هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
خفه نشی «مسعود» با این همه چَرَند و پَرَند!
آنقدر از این دو برنامه ی اَخیر «مسعود اسداللّهی» یعنی « یکی بود و یکی نبود های » 24 و 31 شهریور ماه 1345 خورشیدی عصبانی شده بودم که قصد پاسخگویی نداشتم !
لیکن با کمی فکر متوجّه شدم که ؛ درست است که طرح این مشکلات ، موذیانه است و مغرضانه ، ولی پاسخ به آنها شاید برای عدّهای نجاتبخش یا هدایتگر باشد!
خجالت دارد که یک مخلوق موحّد بگوید ؛ یک « ندانم چیزی » هست! برو به سراغ اسماء و صفات الهی تا همه چیز را بدانی و بفهمی! بدون مطالعه فکرکردن آدمی را دچار حماقت میکند ! در دنیای «جوشن کبیر» اسماء و صفات الهی را ببین و بخوان! خدایِ
«لا مکان» و «لا زمان» را به تصویر نتوان کشید! هر آنچه که دارای حدّ باشد خدا نیست!
کلیپِ آن شیخِ « اَخباری » را پخش کردی که ثابت کنی «روحانیین» با «عقل» بیگانه هستند ؟! اوّلاً آن شیخ « اخباری » بود و نه «اصولی» « اصولیون» با «عقل»هم سروکار دارند. لیکن « اَخباریون » میگویند برای پیروی از « شریعت» به «عقل» نیازی نیست . بلکه همان «نقل» کافی است. در واقع این یک نوع زرنگی است که مسئولیّتهای شرعی بر گردن روایات بیفتد و اگر بخواهد از «عقل» استفاده کُنَد در آخرت پاسخگو میشود! (انکار عقل نمیکند، بلکه میگوید جهت انجام احکام شرعیه همان وجود اَخبار صحیح کافیست! )
در مورد آن صحنه ی مراجعه ی حضرت ولی عصر روحی فداه به دَرِ آن خانه ، باید بگویم که یک مطلب خصوصیست و نوعی
بیدار باش است برای آن شخص و نباید در محافل عمومی مطرح شود! (مسخره کردنِ این وقایع سِرّی شاهد معتبریست که چرا نباید این وقایع خصوصی را انتقال داد! )
باز هم در مورد توالد و تناسل منظم و حساب شده ی موالید تمسخر کردی! لازم است که بگویم در « هندوئیزم » چند سالی است که به کمک محاسبات پیچیده ی کامپیوتری که با قراردادن سال و ماه و روز و ساعت تولّد فرد در جداولِ مخصوص، «چارت جیوتیشِ» مربوط به آن فرد را استخراج میکنند و در آن «چارت» موقعیّت این فرد در هستی از لحاظ مقامات و کم و کیف وجودی تا اندازه ی زیادی آشکار میشود ! (بنده «چارت جیوتیشِ» خود را استخراج کردهام )
این مطلب خیلی پیچیدهتر از آن بیانات ساده ی مطروحه در آن « کلیپ » توسط آن بانو است . زمان، مکان و طعام و ژنِ والدین و امواج محیطی، اِقلیم، فصول و طول عمر والدین و بسیاری از عوامل دیگر از جمله اعمال مادر در مدّت بارداری در شکل گیری «مولود» و تنظیم سرنوشت آن «جنین» مؤثّرند. لیکن اراده ی آن مولود جهت انجامِ تغییر و تحوّل مثبت یا منفی هم در اختیار اوست.
در مورد نرفتنِ ایرانیان دو تابعیتی به «ایران» گفتی که در ایران زندان می کنند! یادت رفت بگویی که به هنگام بازگشت هم آمریکاییها برای این ایرانیِ دو تابعیتی مشکل ایجاد میکنند و راهش نمیدهند!
