جنایتی جدید از جانبِ اژدهای هفت سَرِ نفتی!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

جنایتی جدید از جانبِ اژدهای هفت سَرِ نفتی!

فاجعه ی به آتش کشیده شدَنِ نفتکش ایرانی «سان چی» در دریای «چین» نشان داد که یک بار دیگر هفت خواهرانِ نفتیِ مستکبر اقتدار خود را به رُخ کشیدند!

قطره ای نفت و فرآورده های مرتبط با آن در جهان، خارج از سلطه ی این مستکبرانِ آدمخوار قابلِ جابجایی و معامله نیست!

سیاستمدارانی که چنین حقیقت تلخی را نادیده بگیرند از این اژدهای اهریمنی سیلی می خورند!

مرحوم «محمّد مصدق» هم به گونه ای دیگر این تجربه ی تلخ را یافته بود!

حال متوجّه می شویم که چرا «ذات باری» در «دوزخ» برخی از «دوزخیان» را مخلّد در آتش نگاه می دارد!

آنان که با یک اِشاره 32 خدمه ی نفتکش «سان چی» را به آتش کشیدند تا اقتدار خود را بر تجارت نفت و سایر فراورده های مرتبط در جهان حفظ کرده و تثبیت آن را مداومت بخشند از مخلّدانِ در آتش دوزخ الهی خواهند بود!

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   28 دی ماه  1396  18Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

در پاسخ به برنامه ی «سکولاریزم ستیزه جو» از «پرگارِ» bbc فارسی  «مجلس دوم» (second parliament)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

                                                                                                           

در پاسخ به برنامه ی «سکولاریزم ستیزه جو» از «پرگارِ» bbc فارسی

«مجلس دوم» (second parliament)

«داریوش کریمی» از استودیو واشنگتنِ bbc برنامه ی «پرگار» مورخ 23 دی ماه 1396 خورشیدی را با شرکت دو کارشناس به اسامی «اسماعیل نوری علا» (نویسنده دو کتاب در مورد «سکولاریزم» و صاحب نشریه ی اینترنتی «سکولاریزم نوین») و «مهدی خلجی» (پژوهشگر اسلامی و نویسنده کتاب «نظم نوین روحانیت در ایران» برگزار کرد.

خوشبختانه هر دو کارشناس از تساهل و مماشات خوبی در بیاناتشان بهره مند بودند! و همین حالت مانعِ دستیابی برنامه ی «پرگار» به نتیجه ی نهایی شد! یعنی همه چیز بلاتکلیف باقی ماند!

لذا بدینوسیله سعی می شود که به گونه ای موجز و مختصر به ارائه ی طرحی مفید فایده در این خصوص اقدام شود!

نگارنده سعی دارد که بر اساس آگاهی از تمامی تضاد ها، نفرت های موجود در جامعه ی «ایرانی» و شیطنت های کشور های متخاصم و ایضاً امیال کلّی و جهانیِ اربابان قدرت و سلطه ی جهانی چنین طرحی را عرضه بدارند!

مختصر اینکه؛ دولت «جمهوری اسلامی ایران» عفو عمومی اعلام کند هم از برای موافقین و هم از برای مخالفین نظام حاکم!

سپس از طریق ثبت نام اینترنتی هر کس که مطمئن هست که در پیشینه ی خود به کشور (کلّی و جزئی) آسیب رسانده است، نام خود را در سایت اعلام شده از طرف دولتِ وقت وارد کرده، سپس پرینت «اَمان نامه» را دریافت کند. این اَمان نامه به نشانه ی بیعت ثبت نام شده جهت اِقدام شخصی او از برای جبران مافات خواهد بود! یعنی این فرد بدون تعجیل ولی با سرعتی معقول جهت جبران صدماتی که به افراد، جامعه و حتی منافع ملّی وارد کرده است، اقدام می کُنَد! لازم به ذکر است که وی اسناد و مدارک معتبرِ اقدامات خود را هم محفوظ نگاه خواهد داشت.

در اینجا نیازی به محکمه و بازداشت و مجازات های ناگوار نیست. و هرآینه به دلایلی مثل هم پرونده شدن با جریانی دیگر مقامات قضایی به سراغ این فرد بیایند. او از طریق دریافت این «اَمان نامه» و اقدامات بعدی خود (جبران مافات)، حسن نیّت خویش را ثابت کرده و در مورد پرونده ی جدید هم با مقامات قضایی بدون تحمّل هیچ سختی و آسیبی همکاری خواهد کرد.

پس در این میان عدّه ی قابل توجهی از مجرمین و اهل قصور و تقصیر به شکل اتوماتیک وارد عملِ (جبران مافات) خواهند شد و علاوه بر تحصیل آسودگی خاطر و راحتی وجدان، آخرت خویش را هم تا اندازه ی زیادی بهبود خواهند بخشید! (اِنَّ الله یُحِبُّ التوّابین)

بیچاره آنان (مجرمانی) که از ثبت نام در این طرح جامع خود داری کرده باشند و اَمان نامه خویش را نگرفته باشند!

این حرکت می تواند توسط ایرانیان خارج از کشور هم صورت پذیرد. البتّه پس از مدّتی که جبران مافاتِ تدریجی توسط ایشان مدلّل و مستند شد می توانند به داخل کشور آمده و جهت استفاده از موطن خویش و ادامه ی جبران مافات به فعالیّت خود مداومت بخشند.

حالا لازم است تا جهت بسط و گسترش فعالیّت ناراضیانِ نظام حاکم و محرومان جامعه اقدامی جامع و مانع به عمل آوریم.

بهترین حرکت تأسیس «مجلس دوم» (second parliament) است، که اعضای آن را نمایندگان منتخب جمیع ناراضیان نظام حاکم، اعمّ از دینی، مذهبی، عقیدتی، سیاسی و حتی دگرباشان جنسی بعلاوه محرومین ذی حق شامل کارگران، معلّمان و ... خواهند بود! وظایف تعریف شده جهت نمایندگان «مجلس دوم» و توابع عمدتاً شامل همکاری و فعالیّت جهت جبران همان مافات و اجرای طرح های عامّ المنفعه ای مانند اجرای عدالت اجتماعی و اقتصادی همچون فقرزدایی و استقرار به حقِّ استعداد ها با هر عقیده و مرام بر مسند به حقّشان خواهد بود.

