هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
پاسخ « اگر شانس میداشتم »
نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »
با سلام و احترام خدمت استاد عزیز «علیزاده طوسی»
در نامه ی 509 استاد عزیز به یک غلطِ مُصطلح و رایج در میانِ پارسی زبانان و ایرانیانِ ادب دوست و هنرپرور اشاره فرمودند .
و آن استفاده از عبارت « به خشکی ای شانس ! » است . استاد شریف در نامه ی مربوط چنین بیان داشتهاند که ؛ « برخی از فارسیزبانان از کلمه ی « شانسِ » فرانسوی در معانی «بخت » و «اقبال» و « قسمت » و «طالع» سود بردهاند و گاه آن را لعنت هم کردهاند ! »
« در حالی که « شانس» به معنی «پیشامد » است که از زبان «فرانسه » به عاریت گرفته شده است . »
استاد عزیز میفرمایند ؛ « معنی اصلی آن « خنثی » است ، به معنی مثبتِ «خوشبخت » ، « خوش طالع » و « خوشاقبال » هم میتوان استفاده کرد . لیکن « تصادف » ، « اتّفاق » و « پیشامد » در لفظ «فرانسه» منظور نظر است . حال اگر « بد » باشد ؛ میشود « مَل شانس » mal chance) ( و اگر «خوب» باشد ، میشود « بون شانس » bonne chance) ( و پیشامدهای بد و خوب در زندگی افراد بشر فراوانند . »
اکنون به چند نکته اشاره میشود . باشد که مفتخر به طرح پاسخ برخی از سؤالات استاد عزیز شویم !
استاد عزیز در پاراگراف چهارم مرقوم داشتهاند که ؛ « « فرانسویان » با شعار «آزادی» ، « برابری » و « برادری » انقلاب کردند تا فرمانروایی « علم » را از « کلیسای کاتولیک » گرفته و آن را به صاحبان بر حقّش در « دانشگاه سوربُن » و « آکادمی فرانسه » دهند . فکر و ذکر فلاسفه ی آن زمان به دنبالِ شناخت « عالَم » بود که با « عقل و علم » ، «بهشت» بسازند . هر چند که با جهل و بیفکری میتوان جهنّم آفرید ! »
(در درس « قرون وسطی » به ما یاد دادند که ارباب کلیسا با « علم » دشمنی داشتند و فرمانروایی علم در دستانشان نبود که بعداز رُنسانس به «سوربُن» داده شود ! )
سپس استاد عزیز اشاره میکنند که؛ « آن فلاسفه ی سختکوش ! زنجیر « جبر » را از گردن « انسان » برداشتند و مسئولیّت زندگیش را دادند به دست و « اختیار » خودش ! »
(چه کاره بودند مگر ؟ خیالاتی شدنِ ایشان ابلهی است ! اکنون با گذشت چند قرن بهتر میتوان به قضاوت نشست. )
جهت تکمیل استدلال ، استاد « طوسی » ادامه دادند که ؛
« یعنی اینکه هیچ کس با بخت و اقبال و نصیب و قسمتی از پیش مقدّر به دنیا نمیآید. و روی پیشانی هیچ کس هیچ چیز نوشته نشده است . و «سرنوشت » یا به تعریف لغتنامهای ( حکم ازل و قضای ازل و آنچه در روز ازل تقدیر شده باشد ) از خیالات باطل است . مانند :
« فخرالدین عراقی » که میگوید : (گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه سفید کردن آن نوعی از محالات است ! )
و یا «حافظ شیرازی » که گفته است: (به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد گلیـم بخـت کسی را کـه بافتند سیاه !)
چنین سخنانی در بازار علم و عمل انسان عصر جدید خریدار ندارد ! »
خُب ذهنمان را از کاربرد غلطِ مفهوم کلمه ی « شانسِ فرانسوی » در فرهنگ و ادب پارسی خارج می کنیم و به دنبال پاسخ به سوالات « هستی شناسی » و « معرفت شناسی » می رویم ؛
با احترام به نظریات استاد « علیزاده طوسی » و تمامی فلاسفه ی تاریخ تمدّن بشری و اولیا و انبیا مُرسل باید عرض کنم که ؛ در مباحث موکول به « اَزل و اَبد » « حال نگری » یا « محدود نگری زمانی » را باید به کناری افکند .
