این وقایع خصوصی را انتقال داد! )

باز هم در مورد توالد و تناسل منظم و حساب شده ی موالید تمسخر کردی! لازم است که بگویم در « هندوئیزم » چند سالی است که به کمک محاسبات پیچیده ی کامپیوتری که با قراردادن سال و ماه و روز و ساعت تولّد فرد در جداولِ مخصوص، «چارت جیوتیشِ» مربوط به آن فرد را استخراج می‌کنند و در آن «چارت» موقعیّت این فرد در هستی از لحاظ مقامات و کم و کیف وجودی تا اندازه ی زیادی آشکار می‌شود ! (بنده «چارت جیوتیشِ» خود را استخراج کرده‌ام )

این مطلب خیلی پیچیده‌تر از آن بیانات ساده ی مطروحه در آن « کلیپ » توسط آن بانو است . زمان، مکان و طعام و ژنِ والدین و امواج محیطی، اِقلیم، فصول و طول عمر والدین و بسیاری از عوامل دیگر از جمله اعمال مادر در مدّت بارداری در شکل گیری «مولود» و تنظیم سرنوشت آن «جنین» مؤثّرند. لیکن اراده ی آن مولود جهت انجامِ تغییر و تحوّل مثبت یا منفی هم در اختیار اوست.

در مورد نرفتنِ ایرانیان دو تابعیتی به «ایران» گفتی که در ایران زندان می کنند! یادت رفت بگویی که به هنگام بازگشت هم آمریکایی‌ها برای این ایرانیِ دو تابعیتی مشکل ایجاد می‌کنند و راهش نمی‌دهند!

وقتی آن کلیپِ صیغه شدنِ آن زنِ جوان را پخش کردی و رگبار انتقادات ناخالص و پر از اشتباه را جاری کردی. متوجّه شدم که نیاز شدید به راهنمایی و موشکافی در این مسئله هست! (قبلاً گفته بودم که این عشق ها که از کمبودش می نالی، اکثراً دروغ است و نوعی خود دوستی است. نه دیگر دوستی! )

به راستی جهت کامل گویی در این مبحث نیاز به نگارش یک کتاب است لیکن نه تو وقت مقتضی داری و نه من! لذا به این مختصر اکتفا می‌کنیم، امید است مفید فایده اُفتَد.

« وقتی می‌گویم همه چیز در اختیار بانوان عزیز است ، باور کن ! یک مادر آگاه (اگر آگاه نیست کوشش کند تا آگاهی لازم را کم‌کم به دست آوَرَد ) از کودکی پسر و دختر خود را براساس استعدادهایشان آنچنان پرورش می‌دهد که اندک اندک تا قبل از رسیدن به سن ازدواج تمامی اطلاعات لازم را پیدا کنند . و در انتخاب همسرِ متناسب دختر و پسرش را آگاهانه یاری می‌کُنَد.

به پسرش یاد می‌دهد که دختر مردم (عروس خانم) را آزار ندهد و چگونه حقوق او را رعایت کند . و به دخترش هم یاد می‌دهد که چگونه از پَسِ عواطف و شوهر و فرزندانش به بهترین شیوه برآید. این مادر به شدّت با اصل لجبازی در زندگی و واکنش‌های کودکانه مخالفت می‌کند و به دختر و پسرش یاد می‌دهد که لجاجت نوعی حماقت است و بهانه‌جویی کار کودکانِ بد و بی‌ادب است نه همسرانِ بالغ و عاقل!

این همه از گُرده ی کامپیوتر کار می‌کشند. لیکن عقلشان نرسید که مختصات بیولوژیکی و روانیِ پسرها و دخترها را به خورد کامپیوترها بدهند و از نظر احساسی و بیولوژیکی زن و شوهرها برای هم متناسب باشند.

برخی از پسرها از همان کودکی دَلِه هستند. و این دلگی « شکم » در مورد « زیر شکم » هم امکان پذیر است! مادر آگاه یا براساس استفاده از آموزه‌های اخلاقی و تربیتی این اِشکال موجود در پسرش یا دخترش را برطرف می‌کند و یا به هنگام ازدواج همسری متناسب را برای او انتخاب می‌کند. ( گُرز خورندِ پهلوان! )  تا کم و کسری پیدا نشود و پسر به دلگی نَرَود.

یک مادر آگاه به دخترش یاد می‌دهد که چگونه رضایت همیشگی شوهرش را فراهم کند تا او به مانند کبوتر جَلد جهت رسیدن به آسایش سویِ خانه و کاشانه ی خود باز گردد.

و اگر به قول معروف سستی کردند و تشت رسوایی از بام افتاد . به جای مجادله و لج بازی و بی‌عقلی باید داهیانه عمل کنند و در این‌گونه موارد خداوند اجر صابر را محفوظ نگاه می‌دارد! (چه زن باشد و چه مرد )

تازه آن مردی که خریّت کرده و رفته « صیغه » کرده است، مسئولیّت‌پذیر بوده است ! یعنی نخواسته که با زنان نامطمئن رابطه برقرار کُنَد و عامل هرزگی را به همسرش منتقل کند که یک عامل « فوتون سوار » است و همسران را از راه راست بِدَر می‌کند! (از زن به مرد و از مرد به زن)

اوّلاً که زنِ داهی با شور عشق و محبّت بدترین مردها را هم رام می‌کند و زمینه ی افتادن مردش را در دام زنان دیگر به صفر می‌رساند ! (البتّه نه با خشونت بلکه با عشق و محبّت) در ثانی اگر چنین تشتی از بام افتاد عاقلانه آن است که آن زنِ دوم را بیاورد بر سر سفره و کنار خودش و بدین وسیله بر شوهر و آن زن احاطه پیدا کُنَد و کنترل اوضاع از داهیانه ترین کارهاست . خداوند هم برای چنین زنی اَجر و دستمزد بی‌شمار در نظر دارد .

البتّه این حرکتِ زنِ خداشناس است. اصولاً زنِ با حیا هیچ گاه نمی‌گوید که من هم می‌خواهم مثل این مرد بروم خریّت بِکُنم! چون خوب می‌داند که عفّت و عصمتش گوهریست گران‌بها. (او می‌داند که نسل خراب می‌شود . ) و اگر خداترس نباشد که می‌رود همان کاری‌ را می‌کند که خانم آلبالو یا گیلاس برای « مسعود جان » نوشته بود ، یعنی خیانت مضاعف و حرام‌زاده سازی!

بسیاری از این ناگواری ها براساس مدیریّتِ متمرکز مادر در خانواده می‌تواند پیشگیری شود . دولت‌های مسئول بهترین سرمایه‌گذاری‌ها را می‌توانند بر روی آگاه‌سازی مادران در خانواده همراه با پرداخت حقوق و مزایای مُکفی به ایشان به عمل آورند . (این بالاترین شغل در جامعه است. هم مادر است و هم معلّم هم قوّه قضائیه و هم مقنّنه و هم مجریّه و هم روانکاو و هم پزشک خانواده و هم . . . )

جامعه ی آگاه و بی‌عیب و نقص از دامان چنین مادرانی به وجود می‌آید ! هیچ گاه چنین مادران با عظمتی به دنبال هوس‌رانی و مقابله به مِثلِ ابلهانه نمی‌روند! بلکه عاقبت اندیش هستند و با مدیریت هوشمندانه ی خود شوهر و فرزندان خود و در نتیجه جامعه را از تمامی بلایا محفوظ نگاه می‌دارند .

در برخی از گروه‌های اجتماعی و قبیله‌ای و طایفه‌ای جمع‌آوری زنان بیوه یا بی شوهر یا دختران سالمند بی اِشکال است و زنان وارسته و شریف این دسته از بانوان بی‌سرپناه را حتّی به همراه یتیمان بر سر سفره ی خود گرد می‌آورند و معتقد هستند که علاوه بر تأمین امنیّت اجتماعی ، آخرت خود و خانواده را با درصدهای متفاوت آباد کرده اند.