وقتی آن کلیپِ صیغه شدنِ آن زنِ جوان را پخش کردی و رگبار انتقادات ناخالص و پر از اشتباه را جاری کردی. متوجّه شدم که نیاز شدید به راهنمایی و موشکافی در این مسئله هست! (قبلاً گفته بودم که این عشق ها که از کمبودش می نالی، اکثراً دروغ است و نوعی خود دوستی است. نه دیگر دوستی! )
به راستی جهت کامل گویی در این مبحث نیاز به نگارش یک کتاب است لیکن نه تو وقت مقتضی داری و نه من! لذا به این مختصر اکتفا میکنیم، امید است مفید فایده اُفتَد.
« وقتی میگویم همه چیز در اختیار بانوان عزیز است ، باور کن ! یک مادر آگاه (اگر آگاه نیست کوشش کند تا آگاهی لازم را کمکم به دست آوَرَد ) از کودکی پسر و دختر خود را براساس استعدادهایشان آنچنان پرورش میدهد که اندک اندک تا قبل از رسیدن به سن ازدواج تمامی اطلاعات لازم را پیدا کنند . و در انتخاب همسرِ متناسب دختر و پسرش را آگاهانه یاری میکُنَد.
به پسرش یاد میدهد که دختر مردم (عروس خانم) را آزار ندهد و چگونه حقوق او را رعایت کند . و به دخترش هم یاد میدهد که چگونه از پَسِ عواطف و شوهر و فرزندانش به بهترین شیوه برآید. این مادر به شدّت با اصل لجبازی در زندگی و واکنشهای کودکانه مخالفت میکند و به دختر و پسرش یاد میدهد که لجاجت نوعی حماقت است و بهانهجویی کار کودکانِ بد و بیادب است نه همسرانِ بالغ و عاقل!
این همه از گُرده ی کامپیوتر کار میکشند. لیکن عقلشان نرسید که مختصات بیولوژیکی و روانیِ پسرها و دخترها را به خورد کامپیوترها بدهند و از نظر احساسی و بیولوژیکی زن و شوهرها برای هم متناسب باشند.
برخی از پسرها از همان کودکی دَلِه هستند. و این دلگی « شکم » در مورد « زیر شکم » هم امکان پذیر است! مادر آگاه یا براساس استفاده از آموزههای اخلاقی و تربیتی این اِشکال موجود در پسرش یا دخترش را برطرف میکند و یا به هنگام ازدواج همسری متناسب را برای او انتخاب میکند. ( گُرز خورندِ پهلوان! ) تا کم و کسری پیدا نشود و پسر به دلگی نَرَود.
یک مادر آگاه به دخترش یاد میدهد که چگونه رضایت همیشگی شوهرش را فراهم کند تا او به مانند کبوتر جَلد جهت رسیدن به آسایش سویِ خانه و کاشانه ی خود باز گردد.
و اگر به قول معروف سستی کردند و تشت رسوایی از بام افتاد . به جای مجادله و لج بازی و بیعقلی باید داهیانه عمل کنند و در اینگونه موارد خداوند اجر صابر را محفوظ نگاه میدارد! (چه زن باشد و چه مرد )
تازه آن مردی که خریّت کرده و رفته « صیغه » کرده است، مسئولیّتپذیر بوده است ! یعنی نخواسته که با زنان نامطمئن رابطه برقرار کُنَد و عامل هرزگی را به همسرش منتقل کند که یک عامل « فوتون سوار » است و همسران را از راه راست بِدَر میکند! (از زن به مرد و از مرد به زن)
اوّلاً که زنِ داهی با شور عشق و محبّت بدترین مردها را هم رام میکند و زمینه ی افتادن مردش را در دام زنان دیگر به صفر میرساند ! (البتّه نه با خشونت بلکه با عشق و محبّت) در ثانی اگر چنین تشتی از بام افتاد عاقلانه آن است که آن زنِ دوم را بیاورد بر سر سفره و کنار خودش و بدین وسیله بر شوهر و آن زن احاطه پیدا کُنَد و کنترل اوضاع از داهیانه ترین کارهاست . خداوند هم برای چنین زنی اَجر و دستمزد بیشمار در نظر دارد .
