حقوق یک مسلمانِ واقعی نه صوری با  حقوق یک غیر مسلمان نابرابر است!

 

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

 

                                                                                                          

حقوق یک مسلمانِ واقعی نه صوری با

حقوق یک غیر مسلمان نابرابر است!

در برنامه ی «روبرو» مورخ 24 آذر ماه 1396 خورشیدی «محمّد علی توفیقی» به عنوانِ یک مسلمانِ اِصلاح طلبِ سابق گفت؛

«می خواهم در «ایران» حقوق یک «مسلمان» با «غیر مسلمان» از جمله «خدا ناباوران» یکی باشد!»

در پاسخ به مشارٌالیه باید گفته شود که؛

عقلاً و تحقیقاً نمی تواند یکی باشد! چرا؟ زیرا که در بلاد مسلمین امتیاز هایی برای خارج از اسلام ها در نظر گرفته شده است که مشمول مسلمانان نمی شود!

از جمله مصرف نوشیدنی ها و خوراکی ها و آداب و رسومی که در آئین ایشان مجاز و در «اسلام» غیر مجاز است. پرداخت «جزیه» که به عنوانِ تنها مالیات ایشان قلمداد می شود و حال آنکه مسلمانان از روی اختیار مشمول پرداخت های عدیده هستند! (در قبالِ دریافت «جزیه» حکومت اسلام مسوول تأمین امنیّت و سایر خدمات اجتماعی برای ایشان می باشد.)

البتّه شرع مقدّس «اسلام» قصد دارد تا بدینوسیله غیر مسلمانان را در بلاد مسلمین سوی گرایش به «اسلام» تشویق کُنَد. که البتّه سعادت دنیا و آخرت «غیر مسلمانان» مورد عنایت «اسلام» است.

مبحث «تحبیب قلوب» هم در این میان وجود دارد که مستلزم صرف وقت و هزینه از برای گرویدنِ غیر مسلمانان به دامان «اسلام» خواهد بود!

در مغرب زمین هم برای پیوستگان به مسیحیّت و بهائیّت و حتی دگرباشان جنسی مشوّق هایی در نظر گرفته شده است!

در فرازی دیگر از «روبرو» «نجاح محمد علی» کارشناس امور مربوط به خاورمیانه و «عراق» گفت؛ «روحانیتِ ایران «خُمس» دارد و ایضاً وجوهات مختلف. چرا باید از بودجه ی دولتی استفاده کُنَد؟!»

لازم به ذکر است که؛ مصارف خُمس و سایر وجوهات مشخص و معیّن است. بودجه ی دولتی مصروف مقاصدِ مورد نظرِ نظام در امور دینی می شود و منفذ دخالت نظام در امور دینی است!

اگر وجداناً دانسته باشید که «استکبار صهیونیستی» چقدر هزینه از برای نابودیِ اسلام و مسلمین می کند و از طریق دولت های کوچک و بزرگِ تابع خود فتنه ها برپا می کنند. آنگاه قبول خواهید کرد که تمامی هزینه های اسلامی واجب و ضروری است! امیدواریم که وجوهات مذکور به بهترین شکل هزینه شوند.

 

                                

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   29آذر ماه  1396  20Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«اِنّا لِلّه و اِنّا اِلیه راجعون» را فراموش مکن!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

«اِنّا لِلّه و اِنّا اِلیه راجعون» را فراموش مکن!

در برنامه ی «پنجره رو به خانه پدری» مورخ 27 و 28 آذر ماه 1396 خورشیدی «سیّد علیرضا نوری زاده» در مورد رحلت رسول گرامی اسلام و پیامبران و امامان معصوم «علیهما السّلام» و سایر افراد نیکو خصال که به دیار باقی شتافته اند. مطالبی را عنوان کرد که بدینوسیله توضیحات ضروری تقدیم می شود.

بیان پیامبر اسلام «صلّی الله علیه و آله و سلّم» تحت عنوانِ «من هم مثل شما بشر هستم.» به دنبالش جمله ی «فقط وحی به من می شود هم دارد!» چرا اینقدر ناشی گری می کنی؟!

در ثانی فراموش نکن که این آیه ی شریفه با قاطعیّت می فرماید؛ «اِنّا لِلّه و اِنّا الیه راجعون» پس هر آینه افرادی با موفقیّت و سلامتِ نفسانی و رتبه ی والا این جهان را ترک کنند، در عالَمِ «باقی» بلافاصله «راجعون» محقّق می شود! تنها افرادِ «مشکل دار» مُعَطّل می مانند تا اِشکالاتشان مرتفع شود. (انشاء الله)

پس به اِذنِ الهی رستگارانِ نمره ی یک می توانند به حاجات ساکنین روی زمین که از این قبیل مسافران اُخروی تقاضا هایی را به شکل دریافتِ افاضه ی فیض الهی مع الواسطه دارند، تحقّق بخشند.

توضیح اینکه «ذات باری» امور کائنات را توسط انواع و اقسام «ملائکه» به انجام می رساند. وقتی انسانی آنقدر پاک و منزّه شود، قطعاً پس از فوت، اجازه یاری و استعانت به عدّه ای را، هم در «جهان فانی» و هم در «عالمِ باقی» پیدا خواهد کرد! (دوست داری تو هم چنین مقامی پیدا کنی؟!)

چرا که برخی از «مَلَک» هم سبقت گرفته اند! پس حاجت خواستن از این دسته ی برتر از «مَلَک» که به سوی خدا مرجوع شده اند، عین «توحید» و در حدّ کفایت برای دریافت حاجات محتاجان می باشد!

اکنون بنگرید که مقام و توانِ پیامبر اکرم و ائمه معصومین «علیهما السّلام» تا به کجاست؟!

انذار در «قرآن مجید» و مُصحف کریم و در بیانات بزرگانِ دین جهت تؤبه ستمکاران و پیشگیری از سقوطِ مستضعفین (فکری و غیر از آن) است.

سیّد عزیزِ ما خیلی گیج شده است! تمامی ایرانیان اعتقاد عمیق به مکافات عمل دارند!

همین افرادی را که تقبیح می کنی و منفور می شماری هدف انذار و مکافاتِ نهاییِ پروردگار منتقم هستند! چرا همه چیز را مخلوط و مغلوط می کنی؟!

در برنامه ی «یکی بود یکی نبود» مورخ 22 آذر ماه 1396 خورشیدی «مسعود اسد اللّهی» دوست عزیز شما، کلیپ مرثیه خوانیِ پند آموزی را حاکی از تؤبه ی دَمِ مرگِ یک گنهکار که پس از مرگ توسط شفاعت سیّد الشّهداء امام حسین علیه السّلام از عذاب محفوظ و رهسپار بهشت شد، پخش گردید.

در برنامه ی «پنجره» مورخ 27 آذر ماه 1396 خورشیدی «سیّد نوری زاده» ایراد ناشیانه گرفت که چگونه یک گنهکار 70 ساله با دادن 2 کیلو شکر به یک موکبِ عزاداری «امام حسین علیه السّلام» بخشیده می شود؟! (یعنی که نمی شود!)

وای بر تو، وای بر تو! مگر بخیلی به من و تو چه مربوط است! دستگاه با عظمت الهی خوب می داند که با بندگان گنهکارش چه معامله ای بکند! میلیارد ها عامل و فاکتور در این میان وجود دارد!

تؤبه ی دمِ مرگ یا مدّتی قبل از آن معجزه می کند! (وعده ی الهی است.) هر آینه من و تو و «مسعود جان اسداللّهی» هم اکنون تؤبه کنیم و تا پایان عمر مرتکب خطا و گناه سهمگین نشویم، رستگار خواهیم شد! (انشاء الله تعالی)

در ضمن فراموش نکن که «لا یُکَلِّفُ الله نَفساً اِلّا وُسعَها» پروردگار رئوف هر کس را در هر زمان و مکان و دین و مذهب و مرام به قدر توانائی او مورد بازخواست قرار می دهد.

در واقع این جوابی است برای «مسعود جان اسداللّهی» که دست هایش را باز می کند و با تعجّب می گوید؛ «سر در نمی آورم که شیعیان ظالم به بهشت می روند؟ یا این خادمانِ به فرهنگ و علومِ تمدّنِ بشری در مغرب زمین و سایر بلاد غیر مسلمان؟!»

چرا «مسعود جان» و «سیّد نوری زاده» به هموطنان خود یاری نمی رسانند و از این مطالب جهت ارشاد و آسودگیِ خاطر ایشان بدون ذکر مأخذ استفاده نمی کنند؟!

برای راحتی خیالِ «سیّد نوری زاده» باید بگویم که تا امواتی که در «جهان فانی» خودشان را لجن مالی کرده اند در برزخ تمیز نشوند وارد بهشت نخواهند شد!

و اساساً خداوند شفاعتِ اولیا و انبیاء و معصومین علیهما السّلام را قرار داده تا به وسیله ی قدرت الهی جبران کننده ی ظلمی که توسط ستمگرانِ تؤبه کرده ی مورد شفاعت، متوجّهِ مظلومین شده است، باشند!

اگر به جای سرگردان کردنِ توده ها ایشان را با دادنِ اطلاعات صحیح و هدایتگر که در دسترس شماست آسوده خاطر کنید، خیر
می بینید!

«سیّد جان» رقّاصه ی شیرازیِ مورد بیان «ناصر شاهین پر» را «روسپیِ هندی» خواندی و حال آنکه موقوفه ی مذکور در یَد قدرتِ سفارتخانه ی بریتانیایی مربوط به یک «رقاصه ی شیرازی» بوده است!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   29 آذر ماه  1396  20Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"


 

گذری و نظری 171  (مورّخ 26 آذر ماه 1396 خورشیدی)  دشمنی و کینه ورزیِ کم نظیر!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

گذری و نظری 171

(مورّخ 26 آذر ماه 1396 خورشیدی)

دشمنی و کینه ورزیِ کم نظیر!

ــ محمّد حیدری ملایری

وی پس از شرح و تفصیل پیرامون ریشه ی زبان در «ایران» در انتهای بیانات خود گفت؛

«در «ایران» امروز وقت دانش آموزان مدارس را با تدریس «عربی» به هدر می دهند!»

دشمنیِ مشارٌالیه با زبانِ عربی، مثال زدنی و بی مانند است!