با چنین حرکاتی هوشمندانه، بهشتِ چندین برابر زیر پای این همسران مبتکر و جامعه ساز خواهد بود. البته « ذات باری » فوج ملائکه را به یاری او خواهد فرستاد . (همان یک قدم ده قدم و ده قدم صد قدمِ معروف )

برخی از بانوان شریف نه تنها برای خود بهشت برین را تأمین می‌کنند، بلکه شوهر و فرزندان خود را هم از دام دوزخ رهانیده به بهشت می‌فرستند. و افسوس آنجا که عدّه‌ای از نسوانِ بازنده علاوه بر خود شوهر و فرزندان را هم به دوزخ می‌فرستند . و پس از مرگ زحمات فراوانی جهت تزکیه و پاکسازی ایشان برپا می‌شود تا پاک و پاکیزه شوند و در نهایت راهیِ بهشت شوند ! آیا به این همه سختی و زحمت و طول مدّتش می‌ارزد! ؟

در مورد آن موسیقی محزون که در اُپراه اجرا شد، ثابت کردی که درست گفته بودم ، هر شکلِ از موسیقی مانند عناصر
غیر متعارف بر روح و روان آدمی تأثیر دارد ! (خشونت ـ شهوت ـ مهربانی ـ . . . )

« داداش مسعود » آن صحنه ی اُپرا که نشان دادی موقّتی است. پس از دقایقی که پایان یافت ، نخود نخود هرکه رَوَد خانه ی خود! آش همان آش و کاسه همان کاسه !

هیچ‌کدام از آنان حاضر نیستند از منافع شخصی خود و ایضاً جانشان در راه اهداف الهی بگذرند! موسیقی نمی‌تواند جای دینِ
بر حق را بگیرد. ممکن است جای کلّاشی های دینی را آن هم موقّتی بگیرد، ولی جای هدایت ارسالی از ملکوت اَعلا را نمی تواند بگیرد!

مگر تو به تمامیِ معابد و مساجد و اَماکن مقدس در جهان سَرَک کشیده ای که حکم کلّی صادر می کنی؟! قرار نبود چاخان کنی! (وقتی گفتی مانند این چهره ها در هیچ عبادتگاهی پیدا نمی شود!)

«مسعود جان» با این تبلیغات وسیعی که در مورد امام زاده ها کردی یک پیشنهاد جدید می کنم! آیا فکر می کنی که بهتر آن بود که مثل آن «ینگه دنیا» در ایران هم «لاس وگاس» و «رِنو» می ساختند و ملّت را به سمت قمارخانه ها و کلوپ های شبانه ی «بکن و بریز» هدایت می کردند!؟»

(در تیتراژ «یکی بود یکی نبود» «چاتانوگا» را «کافه تریا» می نامی در حالی که «دانسینگ» بود!)

در برنامه ی دوم مورخ 31 شهریور ماه 1395 خورشیدی. ابتدا کردی به اشعار «وحشی بافقی» که حاکی از آن بود که؛ «آن جگر سوخته خسته از این دار بِرَفت»! وی در شک مُرده است. اگر بخواهیم نگوئیم، بی ایمان مُرده است!

خسته از این دار بِرَفت یعنی سرگردان و به یقین نرسیده! ای بنده ی خدا تازه بعد از مردن، دام دام ... داستان ها شروع می شود. خسته کسی می شود که سرگردان و مأیوس است و بی هدف! کسی هدف دار است که ایمان دارد و هدفش مقدّس و صحیح است. چنین شخصی خستگی ناپذیر می شود!

در مورد «هوشنگ پورنگ» هم به گفته ی خودت مُسلم نبود! چون وصیّت کرده بود جدش را بسوزانند و امکان تزکیه جسمانی پس از مرگش را دچار اختلال کرد. در واقع درد سر ملائکه را افزایش داده، عذاب این مرحله را برای خودش چند برابر کرده است!

باز هم از واژه ی مجعولِ «ندانم چیزی» استفاده کردی. چرا تا این اندازه باطن ظاهر می کنی؟! آدمِ عاقل و فرهیخته به
«خالق یکتا» می گوید؛ «ندانم چیزی»؟!

ازدواج در «قبرس» یعنی کانون تبهکاران بین الملل یک ترفند اقتصادی جهت جذب توریست و گسترش لامذهبی است. تو هم بدون جیره و مواجب مبلّغ آنان شدی!

کسی نمی تواند حدیث جعل کند! آن اسرائیلیات قرون پیشین را هم جمع آوری کرده اند. در ضمن لازم به ذکر است که، «آیا استفاده از واژه ی «حیوونی» یک نوع اهانت نیست؟!»

چرا می گویم که کسی نمی تواند حدیث جعل کند؟ چون «علم رجال» وجود دارد که سلسله ی رُوات را مشخص می کند و اگر در این سلسله ی راست گویان، شخصی باشد که سست باشد، روایتش را نمی پذیرند.

گویند، شخصی که نقل روایتش را معتبر می دانستند یعنی «ثِقِه» بود. در یکی از روزها دسته علفی را به یک دست گرفته بود و گوسفندی را از طریق فریب با آن علف ها می بَرد تا ذبح کُنَد! از فردای آن «صحنه» دیگر از او روایتی نپذیرفتند!

بسیار سخت است جعل روایت و در اغلب موارد توسط روشنگران فقیه، خاطی رسوا می شود. تو و همدستانِ هم داستانت فقط دائم ضربه بزنید! یکی به حریف 99 تا به خودتان و دوستانِ از همه جا بی خبرتان!

امیدوارم نسوان عزیز و محترم بتوانند به بهترین شیوه ی ممکن بر مبنای کسب آگاهی های لازم و ضروری در نجات خود و جوامع بشری نقش آفرین باشند. (انشاء الله)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 7   مهرماه  1395   28Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

چند کاسه در یک کاسه!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

چند کاسه در یک کاسه!

ــ «حسین جان حجازی» در تاریخ 23 شهریور ماه 1395 خورشیدی در تشریح واقعه ی دردناک «11 سپتامبر» که در برنامه ی «گلگشتِ» خود اجرا می کرد، اشاره به تعدادِ تلفاتِ آتشفشان های آن واقعه کرد! نفهمیدم که چرا ما در «ایران» به این
جان برکف های فداکار «آتش نشان» می گوئیم و در «امریکا» «آتشفشان»!

ــ در «برنامه ی شما و ایران فردا» مورخ 4 مهر ماه 1395 خورشیدی یکی از هم وطنان در تماس تلفنی خود به جای «4 آس» گفت؛ «4 خاج»! شاید هم این هم وطن تجاهل و تجاهر کرده باشد!

لیکن در مورد «فراماسون ها» «سیّد علیرضا نوری زاده» گفت؛ «پهلوی دوم»، «شریف امامی» را می فرستاد به داخل
لُژ فراماسونری که کسب خبر کُنَد!

اوّلاً پسر عمو جان، «پهلوی دوم» خودش از اعضای یک لُژ فراماسونری بود! در ثانی مگر هر کس آن طور که گفتی اگر هوس کند «فراماسون» شود، به داخل لُژها راهش می دهند؟!

فیلم «بورژوای کوچک» نمونه خوبیست.

ــ در «پنجره رو به خانه ی پدری» مورخ 8 مهر ماه 1395 خورشیدی «سیّد علیرضا نوری زاده» از «محمد رضا شاهید» دعوت کرد تا با هم گپی بزنند و ملّت تماشا کنند!

آنقدر از یک قصّاب لهستانی الاصل جنایتکار اسرائیلی تعریف و تمجید کردند، گویی فراموش کرده اند که این فتنه ی زمانه چه بر سر ریز و درشت این جهان آورده، می آورد؟!

