هر عقیده و پدیده ی ناشناخته ای «خرافه» نیست! «شبه علم» یک مغالطه ی لفظی است!
هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
هر عقیده و پدیده ی ناشناخته ای «خرافه» نیست!
«شبه علم» یک مغالطه ی لفظی است!
«مهرنگ خزاعی»روانشناس بالینی در برنامه ی «دانش نوین» مورخ 18 آذر ماه 1396 خورشیدی در مورد «خرافه»، «شبه علم» و مطالب «علمی» به گفتگو پرداخت. البتّه محور بیانات ایشان صحیح بود، لیکن به واسطه ی مخلوط بودنِ حق و باطل در تمامی شئون از جمله علوم امروزی نواقص استنباطی در بیانات وی نیز مشهود بود که بدینوسیله توضیح داده می شود.
هر مطلبی را نمی توان «خرافه» نامید. به رغم اینکه از آن سر در نمی آوریم! آیا مطالب مأثور از «داروین»، «فروید» و «مارکس» علمی هستند؟!
این تثلیث شوم چه فلاکتی بر سر تمدّن بشری آورد که امروز شاهد آثار تخریبی آن هستیم!
وقتی شور بودنِ چشم برخی از افراد را خُرافه می نامیم و در کنار دست مالیدن به شکم مجسّمه ی «بودا» قرار می دهیم. این به نشانه ی قلّتِ دانش و اطلاعات حقیقی ما از «هستی» است!
به طور کلّی هر آینه هر کس در مورد هر مطلب و پدیده ای تطیّر بزند می تواند همان چیز به شکل مفید یا مضرّ بسته به آن کیفیّتِ موجود در تطیّر، محقّق شود!
یکی با فرا رسیدن عطسه انجام کارش را متوقّف می کند!
دیگری با فرا رسیدن عطسه انجام کارش را سرعت می بخشد!
هر دو مورد صحیح عمل می کنند! چرا که قدرت اعتقادیِ آن افراد حقیقت متناسب با اعتقادشان را ظاهر می کند!
نشان به آن نشانی که علم امروز به تأثیر (بالِ پروانه) «Butterfly» در «هستی» معتقد است! پس برخی به دلایلی که بسیار مفصّل و پیچیده است آگاهانه می توانند از انرژی های مفید یا مضرّ استفاده کنند! تصرّف در انرژی برای همه امکان پذیر است. لیکن روش فراگیری آن به استعداد، صداقت و فضایل نفسانی نیازمند است! درجاتش در موجودات از یک تا بی نهایت متغیّر است.
هر آینه زن بارداری به جسد میّت نگاه کند، تأثیر نوعی از انرژیِ متصاعد از جسد میّت بر روی جنینِ آن زن باردار تأثیر می گذارد و چشمان آن جنین دارای توان نوعی از انرژی تخریبی می شود که نامش را «شوری چشم» می گذارند! و درجات دارد. راه برطرف کردنِ آن هم موجود است!
لطفاً به مطلب ابطال پذیری «کارل پوپر» فیلسوف غربی توجّه فرمائید. یعنی اینکه هر مطلب علمی توسط مطلب علمی جدید ابطال می شود. و سوابق زیادی در «تاریخ علم» موجود است. از قبیل انکار قوانین ژنتیک که امروزه متداول شده است! و اینکه برخی از عوامل بیماری زا که فوتون سوارند و از شیشه عبور می کنند تا افراد مبتلا شوند! (آیا موارد علمی ابطال شده «شبه علم» بوده اند؟!) هرگز. «شبه علم» نداریم!
عنوانِ «شبه علم» یک مغالطه ی لفظی است. در «هستی» فقط «علم» است و «جهل»!
باید بتوانیم مابینِ «خرافه و مطالبی که از درک حقیقتشان فعلاً عاجز هستیم یعنی «فرا علم» فرق قائل شویم!
آیا ازدواج هم جنس با هم جنس یک فرایند علمی است یا خرافی؟!
نظر «علم روانشناسی» در مورد این فاجعه چیست؟! چگونه چاره اندیشی کرده است؟!
حتماً علّت بُروزش را کشف نکرده اند! و حال آنکه علّتش واضح است امّا گوش شنوا قلیل است!
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 22 آذر ماه 1396 13Dec 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"