البتّه این حرکتِ زنِ خداشناس است. اصولاً زنِ با حیا هیچ گاه نمیگوید که من هم میخواهم مثل این مرد بروم خریّت بِکُنم! چون خوب میداند که عفّت و عصمتش گوهریست گرانبها. (او میداند که نسل خراب میشود . ) و اگر خداترس نباشد که میرود همان کاری را میکند که خانم آلبالو یا گیلاس برای « مسعود جان » نوشته بود ، یعنی خیانت مضاعف و حرامزاده سازی!
بسیاری از این ناگواری ها براساس مدیریّتِ متمرکز مادر در خانواده میتواند پیشگیری شود . دولتهای مسئول بهترین سرمایهگذاریها را میتوانند بر روی آگاهسازی مادران در خانواده همراه با پرداخت حقوق و مزایای مُکفی به ایشان به عمل آورند . (این بالاترین شغل در جامعه است. هم مادر است و هم معلّم هم قوّه قضائیه و هم مقنّنه و هم مجریّه و هم روانکاو و هم پزشک خانواده و هم . . . )
جامعه ی آگاه و بیعیب و نقص از دامان چنین مادرانی به وجود میآید ! هیچ گاه چنین مادران با عظمتی به دنبال هوسرانی و مقابله به مِثلِ ابلهانه نمیروند! بلکه عاقبت اندیش هستند و با مدیریت هوشمندانه ی خود شوهر و فرزندان خود و در نتیجه جامعه را از تمامی بلایا محفوظ نگاه میدارند .
در برخی از گروههای اجتماعی و قبیلهای و طایفهای جمعآوری زنان بیوه یا بی شوهر یا دختران سالمند بی اِشکال است و زنان وارسته و شریف این دسته از بانوان بیسرپناه را حتّی به همراه یتیمان بر سر سفره ی خود گرد میآورند و معتقد هستند که علاوه بر تأمین امنیّت اجتماعی ، آخرت خود و خانواده را با درصدهای متفاوت آباد کرده اند.
با چنین حرکاتی هوشمندانه، بهشتِ چندین برابر زیر پای این همسران مبتکر و جامعه ساز خواهد بود. البته « ذات باری » فوج ملائکه را به یاری او خواهد فرستاد . (همان یک قدم ده قدم و ده قدم صد قدمِ معروف )
برخی از بانوان شریف نه تنها برای خود بهشت برین را تأمین میکنند، بلکه شوهر و فرزندان خود را هم از دام دوزخ رهانیده به بهشت میفرستند. و افسوس آنجا که عدّهای از نسوانِ بازنده علاوه بر خود شوهر و فرزندان را هم به دوزخ میفرستند . و پس از مرگ زحمات فراوانی جهت تزکیه و پاکسازی ایشان برپا میشود تا پاک و پاکیزه شوند و در نهایت راهیِ بهشت شوند ! آیا به این همه سختی و زحمت و طول مدّتش میارزد! ؟
در مورد آن موسیقی محزون که در اُپراه اجرا شد، ثابت کردی که درست گفته بودم ، هر شکلِ از موسیقی مانند عناصر
غیر متعارف بر روح و روان آدمی تأثیر دارد ! (خشونت ـ شهوت ـ مهربانی ـ . . . )
« داداش مسعود » آن صحنه ی اُپرا که نشان دادی موقّتی است. پس از دقایقی که پایان یافت ، نخود نخود هرکه رَوَد خانه ی خود! آش همان آش و کاسه همان کاسه !
هیچکدام از آنان حاضر نیستند از منافع شخصی خود و ایضاً جانشان در راه اهداف الهی بگذرند! موسیقی نمیتواند جای دینِ
بر حق را بگیرد. ممکن است جای کلّاشی های دینی را آن هم موقّتی بگیرد، ولی جای هدایت ارسالی از ملکوت اَعلا را نمی تواند بگیرد!
