هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
پاسخ «زبان فکر، زبان مصلحت»
نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »
با سلام و عرض احترام به استاد ادیب و فرهیخته «علیزاده طوسی». بدینوسیله پاسخ نامه ی شصت و یکم از سال دوازدهم
(سری جدید) که از رادیو bbc فارسی در تاریخ 29 تیر ماه 1397 خورشیدی تحت عنوان «زبان فکر، زبان مصلحت» انتشار یافت، تقدیم می شود.
در مطلع نامه (پاراگراف اوّل) آمده است که؛
«در ادامه ی صحبت از «زبان فلسفی انسان» بخشی از تفاوت «ادبیات» و «شبه ادبیّات» پیش آمد و گفته شد که «زبان فکر، زبان مصلحت را لو می دهد.» »
با کمی دقّت متوجّه می شویم که «زبان فکر» و «زبان مصلحت» به موازات یکدیگر قرار ندارند. بلکه «زبان مصلحت» هم زیرمجموعه ی «زبان فکر» و اندیشه است!
در ادامه و در همین پاراگراف چنین می خوانیم که؛
«زبان در زندگی «انسان» باید زاییده ی دو نیاز کاملاً متفاوت و متّضاد باشد: یکی «بیان کردن حقیقت» و دیگری «پنهان کردن حقیقت»؛ یکی نیاز «فرد» برای بیان «فکر»، و دیگری نیاز «نوع» در رابطه با «همنوع» برای «مصلحت» که انگیزه ی آن استفاده از فرصت و موقعیّت است.»
ناگفته نماند که در این میان معرّفی جایگاه «یاوه گوئی ها» مغفول مانده است!
در پاراگراف دوم مشکل «قسم خوردن» به نام خدا و انبیاء و اولیا مطرح شده است. و اینکه کثرت دروغگویی در میان مردم موجب اختراع دستگاه دروغ سنج شده است!
در روایات مأثور از امامان معصوم علیهما السّلام که از پیشوایان مذهب شیعه در «اسلام» هستند، سوگند خوردن جز در مواردی خاصّ نکوهیده می باشد.
در پاراگراف سوم نامه آمده است که؛
«به عبارت دیگر آن چیزی که واسطه ی گفتنِ دروغ می شود، «فکر» انسان نیست، «زبان» انسان است. و «زبان»، یعنی «کلام» در اصل و در هویّت خودش «خنثی» است، نه راست، و به امر «اراده ی انسان عمل می کند.»
البتّه این پدیده ی مورد اشاره ی استاد محترم در تمامی افراد انسان یکسان نیست!
در ضمن یادآور می شود که؛
«کلامِ» بالقوّه نداریم! «کلام» بالفعل موجودیّت می یابد. پس «کلامِ خنثی» بی معنی است!
در پاراگراف ماقبل آخرِ نامه آمده است که؛
«آنان که نوشته های مولوی را خوانده باشند، یکی از دو شخصیّت «مولوی» را متکلّم به «زبان فکر» او دیده اند، و دیگری را متکلّم به «زبان مصلحت» »
همانطور که معروض شد، «زبان مصلحت» هم در ردیف زیرمجموعه ی «زبان فکر» است. مانند: «زبان سیاست»، «زبان هنر»، «زبان طنز»، «زبانِ سیستم های واقعیّت مجازی» و ...
در پاراگراف نهاییِ نامه ی مربوط چنین می خوانیم؛
«با همین ملاحظه و معیار می توانیم مثلاً کتاب های «اسرار التوحید» در شرح حالات و کرامات «ابوسعید اباالخیر»،
«سیاستنامه ی» «خواجه نظام الملک طوسی» و «کیمیای سعادت» محمّد غزالی را بررسی و آنها را در حیطه ی «شبه ادبیّات» و
برآمده ی «زبان مصلحت» ببینیم.
مگر «متون اَخلاقی» و پندآموز که پایه ی مصدریِ آن حقیقت منطقی و استوار باشد، «ادبیّات» محسوب نمی شود؟!
(کیمیای سعادت)
«سیاستنامه» هم اسمش رویش است که از برای بیانِ مطالب سیاسی تهیّه و تنظیم شده است. پس متون مذکور علاوه بر «زبان فکر» «ادبیات» هم محسوب می شود! (البتّه نتیجه ی نهایی بررسی نسبی است!)
در پی نوشت شماره ی یک چنین می خوانیم؛
«خواجه ی شیراز «حافظ» در «غزلی» چنین می گوید؛
حالیا مصلحت وقت در آن می بینم که کِشم رخت به میخانه و خوش بنشینم
جام مِی گیرم و از اهل ریا دور شوم یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم
جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم تا حریفان دعا را به جهان کم بینم
بله «مصلحت» هر چه باشد، خود «فکر» و «حقیقت» نهفته در آن نیست.»
فرق است مابین مصلحت اندیشی موحّد روشن بین با مصلحت اندیشی های نفسانی و طمع ورز!
البتّه «فکر» و «حقیقت» بر «مصلحت» محیط است!
razavimehrdad313@yahoo.com
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 3 اَمرداد ماه 1397 25Jul 2018
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۵/۱۱ ساعت 23:21 توسط مهرداد رضوی
|