و حال آنکه برای فهمیدن متون پیشینِ زبان و ادبیّات فارسی لازم است که زبان عربی را تا حدی اهل علم و ادب فراگیرند تا
نسل های پیاپی از فهم آن متون محروم نمانند!

در ثانی باید بگویم که وای به حالِ «محمّد حیدری ملایری» اگر متوجّه شود که؛ «در آینده زبان علم و ادبِ مسلّط بر جهان،
زبانِ عربی خواهد بود!»

چرایش را با کمی اندیشه متوجّه می شوید!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   29 آذر ماه  1396  20Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)  (جلسه ی سی و دوم– پاسخ بیست و پنجم)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

      

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)

(جلسه ی سی و دوم پاسخ بیست و پنجم)

پاسخ بیست و پنجم مربوط به جلسه ی سی و دوم از سلسله برنامه های (مدرنیته، ایران) به بیان «محمّد حسین صدیق یزدچی» به شرح زیر تقدیم می شود. ایشان در بخشی از بیانات خود ثمره ی «رضا خان زدایی» پس از استعفا یا تبعید وی را چنین ارزیابی کرد؛

«پس «خردورزی» و «روشنفکری» و «مبارزه با خرافات» را به کناری نهادند!»

پاسخ اینکه؛ این بیانِ «موسیو یزدچی» یک اهانت بزرگ به ایرانیانِ «خردورز» و «روشن فکر» در سرتاسر تاریخِ پس از اِخراج
«پهلوی اوّل» از ایران تا به امروز تلقّی خواهد شد!

سپس «موسیو یزدچی» از بیانات «ماکس وبِر» جامعه شناس «آلمانی» شاهد می آورد که؛

«مدرسه جای «پیامبران» و شارلاتان ها نیست. مدرسه جای آموزش های قطعی است! مانند: «ریاضیات»، «فلسفه»،
«علوم تجربی»، «هنر» و «موسیقی» » ایشان ادامه می دهد که؛ «ژول فِری در فرانسه ی سال های 1880 میلادی، آموزش جدید و نوینِ لائیک و رایگان را به تصویب «پارلمان فرانسه» رساند.» «ژول فِری» اضافه کرد که؛ «ما نمی توانیم و نباید «آموزش دینی» را به میان آموزش های مدارس ببریم! چون ادیان متعدّد هستند و ما نمی توانیم میان آن ادیان انتخاب کنیم. اگر چنین کاری بکنیم، کودکان و دانش آموزان را به چیزی ارشاد کرده ایم که خود اعتقاد داشته ایم!»

پاسخ اینکه؛ «موسیو یزدچی» با این بیانِ رندانه راه را برای عرضه اندام «فلسفه» باز و برای جلوه گری و تبلیغ ادیان متعدّد مسدود می سازد و این برخلاف عدالت است!

قرینه قرار دادنِ ارشاد پیامبران در کنار «شارلاتانیزم» هم یک مقایسه ی ناعادلانه و پیش داوریِ به دور از انصاف می باشد!

در «فلسفه» هم می تواند مصادیق فاجعه ساز متولّد شود مانند: «مارکسیسم»!

چگونه فضای مدارس عرصه ی تاخت و تاز فلسفی قرار بگیرد (که ممدوح است) لیکن محل برخورد و تعامل اندیشه های «دینی» واقع نشود؟! برای تمامی ادیان و مذاهب هم می توان تعالیم اختصاصیِ ایشان را به شکل استقلالی در مدارس و آموزشگاه ها استوار کرد. اتفاقاً این حرکت همان ایده آلِ فلسفی است. یعنی رشد و استکمال اندیشه در تمدّن بشری!

واضح و آشکار است که دین ستیزی مورد تأیید قسمتی از صاحبانِ عقاید فلسفی در پیشگاه تاریخ رندانه جلوه می کند! و این برخلاف دمکراسی مورد ادعای اندیشه ی غربیِ عاری از «دین» است!

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   29 آذر ماه  1396  20Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

قربان دهانت «ناصر جان»!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 قربان دهانت «ناصر جان»!

در برنامه ی «شاخه های این درخت کهن» مورخ 27 آذر ماه 1396 خورشیدی «ناصر شاهین پر» با نقلِ مقدماتی ثابت کرد که برخی روحانیینِ ایرانی مقیم «عتبات» (نجف اشرف و کربلا و ...) و داخل «ایران» از موقوفات تحتِ امرِ سفارتخانه ها و کنسولگری های «بریتانیا» در «ایران» و «عراق» وجوهات ماهیانه دریافت کرده اند. چون سیاست خارجیِ «بریتانیا» قصد داشت تا در میان آن تعداد از روحانیینِ ضعیف النّفس به نفع تحقّقِ اهدافِ خود یارگیری کرده باشد!

با تأکید بر اینکه شرط هم کرده بودند، آندسته از روحانیین که از این وجوهات استفاده می کنند حق ندارند با اهداف «بریتانیا» مخالفت کنند!

قربانِ دهانت «ناصر جان»! بدینوسیله زیر آبِ «مشروطیت» را هم زدی!

معلوم شد که ایجاد مشروطیت در «ایران» به فرمان بریتانیای استعماری و توسط دو بازوی روشنفکران وابسته و برخی از روحانیینِ زر خرید صورت گرفته است! (و این داستان همچنان به اَشکال گوناگون در سطح جهان ادامه دارد!)

 

 گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   29 آذر ماه  1396  20Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

آرزو بر جوانان عیب نیست!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 آرزو بر جوانان عیب نیست!

«سیّد علیرضا نوری زاده» در برنامه ی «شما و ایران فردا» جهت پاسخ به تماس تلفنیِ یک مخاطب گفت؛

«برنامه ی «اندیشکده» و بسیاری از این دست در جهت ایجاد یک رونسانس در اسلام شیعی تنظیم شده است!»

چگونه «سیّد علیرضا نوری زاده» قصد ایجاد تغییر در «اسلام شیعی» دارد و اسمش را «رونسانس» می گذارد؟! تمامی برنامه های آن شبکه ی ماهواره ایِ فارسی زبان ضد «اسلام» و ضد دین است!

اگر «آل سعود» متوجّه شوند که قصد اصلیِ «سیّد ما» سرکوب اسلامی شیعی نیست، بلکه اسلام زدایی از «ایران» و منطقه است. ممکن است که قصد جان مشارٌالیه را بکنند!

اعترافات «سیّد ما» نشان می دهد که به انتهای راه رسیده است و متوجّه نیست که «اسلام» صاحب دارد و رنسانس مورد ادّعای «سیّد ما» خیالی است!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   29 آذر ماه  1396  20Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

پاسخ «انقلاب در نظام املاء»  نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

پاسخ «انقلاب در نظام املاء»

نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

با عرض سلام و ارادت به محضر محترم استاد «علیزاده طوسی» پاسخ نامه ی «سی ام» از سال یازدهم را به شرح ذیل تقدیم
می دارد.

آخ که «مدینه» گفتید و کردید کبابم!

در این جنگل نگارش های پر غلط و پُر از اِشکال چه از نظر «املاء» و چه از لحاظ «انشاء» به قولِ استاد عزیز حیله ای مفید و عاجل بباید اندیشید!

سرعت بیش از حد در ارتباطات کلامی و نگارشی به انضمام کم حوصلگی افراد و ایضاً کم سوادیِ پایه ای، در مجموع چنین
فاجعه ای را پدید آورده است!

اشاره ی استاد عزیز به تصویر روی جلد یک کتاب به شرح زیر بسیار جالب توجّه و مستحسن بود. که جای بدیل آن در زبان فارسی خالیست!

«تصویر روی جلد یکی از کتاب های منتشر شده برای کمک به دانش آموزان در یادگیری ریشه ی کلمه های لاتینی در زبان انگلیسی، تألیف «تریستا گلیسون» (Trista Gleason) چیزی که دانش آموزان فارسی زبان برای یادگیری ریشه ی کلمه های عربی در زبان فارسی به آن نیاز دارند.»

با اجازه ی استاد عزیز، به دلیل مغروق شدنِ نوجوانان و جوانانِ تمامی کشور ها از جمله «ایران» در اقیانوس بازی های «کامپیوتری» و «موبایلی» می خواهم از ارباب نرم افزاریِ این صنعت در «ایران» تقاضا کنم تا انواع بازی های مذکور را به شکل رعایت آموزش های املائی و انشائی در زبان فارسی هم ابداع کنند، بلکه با استفاده از این شیوه ی پسندیده و امکان پذیر بتوان از بروز و گسترش فاجعه ی املائی و انشائی در زبان و ادبیات فارسی پیشگیری کرد.

البتّه استفاده از چاشنی «اخلاق» در این قضیه بسیار مفید فایده خواهد بود که هر چه بدبختی است از بداخلاقیست!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   29 آذر ماه  1396  20Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

مشاهده ی حماقتِ غلیظ در منطقه ی شمال شهر «تهران»!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

                                                                                                                

مشاهده ی حماقتِ غلیظ در منطقه ی شمال شهر «تهران»!

معمولاً همگان چنین اِشعار می دارند که؛ «فقر و بی ایمانی با یکدیگر تقارن دارند!» یعنی ورود «فقر» مصادف با خروج «ایمان» خواهد بود! لیکن در «تهرانِ» امروز وضع به گونه ای دیگر است!

به دلایلی گذرم به شمال شهر «تهرانِ» امروز 29 آذر ماه 1396 خورشیدی رسید. در طول مسیرِ خیابانی متوجّه شدم که برخی از نسوانِ شنگول مآب تظاهر به بی حجابی می کنند! آن هم در داخل خودرو های لوکس و اکثراً شاستی بلند!

به پمپ بنزین رفتم. یکی از این نسوانِ متظاهر به بی حجابی در پشت فرمان خودروی خود حجاب از سر برداشته بود! چند بار خواستم به وی بگویم که اصلاً مسئله ی رعایت حجاب در زنان و مردان، به واسطه ی تأثیر مفید روی نسل ایشان است و لجاج بردار نیست. نسل کشور های به شدّت بی حجاب و بدن نما رو به انقراض است و دچار انواع و اقسامِ اِعوجاج و کثرت دگرباشانِ رو به ازدیاد جنسی هستند. لیکن ترسیدم که در پمپ بنزین ازدحام صورت گیرد و سریع با زدن بنزین در باکِ خودرو حرکت کردم!

