هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
پاسخ « قربانَت بِرَوَم ، فدایت بشوم »
نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »
با سلام و عرض ارادت به خدمتِ استاد عزیز «علیزاده طوسی»
استاد «طوسی» در این نامه به بررسی جمله ی تعارفی و غیر واقعیِ « قربانت بروم » که بیشتر مابین « ایرانیان» متداول است، همّت کردهاند .
در قسمتی از نامه ی 512 استاد عزیز چنین نوشتهاند که ؛
« خدایی که روح و قانونِ عالَمِ هستی است ، نه کسی را مبارک آفریده است ، نه نامبارک. اگر مَنِ آدمی بخواهم خودم را گوسفند وار قربانِ کسی بکنم، به خودم مربوط است.
از اوّل ظهور آدمیزاد تا حالا هر کس که از رحم یک مادر به دنیا آمده باشد، نه جسمش ، که گندیدنی است، مبارک بوده است ، نه خاک پایش که خاک پای همه است، و به هیچ دلیلی و برای هیچ خیر و خاصیّتی قابلیّت آن را ندارد که کسی قربانش بشود.» ! !
سپس استاد عزیز ادامه میدهند که ؛
«میشنوم که خیلیها میگویند : « این یک جور تعارف است . جدّی نیست. همه این را میدانند . »
ابتدا بگویم که ؛ آنان که میگویند؛ « جدّی نیست و یک تعارف است . » در کمال بی شخصیّتی و پستی طبع قرار دارند ! آدم شریف خلاف واقع نمیگوید ! پس بیشتر از این اوقات شما و خود را در این بخش تلف نباید کرد.
«ناصرالدّینشاه » و «میرزا تقیخان امیرکبیر » و امثالُهم هم به خاطر همین مَجاز گویی ها بازندگان تاریخ شدهاند !
حال برویم سراغ آن دو پاراگراف قبلی.
استاد عزیز، «خداوند متعال » نه روحِ عالَمِ هستی و نه قانون عالَمِ هستی است. بلکه منزّه از تمامی این نسبتهاست .
« خداوند متعال » منزّه تر از آن است که در وصف و وهم درآید .
« خداوند متعال » با هیچ چیز وجه اشتراکی ندارد که روحِ آن باشد. و خالقِ قوانینِ هستی است. نه اینکه خودش قانونِ هستی باشد.
از کجا استاد عزیز متوجّه شدهاند که « ذات حقّ » نه کسی را مبارک آفریده و نه نامبارک. پس واژه ی « نامبارک » بی مصداق مانده است ؟ ! بر اساس حکمت واسعه « ذات حقّ » همه چیز را میآفریند و در مسیر استکمال قرار میدهد.
آنجا که استاد عزیز میفرمایند که ؛ « برخی خود را گوسفندوار قربانی میکنند .» لطفاً بفرمایید که حرکاتِ مدافعان وطنی و امنیّتی در کشورهای عدیده را که جان فدا هستند چگونه تفسیر کنیم ؟ !
جانفشانی و ایثار یک مأمور فداکار آتش نشانی را چگونه معنا کنیم ؟! مأمورین انتظامی در کشورهای جهان که تلفات همیشگی دارند و امنیّت شهرها و مناطق گوناگون را برقرار و حفظ میکنند را چگونه تعبیر کنیم ؟!
کاوشگران عرصه ی علم و دانش که گهگاه تلفاتی را در گروه خود دارند ، چطور ؟ !
در پاراگرافِ بعدی استاد عزیز اشاره به ظهور آدمیزاد از رحم مادر کردند که، جسمش گندیدنی است و مبارک هم نیست . و خاک زیر پای افراد هم ارزش آن را ندارد که کسی قربانش شود !
البتّه «خاک» به انضمام ارزشهای دیگر که موجب فداکاری و جان دادن در مسیر حفظ و ترقّی آنها می شود امری مستحسن است. در ثانی افراد بسیاری در دل تاریخ زیستهاند که پس از قرنها که از دفن ایشان گذشته است . جسد سالم و عطرآگین آنان در کاوشهای متعدد یافت شده است . و از همه بالاتر اجساد پیامبران الهی و عیسی بن مریم علیه السلام است که به واسطه ی قداست وجود حضرت روحالله علیه السلام هم اکنون در آسمان چهارم حضور دارند . مقام قدسی در واقع همان « مبارک » است ، بلکه بالاتر ! پس آدمیزاده های مبارک داریم !
« شَرَف المکان بالمکین » شرافت هر مکانی به ساکن و ساکنانِ آن مکان مرجوع است. پس هم افراد مبارک داریم و هم مکانهای مبارک !
استاد عزیز در انتهای نامه ، آنچنان از وجود خدایانِ پیش از خدای «ابراهیم » سخن میگویند که گویی این «خدایان » وجودِ خارجی داشتهاند و در رابطه با خدای ابراهیم سلسلهوار آمدهاند و رفتهاند !
اینها تماماً تلقین های « ابلیس لعین » بوده که علی الدّوام ادامه دارد و اکنون در قرن 21 میلادی به گونهای نیمه پنهان و گاه
به شیوهای ماهرانه به شکل کشتارهای جمعی و منطقهای به اجرا درمیآید !
لازم به ذکر است که خدای «ابراهیم» علیه السلام حقیقی و خدایان دیگر مجازی و دروغین هستند . اینرا هرگز نباید از یاد بُرد !
در مورد اینکه استاد فرمودند ؛ « امروزه برخی را میکشند و به دار میآویزند و تیرباران میکنند .» باید عرض شود که ، اگر جنبه ی ایثار و فداکاری داشته باشد ، آن مقتول شهید است و مأجور و اگر مکافاتِ عمل باشد. عادلانه مکافاتِ به اجرا درآمده برای
مکافات دیده میشود، «پاکی و طهارت» و برای دیگران میشود «عبرت» !
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 11 شهریورماه 1395 1Sep 2016
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۵/۰۶/۱۵ ساعت 16:13 توسط مهرداد رضوی
|