به هنگام بررسی سرنوشت انسان یا انسانها و حتّی موجودات « ذی شعور دیگر » لازم است که به تمامی ادوار هست بودنشان نگریست چه آن قسمتهایی که مربوط به قبل از هنگام بررسی است و چه آن قسمتهایی که مربوط به پس از هنگام بررسی است !
یعنی لازم است که « قاضی » در « لازمان » به « قضا » بنشیند تا بتواند به حقایق هست و نیست یک موجود یا موجودات پی ببرد !
اطلاعات مکفی و صددر صد صحیح را میتوان از « خالق زمان » دریافت کرد که احاطه به « اَزل و اَبد » دارد . اطلاعات ثقِه و راستین در تمامی « هستی » پراکنده است و کافیست تا استعداد جذب آن اطلاعات را در خود ایجاد کنیم و متناسب با میزان
« صدق و تسلیمِ » خود از روی « ادب » در پیشگاه « لم یزلی » به یادگیری «معارف » مشغول شویم . (در این وادی ستمگران را راهی نیست ! )
تمامی پندارها و گفتارها و کردارهای پیشینیان با حاضرین و نسلهای آتی در تمامی سرنوشت ها مؤثرند و تأثیراتشان
علی الدّوام است !
یعنی این که آن سه حالت ذکر شده و صادر شده از « پیشینیان» در « ما » (به عنوان حاضرین ) و نسلهای آتیِ ما و پیشینیان کارساز است و بالعکس ! آن سه حالت مذکور صادر شده از « ما » (به عنوان حاضرین ) در وضعیّت « پیشینیان» و «آیندگان » مؤثر است . در تمامی عوالم از عالم « ذر » تا « رحم مادر » و استقرار در این عالم فانی و سپس « عالم برزخ » ، قیامت و ما بعد از آن . . .
پس قضاوتِ نوک دماغی ابلهانه خواهد بود ! قاضیِ منصور لازم است که در « لا زمان » قرار گیرد تا محاسباتش خالی از اشکال شود !
حال میتوانیم به آن دو شاعر بزرگ اشکال بگیریم که به هزار و یک دلیل « نوک دماغی » شعر سرودهاند !
اولاً هر کاری راهی دارد و آن راه مؤثّر را باید پیدا کرد . در ثانی هر آینه در عالم فانی به همان دلایل عدیده ، کسی توفیق آسایش و آرامش دنیوی را نیافت و ستمگر هم نبود . یعنی به خود و دیگران ستم نکرد . قطعاً به « حیات طیّب » در این دنیا و اقتدار و سرفرازی در عوالم بعدی خواهد رسید . ( یادمان باشد که « حیات طیّب » چرب و چیلی نیست ! )
شک نکنید که در این عالَمِ فانی « نوش با نیش » همراه است . (بفرمایید امتحان کنید ! )
وقتی آن مرحوم میگوید؛ « اقتصاد مالِ خَر است. عدهای عرعر میکنند ! » چون محتوای کلام عرفانی را نمیفهمند ! سپس دست بیکی میکنند که آرمانهای اخلاقی انسان ساز را بر زمین بکوبند که بخندند ! در حالی که بر سر شاخ بُن بریده اند!
البتّه از تمامی مطالب آن مرحوم نمیخواهم دفاع کنم . لیکن خوب نگاه کنید که تمدّن مشعشع مغربزمین پس از رُنسانس به دنبال « عقل معاش » دوید و دوید و به همهچیز رسید مگر همان آسایش و آرامش و انسانیت ! حتی به برابری هم نرسید .
آزادی اش هم در هرزگی خلاصه شده و لجن زاری از خیانت به هم نوع! پس اقتصادِ بدون تقوا مالِ خر است !
بارها تذکّر داده ام که ؛ اصلاً این جهان بهشت شدنی نیست . شاید در دوران شکوفایی اسلام حقیقی (در آینده ) سایهای از بهشت شود (انشاءالله )
چرا که اساساً « کره ارض » ظرفیتهای لازم برای بهشت شدن را ندارد ! و فقط مرکبی است برای سیر و دستیابی به بهشت موعود!
هر کس به تناسب صدقش با هستی از « سرشت هستی » بهرهمند میشود .
برای رسیدن به « لازمان » و درک حقایق « کون و مکان » « عبدالله » شوید . اطاعت از امر « ربِّ جلیل » و این افتخاری است
بی مثل و مانند . (مِنَ الله التّوفیق )
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 20 اَمردادماه 1395 10Aug 2016