حالا لطفاً بگوئید که با وجود رفاه و ثروت کثیر در این طبقات مرفّه، بی ایمانیِ رو به تزاید در ایشان به چه معنی است؟! و حال آنکه در همان شرایط، نکبتِ آلودگی هوا یک هفته ی پیوسته موجب تعطیلی مدارس و بسیاری از مراکز کاری شد! عدم وجود باد و بارش و برف و باران از چه روست؟!

وجود بلایای طبیعی در اقصی نقاط جهان و انکار علّت اصلی آن ها توسط «اَبلهانِ فاسق» کاملاً واضح و روشن است! هر کس انکار رابطه فسق و فجور با بلایای طبیعی کند، خود، فاسق است! یعنی خودش به یک یا چند فسق شدید مبتلا است.

حاکم و محکوم هم ندارد! هرکدام به نحوی و صورتی «خودزنی» می کنند! (از جمله همان زنِ راننده در پمپ بنزین!)

در حال مرگ هستند و از خواب غفلت بیدار نمی شوند و با انکار حقایق لجاج می کنند! در هر کجای جهان بلایای طبیعی و
غیر طبیعی  مشهود است. آتش سوزی وحشتناک در «کالیفرنیا»، طوفان های رنگ وارنگ در سواحل جنوبی و شرقی و غربیِ امریکا و بسیاری دیگر از این دست.

شاید زلزله ی قریب الوقوع «تهران» چاره ی کار فاسدین باشد! (چه حاکم و چه محکوم!)

شاید هم به کثافت نشستنِ «تهران» همانطور که در پیشگویی های آخرالزّمانی مأثور است! هزار بار گفته شده است که
بی حجابی و بدحجابی زنان و مردان در خرابی نسل صد در صد مؤثّر است! باز هم نمی فهمید که در مغرب زمین آثارش هویداست!

کثرت دگرباشان جنسی و مقطوع النّسل شدنِ تدریجی هم، نوع دیگری از خود مجازاتی است.

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   29 آذر ماه  1396  20Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

اَحمقانه ترین دعای یک ساده اندیشِ متدیّن!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

اَحمقانه ترین دعای یک ساده اندیشِ متدیّن!

در دعای قبل از اذانِ ظهر شبکه ی 3 سیما چنین شنیده شد که؛

«خدایا همانطور که مصلحت میدانی امور ما را به انجام برسان!»

این چه دعای نابخردانه ایست؟!

اگر مصلحت اندیشی الهی را طلب کنیم، یعنی «استغفر الله» به «ذات باری» اجازه داده ایم که به مصلحت اندیشی خودش عمل فرماید!

مؤمِن زیرک سعی می کند تا مؤدّبانه خواسته هایش را مطرح و طلب کُنَد!

به شکل ذیل؛

بار پرودگارا، من این خواسته ها را دارم. آیا صلاح می دانی که به من عنایت کنی، یا اینکه بهتر از آن ها را برایم در نظر داری؟!

چیز هایی را در دعا از «خداوند متعال» خواستن، موجب کمالِ اندیشه، شخصیّت و معلومات انسان می شود!

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   29 آذر ماه  1396  20Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

پاسخ «ارزیابی شخصیت های زبانی در ترجمه»  نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

پاسخ «ارزیابی شخصیت های زبانی در ترجمه»

نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

با سلام و عرض ارادت به محضر محترم استاد «علیزاده ی طوسی» پاسخ نامه ی بیست و نهم از سال یازدهم را تقدیم می دارد.

استاد عزیز در پاراگراف اوّل نامه ی مذکور چنین مرقوم فرمودند که؛

«صحبت از این بود که «قدرت بیانیِ هر کس به اندازه ی لغت ها، ترکیب ها، اصطلاح ها و استعاره هایی است که با آن ها فکر کرده است.»

و حال آنکه افزایش اطلاعات عمومی و به روز رساندنِ معلومات کلّی و جزئی مرتبط با «هستی شناسی» و «معرفت شناسی» هم از ضروریاتِ دستیابی به کمال لازم در امر ترجمه است.

در پاراگراف سوم چنین می خوانیم؛

«امّا حالا که در اوایل دهه ی سوم زندگیم، با صلاحیت های لازم تحصیلی و تخصّصی در حیطه ی وسایل ارتباط جمعی در مقام نویسنده و مترجم کار می کنم.»

متوجّه نشدم که عبارات فوق از ناحیه ی استاد عزیز است. یا شخصیّت فرضی دیگر! چرا که عُمر شریف استاد «علیزاده»
پر برکت تر و کثیر تر از آن سی سال است! (دهه ی سوم)

در پاراگراف آخر چنین آمده است که؛

«پاکستان دست داشتن نیرو های این کشور را در این اتّهامات رد کرده است.»؟

البتّه مستحسن آن است که گفته شود؛ «پاکستان» دست داشتنِ نیرو های این کشور را در «موارد اتّهامیِ» مذکور رد می کند.

با تشکر از زحمات و هدایت های بی دریغ استاد »علیزاده طوسی».

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   22 آذر ماه  1396  13Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

«مهرداد فرهنمد» مقام «ترامپ» را سهواً به «اردُغان» داد!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


         

«مهرداد فرهنمد» مقام «ترامپ» را سهواً به «اردُغان» داد!

در گزارشی که «مهرداد فرهمند» برای bbc فارسی از «بیت المقدّس» در مورد فرمان «ترامپ» دایر بر انتقالِ تدریجی سفارت «امریکا» از «تل آویو» به «بیت المقدّس» در تاریخ 18 آذر ماه 1396 خورشیدی ضبط و پخش کرد.

ناگهان «رجب طیّب اردُغان» را رئیس جمهور «امریکا» نامید!

این اتّفاقی سهوی بود. لیکن می تواند حاکی از واقعیّتی تلخ و شوم در درون سیاستِ استکباری باشد. یعنی همه اش فیلم و نوعی تئاتر جهت فریب توده های مظلوم و سرگردان!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   22 آذر ماه  1396  13Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

تذکّر مجدّد!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 تذکّر مجدّد!

«افشین نریمان» در برنامه ی «آپُزیت» مورخ 16 آذر ماه 1396 خورشیدی باز هم دُچار یک خطای بزرگ شد!

وی گفت؛ «به یقین در صدر «اسلام» هم «استکبار» بوده که مانعِ تحقّقِ اهدافِ «اسلام» شده است!»

آن همه انتقاد به نظامِ «جمهوری اسلامی ایران» یک طرف جای خود! (تحت عنوانِ مبارزه سیاسی!) لیکن کنایه زدن به «اسلام» و «پیامبرِ اکرم» از همان اهداف «صهیونیستی» و «استکباریست»! «نریمان» یادش رفته که قبلاً تذکّر داده شده بود که؛ «مبارزه سیاسی آری، اهانت به «اسلام» و هر دینی هرگز!»

حال جهت روشن شدنِ ذهنِ «نریمان» و مشتریانش، چنانچه اجازه به او بدهند که در این مورد با مخاطبانش گفتگو کند، مطالب ذیل را ارسال می کنم؛

اوّلاً در «هستی» همه چیز استحقاقی است! یعنی به واسطه ی ارتباط عوالم عدیده با هم، نتایج حاصله از وقایع و حوادث در عوالم متعدّد قابل جبران و رسیدگی است.

آدمیان را به زور نمی توان سعادتمند کرد! ایشان باید سعادت را طلب کنند و در مسیر دستیابی با هم، نتایج حاصله از وقایع و حوادث در عوالم متعدّد قابل جبران و رسیدگی است.

آدمیان را به زور نمی توان سعادتمند کرد! ایشان باید سعادت را طلب کنند و در مسیر دستیابی به آن قیام کنند و پس از تحصیل آن، نگهداریش کنند!

من و شما اگر کتابی را که فنون کُشتی را آموزش می دهد، بخوانیم هرگز «کشتی گیر» نمی شویم. لازم است تا تمرین کنیم و فنون کشتی را عملاً اجرا کنیم و به مهارت لازم برسیم.

در مورد تحقّق احکام «اسلام» در میان مردمِ هر زمان، طلب و خواستِ ایشان بسیار مؤثّر است و «استکبار» از ابتدای خلقت «آدم» علیه السّلام با تمرّدِ «ابلیس لعین» استارت خورده است و تا به امروز به اشکال مختلفه ادامه ی حیات داده است.

آری، تحقّق احکامِ نجات بخش «اسلام» و تغییرات مفید در آن متناسب با ازمنه ی جدید متأثّر از تغییر استحقاق و لیاقت آدمیانِ هر عصر خواهد بود! (پس به زور نمی شود که مردم را سعادتمند کرد! لیکن آنچنان هم آزادشان نمی شود گذاشت که مانع سعادتمند شدن الباقی شوند!)

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   22 آذر ماه  1396  13Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

دلقک جلوه دادنِ سفیر «بریتانیا»!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 دلقک جلوه دادنِ سفیر «بریتانیا»!

در برنامه ی «شاخه های این درخت کهن» مورخ 20 آذر ماه 1396 خورشیدی «ناصر شاهین پَرِ» شیرین زبان به شرح ماجرای اجرای توطئه ی برقراری ارتباط «سفیر بریتانیا» در عهد «قاجار» با علمای شیعه در کشور های «ایران» و «عراق» پرداخت.

البتّه این یار دبستانیِ شیرین بیان آنچنان داستانِ مربوط را به مثابه ی یکی از داستان های هزار و یک شب تعریف کرد که
عامّه ی مردم از تشخیص اهداف پنهانِ این قضیه غافل ماندند!

حوادثی که به اَشکال گوناگون در صورت ظاهر بر سر سفیر «بریتانیا» در ملاقات های شکست خورده اش با علمای مجتهد شیعه حادث شد، از سفیر «بریتانیا» فردی اَبله و ساده لوح ترسیم کرد! و حال آنکه تمامی آن وقایع از پیش طراحی شده بود. چرا که قصد تابو شکنی داشتند. یعنی شکستنِ حکم عدم استفاده از صندلی!

نشان به آن نشانی که «سیّد محمّد علی باب» در وصایای خود به مریدانش توصیه کرده است که؛

«هر کس روی صندلی بنشیند، جزو طول عمرش محسوب نخواهد شد!»

مبارزه با خرافات ممدوح است. لیکن القای مسموماتِ داستانی بدین شکل خیلی از خرافات خطرناک تر است!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   22 آذر ماه  1396  13Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

سادگیِ «محسن سازگارا» خیلی غلیظ است!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

سادگیِ «محسن سازگارا» خیلی غلیظ است!