البتّه هم زمان و حتی ماقبل از آن بر اساس امضای یک پروتکل جامع مابین مقامات امنیتی نظام حاکم «ایران» و هر گروه و جمعیّت مخالف نظام و یا موافق ولی به حاشیه رفته، مجوّز ساخت و ساز شهرکی مدرن در نقاط مورد نظر آن عقیده و مرام داده خواهد شد که هر دو شهرک کاملاً یکسان ساخته شود و در پایانِ ساخت و ساز یکی را به دولت «جمهوری اسلامی ایران» اهدا خواهند کرد! (انتخاب بر عهده ی دولت خواهد بود.) در نتیجه افراد آن فرقه و عقیده و مرام می توانند با فراغ بال خواسته های مرامی، زیستی و استکمالی خود را در آن مکانِ دلخواه دنبال کنند. (بدون شیطنت)

بدیهی است که ایشان مراکز علمی و فرهنگی و تفریحی و اقتصادی خود بر اساس سلیقه ی مورد قبولشان را در آن منطقه ی مورد توافق با نظام حاکم «جمهوری اسلامی ایران» خواهند داشت. تمامی قوانین و مقرّرات مربوط به حفظ تمامیّت ارضی و سایر مفاد امنیّتی و همکاری ایشان با دولت حاکم در «ایران» از ضروریت های این توافق و لازم الاجرا خواهد بود.

پس برای مثال «بهائیان» در منطقه خود آزاد و فعّال بر اساس سلیقه و مقرّرات خود خواهند زیست. لیکن در سایر نقاط کشور «ایران» تابع احکام و قوانین نظام «جمهوری اسلامی ایران» عمل خواهند کرد! و ایضاً سایر مواردی همچون «ادیان توحیدی» و حتّی «خدا ناباوران» و «دگرباشان جنسی»!

بر دولت «جمهوری اسلامی ایران» واجب و لازم است که امکانات مورد نیاز جهت کسب درآمد از موارد مشروع (از نظر نظام اسلامی) و فعالیّت های علمی و فرهنگی این دسته از طبقاتِ مذکور را فراهم کند. تا ایشان هم در رشد و تعالی «کشور ایران» از هر نظر مشارکت کرده، دِینِ خویش را ادا کنند!

سایر موارد اجرایی پیش بینی شده و پیش بینی نشده به دو طریق تقدیم طرح تکمیلی و پس از اجرای طرح از طریقِ مجلسین «شورای اسلامی» و «مجلس دوم» تحت بررسی، تصویب و اقدام قرار خواهند گرفت.

لازم به ذکر است که «مجلس دوم» به هیچوجه مشابه «مجلس عوام» در «بریتانیا» نخواهد بود.

امید است که تمامی عناصر ناراضی در خارج از کشور از این طرح پشتیبانی و در اجرا و حفظ آن مشارکت کافی مبذول دارند! (انشاء الله تعالی)

برخورد منطقی و یا غیر منطقیِ قدرت های جهانی با این پیشنهاد می تواند «صلح جویی» یا «جنگ افروزی» ایشان را در صفحات تاریخ معاصر ثبت و ضبط کند!

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   28 دی ماه  1396  18Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«پروتستانتیزم» در «اسلام» یعنی «بدعت گزاری»!  (بدعت در «اسلام» حرام است.)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                                                                                             

«پروتستانتیزم» در «اسلام» یعنی «بدعت گزاری»!

(بدعت در «اسلام» حرام است.)

«عنایت فانی» در یک مصاحبه با «سیران آتش» حقوقدان و پیش نماز مسجد (ابن رشد – گوته) در «برلینِ آلمان» مورخ 19 دی ماه 1396 خورشیدی که از bbc فارسی پخش شد، سعی کرد تا حتی المقدور به معرّفی نقطه نظر های مشارٌالیها مبادرت ورزد.

«سیران آتش» مدّعیست که به خوبی «اسلام» را شناخته و به درجه ای رسیده است که می تواند در استخراج احکام شرعی صاحب نظر باشد. لذا اقدام به تأسیس مسجدی (به قول خودش) «سکولار» با نامِ «ابن رشد – گوته» کرده است!

لازم به ذکر است که مشارٌالیها با این اطلاعات اندک از «اسلام» و آموزه ها ی فقهی و قرآنیِ اسلام قادر به استنباط های اجتهادی نیست و نمی تواند از درون ذهنش فتوی صادر کُنَد!

حالت وی همچون چاه آبی است که در عمقی از کاوش زمین به آبِ گل رسیده لیکن لازم است تا بیشتر کاویده شود که به آب زلال برسد! «آب گِل» قابل نوشیدن، تطهیر و شستشو نیست! لیکن با کاوش بیشتر می توان به آب زلال رسید که هم قابل نوشیدن است و هم تطهیر و سایر موارد مفید فایده. از بیانات مشارٌالیها چنین مستفاد می شود که حتّی در مقدّمات اعتقادی و عملیِ «دین اسلام» هم قرار ندارد! بلکه در یک سرگردانیِ ذهنی دچار موهومات است!

حتّی در بیانات وی مشکل توحیدی به چشم می خورد! وی گفت؛ «در صورت وجود خطرِ ترور از سوی افراط گرایان، «پلیس آلمان» از من محافظت می کند!» یعنی ذهن او درگیر با توحید و یکتاپرستی نیست! توکّل و تواکّل در او مداومت نیافته است!

در ثانی او «قوانین حقوق بشری» را بالاترین قوانین می داند و این در مقابل «قوانین الهی» از برای اعتقادات یک مسلمان راستین مشکل ساز خواهد بود!

سوم آنکه، وی جهت مقابله با «افراط گرایی» سایتی را مفتوح کرده است تا افراد در آنجا امضای تأییدی خود را قرار دهند و او گفت؛ «اگر تا ماه «جولای» بتوانیم یک میلیون امضا جمع کنیم، در مقابله با «افراط گرایی» پیروز خواهیم شد!» (این حالت بیشتر به رؤیاهای کودکانه می ماند!)

در حقیقت این شیوه از عبادتِ «سیران آتش» به جای آنکه بر محور اطاعت از «خالق یکتا» باشد، بر محور اطاعت از نفس طراحی شده است. (به جای عشق بازی با «خالق یکتا» به شکل عشق بازی مخلوقات با هم درآمده است.)

در ماجرای «لوط نبی» (قرآن مجید) صریحاً همجنس گرایی را نکوهش فرموده است.

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

با اینهمه «دروغ» حتماً پیروز می شوید!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

با اینهمه «دروغ» حتماً پیروز می شوید!

در برنامه ی «نگاه» «علیرضا میبدی» مورخ 20 دی ماه 1396 خورشیدی «مسعود نقره کار» میهمان برنامه بود.

