هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
پاسخ «انجمن گذشته شناسی فرهنگ زبان فارسی»
نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »
با سلام و عرض ادب به محضر شریف استاد «علیزاده طوسی» و آرزوی سلامت برای ایشان و عزیزانشان.
در مورد نامه ی بیست و دوم از سال یازدهم با عنوانِ «انجمن گذشته شناسی فرهنگ زبان فارسی» معروض می دارد.
در پاراگراف دوم این نامه استاد عزیز مرقوم فرمودند که؛
«همه ی کسانی که شور و همّت و آگاهی و دانش لازم برای شناخت «گذشته ی فرهنگِ زبان فارسی» را دارند، می توانند یک انجمن آزاد اینترنتی پایه گذاری کنند، فارغ از هر گونه وابستگی به گرایش های سیاسی و مذهبی و عقیدتی، با ایمان فلسفی به حقیقت انسانی و مقدّس زبان که به انسان، در خاطر حقیقت هستی، اگر خاطری و حقیقتی داشته باشد، ارزش ماندگاری جاویدان بخشیده است.»
استاد عزیز، تأسیس «انجمن آزاد اینترنتی» را فارغ از هر گونه وابستگی به گرایش های «سیاسی»، «مذهبی» و «عقیدتی» دانستند! همراه با «ایمان فلسفی» به «حقیقتِ انسانی و مقدّسِ زبان» که به «انسان» ارزش ماندگاری جاویدان بخشیده است! (زبان تیغ دو لبه است! ارزش و ضد ارزش را می تواند ایجاد کند1)
البتّه بخشی از اواسط جمله یعنی؛ «در خاطر حقیقت هستی، اگر خاطری و حقیقتی داشته باشد!» از آن میان استخراج شد تا جداگانه مورد بررسی قرار گیرد!
فارغ از هر گونه وابستگی و گرایش «سیاسی»، «مذهبی» و «عقیدتی» به جای خود. لیکن، مگر «ایمان فلسفی» آن هم به «حقیقتِ انسانی» و در ثانی «مقدّس زبان» یک، گرایش عقیدتی نیست!؟
«ایمان فلسفی» یعنی چه؟ آیا از «فلسفه ی محض» سخن به میان آورده اید؟! و حال آنکه در هر مکتب فلسفی
«حقیقت انسانی» به گونه ای متفاوت تفسیر و تعبیر شده است. و تنها تعریف «ذات حق» از «هستی» و «انسان» ثابت است و قابل اتّکال!
«قداستِ زبان» از کجا اتّخاذ و اثبات شده است؟!
سوم آنکه؛ وقتی «گرایش مذهبی» انکار می شود، پس «حقیقت انسانی و مقدّس زبان»، یک گرایش «دینی» و «اعتقاد مذهبی» خاص هست یا نیست؟!
حال برویم به سراغِ جمله ی عجیب و غریب و پارادوکسیکالِ «در خاطر حقیقت هستی، اگر خاطری و حقیقتی داشته باشد!» شک ایجاد کردن بلافاصله پس از بیانِ یک جمله ی «مقوّمِ کلام» در صنعت ادب پارسی مذموم و ناپسند است.
البتّه پیشنهاد استاد عزیز در مورد «تأسیس یک انجمن پژوهش زبان فارسی» ممدوح است. لطفاً بفرمائید که بررسی به دور از عقیده و دین و مذهب پیرامونِ کتاب مستطاب «مرصاد العباد» تألیف «نجم رازی» که استاد عزیز معرّفی فرمودند، آیا «العبادِ آن» به دور از «عقیده و دین و مذهب» است؟!
در انتهای نامه استاد عزیز مرقوم فرمودند که؛
«فکر ضرورت بنیاد کردنِ چنین انجمنی را به ذهن بیدار و روشن پرستندگانِ حقیتِ زبان بیاورد.»
لطفاً بفرمائید که؛ «ذهنِ بیدار و روشنِ پرستندگانِ حقیقت زبان» یعنی چه؟ آیا «پرستندگانِ حقیقتِ زبان» موحّدند؟!
«حقیقت زبان» کجاست؟ ثابت است یا متغیّر؟!
و در انتهای نامه استاد مرقوم فرمودند که؛
«و «اکنون» به زبان حماسی فردوسی «هم ایدر» آرزو کنیم که «ایدون باد»! اینهم از آن آرزو های «کن فَیکونی» بود! (هم اکنون، اینچنین باد).
در پی نوشت شماره 3 خواندیم که؛
«دریافت معنای «حقیقت انسانی و مقدّس زبان» برای انسان های حقیقی همیشه آسان و روشن بوده است، چون
می دانسته اند که شگفت ترین آفرینش در عالم هستی، نه کهکشان های سوزان بی حیات، بلکه زبان حیات بخشِ انسان بوده است.»
استاد عزیز مزاح می فرمایند! «انسان های حقیقی» یعنی چه؟ ما که «حقیقت انسانی و مقدّس زبان» را نفهمیدیم! پس
«انسان حقیقی» هم نیستیم!
در ثانی تمامی اجزای کهکشان ها، سوزان نیستند. بلکه از همه ی اَشکال حتی یحتمل مانند «زمین» هم در آن ها وجود دارد.
در پی نوشت شماره 5 چنانچه مقبول واقع شود «باستان شناسی فرهنگ زبان فارسی» هم می تواند جایگزین مناسبی برای «انجمن گذشته شناسی فرهنگ زبان فارسی» قرار گیرد.
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" اوّل آبان ماه 1396 23Oct 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۸/۱۹ ساعت 18:2 توسط مهرداد رضوی
|