در برنامه ی «پنجره رو به خانه پدری» مورخ 16 آذر ماه 1396 خورشیدی «محسن سازگارا» میهمانِ «سیّد علیرضا نوری زاده» بود.

وقتی «سیّد نوری زاده» گفت؛ «چه زیباست که «کلیمی»، «مسیحی» و «مسلمان» در «قدس» (بیت المقدّس) کنار یکدیگر در صلح و آرامش زندگی کنند!»

«محسن سازگارا» با سادگیِ هرچه تمام تر گفت؛ «بله، من در اینجا (امریکا) با بسیاری از «یهودیان» دانشجو سروکار دارم که همین مطلب را در ذهن خود می پرورانند. و می گویند؛ «ما در مدارس «اسرائیل» کنار «مسیحیان» و «مسلمانان» تحصیل
می کردیم!»

عجب! «محسن سازگارا» معترف است که با بسیاری از دانشجویانِ «اسرائیلیِ» مأمور به ادامه ی تحصیل در «امریکا» سروکار دارد!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   22 آذر ماه  1396  13Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)  (جلسه ی سی و یکم– پاسخ بیست و چهارم)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)

(جلسه ی سی و یکم  پاسخ بیست و چهارم )

بدینوسیله با استعانت از «خالق یکتا» پاسخ جلسه ی «سی و یکم» از سری برنامه های (مدرنیته، ایران) را تقدیم می دارد!

ابتدا معروض می دارد که «موسیو یزدچی» به هیچ وجه کار «فلسفی» نمی کند، بلکه کاری «کلامی» انجام می دهد. چرا که ایشان بر اساس پیش فرضِ، مردود دانستنِ «ایمان» در حیات «انسان» و اثباتِ تقابل مابین «عقل و ایمان»، مطالب خویش را تنظیم کرده است!

اکنون به روش گام به گام پس از بیان مطالب ایشان مرحله به مرحله پاسخ های مقتضی تقدیم می شود.

در ابتدای جلسه ایشان چنین سخن آغاز کرد که؛

«توضیح دادم که کار «روشنفکر» نقد ارزش هاست. لذا نمی تواند معتقد به یک نظریه باشد! چون خودش را «حبس» می کند!»

پاسخ اینکه؛ اگر «روشنفکر» نتواند بر اساس قوّه ی تمیز خود به بهترین «اندیشه» معتقد شود و یا دسترسی پیدا کُنَد، ملاک نقدش را از کجا استخراج خواهد کرد؟ یعنی بدین ترتیب روشنفکرِ مورد ادعای «موسیو یزدچی» هرگز به «یقین» نرسیده و نخواهد رسید. و عقلاً ما به نقد فرد متزلزل نمی توانیم اطمینان کنیم!

همین معتقد بودن به یک مبدأ «بی نهایت و لایزال» می تواند پشتوانه ی پویایی و تحوّلات مفید و ممتد در حیات آدمی باشد. کسی که به مخزن معرفت بی نهایت متّکی و متّصل شود، هرگز محبوس نخواهد شد!

سپس ایشان به دوره ی پیش از مشروطیت اشاره می کند که؛

«از حمله مغول به «ایران» و پادشاهی «صفویه»، «ایران» به خاموشی فرو رفته است! چون شیعه زده شده است! و پس از ظهور سلسله ی «صفوی» به مدت 4 قرن «روشنفکری» در «ایران» خفته است! پس از مشروطیت تمایل به قانونِ «انسان نوشته» پدیدار شد. لیکن ظهور «تجدید نظر طلبان» یا «نوجویان دینی» که از بیخ و بُن قلّابی است مانع از تحقّق آن شد!»

پاسخ اینکه؛ «موسیو یزدچی» نیاز دارد تا جهت اثبات خفته بودنِ «روشنفکری» بعد از حمله ی «مغول» و سلطه ی «صفویّه» در «ایران» به موارد «روشنفکری بیدار» مربوط به دورانِ ماقبلِ این مقطع زمانی اشاراتی داشته باشند! در غیر این صورت بیان
«موسیو یزدچی» سُست خواهد بود!

البتّه استفاده از ترکیباتی چون «تجدید نظر طلب دینی» یا «نوجویان دینی» به هیچ وجه مورد تأیید «اندیشه ی دینی» نمی باشد. بلکه واژه ی ترکیبیِ «شارحان پویای دینی متّکی به متون الهی» در هر عصر و زمان مطلوب و مورد تأیید اهل حلّ و عقد امور خواهد بود.

در مرحله ی سوم ایشان ادامه می دهد که؛

« «باور دینی» به امر قدسی و ربوبی متّکی است که نامش «ایمان» است. لیکن «اندیشه ی آزاد» کارِ «فلسفه» است! کار «فلسفه» طرح پرسش است. تا بتوانیم ارزش های مدرن را بیابیم! این «ارزش ها» علی الدّوام مورد پرسش قرار می گیرند. حتی «نیچه» فیلسوف معروف این «ارزش ها» را به زیر سؤال برده است! لذا پویاییِ این تفکّر همانا غیر ابدی بودنِ آن ارزش ها است!»

پاسخ اینکه؛ «موسیو یزدچی» وقتی کار «فلسفه» را طرح پرسش می داند که همینطور هم هست. باید اضافه کنیم که کار «ایمان» هم پاسخ به پرسش است! چه «ایمانِ دینی» باشد و چه ایمانِ غیر دینی»! یعنی آنکه همیشه یک ایقان به حقیقت، داوطلبِ پاسخ به پرسش فلسفی می شود! (چه دینی و چه غیر دینی)

متأسّفانه «موسیو یزدچی» از آوردنِ مثال خود داری کردند. لیکن ارزش ها در میان معتقدین به آنها دارای درجات هستند. برخی ابدی هستند و گروهی پس از ایجاد رشد و تأثیر گذاری خود جایشان را به ارزش های کامل تر و مفید تر بعدی می دهند. و این «حادثه» مورد انتظار «فلسفه» و مورد تأیید «دین» هم هست.

اساساً کار طلّاب علوم دینی در مدارس دینی به شکل پرسش و پاسخ و احتجاج است. در ثانی جلسات عظیم پرسش و پاسخ در تمامی علوم عقلی و نقلی به مدیریت امام «محمّد باقر» و امام «جعفر صادق» علیهما السّلام برقرار بوده است. در ضمن جلسه ی پرسش و پاسخ علمای ادیان در محضر امام رضا علیه السّلام و در حضور مأمون عباسی هم در سینه ی تاریخ مضبوط است!

در مرحله ی چهارم ایشان اضافه می کند که؛

«کار «فلسفه» پرسش است. ولی کار «دین» پرسش نیست! به محض اینکه در مقابل اندیشه ی دینی طرح پرسش کنید «ایمان» فرو می ریزد! اهل دیانت می گویند؛ «انسان» را «خدا» آفریده و در او «خیر و شر» قرار داده است! این «انسان» پس از مرگ در عالَمِ دیگر به پای حساب می رود.

«موسیو یزدچی» سؤال می کند که؛ چرا «خدا»، «انسان» را اینگونه آفریده است و در ضمن یک شیطان را هم در کمینِ او قرار داده است؟! این پرسش «عقل» است. لیکن اگر جواب شما قانع کننده نباشد، «ایمان» فرو می ریزد!

لذا «خیّام» آن ریاضیدان و متفکّر ایرانی در اثرِ طرح سؤالات فلسفیِ خود تکفیر می شود! پس در کار «ایمان» پرسش نمی توان کرد!»

پاسخ اینکه؛ قبلاً هم به عرض رسید که کار «دین» پاسخ به پرسش است. آن هم بر اساس یقین، استدلال و تمامی مراتب منطقیّه. در این مرحله «موسیو یزدچی» با طرح مقدمات نادرست نتایج نادرست را استنتاج می کند!

طرح پرسش ممکن است که ایمانِ سست را فرو بریزد لذا تربیت دینی دستوراتی جهت استحکام ایمانیِ تدریجی و قدم به قدم را توصیه می کند و این همان پویاییِ مورد انتظار «فلسفه» است.

«موسیو یزدچی» به اشتباه می فرمایند که «خدا» پس از خلقِ «انسان» در او خیر و شر را قرار داد! اساساً «شر» اصالت ندارد و تنها «خیر» اصیل است. لذا «ذات باری» شر را ایجاد و جاسازی نمی فرماید!

همه چیز منتهی به «خیر» است. و «شر» ظاهری، خود صورتی موقّتی از یک خیر انتهایی است. این مسدود اندیشیدن است که به «شر» اعتبار می دهد. از اینجا نتیجه می شود که حتّی دوزخیان که خود را آلوده کرده اند و باید پاک و تمیز شوند که بتوانند واردِ «عروسی» یا «بهشت» شوند، به تدریج آن به اصطلاح «شرور» از دامانشان زدوده می شود و جواز ورود به «بهشت» را پیدا می کنند!

در مورد وجود «ابلیس» حکمت الهی واسع است. مختصر اینکه؛ تعلیمات تئوریک به حدّ کفایت نیست و جنبه ی عملی آن مکمّل تعلیمات مورد نظر الهی خواهد بود.

پس کشتی گیر با خواندن تعلیمات تئوریک نمی تواند به یک کشتی گیر ماهر تبدیل شود و در عمل هم نیاز به تمرین دارد. پاداش و مدال از آنِ پهلوانِ میدانِ نبرد با «ابلیس» و اصحابش خواهد شد!

درجات گوناگون و مراحل تغییر ارزش های مورد نظرِ «فلسفه» نیز در اینجا کاملاً مشهود است!

در مورد رباعیّات «خیّام» باید اشاره شود که بسیاری از رباعیّات منسوب به وی مشکوک است و اصلاً کمتر کسی قادر است تا اصالت رباعیّات منسوب به وی را مورد تأیید قرار دهد!

لیکن جواب اکثرِ اشکالات مطروحه در رباعیّات منسوب به خیّام در درون ابیات، موجود است چون تمامیِ آن دسته از رباعیّات سفسطه هستند و از طریق «منطق صوری» اشکالات مطروحه مردود می شوند!

برای مثال، رباعیِ ذیل به هیچوجه نمی توانَد از آنِ حکیم دانشمندی چون «خیّام» بوده باشد!

افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد               وز دست اَجَل بسی جگر ها خون شد

کس نامد از آن جهان که پرسم از وی               کاحوالِ مسافرانِ دنیا چون شد!