«علیرضا میبدی» به شیوه ی هیجانی و تبلیغات امریکایی، شروع به بیانات زیر کرد؛

«6 روز حرکت مردم «ایران» در شهر ها موجب شد که در این ایّام تعطیل سال نو میلادی در «امریکا» آنقدر به این مسئله اهمیّت بدهند که در تعطیلات مذکور «خزانه داری امریکا»، «اتاق های فکر» مراکز سیاسی مربوط به «کاخ سفید» و «وزارت امور خارجه» و بسیاری از ارگان های دولتی «امریکا» و حتی «شورای امنیّت سازمان ملل متّحد» را وادار به واکنش کرد!

تفسیر این بیانِ «میبدی» از دو حال خارج نیست؛

یا مشارٌالیه بشدّت پناهنده ی هنَرِ «خالی بندی» شده است؟!

یا باید قبول کنیم که تمامی ارگان های اطلاعاتی و سیاسی و اقتصادیِ «امریکا» در این شلوغی های مذکور ذی مدخل بوده اند!

«علیرضا میبدی» با ناشی گری هرچه تمامتر گفت؛

«یک «ژنرال» (بی نام و نشان) امور امنیّتی ارتش «امریکا» گفته است که در «ایران» مطالبات مردم تحقق یک نظام مشروطه سلطنتی است!» (با اینهمه دروغ حتماً موفّق می شوید!)

تذکّر نهایی: همانطور که طبقه ی حاکم در «ایران» به اندازه ی دور شدن از «اسلام» دچار دردسر و تهلکه شده اند، شما هم به واسطه ی عدم نزدیکی و بهره مندی از «اسلام اصیل» و ضدّیت با دین خدا مظفّر نخواهید شد.

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

برنده ی جایزه ی صلح نوبلِ بی بصیرت!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

برنده ی جایزه ی صلح نوبلِ بی بصیرت!

خوش بُوَد گر محکِ تجربه آید به میان!

«شیرین عبادی» برنده ی جایزه ی صلح نوبل (وکیل دعاویِ خارج نشین) از طریق یک رسانه ی فارسی زبانِ شنگول مآب،
توصیه های مشعشعانه ی خود را به ملّت «ایران» به شرح زیر ارائه کرد! (مورخ 17 دی ماه 1396 خورشیدی)

1- مردم پول آب، برق، گاز، مالیات ها و عوارض شهرداری و غیره را ندهند تا دولت نتواند حقوق ها را پرداخت کند! این
ساده اندیش متوجّه نیست که پرداختِ حقوق ها برای اداره ی زندگیِ همین مردم ضروریست!

2- مردم پول هایشان را برای 3 ماه از بانک ها بیرون بکشند و از دریافت بهره ها خودداری کنند تا بانک ها ورشکسته شوند!

باز هم این ساده اندیش متوجه نیست که مردم به همین سود بانکی جهت اداره ی زندگیشان نیاز دارند! در ثانی مگر به همین سه ماه و یک سال و بیشتر کار تمام می شود؟!

موکول به محالات کردن اصلاً عقلانی نیست!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

برنامه «رپُرتاژ» در خدمت اِستکبار!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

برنامه «رپُرتاژ» در خدمت اِستکبار!

برنامه ی «رپُرتاژ» از رسانه ی تصویری فارسی زبانِ manoto (پایگاه در «لندن») یکی دو برنامه ی اَخیرِ خود را به گیر دادن در مورد استاندارد بودن یا نبودنِ خودروی «سمند» اختصاص داد! دست آخر با یک دلّال خودروی لندنی گفتگو کرد و او گفت؛ «من حاضرم 500 پوند خودروی «سمند» را بخرم!»

به بهانه ی ارتقاء کیفیّت خودرو در «ایران» صنعت خودروسازیِ «بریتانیا» توسط نوکران بهائیِ خود در برنامه ی رپُرتاژِ شبکه ی دست سازِ manoto از خودرو سازان «فرانسوی» و «آلمانی» و غیره انتقام می گیرد! (بلکه بازارشان را در ایران خراب کرده باشد!)

و حال آنکه اگر پیکانِ زورچپان شده توسط «بریتانیای کبیر» و «هیلمن آونجر» های صادراتی آن جزیره را به «ایرانِ عصر پهلوی دوم» در این تستِ پیاده شده بر روی «سمند» شرکت می دادند، نتیجه ضایع تر از کار درمی آمد!

همیشه «دولت فخیمه» از وجود «بهائیان» در مسیر ضربه زدن به رقبای خود سود جسته است! و این حرکت ناشی از خیانتِ بخشی از رهبرانِ «بهائیان» است. بیچاره الباقیِ «بهائیان» که بیهوده بدنام می شوند!

یادمان نرفته که مناقصه ی طرح توسعه و تجهیز نیروگاه های برق «ایران» را در اواخر دوره ی عهد «پهلوی دوم» «برام باوری کمپانی» (BBC) به دلایلی برنده شد و اجرای آنرا پس از کسرِ حق العمل خود (باج سبیل) به شرکت «زیمنس» با همکاری آلمانی ها و سوئیسی ها واگذار کرد!

باز هم به این سودِ کلان بسنده نکردند! و به دلیل نفوذ در صنایع تولید و انتشار برق «ایران» یکی دو ماه قبل از برگزاریِ نمایشگاه بین المللی در «تهران» قطع برق های پیاپی شروع می شد و دوایر دولتی و خصوصی در کشور به فکر خرید ژنراتور های اضطراری
می افتادند!

آنگاه شرکت های انگلیسی تولید ژنراتور، اجناسِ بُنجلِ خود را در این بازار آشفته آب می کردند! در همان هنگام سفری به «دوبی» داشتم. همان شرکت آب کننده ی ژنراتور های بنجل در «تهران» در بخشی از فرودگاه دوبی ژنراتور های جدیدی نصب کرده بود که در مجاورتِ آن صدای به شدّت آهسته ای به گوش می رسید!

اساساً شیطنت «بریتانیای کبیر» به این حرف ها منتهی نمی شود!

ایجاد بلوای «لبنان» به کمک «اسرائیل» و نابودی بازار تهیه و توزیع اقلام تجاری جهان در «لبنان» پس از جنگ داخلیِ عمدیِ «لبنان» به «امارات متّحده ی عربی» منتقل شد و ذیل تسلّط «بریتانیای کبیر» و در حاشیه «اسرائیل»، مرکز تهیه و توزیع بخشی از اجناس مورد معامله ی جهانی به «امارات متّحده ی عربی» منتقل شد و تا امروز قدرت مسلّط «بریتانیای کبیر» ارباب این جریان در جنوب «خلیج فارس» می باشد.

