پاسخ «در «تجزیه» بی منطق، در «ترکیب» بی معنی» نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »
هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
پاسخ «در «تجزیه» بی منطق، در «ترکیب» بی معنی»
نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »
با سلام و عرض ادب به محضر استاد عزیز و ادیب «علیزاده طوسی» پاسخ نامه ی شصت و چهارم از سال دوازدهم
به تاریخ 19 اَمرداد ماه 1397 خورشیدی که از رادیو bbc فارسی تحت عنوان (در «تجزیه» بی منطق، در «ترکیب» بی معنی) پخش شد، تقدیم می شود.
در انتهای پاراگراف اوّل چنین می خوانیم؛
«اگر حتّی یک «جزء» از جزء های یک «ترکیب جدید» در «زبان اجتماعی» موجود، زنده و همه فهم نباشد، جامعه به چنین ترکیبی برای اقامت در قلمرو زبان خود جواز صادر نمی کند.»
سپس استاد «علیزاده طوسی» در پاراگراف دوم چنین بیان می دارد؛
«ترکیب ها، یعنی کلمه های مرکّبی که در «فرهنگستان اوّل» با پشتوانه ی شخصیّت عقلی، علمی و فرهنگی کسانی مثل
محمّد علی فروغی (ذکاء الملک)، محمّد تقی بهار (ملک الشّعراء)، علی اکبر دهخدا (علّامه)، بدیع الزمان فروزانفر، عبدالعظیم خان قریب، غلامرضا رشید یاسمی، برای مقابله کلمه های ترکیبی اکثراً عربی بیگانه با «زبان اجتماعی» فارسی، ساخته و پرداخته شد و استفاده از آن ها را رسماً توصیه کردند.»
حال به بخشی از پاراگراف چهارم این نامه نظر می افکنیم؛
«اگر گفته شود که به گواهی تاریخ، نظم و نظام حاکم بر جامعه های انسانی هیچ وقت، نه فقط «لازم» نمی دانسته است، بلکه به «مصلحت» خود هم نمی دیده است که «عامّه ی مردم» غیر از «طاعت» و «اطاعت» چیزی بدانند و چیزی بفهمند.»
در «پاراگراف اوّل» اشاره به عدم صدور جواز اقامت ترکیب های جدید و غیر قابل فهم از سوی جامعه شده است.
و حال آنکه در پاراگراف چهارم، «عامّه ی مردم» بر مبنای «مصلحت» چیزی جز «طاعت» و «اِطاعت» را بر نمی تابند!
در انتهای نامه ی مربوط استاد عزیز مزاح فرموده، واژه ی «در هم کُنش» را «فرافکنی» فرمودند!
در قسمت هایی از پی نوشت شماره ی 5 هم غلط های تایپی از قبیل «نیست» به جای «هست» مشاهده شد.
و با تشکر و سپاس از سلیقه ی استاد عزیز جهت ذکر اشعار شیرین و زیبا در انتهای پی نوشت نامه مطلب را به انتها می رساند.
razavimehrdad313@yahoo.com
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 24 اَمرداد ماه 1397 15Aug 2018
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"