منسوب به «حکیم عمر خیام نیشابوری»

تمامی سیر و سلوک آدمی در «کلام الله مجید» مذکور است.

در ثانی «عارف حکیم» یا در مرحله ی «علم الیقین» است و یا «عین الیقین» و یا «حقّ الیقین» پس قطعاً از احوالِ مسافرانِ اُخروی باخبر خواهد بود!

در مرحله ی پنجم ایشان چنین بیان می دارد که؛

« «ایمان» دو ویژگی دارد؛ 1-ترس 2-شیدایی (فریفتگی)! «ایمان» تا جایی وجود دارد که «ترس» برقرار باشد! دین «دُگم» است و «جزمی» است! پس تجدید نظر طلبانِ در «دین» معنا ندارد!»

پاسخ اینکه؛ مقدماتِ «موسیو یزدچی» کاملاً به دور از واقع است. شاید ایشان از الهیّاتِ قرون وسطایی چنین برداشتی را کرده باشند؟! در «اسلام»، «ایمان» از روی ترس و اجبار، «ایمان» محسوب نمی شود. «شیدایی» به معنی عدم معقولیّت هم باطل است. زیرا «ذات باری» از عاقل و مکلّف انتظار دارد و بازخواست اُخروی می فرماید.

وقتی ایمانِ به «توحید»، «نبوّت» و «معاد» را در «دین» بر اساس یقین عقلیِ فرد و استنتاج منطقیِ او می دانند و نه اِجبار و تقلید. پس نسبت دادنِ «ترس» و «شیدایی» به «ایمان» که به هیچوجه پایه ی «عقلی» و «منطقی» ندارند، به دور از انصاف و مروّت خواهد بود!

«دین اسلام» به هیچوجه دُگم و جزمی نیست. آنچه که در طول تاریخ مشاهده شده است و اکنون نیز مشهود است. سیاست است و دین نیست! به ساحتِ قُدسی «اسلام» خدشه ای وارد نیاید. آنچه اِشکال در این وقایع به چشم می خورد، از مسلمانیِ ماست!

«استواری» و «ایثار» از مختصّات «ایمانِ دینی و غیر دینی» است. حتی در هر مرامی مانند نیرو های واکنش سریع و کماندویی کشور های استکباری ایمانِ افراد به اهداف و مرکزیّت فرماندهی مبتنی بر استواری عقیده و ایثارگری است!

در «اسلام» «تجدید نظر طلب دینی» نداریم و این یک مقدّمه ی باطل است. بلکه «شارحانِ دینی مسلمان در عصر مدرنیزم» داریم.

در مرحله ی ششم، «موسیو یزدچی» به سراغ استشهاد از بیانات «شیخ فضل الله نوری» در عهد مشروطیّت می رود که؛ « «آزادی» در «اسلام» «کفر» دانسته شده است! و اگر از جزمیّت آزاد شویم بی«دین» خواهیم شد!»

پاسخ اینکه؛ شرح بیانات «شیخ فضل الله نوری» عملاً در طول سال های پس از شهادت او بر بالای دار، تا به امروز در مغرب زمین ملموس و مشهود است! وی با «آزادی سلبی» مخالفت کرد و نه با «آزادیِ ایجابی»!

در «مغرب زمین» «آزادی سلبی» و «ایجابی» به شکل آمیخته با هم پیاده شده است. لیکن به نسبت هایِ 90 درصد به 10 درصد! 90 درصد آزادی «سلبی» و مخرّب و طاعونی که هستی آدمیان را به آتش کشیده است! و فقط 10 درصد «آزادی ایجابی» جهت مانور دادن و فریب «خلق خدا» آراسته شده است و در پُشت آن 10 درصد همان 90 درصدِ باطل در خدمت اهریمنان جنّ و اِنس خدمت
می کند!

در انتها؛ «موسیو یزدچی» اعلام می دارد که؛

«اندیشمند «سکولِر» به هیچ وجه نشانه ای از «امر قدسی» درونش وجود ندارد! و «روشنفکر غیر سکولِر» از بیخ باطل است!»

اصلاً همین حکمِ «موسیو یزدچی» خودش نوعی جزمیّت است! «روشنفکرِ غیر سکولِر نداریم» که نشد حرف حساب و منطقی! روشنفکر یعنی کاشِف و سپس شاهدِ حقایق هستی! حال سکولِرش از دینیِ آن چیز هایی کمتر خواهد داشت. چرا که عظمت ربوبی و کلام الهی را منکر می شود! پس (∞-n) است!

آنان که از ریاضی سر رشته دارند متوجّه می شوند که (∞-n) یعنی نابود! در اینجا n اندیشه ی «روشنفکر سکولر» و ∞ «علمِ الهی» است.

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   22 آذر ماه  1396  13Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«هادی خرسندی» با «شارلی اِبدو» مسابقه گذاشته!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 «هادی خرسندی» با «شارلی اِبدو» مسابقه گذاشته!

«هادی خرسندی» در برنامه ی «هادی و گربه اش» مورخ 20 آذر ماه 1396 خورشیدی یکپارچه به ائمّه ی معصومین علیهما السّلام تاخت و اگر نشریه ی هفتگیِ «شارلی اِبدو» به یک چهره ی فرهنگیِ مسلمان گیر داد! در عوض «هادی خرسندی» امامان شیعه را
سوژه ی برنامه ی خود قرار داد!

اگر حلال زاده بودنِ طنز نویسان «شارلی اِبدو» بدینوسیله مورد تردید قرار گرفته باشد! (اهانت به اسلام و مسلمین) لیکن
«هادی خرسندی» در عوض هم حلال زاده است و هم اولاد پیغمبر اسلام!

حال بگوئید ببینیم که مجازاتِ شرکای شریک در «شارلی اِبدو» سنگین تر است یا مکافاتِ «هادی خرسندی» و شرکایش؟!

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   22 آذر ماه  1396  13Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

هر عقیده و پدیده ی ناشناخته ای «خرافه» نیست!  «شبه علم» یک مغالطه ی لفظی است!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


       

هر عقیده و پدیده ی ناشناخته ای «خرافه» نیست!

«شبه علم» یک مغالطه ی لفظی است!

«مهرنگ خزاعی»روانشناس بالینی در برنامه ی «دانش نوین» مورخ 18 آذر ماه 1396 خورشیدی در مورد «خرافه»، «شبه علم» و مطالب «علمی» به گفتگو پرداخت. البتّه محور بیانات ایشان صحیح بود، لیکن به واسطه ی مخلوط بودنِ حق و باطل در تمامی شئون از جمله علوم امروزی نواقص استنباطی در بیانات وی نیز مشهود بود که بدینوسیله توضیح داده می شود.

هر مطلبی را نمی توان «خرافه» نامید. به رغم اینکه از آن سر در نمی آوریم! آیا مطالب مأثور از «داروین»، «فروید» و «مارکس» علمی هستند؟!

این تثلیث شوم چه فلاکتی بر سر تمدّن بشری آورد که امروز شاهد آثار تخریبی آن هستیم!

وقتی شور بودنِ چشم برخی از افراد را خُرافه می نامیم و در کنار دست مالیدن به شکم مجسّمه ی «بودا» قرار می دهیم. این به نشانه ی قلّتِ دانش و اطلاعات حقیقی ما از «هستی» است!

به طور کلّی هر آینه هر کس در مورد هر مطلب و پدیده ای تطیّر بزند می تواند همان چیز به شکل مفید یا مضرّ بسته به آن کیفیّتِ موجود در تطیّر، محقّق شود!

یکی با فرا رسیدن عطسه انجام کارش را متوقّف می کند!

دیگری با فرا رسیدن عطسه انجام کارش را سرعت می بخشد!

هر دو مورد صحیح عمل می کنند! چرا که قدرت اعتقادیِ آن افراد حقیقت متناسب با اعتقادشان را ظاهر می کند!

نشان به آن نشانی که علم امروز به تأثیر (بالِ پروانه) «Butterfly» در «هستی» معتقد است! پس برخی به دلایلی که بسیار مفصّل و پیچیده است آگاهانه می توانند از انرژی های مفید یا مضرّ استفاده کنند! تصرّف در انرژی برای همه امکان پذیر است. لیکن روش فراگیری آن به استعداد، صداقت و فضایل نفسانی نیازمند است! درجاتش در موجودات از یک تا بی نهایت متغیّر است.

هر آینه زن بارداری به جسد میّت نگاه کند، تأثیر نوعی از انرژیِ متصاعد از جسد میّت بر روی جنینِ آن زن باردار تأثیر می گذارد و چشمان آن جنین دارای توان نوعی از انرژی تخریبی می شود که نامش را «شوری چشم» می گذارند! و درجات دارد. راه برطرف کردنِ آن هم موجود است!

لطفاً به مطلب ابطال پذیری «کارل پوپر» فیلسوف غربی توجّه فرمائید. یعنی اینکه هر مطلب علمی توسط مطلب علمی جدید ابطال می شود. و سوابق زیادی در «تاریخ علم» موجود است. از قبیل انکار قوانین ژنتیک که امروزه متداول شده است! و اینکه برخی از عوامل بیماری زا که فوتون سوارند و از شیشه عبور می کنند تا افراد مبتلا شوند! (آیا موارد علمی ابطال شده «شبه علم» بوده اند؟!) هرگز. «شبه علم» نداریم!

عنوانِ «شبه علم» یک مغالطه ی لفظی است. در «هستی» فقط «علم» است و «جهل»!

باید بتوانیم مابینِ «خرافه و مطالبی که از درک حقیقتشان فعلاً عاجز هستیم یعنی «فرا علم» فرق قائل شویم!

آیا ازدواج هم جنس با هم جنس یک فرایند علمی است یا خرافی؟!

نظر «علم روانشناسی» در مورد این فاجعه چیست؟! چگونه چاره اندیشی کرده است؟!

حتماً علّت بُروزش را کشف نکرده اند! و حال آنکه علّتش واضح است امّا گوش شنوا قلیل است!

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   22 آذر ماه  1396  13Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

فیلم «رقص خرگوش ها» ساخته ی «مبارز جوانمرد»!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 فیلم «رقص خرگوش ها» ساخته ی «مبارز جوانمرد»!