البتّه مکافات عمل در پیش است! یعنی همان بلایی را که بر سر «لبنان» آوردند، مکافاتش در «امارات متّحده ی عربی» و به دنبال در «عربستان سعودی» پیاده خواهد شد! (لاجِرَم باِذنِ الله تعالی)

باز هم توسط فتنه ی «اسرائیل صهیونیستی»!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

واقعه ی جاری در «ایران» ملغمه ای از حقّ و باطل است!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

واقعه ی جاری در «ایران» ملغمه ای از حقّ و باطل است!

در برنامه ی «یکی بود یکی نبود» مورخ 13 دی ماه 1396 خورشیدی «مسعود اسدالّلهی» اشاره به این موضوع کرد که؛ «آیا این جمعیت های کثیرِ معترض در شهر های مختلف «ایران» به دستور «امریکا» و «اسرائیل» وارد صحنه شده اند؟»

مسعود جان! جوجه نباش، خِبرِه باش!

برای تدارک چنین اوضاعی عوامل بسیاری لازم است تا شرایط موجود را ایجاد کُنَد!

تعدای از آن ها را برایت می شمارم؛

بی کفایتی مدیران – خیانت ستون پنجم و عوامل نفوذی – تحریم اقتصادی شدید – اختلاس و بی عدالتی اقتصادی – بی عدالتی اجتماعی (تبعیض های گسترده) – فراری دادن استعداد ها – حسادت و حماقت همگان (حاکم و محکوم) – اجرای طرح های نرمِ همان «امریکا» و «اسرائیل» به مرور زمان – بسط و توسعه ی مواد مخدر در سطح جامعه – نوشیدنی های الکلی و گسترش فحشاء که الزاماً خونریزی به دنبال خواهد داشت – شیطنت های تبلیغاتی رسانه ای!

لیکن یادمان باشد که همه چیز در «هستی» استحقاقیست و «مردم ایران» نخواستند که عقلشان را به کمال رسانده از آن استفاده کنند! در ثانی عملیات تمامی ستمگران که در این قضیه مشارکت داشته اند، مکافاتی متناسب خواهد داشت! (هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کُنی)

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   14 دی ماه  1396  4Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«مسعود جان» به «دانل ترامپ» و یارانش بگو، نشاشیدید شب دراز است!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

«مسعود جان» به «دانل ترامپ» و یارانش بگو، نشاشیدید شب دراز است!

(برنامه ی «یکی بود یکی نبود» مورخ 20 دی ماه 1396 خورشیدی)

از قبل هم مشخّص بود که هیچکدام از کاخ سفیدی ها سیاست نَه می دانند و نَه می فهمند!

باز هم معلوم شد که مطالب برنامه ی «یکی بود یکی نبود» فرمایشی است! زیرا این حجم فشرده را یک نفر نمی تواند در هم آمیخته عرضه بدارد!

سِرّ مخفی برایت بگویم که این خرکُنی ها جهتِ خَتنِه سورانِ نواده ی رضا پالانی و طرفدارانِ خامِ اوست!

یادآور می شود که؛ همانطور که طبقه ی حاکم در «ایران» به اندازه ی دور شدن از «اسلام» دچار دردسر و تهلکه شده اند، شما هم به واسطه ی عدم نزدیکی و بهره مندی از «اسلام اصیل» و ضدیّت با «دین خدا» مظفّر نخواهید شد.

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)  (جلسه ی سی و ششم– پاسخ بیست و نهم)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)

(جلسه ی سی و ششم پاسخ بیست و نهم)

«محمّد حسین صدیق یزدچی» در برنامه ی (مدرنیته، ایران) مورخ 23 دی ماه 1396 خورشیدی به موضوع «بستر های پیدایش حاکمیّت اسلامی شیعی در «ایران» »پرداخت.

در ابتدا مروری اجمالی بر وقایع زمان «وثوق الدّوله» نخست وزیر «ایران» و مساعی موذیانه ی «لُرد کُرزون» «وزیر امور خارجه ی بریتانیا» و مقابله او با اقدامات «سفیر کبیر فرانسه» در «لندن» جهت جلوگیری از ایجاد قوانین مدوّن در «ایران» کرد.

سپس مهجور ماندن «فلسفه» در ایران را به واسطه ی عدم همّت متولّیانِ آن رشته در «ایران» دانست که به هیچوجه این رشته را در ایران جدّی نگرفتند! برای مثال اشاره به «یحیی مهدوی» پسر «حاج امین الضرب» (آورنده ی اوّلین کارخانه ی برق به «تهران») کرد که به سمت مدیریت گروه «فلسفه» دانشگاه «تهران» منصوب بود و حقوق سی ساله ی خود را وقف اعزام دانشجویان نخبه ی رشته ی پزشکی به خارج از کشور کرد!

«موسیو یزدچی» به این حرکت «یحیی مهدوی» معترض است که چرا این وقف را جهت اعزام دانشجویان رشته ی «فلسفه» به خارج از کشور نکرده است؟!

سپس این حرکت «یحیی مهدوی» (یعنی تقویت دانشجویان پزشکی) را با بیان سفیر کبیر «فرانسه» در «لندن» «موسیو کامبون» در مباحثه با «لُرد کُرزون» «وزیر امور خارجه ی وقتِ بریتانیا» مقایسه کرد که گفته بود؛ «خوب است که کارشناسان «فرانسوی» جهت تدریس علوم پزشکی به «ایران» اعزام شوند!»

«موسیو یزدچی» ادامه می داد که؛ «اگر آموزش «فلسفه» جدّی تلقّی می شد. راسیونالیزم (عقل گرایی) و قانون مندی در «ایران» توسعه می یافت و «استبداد دینی» عقب نشینی می کرد و «خرافات دینی» و اطاعت از شریعت واپس می نشست! در نتیجه نفوذ استبداد سیاسی هم در میان مردم کاهش می یافت! و چون در این قضیه حامیان فلسفه شکست خوردند زمینه های ایجاد سکولاریزم ناپدید و بستر ایجاد حکومت دینی در «ایران» فراهم شد!»

وی اضافه کرد که؛ «البتّه نمی گویم که با «فلسفه» موفّق می بودیم. لیکن حدّاقل سلطه ی «دین» را کم می کردیم!»

«موسیو یزدچی» با این اعتراف سنگین به کلّی جریان فلسفیِ مباحث خود را از هم درید و ثابت کرد که به جای جستجوی حقیقت که در «فلسفه» مدّ نظر است. به دنبال دستیابی به اَمیال شخصی و عملیّات ضد دینی که امری غیر دمکراتیک است، می باشد!