آنگاه اصلاً سخنی از درگذشتِ یک 93 ساله ی هموطن به میان نیاوردند! بله از قرار معلوم با مرحوم «جمشید آموزگار» در یک مسیر نبودند؟! بلکه شاید هم در خصومت بوده اند؟!

«محمدرضا شاهید» هنوز در فضای 40 سال قبل سیر و سلوک می کُنَد! وی گفت: «چرا «یاسر عرفات» با اسلحه وارد
«سازمان ملل متّحد» شد؟» مگر ندیدی که همسر «یاسر عرفات» می گفت؛ یاسر عرفات را از طریق تشعشعات رادیو اکتیو
کشته اند!؟ عقلت به ظاهر نباشد به باطن قضایا توجّه کُن!

سپس «شاهید» اضافه کرد که؛ در «ایران» بیشتر از «فرانسه» مشروبات الکلی می نوشند! «سیّد علیرضا نوری زاده» بلافاصله گفت؛ «شک نکن شک نکن!

یا آمار فقر در ایرانتان دروغ است. یا آمار شراب نوشی ایرانیانتان! (شک نکُن!)

ناگهان شاهید جانِ نازنازی گفت؛ «من به خودم شک دارم ولی به وقایعِ سیاسی «اروپا» و «امریکا» شک ندارم»! سپس در شمارش ها 10 درصد را با 10 درصد در انتخابات ریاست جمهوری آتیِ فرانسه جمع زد و گفت می شود 12 درصد! از ابراز ارادت همسر ژاک شیراک ریاست جمهوری اَسبق فرانسه به همسر «پهلوی دوم» یاد کرد و آن را نوعی عزّت دانست!

«شاهید جان» وقتی خودت بیاناتت را مشکوک می کنی چگونه انتظار داری که مخاطبان برای گزارشات تو احترام و اعتبار قایل شوند؟!

همه اش تقصیر «علیرضا جان» است! نه ببخشید، تقصیر «آب شنگولی» است!

ــ در پنجره رو به خانه ی  پدری مورخ 9 مهر ماه 1395 خورشیدی «سیّد علیرضا نوری زاده» خبر فوت جمشید آموزگار را پخش کرد! (می خواستی بگذاری بعد از شب هفت) !

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 9   مهرماه  1395   30Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

دعا به درگاه «ذات یکتا» کردن و  بر خلاف میل «ذات یکتا» عمل کردن!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

دعا به درگاه «ذات یکتا» کردن و

بر خلاف میل «ذات یکتا» عمل کردن!

«مسعود اسد اللّهی» در برنامه ی «یکی بود یکی نبود» مورخ 7 مهر ماه 1395 خورشیدی در ابتدای برنامه عباراتی را به نمایش گذاشت که مملو از سفسطه بود. البتّه یک سال پیش از امروز پاسخ آن عبارات در این وبلاگ ذکر شده است.

بیانات آن شماتت کننده به نوعی خودزنی و نشان از عدم اطلاعات «هستی شناسیِ» اوست! یعنی نمی داند که وضع موجود ناشی از بی توجّهی ها و غفلت گروهی از پیشینیانِ مسلّط در آن زمان که با تأیید جاهلانِ امروزی طرفدار و با خیانتِ جانیانِ سیاسی
اَبَر قدرت آمیخته شده که از هر استعداد و امکانی جهت نابودی نیکی ها و پاکی ها و لجن مالی نوع بشر سوء استفاده می کنند.

گوینده ی آن عبارات از تو ساده تر و تو هم که آن را پخش کردی از آن ساده تر و فراکسیون مسلّط بر جریان شما هم در جهل مرکّب!

اگر می دانستی که چقدر در جهت اَمیال و اهداف دشمنان هم وطنانت و تمامی ادیان توحیدی و نیکی های نوع بشر گام
برمی داری و در حالِ نزدیک کردنِ «ایران» به همان تصاویر مخروبه های سوریه هستی خودت را در دَم می کشتی!

برنامه هایتان تیشه به ریشه ی اصالتِ انسانی می زند و خارج از هر دین و مذهبی اشاعه ی بی بند و باری و به جان هم انداختنِ سلیقه های موجود در ایران را پی گیری می کند. همگی به اسم دلسوزی و خیر خواهی انجام می شود! (دلسوزی جهت آتش افروزی!)

هزار بار گفته ام که برای نجات ملّت، کشور و جهان لازم است که پایه های اعتقادی مردم را خالص و مستحکم کرد، و حال آنکه نتیجه ی فعّالیت های شما ایجاد آگاهی سالم نیست، بلکه تخریب اندیشه و اراده ی افراد است!

به گفته ی «مسعود جان» دِلش به حال آن هنرپیشه که در مورد جنگِ سوریه اظهار نظر کرده بود سوخت!

«مسعود جان» خطاب به این هنرپیشه گفت که؛ حرف نزن ساکت باش تو صلاحیت حرف زدن نداری!

سپس نوبت به «شجریانِ» خواننده رسید. وی گفت؛ «من مواظب هستم که برخلاف میل مردم حرف نزنم! و کاری نکنم! مردم ما باهوش هستند و کوچکترین اشتباه را درک می کنند!»

خوب «مسعود جان» چرا به «شجریان» نمی گویی که؛ لطفا حرف نزن و ساکت باش، چون ضایع کردی! با این غلط گوییِ خودت، خرابکاری کردی!

«مسعود جان» زورت به آن هنرپیشه می رسد؟! خیلی خوب. پس بهتر است که بگوئیم که همگان ساکت شوند!

چون «سیّد علیرضا نوری زاده» و «مسعود اسد اللّهی» و باند سازمان داده شده ی آنان هستند که به جای همه ی «ملّت ایران» سخن بگویند! (یقین عیب و هنرشان هم نهفته می ماند!)

دعا می کنید برای سلامتی «شجریان» به درگاه «لم یزلی» ولی دائم با خواسته های «ذات باری» ستیز می کنید! این چه تناقضی است؟!

دعا می کنید برای سلامتی کسی که می گوید؛ جای صدای زنان در موسیقی ما خالی است! زنان باید بخوانند تا دیگران کیف کنند! چگونه به درگاه الهی دعا می کنید و حال آنکه با اراده ی «لم یزلی» در جدال هستید؟!

روند آواز خانی بانوان را قبلاً گفته ام؛

خوانندگی ساده در ابتدا – شهرت – عقد قرارداد با برنامه ساز و مدیر برنامه – اعتراض مدیر برنامه به حجاب زنِ خواننده –
لباس ها اندک اندک کم می شود! – اعتراض مدیر برنامه جهت کاهش در آمد! در نتیجه رقص و حرکات جالب در برنامه گنجانده
می شود و در انتها می شود آنچه که زنان خواننده در غرب شده اند و هستند!

این داستان ها همگی به مانندِ خَر چرانی است! و مزد خَر چرانی هم خَر سواریست!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 8   مهرماه  1395   29Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

پاسخ «اقلیّت را فدای اکثریّت نکنیم»    نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

پاسخ «اقلیّت را فدای اکثریّت نکنیم»  

نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

پس از سلام و عرض ارادت و آرزوی سلامتی برای استاد «علیزاده طوسی»

و درخواست آمرزش برای «اِسپینوزا» فیلسوف هلندی قرن هفدهم میلادی که موجب نگارش این مطلب توسط استاد عزیز شد.