«مبارز جوانمرد» پدیده ی ناموسی را به روش طنز در این فیلم به تصویر می کشد! و «شپول عبّاسی» در برنامه ی «اِکران» از طریق VOA فارسی به پخش این فیلم در تاریخ 17 آذر ماه 1396 خورشیدی اقدام کرد.

بر خلافِ نامِ این به اصطلاح نویسنده و کارگردان، وی بویی از جوانمردی نبرده است و فعل او تیشه به ریشه ی کیانِ خانواده و قوام و دوامِ نسل بشر می زند!

وی بر اساسِ جهل مُرکبش که آمیخته با ساده اندیشیِ اوست، هدفمند اقدام به تولید این فیلم کرده است! کاملاً مشخّص است که وی در خلق این سفسطه استاد داشته و پخش این فیلم مخرّب از VOA فارسی یک قرینه ی اثباتی است!

مقایسه ی دختر نوجوان با قوطیِ نوشابه یک تشبیه ننگین و خیانت به مقامِ نسوان عزیز است! در حقیقت وی به نوامیس خود از قبیل مادر، خواهر و سایرین اهانت کرده است. (اگر با این وصفِ انکاری برای خود ناموسی قایل باشد!)

به سخره گرفتنِ تمامی ارزش های یک جامعه از قبیل حفظ ناموس و دفاع از میهن و امثالهم کار یک دوست نیست بلکه کار دشمن خبیث است!

ساخت چنین فیلم هرزه و مسخره ای نشان می دهد که استادش دانسته یا ندانسته (مستقیم یا غیر مستقیم) اَجنبی بوده است. نشان به آن نشانی که انگشت وسط دست را به علامت اهانت معرّفی می کنند و حال آنکه این مطلب در غرب مرسوم است و نه در ایران! در «ایران» انگشت شصت به علامت اهانت تعبیر می شود! (سناریو نویس غربی بوده است!)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   22 آذر ماه  1396  13Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

گذری و نظری 169  (مورّخ دوازدهم آذر ماه 1396 خورشیدی)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

                                                                                                          

گذری و نظری 169

(مورّخ دوازدهم آذر ماه 1396 خورشیدی)

ــ محمّد جلالی (میم سحر)

باز هم حضرت (میم سحر) با اشعار مشعشعانه ی خویش ما را خجلت زده فرمودند!

«دست «خدا» در آستینِ دشمن است!» یعنی چه؟!

تنها «ابلیس لعین» می تواند از این تشبیه و استعاره استفاده کُنَد!

«محصول کشتِ «عقل» ما در آفت است!» اگر صحنه را صحنه ی برگزاری امتحان استکمالیِ الهی بدانیم، محصول کشت عقلت متعلّق به ذات ربوبی است و مصرفش هم به فرمان اوست و اگر مطیع باشیم قطعاً مأجور خواهیم بود.

ــ محمّد حیدری ملایری

ایشان با دیدن برنامه ی «پرگار» از bbc فارسی پیرامون زبان فارسی دری و لهجه های غیر دری برآشفته شده بود و bbc فارسی را متّهم به تفرقه افکنی کرد!

و حال آنکه هدف برنامه ی پرگار bbc فارسی رفع اختلاف و ایجاد انسجام مابین تمامی گویش های زبان فارسی بود.

در جایی که یکی از مقامات دولتیِ «جمهوری اسلامی افغانستان» به خاطر استفاده ی یک دختر خبرنگار از لهجه ی «ایرانی» ناگهان بی رحمانه بر گونه ی آن دختر خبرنگار سیلی محکمی می نوازد، چگونه انتظار دارید که باور کنیم که «فارسی دری» با فارسی رایج در کشور «ایران» یکسان قلمداد شود؟!

منظور bbc فارسی رفع چنین اشکالاتی است که متأسّفانه مبتنی بر تعصّبات کور، هستیِ «زبان فارسی» را تهدید می کند!

در انتهای آن «پرگار» قرار بر این شد که بگویند زبان فارسی به لهجه ی دری، تاجیکی، اصفهانی، شیرازی، کرمانی، یزدی، قمی، کاشانی ...!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   15 آذر ماه  1396  6Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«سیامک شجاعی» خودش را ضایع کرد!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 «سیامک شجاعی» خودش را ضایع کرد!

در برنامه ی «افق نو» با اجرای «پیام یزدان» که در تاریخ 8 آذر ماه 1396 خورشیدی از VOA فارسی پخش شد. موضوع برنامه مشکلات جاری در ایران و منطقه بود.

یکی از میهمانان برنامه «سیامک شجاعی» بود. وی در بیانات خود بی دلیل و بدون مقدمه از عنوان خفیف در مورد بزرگانِ «جمهوری اسلامی ایران» استفاده کرد و در عین حال از سوی «پیام یزدیان» هم به او تذکّر داده شد!

کسی که منطق قوی دارد هرگز چنین بیانِ خفیفی را مورد استفاده قرار نمی دهد.

در حقیقت او خود زنی کرد! و نشان داد لایقِ عنوان علمیِ موسوم نیست!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   15 آذر ماه  1396  6Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«طغرل بیداد می کند! (از کنترل خارج شده است!)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 «طغرل بیداد می کند! (از کنترل خارج شده است!)

در برنامه ی رسوایِ «شعر یادت نَرِه» مورخ 12 آذر ماه 1396 خورشیدی (تکرار) مجری برنامه «طغرل» وقاحت را به اوج خود رساند!

البتّه معمول است که عبارتی اینچنین را از قبل با شرکت کننده در مسابقه هماهنگ می کنند!

شرکت کننده ی «مرد» جهت بیان پاسخ قسمت اوّلِ شعر گفت؛ «زیر ماتحتم!» (البتّه با استفاده از واژه ی اصلی!)

شرکت کننده ی «زن» جهت بیان پاسخ قسمت اوّلِ شعر گفت؛ «تویِ ماتحتم!) (البتّه با استفاده از واژه ی اصلی!)

دقیقاً این صحنه در راستای همان طرح لشوش پروریست که خواسته ی «پروتکلِ یهود» مورد تأیید و تعقیب
«صهیونیسم بین الملل» است!

و در انتهای برنامه ی «بفرمائید شام» مورخ 13 آذر ماه 1396 خورشیدی (تکرار) «طغرل» گفت؛ «تا برنامه ی بعدی شما را به هم می سپارم!»

آخر و عاقبتِ شبکه ی رو به اضمحلالِ manoto رسیدن به عبارتِ «شما را به هم می سپارم» شده است! این هم به نوعی در جهت گسترش «لشوش پروریست»! «صهیونیست ها» در استحاله ی «بهائیان» به این توفیق رسیده اند! یعنی اِنکار علنیِ توحید و یکتاپرستی در این رسانه!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   15 آذر ماه  1396  6Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

تسلیت به «سمت نو»!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 تسلیت به «سمت نو»!

از قرار معلوم تنها در درون کشور مسدودیت و ممانعتِ استقبال از پیشنهاد های مفید و مؤثر نیست، بلکه در میان «ایرانیان» صاحب رسانه و خارج نشین هم شایع است!

لطفاً پس از ضبط برنامه ی «سمت نو» علی الخصوص برنامه ی مورخ 7 آذر ماه 1396 خورشیدی، یکبار خودتان آن را مشاهده کنید تا متوجّه شوید که چه دسته ی گُلی به آب داده اید!

عدم استقبال از پیشنهاد های مفید مخاطبان برنامه نشان می دهد که شکست این برنامه محتوم خواهد بود!

شما هم اسیر هستید! لافِ آزادی نزنید!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   15 آذر ماه  1396  6Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)  (جلسه ی سی ام– پاسخ بیست و سوم)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                                                                   

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)

(جلسه ی سی ام پاسخ بیست و سوم)

در پاسخ به برنامه ی «سی ام» از سلسله مطالب «موسیو یزدچی» تحت عنوانِ (مدرنیته، ایران) به عرض می رساند که؛

ایشان معتقد هستند که در «ایران» هرگز «کار فلسفی» صورت نگرفته است! یعنی پرسش از «چیستی ها» و «چرایی ها»! مشارٌالیه معنقد است که، ما در ایران فلسفه نداشتیم، چون پرسشگری نکرده ایم! ما «الهیّات» داشتیم و «الهیّات» را جای «فلسفه» گذاشتیم! چون کار «فلسفه» را دقیق نشناختیم! و چون وارد بیراهه ی کار سیاسی شدیم، بدون آنکه در مقدمه «کار فلسفی» را به انجام رسانده باشیم به «دمکراسی»، «حقوق بشر» و «آزادی» هم نرسیدیم! (چون به نحو فلسفی نیاندیشیدیم!)

ایشان معتقد است که «حق سیاسی» یک «امر فلسفی» است که از درون «تفکّر فلسفی» بیرون می آید. و این از وظایف «روشنفکرانِ» هر جامعه است.

متأسّفانه ایشان اشعار می دارد که؛

«واجب است که بدانیم و دقیق بیاموزیم و بیاندیشیم که، دوره ی ارزش های دینی و اسلامی و ماقبل اسلامیِ ایرانیان به پایان رسیده است و دیگر پویایی نخواهد داشت! و نمی تواند امروزه ما را مدیریت کُنَد!»

ایشان معتقد است که، چون پرسش نکردیم مشکلات را نتوانستیم بشناسیم و اینکه در عصر حاضر چه اموری را باید مورد نظر قرار داده، میان جامعه ببریم! اوّلین چیز، دسترسی به «آزادی» ها بوده که در قسمت های آزادیِ اندیشه، انتشار فکر و تأسیس مجامع فکری با اهداف گوناگون موفّق نبوده ایم!

«موسیو یزدچی» معتقد است که، هر آینه یک «روشنفکر» وزن گیری سیاسی کُنَد، از نقد و طرح پرسشِ خود باز می ماند!

حال به نقد و بررسیِ آرای ایشان اشتغال می ورزیم؛

چرا «موسیو یزدچی» تا بدین حد نسبت به میراثِ فرهنگ ایرانی جفا می کند؟! آیا آثار مأثور از اُدبا، عرفا و دانشمندانِ ایرانی مرتبط با قرونِ قبل از اسلام و پس از آن مالامال از پرسش های بنیانی (کلّی) مصداقی (جزئی) نیست؟!

حتماً باید از حلوای غربی ها بخوریم و بَه بَه و چَه چَه بگوئیم!؟

به شهادت برخی از دانشمندانِ رشید و شجاع غربی فرهنگ و تمدّن غرب مبتنی بر استفاده از فرهنگ و تمدّن شرقی مخصوصاً ایرانیست!