جهت مزید اطلاع «موسیو یزدچی» و هم فکران وی معروض می دارد که بر مبنای منطقِ «اَهمّ و مهمّ» تربیت پزشکان کارآزموده در آن زمان واجب تر از تربیت «اهل فلسفه» بوده است. زیرا همیشه بشر واجباتش در رفع حوائج «فطرت اوّل» است. (خوردن و خوابیدن و غیره) «فلسفه» چون مربوط به «فطرت ثانی» است از اولویت برخوردار نیست!

من و «موسیو یزدچی» زور بیهوده می زنیم! (رفع حوائج شکم و زیر شکم را عشق است...!)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   24 دی ماه  1396  14Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"


 

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)  (جلسه ی سی و پنجم– پاسخ بیست و هشتم)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                                                                                              

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)

(جلسه ی سی و پنجم پاسخ بیست و هشتم)

«محمّد حسین صدیق یزدچی» در برنامه ی (مدرنیته، ایران) مورخ 16 دی ماه 1396 خورشیدی به تأسیس
«انجمن سلطنتی فلسفه» در عهد «پهلوی دوم» به ریاست «سیّد حسین نصر» اشاره کرد و مشارٌالیه را «ضد فلسفه» نامید! وی شرح مطلب را به جلسات بعد موکول کرد!

«موسیو یزدچی» در ادامه گفت؛ «رمقی در کالبد «فلسفه ی» ایران باقی نمانده و هر چه هست الهیّات اسلامی است!» وی دخالت های سیاست های خارجی در امور فرهنگی کشور «ایران» را منجر به تخریب اندیشه ی ایرانیان دانست. و فقط به یک مطلب کوچک پس از برکناری «پهلوی اوّل» تحت عنوان فعّالیت یک وابسته ی سفارت «بریتانیا» در «تهران» به نام «آن ماری لمپتون» اشاره کرد که از طریق «رادیو لندن» حملات شدیدی را در جهت انتقاد از عملکرد «پهلوی اوّل» منتشر می کرد و موجب هدایت طرح «رضاخان زدایی» (به قول «موسیو یزدچی») در آن زمان شد!

البتّه انتظار نمی رود که «موسیو یزدچی» از «فلسفه ی سیاسی» شناخت کافی داشته باشند. لیکن لازم به ذکر است که؛

«ایادی استکبار همانطور که در جهت حمایت و استقرار یک جریان در یک کشور یا منطقه، اقدامات مقتضی خود را مبذول می دارند. پس از اِتمام دوره ی مربوط و پایانِ تاریخ مصرف آن جریان به هنگام جایگزینی جریان جدید شروع به بدگویی و ناسزا گویی و اِفشای نقاط ضعف و اشتباهات آن جریانِ مترود اعمّ از قصوری یا تقصیری می کنند و سعی دارند تا شایعات و اتهاماتِ مرتبط با حمایتشان از آن جریانِ از میان رفته را خنثی سازند!»

لذا عملیاتِ «رادیو لندن» و بسیاری از این قبیل که در سرتاسر جهان علی الدّوام از برای تمامی توده های فریب خورده به اجرا درآمده است و این خیانتِ عُظما، تمدّن مورد ادعای غرب ستمگر را فرسوده است و به انقراض خود نزدیک می کند!

سپس «موسیو یزدچی» اشاره ای به کتاب «اسناد محرمانه وزاذت امور خارجه ی بریتانیا» نوشته ی «جواد شیخ الاسلامی» کرد که در مورد کشور «ایران» به وقوع پیوسته است. وی از فردی به نام «لُرد کُرزون» نام می برد که ابتدا از سوی «بریتانیا» سفیر کبیر آن کشور در «تهران» بوده، در دربار «ناصرالدّین شاه» نیز نفوذ داشته است. وی سال های زیادی به عنوان نایب السلطنه ی «بریتانیا» در «هندوستان» مستقر بوده است. و در نهایت به عنوان وزیر امور خارجه ی «بریتانیا» به خدمت خود ادامه داده است.

«موسیو یزدچی» اشاره می کند که؛ «دولت ایران» قصد داشت تا مستشارانی را جهت تقویت امور کشوری و علمی و فنی و حقوقی از کشور «فرانسه» استخدام کند. «لُرد کُرزون» پس از خبردار شدن از این قضیه سعی داشت تا مشاوران انگلیسی را به دولت ایران تحمیل کند!

چون قرارداد ننگین 1919 که از سوی «بریتانیا» از طریق «لُرد کُرزون» و با همکاری «وثوق الدوله» (نخست وزیر) به مجلس شورای ملّی «ایران» رفت و با عدم موفقیّت مواجه شد. و خبر سفر کارشناسان حقوقی «فرانسه» جهت تأسیس دانشکده ی حقوق در «تهران» به «لُرد کُرزوم» رسید. لاجرم «لُرد کُرزوم» «موسیو کامبون» سفیر کبیر «فرانسه» در «لندن» را به وزارت امور خارجه ی «بریتانیا» احضار کرد و گفت؛ «در کشوری که قانون مدوّن وجود ندارد مگر قانون خواهی در «ایران» تا این حد ضرورت پیدا کرده که فرانسه 4 کارشناس حقوقی به «تهران» گسیل می دارد؟!»

«موسیو یزدچی» چنین نتیجه می گیرد که؛

«بریتانیا» مانع از برقراری قانون مداری در «ایران» شد و بلعکس موجب توسعه شریعتمداری به جای آن گردید! چرا که فاصله میان حقوق و سیاست بسیار نزدیک است! یعنی آموزش حقوق سکولار توسط کارشناسان فرانسوی با منافع «بریتانیا» در تضاد قرار داشت!

لذا کارشناسان ارسالی از سوی فرانسه بیشتر در رشته های «پزشکی» و «علوم تجربی» بودند و در آن میان از کارشناسان «حقوقی» و «فلسفی» خبری نبود!

«موسیو یزدچی» به خوبی آثار شوم «مدرنیته ی» مغرب زمین بر سایر نقاط جهان از جمله «ایران» را تشریح و به اثبات رساند! و اینکه کماکان کشور های غربی بر سرِ تسخیر قیومیّت و تحصیل منافع سرشار در «ایران» با یکدیگر در نزاع هستند و ملّت مظلوم «ایران» را در این بازی کثیف خود سرگشته و سرگردان کرده اند.

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)  (جلسه ی سی و چهارم– پاسخ بیست و هفتم)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                                                                                              

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)

(جلسه ی سی و چهارم پاسخ بیست و هفتم)

«محمّد حسین صدیق یزدچی» در برنامه ی (مدرنیته، ایران) مورخ 9 دی ماه 1396 خورشیدی مطالبی را در مورد آثار ناشی از فقدان «فلسفه» در «ایران» متذکّر شد که بدینوسیله پاسخ مقتضی تقدیم می شود.