در بخشی از برنامه ی 516 استاد عزیز مرقوم فرمودند که؛ «درد دل می کنم. از شما می پرسم: در این دویست، سیصد هزار سالی که از ظهور نوع انسان امروزی، یا به اصطلاحِ اهل علم «هوموساپی ینز» (homo sapiens) به معنی «انسانِ بخرَد» می گذرد، همه ی اختراعات و اکتشافات را «اقلیّت» بسیار کم جامعه ها کرده است، یا «اکثریّت» بسیار زیاد جامعه ها؟ در همه ی جامعه ها
فیلسوف ها، دانشمندها، نویسنده ها، شاعرها، هنرمندها، آهنگسازها، نقّاش ها، مجسّمه سازها، معمارها، مهندس ها، پزشک ها، استادهای دانشگاه، پژوهشگرها و به طور کلّی تمدّن سازها و فرهنگ پردازها، از «اقلیّت» بسیار کم جامعه ها بوده اند، یا از «اکثریّت» بسیار زیاد جامعه ها؟

اوّلاً تا آنجا که به یاد دارم استاد عزیز در مورد رعایت صنایع لفظی و ادبی مبادی آداب بوده اند. چرا در مورد جمعِ جانداران از «ها» به جای «الف و نون» استفاده می کنند؟ مثل: «فیلسوف ها» به جای «فیلسوفان» یا «معمارها» به جای «معماران».

در ثانی قطعاً استاد عزیز به خاطر دارند و معتقد هم هستند که، آن اقلیّت همه چیز فهمِ و دلسوزِ مخترع و مکتشف علی الدّوام جهت ادامه حیات و انجام افعال عدیده ی زندگی، نیازمندِ توانمندی هایِ در کارِ آن اکثریّت نامشهور بوده، هستند! پس بدون استفاده از نظم زنجیره ای موجود در جوامع بزرگ و کوچک، اِمکانِ هر گونه عملیّات برای آن اقلیّتِ با استعدادِ ویژه و سرنوشت ساز فراهم نمی شد!

ثالثاً، وقتی در ادامه استاد عزیز، سخن از ایجاد و گسترش آلودگی محیط زیست توسط جنونِ زیاده خواهان قدرتمند حاکم بر اقتصاد جهان به میان آوردند، مشخص شد که گروه سومی هم در این مبحث وجود دارد که به صورت ظاهر و ایضاً باطن بر هر دو گروه قبلی مسلّط و چیره هستند! (آیا استفاده از «جوامع» به جای «جامعه ها» زیباتر نیست؟)

حال می رسیم به سراغ ر أی کاغذیِ اکثریّت فریب خورده در دموکراسی های قلّابیِ مولودِ نیرنگ بازانِ سیاسیِ تاریخِ سیاست!

استاد عزیز در انتهای نامه ی 516 مرقوم فرمودند که؛

«درد دل می کنم. از شما می پرسم: این اکثریتی که بدون اعتناء به فکر و بصیرتِ برپا نگهدارندگانِ تمدّن و فرهنگ بشری، رأی کاغذی خودشان را به صندوقهای عوام فریبی بازیگرانِ بازار سیاست می اندازند، کی و چطور خواهند فهمید که «مردم سالاری» یا «دموکراسی» تسلّط و حکومت «شکلِ مار کِش»ها بر «کلمه ی مار نویس»ها نیست.

اگر شیطانِ سیاست با سوء استفاده از زور عددی و جمعیِ «اکثریّت ناآگاه» بخواهد همیشه «اقلیّت آگاه» را در فکر و عمل از آزادی محروم نگهدارد، این «همیشه» در آشفتگی و آشوب از «همیشگی» خواهد افتاد و «فاجعه» که بیاید، چون از طبیعت و تاریخ فرمان می برد، اکثریّت و اقلیّت سرش نخواهد شد. اگر جوینده ی حقیقت در راه خداییم، بیاییم زور بازو را بر زور فکر حاکم نکنیم و در آرامش، سرای تمدّن را به آشوبگاه وحش تبدیل نکنیم.»

در ضمیر پنهانِ این رأی ریزی و رأی گیری سلطه ی «شیاطین سیاست» یا همان «ارباب قدرت سلطه» ملحوظ است. حال بفرمائید که «اکثریّت» و «اقلیّت» در اینجا چکاره هستند؟! البتّه به اَشکالی متفاوت بلکه در برخی موارد متضاد، دلّال مظلمه می شوند!

چگونه جوینده ی حقیقت در راه خدا، هنوز فکر می کند که در اغلب موارد انتخاباتی در این دموکراسی قلّابی زور بازو بر زور فکر حاکم می شود؟! و حال آنکه دانستیم در نهایت حاکمیّتِ «شیاطین سیاست» از طریق جهل و ناتوانی عمومی امیال خود را به پیش می برد. این جوینده ی حقیقت در راه «خدا» هرگز بُروز فاجعه را ناشی از فرمانِ طبیعت و تاریخ نمی داند، بلکه نتیجه ی تأدیب الهی خواهد دانست!

استاد عزیز در انتهای نامه آورده اند که؛ «و در آرامش، سرای تمدّن را به آشوبگاهِ وحش تبدیل نکنیم» کدام آرامش؟
کدام تمدّن؟ «آشوبگاه وحش» مدّتهاست که برپاست!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 8   مهرماه  1395   29Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

در پاسخ به 2 «پرده ی آخر»

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

در پاسخ به 2 «پرده ی آخر»

ــ در «پرده ی آخر» از «صفحه ی آخر» مورخ 26 شهریور ماه 1395 خورشیدی، «مهدی فلاحتی» از «شیخ ماندگاری» کلیپی را پخش کرد که دوستیِ اینترنتی «زن و مرد» یا «دختر و پسرِ» نامحرم را اکیداً حرام دانست!

اوّلاً که حکم حرام و حلال برای مسلمانِ متشرّع، مسموع است. یعنی آنان که به دنبالِ طلب فتوی هستند تا اجرا کنند. در ثانی آنان که عقلشان به این مراتب نمی رسد، چوب صدمات اینترنتی را به اَشکال متعدّد خورده، می خورند!

ــ در «پرده ی آخر» از «صفحه ی آخر» ثانی مورخ 2 مهر ماه 1395 خورشیدی که در آن منبریِ مربوط به یک روایت اشاره کرد که، کدبانوی خانه دار در مقابلِ درخواستِ هم بستریِ همسرش کوتاهی کند و به درخواست های مکرّر او اهمیّت ندهد تا آن شوهر به خواب رَود. منبری مذکور یک چنین زنی را مورد سرزنش شدید قرار داد!

ما در قرن 21 میلادی زندگی می کنیم و لازم و واجب است تا سیر استکمالی تحوّلات زیستی و اجتماعی را در امر به معروف و
نهی از منکر هایمان لحاظ کنیم. یعنی لازم است تا آگاهی های ضروری را به زوج های مزدوج انتقال دهیم.

یک شوهر باید بداند که پس از هضم ثانی در کَبِد می تواند با همسر خود هم بستر شود تا از آسیب های قطعی و احتمالیِ بیولوژیکی در امان بماند. استراحت و اندکی خواب قبل از جماع ضروریست تا مرد و زن ریلکس شوند. پس در جماع با شکم پُر و استراحت نکرده، آسیب های وارده بر مرد بیشتر از زن قطعی است.

البتّه در اوّلین فرصت آن زنِ وظیفه شناس، آگاه و متّقی جبران مافات خواهد کرد. (انشاء الله)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 8   مهرماه  1395   29Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

فاطمه علیها السلام مظلومه ای بی همتا

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

فاطمه علیها السلام مظلومه ای بی همتا

رهـرو  راه  مـقـتـدا  کشتند                            پاره ی جان مصطفی کشتند

مـادر  یـازده  امـام  هُمـام                              فاطمه زوج مرتضی کشتند

دختری پاک  از سرای بهشت                                اُمّ بابا در این سرا کشتند

مهبـط وحـی در وفـات  پـدر                                  ز حَسَد بر سر جفا کشتند

حامیِ  حقّ  شیعیان  و  علیّ(علیه السّلام)                      دُختِ پیغمبر خدا کشتند

بطن او را شکست ظلم عدو                              مُحسِنش را به بینوا کشتند

روح او شافی تمامی ماست                                   ز چه رو مادر وفا کشتند

مقتدای  زنـانِ هـر دو  سـرای                                  غیرت الله در لقاء کشتند

         حفظ دین نبی ز صبر علی ست                              ور نه اسطوره ی صفا کشتند  «خائب»

«سیّد علیرضا نوری زاده» مظلومیّت «اُمُّ اَبیها» علیها السّلام را با سایر مادران مصیبت دیده ی دیگر مقایسه کرد و به ناحق عباراتی را بر زبان جاری ساخت!