آنچه را که «موسیو یزدچی» الهیّاتِ جایگزین به جای «فلسفه» می نامد، «علم کلام» است و «فلسفه» نیست!
«فلسفه ی اسلامی» و «فلسفه ی محض» مقولات دیگری هستند!

«کلام» پیش فرض دارد. لیکن «فلسفه» بدون پیش فرض است.

البتّه در «فلسفه ی اسلامی» بدون تعیین پیش فرض نتیجه ی پرسشگری دستیابی به «توحید» می شود، که متأسّفانه معاندینِ «وحدت عاقل و معقول» نمی خواهند آنرا بپذیرند. چون ضد توحیدند! (یعنی پیش فرض دارند. لذا کارشان «فلسفی» نیست! بلکه «کلامی» است!)

آیا اصلِ محتومِ «هستی مرجّح بر نیستی است.» پاسخ یک پرسش «فلسفی» نیست؟! (ما «فلسفه» نداشته ایم؟!)

آیا «اَلواحد و لا یَصدُرُ عَنه اِلّی الواحد» پاسخ یک پرسش «فلسفی» نیست؟! (ما «فلسفه» نداشته ایم؟!)

آیا «مرگ آگاهیِ انسان ها» که پایه ی «یقینِ» ایشان را می تواند تشکیل دهد، پاسخ یک پرسش «فلسفی» در مسیر
«هستی شناسی» و «معرفت شناسی» نیست؟! (ما «فلسفه» نداشته ایم؟!)

اکنون به سراغِ پشت پا زدنِ غربی ها به میراث فلسفی خودشان می رویم؛

وقتی «کانت» می گوید؛ «نتیجه استکمالی معقولیّت «آزادی» است و بلعکس» یعنی هر چه عاقل تر شویم آزاد تر می شویم!

حال که در قرن 21 میلادی هستیم چند درصد از غربی ها و ایضاً جهانیان به دنبال معقولیّت یعنی عاقلتر شدن هستند؟!

آیا به این گفته «کانت» پشت پا نزده اند؟! همه اش به دنبال رفع نیاز های شکمی و زیر شکمی هستند!

پس «آزاد» هم نخواهند شد! همگی در دامِ دوز و کلک های ارباب قدرت و سلطه اسیر خواهند ماند!

«موسیو یزدچی» «حق سیاسی» را یک «امر فلسفی» می داند. لیکن در جهان استکباریِ امروز که عدّه ای استثمار می کنند و
عدّه ی کثیر استثمار می شوند، «حق سیاسی» و «امر فلسفی» بی معنی بلکه مسخره است!

خوشبختانه «ملّت ایران» ذهنی «دائم السؤال» یا مملو از پرسش پیدا کرده اند. و این چالش برای ایشان عاقبتی مظفّر را به ارمغان خواهد آورد.

تأخیر در پاسخ به پرسش های ذهنی «ملّت ایران» و سایر اقوام و ملل روی زمین به واسطه ی سلطه ی استکباریون بر وسایل ارتباطات جمعی جهانی است که شدیداً کنترل شده است و نمی گذارند نیرو های افشاگر و روشنگرِ حق پرست، مظلومین جهان را آگاه سازند!

لیکن چون همه چیز در «هستی» استحقاقیست. به محض آنکه این استحقاق در جمعیّتِ تحت ستمِ جهان کنونی به حدّ لازم برسَد، لاجرم این انتقال اطلاعات و آگاه سازی عمومی محقّق خواهد شد. و این هم یک پاسخ «فلسفی» و «منطقی» است!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   15 آذر ماه  1396  6Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

خدای مولوی و خدای حافظ

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 خدای مولوی و خدای حافظ

در برنامه ی «اندیشکده» مورخ 14 آذر ماه 1396 خورشیدی «محسن سازگارا» ابتدا به معرّفی «سروش دبّاغ» دانش آموخته ی شیمی آنالیتیک و فلسفه ی علم پرداخت و اینکه با پخش سخنرانی وی در «سندیه گو» واقع در «امریکا» به بررسی مختصر و مفیدِ دو شاعر عارف ایرانی یعنی «مولوی» و «حافظ» اقدام کرد.

در آغاز «سروش دبّاغ» آنچنان از «مولوی» تعریف کرد که او را دقیقاً در کنار مقام پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم قرار داد! (یعنی هر دو را «نور پا» دانست!)

احساس و تصوّر اینجانب اینچنین است که مشارٌالیه با این روش قصد دارد تا در جامعه ی فکری ایرانیان تحرّک ایجاد کُنَد و بر اثر اجرای تلاطم هایی در بنیان های اعتقادی به رشد دیالوگ های مختلف در فضای اندیشه ورزیِ جامعه ی ایرانی اقدام کرده باشد. مانند طرح «رؤیا خواندنِ» «وحی» بر پیامبر اسلام!

این شیوه ی بسیار خطرناکیست! زیرا تنها در میان فُضَلا و عُلَمای مربوط می تواند مؤثّر و مفید فایده افتد و در مورد سطوح دیگر جامعه بسیار هم خطرناک خواهد بود!

ایجاد تحرّک در میان اهلِ علم و فضیلت به بهای منحرف شدنِ عدّه ی کثیری از عوام النّاس! حاصل کار، به دوزخ سرازیر شدنِ ما و «سروش دبّاغ» و آن عدّه ی کثیر!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   15 آذر ماه  1396  6Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

«حسین لاجوردی» «کافر» بود یا «کافر» شد؟!

 

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


«حسین لاجوردی» «کافر» بود یا «کافر» شد؟!

در برنامه ی امروز و فردای «ایران» از «انجمن پژوهشگران ایران» مورخ 11 آذر ماه 1396 خورشیدی (تکرار) «حسین لاجوردی» گفت؛ «جهنّم وجود ندارد!»

و حال آنکه «ادیان توحید» بالاتّفاق شهادت می دهند که «بهشت» و «دوزخی» وجود دارد! «کلام الله مجید» شهادت می دهد که «بهشت و دوزخی» استحقاقی فراهم است و رو به توسعه! زیرا افعال نیک و بدِ مخلوقات ذیشعور هم رو به گسترش و افزایش است!

حتّی آثار جاویدِ «از دنیا رفتگان» در این جهان، شامل خوبی ها و بدی ها هم دائم متوجّه حیات جاوید اَموات در جهان باقی
می شود! افعالِ نسل هایی که از خود باقی می گذارند نیز در این روند مؤثّر است!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   15آذر ماه  1396  6Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی" 

 

چند کاسه در یک کاسه

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

چند کاسه در یک کاسه

ــ وقتی که یک شکایت تلفنی مُشت شاکی را باز می کند!

در برنامه ی «ایران فردا با شما» مورخ 5 آذر ماه 1396 خورشیدی یکی از نسوانِ مخاطبِ برنامه از بیانات «پیام فاضل» پزشک همکار با «پزشکانِ بدون مرز» که در برنامه ی «پنجره رو به خانه ی پدری» میهمان «سیّد علیرضا نوری زاده» بود، شکایت کرد!

مشارٌالیها گفت؛ «بیانات «پیام فاضل» تهوّع آور بود!»

معمولاً از طریق «مکانیزم دفاعی» مورد اشاره ی «علم روانشناسی»، افراد باطن های خود و حقایق رفتاری و زیستیِ تا حدّی پنهانِ خود را از این طریق بیرون ریزی می کنند!

شاید مشارٌالیها از آن صحنه ی عرضه ی دخترک توسط پدرش در ساحل دریا به «پیام فاضل» حالت تهوّع پیدا کرده باشد!
(تداعی معانی!)

ــ عجب دانشگاه فریبایی!

در پیام های تلفنی ارسالی به تلوزیون «ایران فردا» شنیده شد که این رسانه را یک دانشگاهِ پرمحتوی نامیدند!

البتّه زحماتِ مدیریت این رسانه و سایر خدمه قابلِ تحسین است. لیکن وجود فضله های موشِ فراوان در این خوراک فکری و ذهنی به شکل پخش صحنه های به دور از عفت عمومی تمامی محسنات آن رسانه را بر باد می دهد!

هر چند که در این رسانه حق و باطل مخلوطند و روز به روز کفه ی باطل سنگین تر می شود.

جالب تر اینکه 7 تا 8 صدای مشخص و تکراری پیام ها را ارسال می کنند و دیگر صدای جدیدی در میان آن ها به گوش
نمی رسد! شاید مدیریت محترم آن رسانه به دور خود پیله ای تنیده باشد و اندک اندک به تغافل دچار شده باشد!

متذکّر می شود که حاصلِ کار این دانشگاه لُشوش پروری نشود!

ــ آزمایش موشک در زیرزمین!

در برنامه ی «شما و ایران فردا» مورخ 2 آذر ماه 1396 خورشیدی مجری برنامه در پاسخ به سؤالِ یک مخاطب برنامه ها که پرسیده بود؛ «آیا زلزله ی غرب کشور عمدی بوده یا خیر!» پاسخ داد: این زلزله طبیعی بوده و نمی تواند مربوط به آزمایش «موشک» در زیر زمین باشد!

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   15 آذر ماه  1396  6Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

تناقض های عدیده در بیاناتِ «حسام نوذری» و «علیرضا میبدی»!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

تناقض های عدیده در بیاناتِ «حسام نوذری» و «علیرضا میبدی»!

در برنامه ی «نگاه» مورخ 8 آذر ماه 1396 خورشیدی «حسام نوذری» پژوهشگر  زیست شناس میهمانِ «علیرضا میبدی» بود.

وی معتقد است که موجودات روی زمین به خاطر نتیجه گیریِ زود هنگام و قضاوت پیشین توانسته اند که دوام آورند! وی اضافه کرد که؛ «ترس موجب دوام می شود!»

ایشان «حزم و احتیاط» را به «ترس» تعبیر کرده است. و این ضرب المثل ایرانی را هم از یاد برده است که؛ «ترس برادر مرگ است!»

وی از یک سو می گوید که، «زود قضاوت کردنِ آدمی موجبِ بقای او شده است!» و از طرف دیگر اشاره می کند که؛ «از سی سال پیش از امروز ما در دوره ی تاریکی زندگی می کنیم!» چون به موارد «غیر علمی» (به قول حسام نوذری) ایمان داریم! و علاقه نشان
می دهیم! که موجب بقای ما می شود!