مشارٌالیه ارزش های به قول خودش «مطیع پرور»، «قیّم جو» و «صِغار پرور» را مطرح و مورد انتقاد قرار می دهد! سپس «قانونمندی» و «فردیّت فرد» را به عنوان بنیان های جامعه ی مدنی و حقوق سیاسی و تحقّق آزادی ها برمی شمارد!

اکنون بر خبرگان مطلع در سرتاسر جهان واضح و آشکار است که طرح مطالبی چون «آزادی های مدنی»، «قانونمندی»،
«فردیّت فرد» و «انتخابات آزاد» و از همه مهمتر دمکراسیِ مورد ادعای غرب تماماً نقاب های فریب و نیرنگ عدّه ای مستکبرِ جهانخوارِ پشت پرده ایست که از طریق اهرم های سیستم های مخوف اطلاعاتی و نظامی و انتظامی سایه وار بر سرتاسر جهان استیلا دارند!

تضاد های موجود در گوشه و کنار جهان هم تعمّدی است! چرا که از میان همین شیوه ی صوری و فریبکارانه بسیاری از اهداف ارباب قدرت و سلطه محقّق می شود!

«موسیو یزدچی» نسبت به فقدان «فلسفه» در دانشگاه های «ایران» همانند حضور «فلسفه» در مراکز آکادمیک «اروپا» معترض است! وی وجود «فلسفه» در ارکان جامعه را موجب تحقّق «مدرنیته» و تحوّلات فکری، سیاسی و اجتماعی می داند.

تعریف ایشان از «فلسفه» چنین است؛

«فلسفه به عنوان تفکّر عقلانی مبتنی بر ضوابط تفکّر مدرنِ مغرب زمینی از سوی حامیان فلسفه ی غرب مطرح می شود.»

اِشکال مهمّ اینجاست که وی سایر مراتب جهانی موجود در «تاریخ فلسفه» را اینجا در نظر نگرفته است! مانند: «شرق دور»، «ایران»، «مصر» و ایضاً «اسلام»!

دیدگاه فلسفی کامل و بی نقص باید مبتنی بر اساس «آنتولوژیک» و «اپیستمولوژیک» باشد. یعنی تمامی مکاتب فلسفیِ موجود در «هستی» و معرفت کامل نسبت به تمامی موارد موجود در «تاریخ فلسفه» باید در نظر گرفته شود! (حتی المقدور به شکل استکمالی)

لذا مراتب مورد نظر «موسیو یزدچی» در خصوص وحی مُنزَل بودنِ «مدرنیته ی غربی» یا «فلسفه ی غرب» امری جانب دارانه و مخالف با خواسته ی دمکراسی است!

البتّه تذکّر «موسیو یزدچی» پیرامون این حقیقت که بدون «فلسفه» قادر نیستیم که به درک علوم عدیده همچون «ریاضیات»، «فیریک»، «نجوم»، «زیست شناسی» و «پزشکی» و غیره نایل آئیم ممدوح است. اساساً به کمک «فلسفه» تمامی معارف بشری مدوّن و برای نسل های آتی به یادگار سپرده می شود.

لیکن محدود کردن این واقعیّت به وابستگی صد در صد با «فلسفه ی غرب» و «مدرنیته»، کاری رندانه و از سَرِ استکبار است.

البتّه «متدولوژی» در «تولید علم» بسیار مفید فایده است. و به کمک «فلسفه» به عالَمِ علوم جهت استفاده ی بهینه از اختراعات و اکتشافات ارائه شده است. لیکن از یاد نبریم که تمامی علما و دانشمندان «تمدّن اسلامی» هم از «متدولوژیِ» عصر خویش سود جسته اند و غرب به هیچوجه تخم مرغ دوزرده نکرده است! (از یاد نبریم که «رُنسانس اروپا» مبتنی بر دانش و معارف اکتسابی از «فرهنگ و تمدّن اسلامی» متولّد شد!)

باور داریم که امروز به واسطه ی واپس ماندگی های عدیده بالضروره باید از تمامی آموزه های علمی، تکنیکی و متُدیک
«مغرب زمین» استفاده کنیم. ولی این بهره مندی نباید ما را «الینه» کُنَد دوری از «الیناسیون» (از خود بیگانگی) در اینجا از واجبات است.

(در بخشی از کلام به جای «دکارت» از نام «کانت» استفاده شد که یک اشتباه لفظی بود و در ادامه ی گلام اصلاح شد.)

در ضمن بهتر از «کوژینوی دکارت» را «شیخ الرئیس ابن سینا» به شکل «انسان معلّق» مطرح فرموده است! شاید هم «دکارت» ملهم از انسانِ معلّقِ سینوی «کوژینوی» خود را بنیان نهاده باشد!

در انتهای کلام «موسیو یزدچی» اشکالی را مطرح می کند که؛

اگر ما «مدرنیته» را شناخته بودیم و از مبانی «علوم سیاسی» بهره مند بودیم. «جمهوریت» را شناخته بودیم و در نتیجه به «جمهوری اسلامی» در «ایران» رأی نمی دادیم! یعنی «جمهوریّت» با «اسلامیّت» ناسازگار است!

در حالی که بهترین و کاملترین شکل جمهورِیّت در «اسلام» حضور دارد. به معنی کثرت در وحدت و وحدت در کثرت!
«كُلُكُّم راعٍ و كُلُكُّم مَسؤولٌ عَن رَعِيَتِهِ» به چه معنی است؟ «یَدُ الله مَعَ الجَماعَه» به چه معنی است؟ «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا» به چه معنی است؟

لیکن در «اسلام» «جمهوریت» در خدمتِ اطاعت از «توحید» است. نه اینکه همچو غرب «جمهوریت» را دستاویزی جهت مقابله با «توحید» قرار دهد! («انسان محوری» به جای «خدا محوری»!)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   14 دی ماه  1396  4Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«لحظه ی x» عدمی است نه وجودی چون مبهم است!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

«لحظه ی x» عدمی است نه وجودی چون مبهم است!

«علی لیمونادی» در برنامه ی چهل سالِ سیاهِ خود مورخ 17 دی ماه 1396 خورشیدی با «مهران براتی» در «برلین» به گفتگو پرداخت.

«مهران براتی» از چیزی به تعبیر او تحت عنوانِ «لحظه ی x» نام برد. یعنی در «لحظه ی x» انفجار مردمی صورت می گیرد!