اوّل اینکه بی انصاف و ظالم است آن کسی که احترام مادرش را نگاهبان نباشد!

در ثانی، چگونه این سیّد از مقامات «تکوینی» و «کون و مکانیِ» مادرش با خبر نیست؟!

تمامی معصومین علیهم السّلام در اداره ی امور خلایق از جمله انسان ها از ابتدای خلقت تا وقت معلوم در خدمت «ذات باری» بوده، هستند. و تولّد ظاهری ایشان در این جهان دخالتی در این امر نداشته است1 ایشان کانال های رحمت الهی به مخلوقات حق هستند. نه فقط انسان ها و نه فقط مسلمانان.

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 7   مهرماه  1395   28Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

مظلومی در زیر نقاب ظالم!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

مظلومی در زیر نقاب ظالم!

تا قبل از اوّل مهرماه 1395 خورشیدی که شاهد سخنرانیِ « نتانیاهو » نخست‌وزیر سرسخت «اسرائیل» در «مجمع عمومی سازمان ملل متّحد» بودم ، همیشه او را چهره‌ای بی‌رحم و سنگدل و سفّاک می‌دانستم.

لیکن این سخنرانی برایم ثابت کرد که او هم به مانند اغلب بازیگران روی صحنه ی سیاست بالاجبار از نقاب ظالم استفاده می‌کند!

سخنرانی مملو از تهدید و تحقیر در مجمع عمومی سازمان ملل متّحد به تمامی نمایندگان عضو «مجمع عمومی » به خاطر مصوّبات قطعنامه‌های بی‌اثر دایر بر محکومیّت «اسرائیل» و سیرک مسخره خواندنِ «یونسکو » و طلبکار شدن از همه ی کشورها باستثنای «ایالات متّحده آمریکا » ! (چون باج 38 میلیارد دلاری و غیره را ستانده بود!) همگی حکایت از وجود یک بحران فزاینده ی خطرناک در اوضاع اقتصادی و اجتماعی «اسرائیل» داشت !

او ادّعا کرد که «اسرائیل» ورزیده ترین سرویس اطلاعاتی جهان را دارد و اغلب کشورها برای بقای حاکمیّت خود در کشورهای متبوعشان به کمک این سرویس‌های اسرائیلی نیاز دارند! ( نوعی تهدید زیرکانه! )

وی گفت ؛ « « سازمان ملل » «اسرائیل » را محکوم می‌کند ولی «آمریکا» از «اسرائیل» حمایت می‌کند ! »

سپس اضافه کرد که ؛ « راه صلح از «بیت‌المقدّس» و « رام‌الله » می‌گذرد نه از « نیویورک » ! »

استفاده از نام «علی» برای پسر بچّه ی فلسطینیِ مطرح در مثال فرضی «نتانیاهو» که دائم تعلیمات تروریستی می‌بیند . بار دیگر کینه ی یهودیان را نسبت به وجود مقدس امیرالمومنین «علی» علیه السلام نشان داد !

معمولاً روش یهودیان در سطح کشورهای عدیده‌ی جهان جهت دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده ی آنان آغشته به
خالی بندی و تهدید و تطمیع و تحقیر است. همان شیوه‌ای که «نتانیاهو» در اوّل مهرماه 1395 خورشیدی در صحن «مجمع عمومی سازمان ملل متّحد» به اجرا درآورد !

از این بیانات «نتانیاهو» متوجّه می‌شویم که؛ «اسرائیل»  دچار بحران شدید اقتصادیست و با به رُخ کشیدنِ سرویس اطلاعاتی خود تحت عنوان برترین سرویس اطلاعاتی و امنیّتی جهان قصد دارد تا این کالای خود را به سایرین بفروشد و با یک تیر دو نشان بزند و در واقع بیش از پیش در امور کشورهای مختلف جهان صاحب نفوذ شود ! تنها ساده‌لوحانی چون « پهلوی دوم » اجازه ی دخالت سرویس‌های اطلاعاتی « اسرائیل» در امور کشورشان را می‌دهند ! با گذشت 38 سال از « انقلاب اسلامی ایران » آثار سوء حضورِ پرسنلِ اطلاعاتی « موساد » در « ایرانِ » قبل از انقلاب ملموس است !

استیصال و تحت فشار بودنِ وی از سوی «صهیونیست‌های» تمامیّت خواه که «نتانیاهو» را به جان همه انداخته‌اند ، کاملاً مشهود بود .

دیگر نخست وزیر یک کشور ورشکسته که در آستانه ی جنگ داخلی مابین مذهبیون و منطقیونِ یهودی قرار گرفته است ، افتخاری ندارد !

«نتانیاهو » مدّعیِ وجود کامل‌ترین « دموکراسی » در « اسرائیل » است . لیکن خودش قادر نیست که بدون اجازه افراطیّون «صهیونیست» آب بخورد !

در یک لحظه چشمم را به صحنه ی مجمع عمومی سازمان ملل متّحد انداختم و با کمال تعجّب متوجّه شدم که عدّه‌ی کثیر از نمایندگان کشورهای مختلف جهان صندلی‌های خود را ترک کرده بودند!     

حال باید دید که مفهوم بیت زیر شامل حال کدامیک از دو خصم قدیمیِ بیت المقدّس خواهد شد. شاید هم شامل حال هردو پس از مصالحه شود. (انشاءالله)                در ناامیدی بسی امید است                   پایان شب سیه سپید است

                                                                                                                                                                  نظامی گنجوی

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 2   مهرماه  1395   23Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

کور، کور را می جوید، آب گودال را!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

کور، کور را می جوید، آب گودال را!

در برنامه صبحگاهی رادیو bbc به تاریخ اوّل مهر ماه 1395 خورشیدی پیام تلفنی یک هم وطنِ اروپا نشین پخش شد.

وی گفت؛ «مسابقه ی فوتبالِ «استقلال» و «پرسپولیس» را مشاهده می کردم. متوجّه شدم که در گذشته اسامی بازیکنان «اسلامی» بود، ولی اکنون همه ی اسامی غیر اسلامیست! حتی در «اروپا»  هم کسی دیگر اسم اسلامی برای فرزندانش نمی گذارد!»

سپس این پیام گذار اضافه کرد که؛ «اینها چه کردند با «مردم»؟ چه کردند با «اسلامشان»؟!»

در پاسخ به این هم وطنِ سرگشته و مهجور (وَ نَه محجور) باید بگویم که؛

اوّلاً به واسطه استفاده از واژه ی «اسلامشان» معلوم شد که این هم وطن «مسلمان» نیست! پس دلسوز «اسلام» هم نیست! دوم اینکه، در گذشته نامگذاری ها بیشتر شعاری بود و امروزه شعوری شده است. یعنی اگر امروزه کسی نام اسلامی بر فرزندانش قرار دهد، حُکماً شعوریست. لیکن آنان که نام غیر اسلامی بر فرزندانشان می گذارند در واقع کارشان واکنشی است. در آستانه
تحریک پذیری خویش چنین تصمیم گرفته اند. دَوامی نخواهد داشت چون پشتوانه ی مستحکمی ندارد!