مشارٌالیه مدافع صد در صدِ «طبّ رایج» است و شیوه های درمانی همچون «هومیوپاتی»، «انرژی درمانی»، «طب گیاهی»،
«طب سنّتیِ» مناطقی چون (ایران، مصر، هند، چین، روسیه و سرخ پوستان امریکایی) و «طب سوزنی» و سایر موارد را از جمله «شارلاتانیزم» می داند!

حتی نصایح و راهنمایی های «دکتر OZ» پزشک امریکایی «ترک تبار» در برنامه ی تلویزیونی «امریکا» و نصایح «اُپرا» از نسوانِ رنگین پوست که در تلویزیون امریکایی برنامه ی آگاه سازی دارد را به عنوان کلاهبردار و شارلاتان معرّفی کرد!

آیا این بیانِ «حسام نوذری» به نوعی «شانتاژ» است یا «سونداژ»؟!

لازم است که به «حسام نوذری» و امثالهُم متذکّر شوم که؛

مُرغ یک پا ندارد! تنها پزشکیِ رایج، علمی نیست. بلکه تمامی شیوه های طبّ مکمّل هم علمی هستند! مخصوصاً انرژی درمانیِ اَصلح و راستین و نه تقلّبی و ناصالح در هستی حرف اوّل را می زند. زیرا در عالَم محلّی وجود ندارد که انرژی حضور نداشته باشد! یعنی حرف اوّل را «انرژی» می زند! مهمّ تصرّف در انرژی، باذن الله تعالی است که به «ستمگران» ندهند!

«حسام نوذری» دقّت کُنَد که تمامی جمعیّتِ ساکن بر روی زمین امکانات مالی جهت درمان از طریق «طب رایج» را ندارند و تلف می شوند! «سازمان بهداشت جهانی وابسته به «سازمان ملل متحّد»مجوِز تأسیس کرسی تدریس در مقطع فوق تخصّص پزشکی در دانشکده های پزشکی کشور های جهان جهت احراز تخصّص در سایر موارد درمان های مکمّل را صادر کرده است که در حدود بیست سال پیش در جهان جاری و ساری شده است. کجای کار هستید؟!

«دکتر OZ» ب اساسِ مصلحت اندیشی و صدور مجوّزِ مدیرانِ جامعه ساز و اصلاحگر امریکایی این برنامه را اجرا می کند تا جلوی ناآگاهی زیستیِ ملّت امریکا گرفته شود و از خسارت های هزینه سازِ کلان و تلفاتِ انسانی پیشگیری می شود!

اگر برخی از اینچنین برنامه های آگاه کننده همچون «اُپرا»، «دکتر OZ» و امثالهم در سطح جهان نباشد. سطح علمی و ادراکیِ افراد بالا و بالاتر نمی رود. (هرچند که تمامی این برنامه ها خالی از اِشکال هم نیست!)

لیکن «طب رایج» علاوه بر خدمات معمول بیش از هر جنگ جهانگیری آدم کشته است! خطاهای علم پزشکی رایج فراوان است! دارو های کُشنده بسیارند! فی المثل «استاتین ها» که بعد از کشتنِ میلیون ها میلیون از طریق کوتاه کردن عمر بیماران مشخص شد که مفید نیستند بلکه مُضرّ هستند!

در ثانی تمامی دارو های رایج در پزشکی منطبق بر شیمی درمانی بر اثر مطالعات و عملیات بر روی گیاهان و عناصر موجود در طبیعت هم ساخته می شوند.

خواصّ هسته ی آلبالو، دُمِ گیلاس، گیاهان دارویی موجود در طبیعت، اَنغوزه، هندوانه ی ابوجهل، کوکنار و سایر عناصر موجود در طبیعت به نوعی در ساخت دارو های پزشکی رایج مورد استفاده قرار می گیرند!

«حسام نوذری» و اَمثالهُم فراموش نکنند که واژه «علوم» هم داریم و نه «عِلم» تنها! پس شیوه های درمانی مفید و مؤثّر برای اَقشار گوناگون فراوان است.

یادآور می شود که در حدود یکصد سال پیش از امروز داروسازانِ صهیونیست که همگی از یهودیانِ وابسته به
«صهیونیسم بین الملل» هستند. ذائقه ی مردمِ جهان را به مصرفِ چای، قهوه، کاکائو و شکر عادت دادند که در اثر مصرف آن ها مریض شوند و بالاجبار دارو های به اصطلاح علمیِ یهودیان مسلّط بر صنعت داروسازی جهان را مصرف کنند و پول های بی حدّ و اندازه را به کیسه ی «صهیونیسم بین الملل» روانه کنند!

دیگر از جنگ های میکروبی و انتشار خوراکی های تراوری شده و کلون های مخرّب سخن به میان نمی آورم!

«حسام جان» اوضاع و احوال از تاریک هم تاریک تر است ولی نه از آن نوع که بیان کردی، بلکه از نوع سوءاستفاده های استکباری از «علم و فناوری» است!

دمکراسی اقتضا می کند که تمامی سلیقه ها و شیوه های علمی و درمانی و خدماتی در شرایط بحرانیِ کنونی اجازه خدمت رسانی داشته باشند! حتی نمی توان همه چیز را استاندارد سازی کرد. فی المثل استفاده از تکنولوژی «نانو» استاندارد سازی نمی شود. زیرا مافوق استاندارد است و تحقیقات استکمالی جهت تأیید استفاده یا تکذیب آن بسیار زمان بر خواهد بود! لیکن دولت های عدیده در سطح جهان مخفیانه از تکنولوژی «نانو» بهره می برند و اعلام نمی کنند! حتّی شرکت های چند ملیّتی هم!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   15 آذر ماه  1396  6Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

پاسخ های تمامی اشکالاتِ تکراری را داده ام!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 پاسخ های تمامی اشکالاتِ تکراری را داده ام!

در برنامه ی «یکی بود یکی نبود» مورخ 8 آذر ماه 1396 خورشیدی «مسعود اسد الّلهی» با طرح مواردی که به تصوّر خودش و فراکسیونِ متبوعش کارساز می نماید، سعی کرد تا به انتقاداتِ خود تلوّنِ بیشتری ببخشد!

لازم به ذکر است که تمامی موارد مطروحه را سایرین ظرف ماه های گذشته مورد استفاده قرار داده بودند و پاسخ مقتضی از این ناحیه هم دریافت کرده اند!

آن پاسخ ها در وبلاگ و فیسبوکِ Positiveknowledge.blogfa.com مذکور است.

افسوس که از آن پیشنهاد استثنایی استقبال نکردید! می توانستیم ملّت شریف ایران حتّی سایر بلاد را هم متحوّل کنیم و به کسی هم آسیب نرسد! یک اندیشه ی برتر باید بتواند طرحی را پیشنهاد و اجرا کُنَد که همگان از آن سود برده، راضی شوند!

حتماً تست هنرپیشگی گرفته ای. فلسفه ی انقلاب ایران در حقیقت برگزاریِ جلسه ی امتحانی عظیم بود و هست که ظالم را از مظلوم جدا کرده، جهت محاسبه ی نقش درخور لیاقت به جهانِ باقی ارسال می کند!

در ضمن متوجّه نشدم که آن مجسّمه ی عریانِ سر از تن جدا در کنار تصویر شومینه ی پشت سَرِ شما مرد بود یا زن؟!

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   15 آذر ماه  1396  6Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

این دو خودشان را مسخره کرده اند!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

این دو خودشان را مسخره کرده اند!

در برنامه ی «کوچ ایرانیان» (برنامه ی ویژه) «علی لیمونادی» با «پرویز دستمالچی» به گفتگو پرداخت. کاری به مسخره کردنِ افراد ندارم. لیکن «پرویز دستمالچی» به سُخره گفت؛

«خدا که اشتباه نمی کند! از ابتدای «انقلاب اسلامی ایران»، «احکام الهی» اجرا شده است و امروز وضع ما این است!»
«علی لیمونادی» هم سر تکان داد!

یعنی این دو بیچاره خودشان را به نفهمی زده اند که متوجّه نشده اند که در این اجرای به اصطلاح «احکام الهی» فتنه گری شده است و ملّت مسلمان و غیر مسلمان را ریش خند کرده اند!

چون سوء نیّت دارند و این مطلب ثابت شده است، امیدوارم که ثمره ی ستمگری این دو به پیشنیان و نسل های آتی آنان منتقل نشود!

و تمامی آثار شوم این حرکت اهریمنی را به تنهایی در هر دو سرای متحمّل شوند!

«اِنّ اللهَ شدیدُ العِقاب»

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   15 آذر ماه  1396  6Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

استحاله ی تدریجی یک «مسکین» فاجعه آفرین خواهد شد!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

استحاله ی تدریجی یک «مسکین» فاجعه آفرین خواهد شد!

«سیّد علیرضا نوری زاده» در «پنجره رو به خانه پدری» مورخ 6 آذر ماه 1396 خورشیدی گفت؛

«امام اوّلتان با «یهودیان» می جنگید! چرا شما از کشتی گرفتن با «اسرائیلی ها» امتناع می کنید؟!»

اوّلاً «اسرائیلِ» سر تا پا نوکر و در خدمتِ «صهیونیسم جهانی» «یهودی» تلقّی نمی شود، بلکه خائن به دینِ موسی علیه السّلام است. در ثانی «نوری زاده ی» خبرنگار بهتر می داند که موضوع مهمّ در این میان عدمِ به رسمیّت شناختنِ دولت «اسرائیلِ» غاصب است. «لیکن کتمان می کند!»

حال بفرمائید که «امامتان» یعنی چه؟ پس حضرت علی علیه السّلام جدّ و امامِ «سیّد علیرضا نوری زاده» نیست؟! از «سیادت» اِعراض کرده اید؟!

مشارٌالیه در ابتدای برنامه هم جسارت کرده، گفته بود که؛

«حضرت «علی» 3 سال حکومت کرد یا «خون»! رهبر انقلاب اسلامی ایران هم 10 سال حکومت کرد یا «خون»!»

باز هم گوینده برای پیشینیان و نسل های آتیِ خود عذاب و نکبت فراهم کرد!

حمایت از آلِ سعودِ رو به نابودی به چه قیمت؟!

به بهای نابودیِ خود، خانواده و ارسال عذاب برای پیشینیان و نکبت برای نسل های آتی؟!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   15 آذر ماه  1396  6Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"