اساساً «لحظه ی x» یک مطلب عدمی است نه وجودی! برای معنا دار کردنش باید آنرا به شکل (x-y) یا (x+y) و (xy) معرّفی کرد به شرط آنکه «y» برابر «صفر» یا «∞» نباشد! مگر می شود که لحظه ی پرتاب موشک مبهم باشد؟! اگر به لحظه ی x معتقد شویم یعنی خود را در اختیارِ عامل ناشناس قرار داده ایم! و این کارِ عاقلانه ای نیست.

در ثانی چون همیشه در بیاناتتان نسبت به مقدّسات اسلامی و شیعی اهانت می کنید، و اینکه اطلاعات شما ناقص یا اشتباه است. لذا توصیه می شود که اصلاً در مورد حضرت «ولی عصر» عجّل الله تعالی فرجه الشّریف اظهار نظر نکرده، بی نتیجه بارتان را سنگین نکنید! (چاه جمکران و غیره)

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

گذری و نظری 174  (مورّخ 17 دی ماه 1396 خورشیدی)  کفر گویی های (میمی سحر) ادامه دارد!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

                                                                                  

گذری و نظری 174

(مورّخ 17 دی ماه 1396 خورشیدی)

کفر گویی های (میمی سحر) ادامه دارد!

«سیّد محمّد جلالی چیمه» (میم سحر) در برنامه ی گذری نظری شماره 174 بخشی از اشعار خود را از کتاب «قمار در محراب» خود خواند. اکنون به قسمت هایی از آن اشاره می شود؛

در عجبم که چگونه 3 سیّد آشنا در رسانه ی «ایران فردا» یعنی «سیّد علیرضا نوری زاده» (Mr عنقا)، «سیّد هادی خرسندی» و «سیّد محمّد جلالی چیمه» (میم سحر) در اشعار و بیانات خود به اجداد طیّبین و طاهرینِ خویش جسارت روا می دارند؟!

(میم سحر) گفت؛ «با شمشیر علی، ستم کنی! – الله در انبان کنی!» وی وقوع زلزله ها را به هوی و هوس الهی موکول کرد! چونکه از درک «حکمت الهی» در خصوص وقایع «هستی» عاجز است!

«نیست جز پیکر مجروح خدا، آنچه بر منبرت آویخته ای!» یعنی چه؟!

وای به حال «میم سحر» اگر بدینوسیله لسانِ «ابلیس لعین» شده باشد! به سیم آخر زدن که هنر نیست! هر کس در این مسیر قدم بردارد، خِرِفت می شود!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

شاهزاده خواندنِ کسی که در مَسندِ اصلی نباشد، خود نوعی متلک است!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

شاهزاده خواندنِ کسی که در مَسندِ اصلی نباشد، خود نوعی متلک است!

تذکر ابتدایی: پس از وقوع حرکات 6 روزه ی دی ماه 1396 خورشیدی در «ایران» به همّت عالی مستکبران! از این پس تذکّرات را جهت آگاه سازی ملّت شریف «ایران» و افشای خواب آشفته ی استکبار و نوکرانشان بیان می کنم.

در «پنجره رو به خانه پدری» مورخ 20 دی ماه 1396 خورشیدی «سیّد علیرضا نوری زاده» (Mr عنقا) برنامه ی خود را اختصاص به مصاحبه و گفتگو با نواده ی رضاخانِ قلدُر داد (رضا پالانی)!

در سرتاسر برنامه (Mr عنقا) نواده ی مذکور را «شاهزاده» خطاب کرد! و حال آنکه هرآینه کسی در موقعیّت شاهزادگی نباشد و دیگران او را «شاهزاده» بخوانند، به نوعی متلک گویی می باشد!

داستانش چون بسیار زشت است در اینجا آنرا بازگو نمی کنم. لیکن (Mr عنقا) به خوبی آنرا می داند!

در ثانی باز هم خلاف گویی (Mr عنقا) آشکار شد! زیرا او می گوید؛ «ملّت ایران هر سیستمی را که پذیرفت دنبال می کنیم!» و حال آنکه دائم نواده ی مذکور را «شاهزاده» می خواند! یعنی هدف اصلی احیای سلطنت پهلویست!

پسر «پهلوی دوم» در این برنامه گفت؛ «من دخالتی در این جریانات هفته ی اخیر نداشتم!» به یقین همانند رسانه های
«ایران فردا» و «manoto» که هیچ دخالتی نداشته اند! لیکن این دو رسانه با این مسکین (پسر پهلوی دوم) مصاحبه کرده اند!

پسر «پهلوی دوم» از طریق رسانه ی manoto در همان اوایل پیام و اطلاعیه ارسال کرد! پس اطلاعیه ی والده ی او که از رسانه ی «ایران فردا» پخش شد دخالت نبود! (از ابتدای کار با فریب و دروغ استارت زده اید!)

«سیّد علیرضا نوری زاده» (Mr عنقا) ایمیل های دروغین را به عنوان شاهدی بر حمایت از این نواده ی «رضا خانِ قلدُر» خواند!

از زبان یک «سردار پاسدار» که در انتظار قدوم «شاهزاده» آب و جارو می کنند! و از زبان یک روحانی که به روحانیانِ دیگر ناسزا گفت و در انتظار قدوم ملوکانه ی «شاهزاده» است! ایمیل بعدی از زبان یک جوان 16 ساله که شروع به تعریف از «شاهزاده ی» (ناشناس برای او) می کند!

(Mr عنقا) هالو گیر آورده است! اصلاً هیچ ایمیلی بدون ذکر نام و نشان، معتبر نیست و این حرکات تبلیغاتی دروغ دیگر کهنه شده است! (با دروغ به جایی نمی رسید. بلکه با تکیه به اسلام راستین می توان موفق شد.)

در انتهای برنامه «نواده ی رضا خانِ قلدُر» برای نیرو های انتظامی و نظامی و بسیج «ایران» پیامِ تمرّد ارسال کرد! آنوقت
می گوید که در امور «ایران» دخالتی نکرده است!

«سیّد علیرضا نوری زاده» (Mr عنقا) جهت تعریف و تمجید از «شاهزاده ی خود» گفت؛ «وی سه زبان خارجی می داند و بر امور جاری مسلّط است!» (مگر زبان دانی، آدمی را سیاستمدار می کند؟ مگر پدرش که دو زبان خارجی می دانست سیاستمدار بود؟)

آنگاه شاهد از غیب رسید! شاهزاده ی Mr عنقا در مورد حساب کردن روی غربی ها گفت؛ ما از هیچکس انتظار حمایت نداریم و روی نیرو های خودمان حساب می کنیم! و اجازه ی دخالت به بیگانگان هم نخواهیم داد! «ملّت ایران» خودش سرنوشت خود را مشخّص خواهد کرد!