یعنی در آن «اروپای» مُدّعیِ پر از فهم و شعور، این هم وطن درک نکرده است شیطنتِ مستکبران را؟! و پوست خربزه ای را که زیر پای ایرانیان و سایر دُوَلِ اسلامی افکنده اند را مشاهده نمی کند؟!

البتّه منکر خطای گروه هایی از مسلمین نیستیم. چه آن عدّه ای از ایشان که «بی شعور های باشرف» باشند و عدّه ای دیگر که «باشعور های بی شرف»! لیکن «ذات لم یزلی» «باشعور های باشرف» از مسلمین را بر تمامی جریانات حقّ و باطل مسلّط خواهد فرمود. (انشاء الله)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 اوّل   مهرماه  1395   22Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

سرطانِ حنجره!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

سرطانِ حنجره!

« سیّد علیرضا نوری زاده » وقتی می گوید؛ «جهنم در درون ماست.» باید متوجّه باشد که جهنّمش برپا شده و دیگر مشکل
حنجره اش را نمی تواند بر گردنِ میکروفن و غیره بگذارد.

صد بار گفتم که این فتنه های کلامی «نوری زاده» به رفتگان و نسل های نازنازی آتی او صدمه می زند. باز هم دست برنمی دارد! به سیم آخر زده است. چون وقت حیات دنیوی او رو به پایان است. قصد دارد که حتی المقدور دیگران را هم با خود به جهنّم بَرَد! تو را به مرحوم «حلبی» چکار؟! هیچ گاه مرحوم «حلبی» به جنایت فرمان نداده است! به هر مُرده و زنده ای افتراء می بندی و اصلاً فکر مُردن را نمی کنی؟!

یک مفلوک عوضی که پول به حساب «ایران فردا» می ریزد تو را تهدید می کند که به میل وی واکنش نشان دهی!

آن وقت می گویی؛ من آنم که رستم بُوَد پهلوان! مرگت نزدیک است به جای «توبه» آتش را گسترده تر می کنی؟!

«پاپ» را هم «صهیونیست ها» مجبور کرده اند که این حرف ها را بزند چون قصد بلوای جهانی دارند یعنی تمام ادیان توحیدی از میان بروند!

به جای آزادگی مزدوری پیشه کردی و آخرت خود را به آتش کشیدی!

امیدوارم بیش ااز این فرصت آتش افروزی پیدا نکنی!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 اوّل   مهرماه  1395   22Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

پاسخ « ای پدر ما که در آسمانی »    نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                      

پاسخ « ای پدر ما که در آسمانی »  

نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

پس از سلام و آرزوی سلامتی جهت استاد «علیزاده طوسی»

در مورد نامه 515 از لندن به قلم استاد «علیزاده طوسی» لازم است که با حواس جمع و گام به گام به پیش رویم.

استاد عزیز در ابتدای نامه از «خدای بالای سر» یا همان «خدای مستقر در عرش» مطالبی را مورد اشاره قرار دادند. و اینکه مسیحیان جهان هم مانند مسلمانان معتقد هستند که «خدا همه جا هست» . لیکن در دعاهایشان می گویند؛ «ای پدر ما که در آسمانی»! «نام تو مقدّس باد!» که البتّه منظورشان از پدر، «خدا»ست. و منظورشان از آسمان «عرش».

در زیر نویس تصویر جمجمه ی انسان نوشته شده است که؛

( «عقل» می گوید فقط «مغز» انسان است که مرکز همه ی آگاهی های انسان از خود و بیرون از خود است. حیات خود را مدیون «قلب» خود هستیم، امّا انسانیّت خود را فقط مدیون «مغز» هستیم که در گنبد سر قرار دارد.)

بیان «عقل» بدون قرینه یا قرینه های اِثباتی نمی تواند در آدمی ایجاد یقین کند! لذا لازم است تا به تمامی اکتشافات و اعلانات بشری در تمامی فرهنگ ها و عقاید مطروحه در تمدّن بشری توجّه کنیم.

چون در حیطه ی اقوالِ منتشره از ادیان توحیدی به بحث و بررسی اشتغال داریم. لذا لازم است که تفاوت شیوه ی ادراکات آدمی قبل و بعد از موت را مورد توجّه قرار دهیم.

عدم وجود «مغز» در «عالَمِ باقی» قطعی است. لذا لارم است تا کلیه مطالب ادراکی بشر از طریق یا طُرُق دیگری محقّق شود که همانا بهره مندی از تواناییهای شگفت انگیز «روح» آدمی است.

اینکه «حیات خود را مدیون «قلب» خود هستیم و انسانیت خود را مدیون «مغز» که در گنبد سر قرار دارد. »

یک بیان متّکی به علوم بیولوژیکی است! این «قلب» آن «قلبی» نیست که عُرفا بدان اشاره دارند!

یادمان باشد که در عالم هستی « عقولِ مجرّده » موجودیّت دارند که همانا وجود «ملائکه» است. در این روند از «مغزی» به شکل سلول‌های خاکستری خبری نیست !

«عقل» دارای مراتبی در هستی است . فقط یک درجه از آن ، موجب فضولی در دستیابی آدمی به « عشق الهی » و تکامل ایمانی و تحصیل « یقین » و رستگاری است . از این مرتبه ی عقلی که سالک عبور کُنَد. در مراتب بالاتر « عقلِ » استکمالی یار و مدد کار «عشق» در هدایت آدمی خواهد شد . در متن نامه استاد عزیز مرقوم فرمودند که ؛

(«عقل» می‌گوید فقط « مغز » انسان است که مرکز همه ی آگاهی‌های انسان از خود و بیرون از خود است . در وجود بیدار و آگاه انسان هیچ چیز نیست که با «اندیشه» یا « خیال » که مرکز دریافت آن « مغز » انسان است ، در ذهن او پیدا نشده باشد. فقط در مورد جانور های دیگر، که از قوّه ی «تفکّر» و «تعقّل» برخوردار نشده اند، می توانیم بگوئیم که به جای «عقل»، مجموعه ی
«غریزه» های طبیعی راهنمای آنهاست، که راهنمایی است بی فکر و بی خطا و بی گناه در حیات طبیعی همه ی جانور ها، از جمله انسان، و ... )

همانطور که قبلا معروض شد. بیان «عقل» بدون قرینه های اِثباتی، «یقین» آور نیست. مگر تمامی انسان ها به یک اندازه از بیداری و آگاهی بهره مند هستند که استاد عزیز حکم کلّی صادر فرمودند که؛ «در این وجود بیدار و آگاه انسان هیچ چیز نیست که با «اندیشه» یا «خیال» که مرکز دریافت آن «مغز» انسان است، در ذهن او پیدا نشده باشد.»!

بسیاری از آدمیان، غریزی عمل می کنند! به یقین، استادِ عزیز این موارد را از برای «انسانِ کلّی» تبیین فرموده اند!

در این جملات استاد فرمودند که؛ «فقط در مورد جانور های دیگر، که از قوّه ی «تفکّر» و «تعقّل» برخوردار نشده اند، می توانیم بگوییم که به جای «عقل»، مجموعه ی «غریزه» های طبیعی راهنمای آن هاست، که راهنمایی است بی فکر و بی خطا و بی گناه در حیات طبیعیِ همه ی جانور ها از جمله انسان و ...»

راهنمایی که بدون فکر نمی شود؟! پس در پشت غرایز فکرِ حمایت کننده ی دیگری وجود دارد و در «هستی» آن هم در سطح غرایز ضعف و خطا هم وجود دارد و به چشم می خورد. چون از مراتبِ کمالیه نیست. بی گناهی هم در این مرتبه از «هستی» معنا ندارد! (یعنی لازم نیست)

حال می رسیم به این مطلب که ؛ در ابتدای جمله، مرجعِ مطالب «جانور های دیگر» بود و در انتهای آن «از جمله انسان» و
سه نقطه آورده شده است!

