باز هم سلول های خاکستری تو اتصالی کرد!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

باز هم سلول های خاکستری تو اتصالی کرد!

در برنامه ی «پنجره ای رو به خانه ی پدری» مورخ 7 خرداد ماه 1398 خورشیدی، مدعی شدی که واقعه ی غرق شدن «فرعون» در رود «نیل» یک خیال و خرافات است و گفتی که هیچ سند و مدرک معتبری در این اعجاز وجود ندارد. آیا ذکر این واقعه ی تاریخی و یقینی در «قرآن مجید» سند معتبری بر این حقیقت نیست؟! (خجالت بکش)

razavimehrdad313@yahoo.com

گاوان و خران بار بردار      www.facebook.com/positiveknowledge14    اهل قلم

                                                                                        و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار           Positiveknowledge.blogfa.com        مهرداد رضوی        "گلستان سعدی"                   7 خرداد ماه  1398                 2019   28May  

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

بی سواد که نیستید؟ پس قصد دارید مخاطبان خود را دچار بد آموزی کنید؟!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

بی سواد که نیستید؟ پس قصد دارید مخاطبان خود را دچار بد آموزی کنید؟!

حدود کمتر از یک ماه است که از برنامه های متعددِ رسانه ی «ایران فردا» شنیده می شود که «ماهِ می» (May) را به صورت می ماه، بیان می کنند. این چه ظلمی است که بر مخاطبان رسانه ی خود روا می دارید؟! از سوی دیگر «ماه» را از انتهای خرداد ماه حذف کردید!

در گذشته که ایّام هفته به شکلِ شنبه، یکشنبه، ... نبود اسامیِ هر روزِ هر ماه به شکلِ چرخشی از اسامیِ ماه های سال الگو برداری می شد. لذا برای فهم تفاوت نامِ ماه با روز برای ماهِ مورد نظر از کلمه ی ماه استفاده می کردند مثلِ دی ماه، مهر ماه، خرداد ماه ... .

و حال آنکه اکنون «موسیو علیرضا نوری زاده» واژه ی ماه را از کنار خرداد برداشته در کنار ماه «می» (May) قرار داده است!

شما که گناه تخریب ها را به دوش می کشید، این هم روی آن!

 

razavimehrdad313@yahoo.com

گاوان و خران بار بردار      www.facebook.com/positiveknowledge14    اهل قلم

                                                                                        و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار           Positiveknowledge.blogfa.com        مهرداد رضوی        "گلستان سعدی"                   7 خرداد ماه  1398     2019 28May   

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)  (جلسه ی 99 – پاسخ 71)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)

(جلسه ی 99 پاسخ 71)

متأسفانه پاسخ چند جلسه ی حساس و مرتبط را به شکل پیاپی تقدیم می دارد؛

«موسیو یزدچی» در اشاره به بیانات «داریوش شایگان» گفت: آن مرحوم در یکی از کتاب هایش می گوید؛ «خورشید از غرب طلوع می کند»! سپس از این بیان «داریوش شایگان» شکلی مُزوّرانه نتیجه می گیرد که، صد البته خورشید و نور حقیقت از غرب طلوع می کند و ایضاً کرده است! و حال آنکه «موسیو یزدچی» با سوابق علمی خود در حوزه، به خوبی می داند که این عبارت مربوط به علائم ظهور در آخر الزمان است. یعنی یکی از علائم فرا رسیدن ظهور آن وجود مقدّس، طلوع خورشید از غرب است. اکثر علمای دینی و پوزیتیویست معتقد هستند که انفجارات همزمانِ تعدادِ زیادی از سلاح هایِ غیر متعارف در قاره های «امریکا» و «اروپا» برای مشرق زمینی ها که در شب هنگام به سر می برند حکم طلوعِ خورشید را خواهد داشت!

مبحثِ دچارِ «فَترَت» شدنِ غرب که توسط داریوش شایگان مطرح شده بود از سوی «موسیو یزدچی» مورد تمسخر قرار گرفت که اسناد و مدارکِ اِثباتیِ آن در شرایط کنونی بسیار واضح و مُبرهن است.

«موسیو یزدچی» مدّعی است که نظام های ارزشی قُدسی مدار مثل دیانت مسیحی ساختار «الهیات اسلامی» را نفی می کند! اگر بخواهیم به این بیانِ «موسیو یزدچی» اعتماد کنیم، باید بگوئیم که با این شرایط نظام های ارزشیِ قُدسی مدارِ «مسیحی» بر سر شاخ، بُن بُریده اند!