مگر تو به تمامیِ معابد و مساجد و اَماکن مقدس در جهان سَرَک کشیده ای که حکم کلّی صادر می کنی؟! قرار نبود چاخان کنی! (وقتی گفتی مانند این چهره ها در هیچ عبادتگاهی پیدا نمی شود!)
«مسعود جان» با این تبلیغات وسیعی که در مورد امام زاده ها کردی یک پیشنهاد جدید می کنم! آیا فکر می کنی که بهتر آن بود که مثل آن «ینگه دنیا» در ایران هم «لاس وگاس» و «رِنو» می ساختند و ملّت را به سمت قمارخانه ها و کلوپ های شبانه ی «بکن و بریز» هدایت می کردند!؟»
(در تیتراژ «یکی بود یکی نبود» «چاتانوگا» را «کافه تریا» می نامی در حالی که «دانسینگ» بود!)
در برنامه ی دوم مورخ 31 شهریور ماه 1395 خورشیدی. ابتدا کردی به اشعار «وحشی بافقی» که حاکی از آن بود که؛ «آن جگر سوخته خسته از این دار بِرَفت»! وی در شک مُرده است. اگر بخواهیم نگوئیم، بی ایمان مُرده است!
خسته از این دار بِرَفت یعنی سرگردان و به یقین نرسیده! ای بنده ی خدا تازه بعد از مردن، دام دام ... داستان ها شروع می شود. خسته کسی می شود که سرگردان و مأیوس است و بی هدف! کسی هدف دار است که ایمان دارد و هدفش مقدّس و صحیح است. چنین شخصی خستگی ناپذیر می شود!
در مورد «هوشنگ پورنگ» هم به گفته ی خودت مُسلم نبود! چون وصیّت کرده بود جدش را بسوزانند و امکان تزکیه جسمانی پس از مرگش را دچار اختلال کرد. در واقع درد سر ملائکه را افزایش داده، عذاب این مرحله را برای خودش چند برابر کرده است!
باز هم از واژه ی مجعولِ «ندانم چیزی» استفاده کردی. چرا تا این اندازه باطن ظاهر می کنی؟! آدمِ عاقل و فرهیخته به
«خالق یکتا» می گوید؛ «ندانم چیزی»؟!
ازدواج در «قبرس» یعنی کانون تبهکاران بین الملل یک ترفند اقتصادی جهت جذب توریست و گسترش لامذهبی است. تو هم بدون جیره و مواجب مبلّغ آنان شدی!
کسی نمی تواند حدیث جعل کند! آن اسرائیلیات قرون پیشین را هم جمع آوری کرده اند. در ضمن لازم به ذکر است که، «آیا استفاده از واژه ی «حیوونی» یک نوع اهانت نیست؟!»
چرا می گویم که کسی نمی تواند حدیث جعل کند؟ چون «علم رجال» وجود دارد که سلسله ی رُوات را مشخص می کند و اگر در این سلسله ی راست گویان، شخصی باشد که سست باشد، روایتش را نمی پذیرند.
گویند، شخصی که نقل روایتش را معتبر می دانستند یعنی «ثِقِه» بود. در یکی از روزها دسته علفی را به یک دست گرفته بود و گوسفندی را از طریق فریب با آن علف ها می بَرد تا ذبح کُنَد! از فردای آن «صحنه» دیگر از او روایتی نپذیرفتند!
بسیار سخت است جعل روایت و در اغلب موارد توسط روشنگران فقیه، خاطی رسوا می شود. تو و همدستانِ هم داستانت فقط دائم ضربه بزنید! یکی به حریف 99 تا به خودتان و دوستانِ از همه جا بی خبرتان!
امیدوارم نسوان عزیز و محترم بتوانند به بهترین شیوه ی ممکن بر مبنای کسب آگاهی های لازم و ضروری در نجات خود و جوامع بشری نقش آفرین باشند. (انشاء الله)
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 7 مهرماه 1395 28Sep 2016
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"