قرار بود که «انسان» مستثنی شود و آن سه نقطه، یقین مربوط به موجوداتِ «ذوی العقول» دیگری است. که به واسطه وجود تکلیف برای ایشان قطعاً با جانور های متّکی به غریزه متفاوت خواهند بود!

در پاراگراف آخر استاد فرمودند که؛

«و شاید روا باشد که «دل» یا «قلب» را کانون غریزه های ذهنی شده ی «جانوری» بدانیم، و آن را با «عقل» که منحصراً «انسانی» و متعالی است، به مقایسه نگیریم و فاصله ی خود و خدا را، که هرگز از عرش تا زمین نبوده است، از میان برداریم، و به جای
«خدای بالا سر»، جواب گوی «خدای توی سر» باشیم تا «انسانیّت» را به کمال برسانیم.»

به هرحال «قلبِ» مورد نظر عُرفا با این «قلبِ» کانون غریزه ها متفاوت است. لیکن این «غریزه های ذهنی شده ی جانوری»
چه صیغه ایست؟! ابداع جدید است؟ هر چه باشد مربوط به عالَمِ خیال است و یک پدیده ی ذهنی است!

فاصله ی میان خدا و افراد تابعِ شیوه ی اطاعتِ افراد از خالقِ یکتاست. برخی بسیار دور و عدّه ای مصداقِ این سعادت
« نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » هستند. (من از رگ های گردن به تو نزدیکترم)

«خدای بالای سر» و «خدای توی سر» یکی است مگر آنکه «خدای توی سر» ساختگی باشد! ما باید توحیدی بیاندیشیم. در این شکل از تفکّرِ سالم و صحیح است که می توانیم به کمال برسیم. (عبد الله شویم)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 30   شهریورماه  1395   20Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

اعتراف به شِرک!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

اعتراف به شِرک!

«اوباما» در انتهای سخنانش که در «مجمع عمومی سازمان ملل متّحد» برای آخرین بار در دوره ی ریاست جمهوریش به تاریخ
30 شهریور ماه 1395 خورشیدی بیان کرد گفت؛

«همه ی ما می توانیم شریک خدا باشیم»!

چه خوب و چه جالب. استکبار نقاب از چهره اش بر می دارد!

و بدینسان شِرک خفی در کلام نماینده ی «مستکبران» آشکار می شود!

اینها خودشان را شریک خدایشان «عزازیل» می دانند و به فرمان «صهیونیسم بین الملل» در سطح جهان کشتار می کنند و ابلهان را هم با خود همراه ساخته تا به گرداب فنا ببرند!

تنها شراکت شما با «ابلیس لعین» است که جلوه گری کرده است!

بیچاره «اوباما» که سَبُک بار آمد و با انبوهی از کوله بار معصیت رفت! و از او بیچاره تر نفر بعدیست!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 30   شهریورماه  1395   20Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

 

«اوتانازی» در «نوبت شما»

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

«اوتانازی» در «نوبت شما»

به تاریخ 29 شهریور ماه 1395 خورشیدی در برنامه ی «نوبت شما» از bbc فارسی پیرامون داستانِ «اوتانازی» یا همان خودکشی یا اعدامِ مریض لاعلاج، مطالبی مطرح شد که اعجاب انگیز بود.

در این اظهار نظر های ریز و دُرشت هر نظر غلط و خام و ناشیانه ای مطرح شد به جز اعلام فرمانِ «لم یزلی»!

یعنی اِنگار نه اِنگار که خالقی هست و در چنین شرایط سختی راه را از چاه نمایان ساخته است. این بیگانگی از «حق تعالی» برای افراد بیگانه گران تمام خواهد شد! و خود کرده را تدبیر نیست!

پزشکان که از همه ریلکس تر بودند و متأسّفانه مشخّص شد که در معادلات درمانی ایشان توجّه به توحید صفر است!
(خلایق هر چه لایق)

بیمارِ لاعلاج از دید الهی لازم است تا صبور باشد که در این روند علاوه بر او اطرافیان وی هم تزکیه شوند یا مقام یابند و رشد کنند. این اصل را هرگز از یاد نبرید که تمام زجر و شکنجه های عدیده در این جهان اعمّ از جاهلانه یا عالمانه، احمقانه یا داهیانه همگی در وضعیّت حیات اُخروی افراد مؤثّر است و ما تکلیفمان استقامت است.

حتی در آن گونه موارد که هزینه ی درمان و نگهداری بیمار سنگین است. حمایت خیّرین و دولت های مسؤول می تواند اثرات حکیمانه و سرنوشت سازی را به وجود آوَرد.

آیا بی اعتقادی به جهان باقی و روز حساب نوعی گمراهی نیست؟ و بر حیات دنیوی تأثیر گذار نیست؟ اگر افراد ستمگر نباشند دریافت حقایق «هستی» آسان می شود. تمامی اطلاعات لازم در ضمیر ناخود آگاه هر کس موجود است. «ضمیر ناخود آگاه» علّامه ی درون است.

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت                    به غمزه مسئله آموز صد مدرّس شد

تمامی اِعوِجاج ها و سرگردانی های گروهی از بنی آدم که بسیار کثیر هم شده اند مربوط به حوزه ی ظلمِ به خود و دیگران است!

راه مشخّص است و تکلیفمان روشن! حق نداریم که اراده ی خود را بر اراده ی الهی ترجیح دهیم. ما باید در جهت اجرای اوامر حق کوشش کنیم و اَجر و مقام یابیم یا اگر بار سنگینی داشته باشیم، به واسطه ی این اطاعت از «ربّ جلیل» آن بار سنگین را از دوشمان بردارند و راحت شویم.

بر فرض مثال: اگر بیمار لاعلاجی را قبل از تزکیه محکوم به «اوتانازی» کنیم. او را بدون سبک شدن به جهان باقی فرستاده ایم و جایگاه نیکوی او در آن جهان را خدشه دار ساخته ایم! و در عین حال فاعلین چنین عمل کافرانه ای موقعیّت نیکوی این جهانی و آن جهانیِ خود را به خطر انداخته اند! پس حواس جمع باشیم!

به جای اینکه بگوئیم؛ «مواظب خودت باش» باید بگوئیم؛ «خدا حافظت باشد.» لیکن حواست را جمع کن. (ما بدون مدد الهی هیچ هستیم!)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 30   شهریورماه  1395   20Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

غدیر یعنی آل عبا

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

غدیر یعنی آل عبا

در حقیقت پیامبر اکرم «محمّد بن عبد الله» صلّی الله علیه و آله وسلّم حقّانیت «آل عبا» ( پنج تن ) را پس از تأیید
«علی بن ابیطالب» علیه السّلام در «غدیر خم» آشکار ساختند. و اینکه امامت با سعادت اولاد «علی بن ابیطالب» علیه السّلام ضامن تأمین سعادت بشر تا اَبد خواهد بود (انشاء الله)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 30   شهریورماه  1395   20Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

سخنی واجب و مستحکم با «معصومه جانِ علی نژاد»

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                      

سخنی واجب و مستحکم با «معصومه جانِ علی نژاد»

در برنامه ی «به عبارت دیگر » مورخ 23 شهریور ماه 1395 خورشیدی از bbc فارسی ، « عنایت فانی » با « معصومه علی‌نژاد » به مصاحبه نشست .

به دنبال مشاهده ی این برنامه قصد و جهد کردم تا هم از برای این دختر عزیزم که اهداف متعدّد دارد و در تلاش است تا آن اهداف را محقّق کند و هم از برای طرفدارانِ وی و سایر نسوان محترم در « ایران» و «جهان» به روشنگری پردازم.

دخترم، «معصومه» من خیلی بیشتر از آنچه که تو در ذهن خود بتوانی تصوّر کنی، در جهت احقاق حقوق طبقه ی نسوان مطالعه، تحقیق و اقدام کرده ام. به لطف «ذات حق » راه صحیح برایم مفتوح شده و ایمان دارم که به سرمنزل مقصود خواهیم رسید.