 «موسیو یزدچی» می گوید؛ اطلاعات کافی به ایرانیان نرسیده، و نمی رسد. از سوی دیگر شاهد و ناظرِ اِفلاسِ وضعیت اَسفناکِ نَسلِ باقیمانده ی مغرب زمینی ها هستیم. یعنی حتی دیگر به دنبالِ «مدرنیزم» هم نمی روند.

مفهوم «نیهیلیسم» یک مفهوم کلیدی است. «موسیو یزدچی» مدّعی است که در قرن 18 میلادی (هجدهم) حقیقت انسان، هم به طریق تجربی و هم به طریق عقلانی روشن شده است!

«موسیو یزدچی» فراموش کرده است که ؛ علوم تجربی «از پیش سقراطیان» تا «تمدّن بزرگ اسلامی» و سپس در قرن هجدهم میلادی وسعت یافت!

«موسیو یزدچی»: «می دانیم که «اُمانیسم» قدرتی بی پایان به انسان ها و ما بخشید که به توسعه ی تاریخی خود پرداختیم. امّا چیزی که بزرگی و عظمتِ فرهنگِ کنونیِ ماست، آن است که این فرهنگ در اندیشه و نگرانیِ انسان به معنیِ عامِ آن است.»

خوشحالیم که «موسیو یزدچی» خود مُعترف است که «میشل فوکو» متفکّر مغرب زمینی، هیولای اقتصاد غربی را از جمله مفاسد «مدرنیزم» و در نتیجه «اُمانیسم» می داند.

مجدداً شادمانیِ خود را از اعترافِ صریحِ «موسیو یزدچی» نسبت به قول «میشل فوکو» به شرح زیر اعلام می داریم؛

طبق بیان «میشل فوکو» تا قرون 16 ، 17 و 18 میلادی، بشر مغرب زمینی به حقیقتِ «اُمانیسم» دست نیافته بود و تنها در این قرن یعنی قرن 19 میلادی نایل به دست یابیِ این مهم شده است. به گفته ی «فوکو» «اُمانیسم» تا قبل از قرن 19 میلادی در پرده غیبت به سر برده است!

اکنون که «موسیو یزدچی» و «میشل فوکو» وارد مقوله ی غیبت و امثالهم شده اند! و حال آنکه «موسیو یزدچی» این مباحث را مردود می داند!

انسان به خودیِ خود نمی تواند به خویشتنِ خویش آگاه شود. هدایت لازم دارد.این هدایت را از کجا اکتساب کرده است؟! و حال آنکه نتایج وحشتناکِ کمبود هدایت را در این قرن 21 میلادی شاهد و ناظریم.

اکنون بر سر کلاسِ تعلیم و تعلم «مبحث دیالکتیکِ» «موسیو یزدچی» می نشینیم.

ایشان معتقد است که دین با «اُمانیسم» کاملاً غیر قابل جمع است. و حال آنکه در این عقیده ی «دیالکتیک» «اُمانیسم» است.

«موسیو یزدچی» دیالکتیک را به دلایلی چند «اُمانیسم» می داند زیرا «دیالکتیک»، «فلسفه ی تاریخ» است. (مشارٌالیه معتقد است) «دیالکتیک» انسان را به نحو اصیل انسان می سازد. «دیالکتیک» در واقع به انسان تعهد می سپارد که انسان هرگز از اخلاق جدا نشود. در جایی دیگر وی معتقد است که؛ «هرگز دین به هیچ عنوان انسان را به نحو اصیل انسان نمی سازد»!

«موسیو یزدچی»، «دیالکتیک» را انسان می داند و حال آنکه احکام «دیالکتیک»، «جدلی الطرفین»است. یعنی «اُمانیزمِ» موردِ ادعایِ «موسیو یزدچی» از درون، یک جَدَلِ نظری است.

وقتی «موسیو یزدچی» می گوید: « «اُمانسیم» همان «دیالکتیک» است» یعنی تا حدی «اُمانیزم» به دور از احساسات و خوشی های لااُبالی به نظر می رسد. پس وعده و وعید مدرنیته جهتِ آزادی و شادی و سرورِ زندگیِ انسانِ مدرن از کجا تأمین می شود؟!

 

                                                 razavimehrdad313@yahoo.com

گاوان و خران بار بردار      www.facebook.com/positiveknowledge14    اهل قلم

                                                                                        و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار           Positiveknowledge.blogfa.com        مهرداد رضوی        "گلستان سعدی"                   7 خرداد ماه  1398      28May  2019

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"