مبارزات تو دو وجهی است. یک وجه آن سیاسیست و با نظام حاکم در کشور «ایران» ستیز می‌کنی و از مسئله حجاب به عنوانِ یک حربه ی به فکر خودت کارگر استفاده می‌کنی! و حال آن که حامیانِ سیاسیِ وضع موجود محال است که بگذارند این مطالب صوری و ظاهری برطرف شود. این از جنبه ی سیاسیِ قضیه. از جنبه ی اجتماعی هم به توضیحات زیر توجّه کُن ؛

به طور کلّی «حیا» و چشم‌پوشی از ناهنجاری‌های عفتی در نزد اهل عقل و انصاف مستحسن و پسندیده است. در «قرآن مجید» کتاب آسمانی مسلمانان دائم به «رجال» انذار می‌دهد که چشمان خود را از مشاهده ی صحنه‌های تحریک‌آمیز و دل‌فریب محفوظ بدارید. همیشه پس از «مردان» به «زنان» تذکر داده می‌شود . زیرا مسئولیّت «مردان» را از «زنان» بیشتر می‌داند. آنجا که حسب ظاهر در مقایسه با «مردان» وضعیت «زنان» نصف شده است . اگر بخواهی درست بیندیشی و شلوغش نکنی. باید بدانی که آن دریافتی ارث مرد هم در نهایت برای نسوان هزینه می‌شود. زیرا مرد مسئولِ اداره ی امور زن و فرزندانش است. آنجا که دیه ی مرد بیشتر است. باید بدانی که آن دیه ی دو برابر را به نسوان پرداخت می‌کنند تا هزینه کنند! و در آن جا که مسئله شهادت و مسئولیت سنگین دنیوی و اُخروی مطرح است. باز هم شارع مقدّس بار کمتری را بر دوش نسوان عزیز می‌گذارد. به جای شلوغ بازی که سیره ی اهل حق نیست به عقل و منطق مراجعه کنیم تا در مبارزاتمان بر حق باشیم و پیروز شویم.

« معصومه جان » احساسی برخورد نکن . بگذار تا اسراری را برای تو و دیگران مکشوف کنم. اگر از سیستم تبادلِ انرژی در هستی از جمله آدمی مطلّع هستی که چه خوب و اگر نیستی می‌توانی با مراجعه به مبادی اینترنتیِ مربوط مطلّع شوی.

به‌هرحال انرژی‌های منفی و مثبت یا به عبارتی مُضّر و مفید بر همه چیز تأثیرات گوناگون دارند. امروزه ثابت شده است که «جنین» در رحم مادر یادگیری دارد و بخش مهمّی از شخصیّت سازی آدمی در آن مرحله محقّق می‌شود.

مشکلات عفّتی در حدّ ماکزیمم و ضعف حجابِ سر و بدنِ بانوان عزیز در حدّ مینیمم به وضوح بر روی سلامت جسم و جانِ «جنین» مؤثّر است. یعنی پندار و گفتار و کردار مادرِ باردار به طور کامل بر روی کیفیت و کمیّت تکاملی جنین مؤثّر است.

عدم رعایت حجاب و مطالب عفّتی در حوزه ی «استحیاء» سلامت جنین را به خطر می‌اندازد ! این حقیقت تلخ را به وضوح می‌توانید در کشورهایی مثل «برزیل» ، «هلند» و حتّی « ایرانِ امروز » بیابید !

در این سه مثال انواع و اقسام تأثیر ها را به شکل کلّی و جزئی خواهید یافت. جهت ایجاز در کلام و اینکه نسوان عزیز از جمله
« معصومه جان » از هوش کافی برخوردار هستند. الباقی دریافت‌های مفید را به تحقیقات ایشان واگذار می‌کنم. چرا که جهان مالامال از شواهد مؤیّد است. در ثانی « معصومه جان » متوجّه باش که در هر نقطه از جهان از جمله کشور ما « ایران » اخلاقیات و آداب و عادات هر منطقه به گونه‌ای تحت تأثیر عوامل ژنتیک ایشان است. یعنی در ژن‌های ایشان نهادینه شده است .

فی‌المثل روش بهره‌مندی از حجاب در منطقه ی تولّد تو با منطقه ی «یزد» و امثالهُم، متفاوت است . لذا آگاه باش که در تهرانِ متشکّل از تمامی اقوام ایرانی هرگز نمی‌توان آن اتّفاق نظری را که تو به دنبالش هستی محقّق کرد! و اینچنین است که نباید
اندیشه ی متناسب با شرایطِ ژنتیک و آداب منطقه ی خودت را به نسوانِ سایر مناطق کشور تحمیل کنی! (امکان پذیر نیست .)

برای آزادی و احقاق حقوق «نسوان عزیز» نباید آنان را به کارهای سخت و دشوار وادار کنید . کارهای سخت را بر گردنِ مردان بگذارید . می‌دانی که در هر کاری یک روی صحنه هست و یک پشت صحنه. حتی در سیاست! آنان که پشت پرده ی سیاست هستند با آنان که روی صحنه فعالیّت می‌کنند متفاوتند . یعنی افراد گوناگون در موقعیّت‌های پنهان و آشکار قرار دارند. اتّفاقاً افرادِ پنهان اصلی و افرادِ آشکار فرعی هستند.

چرا نسوان عزیز به فکر این نیستند که احاطه و اِعمال نظر خود در جامعه را از طریق حمایت مستقیم از خانواده و افراد حاضر در خانواده به مَنصه ظهور برسانند. و در عین حال جهت حفظ شئون ، احترام و حقّ و حقوق خود در تمامی موارد « رجال »را پیش اندازند و خود هدایتگر پنهان یا همان پشت پرده باشند . مگر دوست دارند که مثل رجال حمّالی ‌کنند! ؟

افراد زیرک مسئولیّت‌های سنگین را به دوش نمی‌کشند بلکه مسئولیّت‌های کلیدی را به عهده می‌گیرند ! « معصومه جان » دو اشتباه بیانی داشتی که لازم است آن دو را اصلاح کنم؛ آنجا که به «عنایت جانِ فانی» گفتی که؛ «اگر به شما بگویند که جلوی دوربین روسری سرت کن ناراحت نمی شوی؟!» «معصومه جان»، این مثال تو مع الفارق است. چرا که «عنایت فانی» «مَرد» است!

و در جای دیگر گفتی؛ «این که جامعه کلاه سَرت بگذارد زیاد مهمّ نیست. این که خودت کلاه سَرت بکنی دردناک است»!

«معصومه جان» دخترم، خوب دقّت کن پس از آن که متوجّه شدیم که حجاب ضرر ندارد و فایده هم دارد و نفرتِ از حجاب در حقیقت منتج از رفتار های به خصوصِ چند نسل است و ژنتیکی هم شده است. آنگاه توجّه ما به این حقیقت جلب می شود که اهل حجاب و «حیا» هم به گونه ای دارای حمایت های ژنتیکی و صد البتّه الهی از طریق ملائکه نیز هستند.

و اینکه هیچ کس یا هیچ تشکیلاتی را یارای مقابله با خواست و اراده ی الهی نیست!

«معصومه جان»، اگر در جهت آزادی، سرافرازی و احقاق حقوق حقّه ی نسوان عزیز در «ایران» و سایر نقاط جهان فعّال باشی، در خدمتم و بدان که این امر محقّق خواهد شد. فقط بگویم که؛ قبل از آن باید دستِ سوء استفاده چی ها از تمامی امکانات نسوان عزیز قطع شود و ظلمه ی مروّح فحشا و منکرات از صحنه ی گیتی محو شوند و این وعده ی «حق تعالی»ست.

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 25   شهریورماه  1395   15Sep  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"