باز هم پاچه خواری های غلیظِ «سیّد علیرضا نوری زاده» (Mr عنقا) کار دست این مسکین (پسر پهلوی دوم) داد! پدرش سَرِ کار بود و شاخ و شونه کشید، چپه شد! اکنون این پسَرِ خلف هم در ابتدای کار که نه بداره و نه به باره برای «اروپا» و غرب خط و نشان
می کشد!

به این می گویند؛ بی سیاستیِ غلیظ! (آخر الامر (Mr عنقا) این بچه یتیم را به کشتن می دهد!)

تناقض های فراوان در بیانات (Mr عنقا) و این شاهزاده ی بی تاج و تخت فراوان بود! فی المثل؛ مشارٌالیه گفت؛ «فردا یک قرار ملاقات با سناتور های کنگره «امریکا» دارم تا در مورد وضعِ تحریم های جدید برای «ایران» مذاکراتی داشته باشیم و شیوه های حمایتی سرانِ «امریکایی» را مورد بررسی قرار دهیم!

به این سرعت دچار فراموشی شد! از یکسو عدم مداخله ی اَجنبی مطرح می شود و از سوی دیگر معترف به قرار ملاقات هایی مکرّر جهت جذب حمایت های اَجنبی می شود!

تذکّر نهایی: همانطور که طبقه ی حاکم در «ایران» به اندازه ی دور شدن از «اسلام» دچار دردسر و تهلکه شده اند، شما هم به واسطه ی عدم نزدیکی و بهره مندی از «اسلام اصیل» و ضدّیت با دینِ خدا به موفقیّت نهایی نخواهید رسید!

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"


 

خالی بندی تُپُق جور در نمی یاد!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

خالی بندی تُپُق جور در نمی یاد!

«علیرضا میبدی» در برنامه ی «نگاه» مورخ 18 دی ماه 1396 خورشیدی میزبان «محسن سازگارا» بود.

وی همانندِ شومَن های امریکایی با هیجان و صحنه سازی کاذب سعی داشت تا وقایعِ تخریبیِ داخل کشور «ایران» را ظرف 6 روز اَخیر، بسیار مؤثّر و کارساز جلوه دهد!

مشارٌالیه وقایع اخیر در «ایران» را با یک رُنسانس در قلب «خاور میانه» همسان فرض کرد!

وی گزارش خبرنگاران گمنام را در عالَمِ خیال بر صحنه ی «سازمان ملل متّحد» درحالِ پخش و نمایش دانست! و زنان را از روز دوم به بعد هدایتگر معرّفی کرد!

«سازگارا» با خنده، از سر چوب کردنِ روسری توسط یک دخترِ ساده اندیش و فریب خورده تمجید کرد! متأسّفانه نمی داند که این خنده بر سرنوشت نوامیسش تأثیرگذار خواهد شد!

به زودی آثار شوم این فعّالیت مشارکتی شما در چهره هایتان منعکس و منقوش خواهد شد! همانطور که همیشه تذکّر داده ام، بدون اتّکال به اسلام راستین مظفّر نمی شوید!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

خالی بندی پشت خالی بندی!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

خالی بندی پشت خالی بندی!

در برنامه ی «پنجره رو به خانه پدری» مورخ 21 دی ماه 1396 خورشیدی «سیّد علیرضا نوری زاده» (Mr عنقا) میزبان
«محسن سازگارا» بود.

«محسن سازگارا» در بیان خاطرات خود گفت؛

«با «حجّاریان» آن زمان که در «ایران» بودم بحث می کردیم. «حجّاریان» گفت؛ حاضر نیستم «جمهوری اسلامی» منهدم شود. در نتیجه بِرَوَم انتهای صَف! ولی من (سازگارا) به «حجّاریان» گفتم که؛ اگر قرار باشد برای نجات مردم 5000 نفر فنا شوند، من حاضرم اوّلین کس باشم!»

باز هم «محسن سازگارا» نسنجیده سخن گفت!

خُب زن و فرزندانت به تاراج می روند! در ثانی معلوم شد که چرا از «ایران» رفتی و اکنون پشت سَرِ نواده ی «رضا پالانی» سینه میزنی! چون می خواهی جزو برنده ها باشی!

لیکن خیلی بی سیاستی کردی! شریک جرمِ ختنه سورانِ پسر «پهلوی دوم» شدی! (عجب فداکاریِ جالبی!)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   21 دی ماه  1396  11Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

چند کاسه در یک کاسه!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

چند کاسه در یک کاسه!

ــ بزم نخست «نوشین روان» با «بزرگمهر»

در برنامه ی «گرد آفرید» مورخ 19 دی ماه 1396 خورشیدی در لابه لای شاهنامه خوانی های «گردآفرید» باز هم قطعاتی از داستان به اصطلاح کودکانه (کودک پسند) «حسین قلی» پخش شد!

در آن قطعات عبارات کفرآمیز توسط «گردآفرید» بیان شد! از قبیل؛

«اگر امیدت به خداست، لاش خور ها در هواست!»

از قرار معلوم پخش این قطعات نوعی تبلیغ جهت تماس مخاطبانِ برنامه برای پرداخت وجوه و در اختیار گرفتن چنین
قصّه گویی های کفرآمیزی انجام پذیرفته است!

ــ به دهانِ «تقی زاده» خوشمزه آمد!

در برنامه ی تفسیر خبر «جمشید چالنگی» مورخ 19 دی ماه 1396، میهمان برنامه «رضا تقی زاده» تحلیل گر سیاسی و کارشناس نفتی گفت؛ «شعار های خوشمزه ی دانش آموزان در مورد «انقلاب اسلامی» و «رهبرِ انقلاب اسلامی»!»

به یقین مشارٌالیه شعار ها را یکی یکی مضمضه کرده است! (غرض ورزی) هر چند که اسلافِ وی از نظر وابستگی سیاسی معلوم الحال بوده اند!

ــ پخش ترانه ی کفرآمیز به خوانندگیِ ستّار و شماعی زاده (شکنجه گرِ پیشینِ ساواک) از تلویزیون «ایران فردا»!

در میان برنامه ی «پنجره رو به خانه پدری» مورخ 20 دی ماه 1396 خورشیدی «سیّد علیرضا نوری زاده» ملقّب به (Mr عنقا) اقدام به پخش ترانه ای به خوانندگی دو ذکور و یک اُناث کرد!

«ستّار» و «شماعی زاده» از معروفین بودند!

آنوقت «سیّد علیرضا نوری زاده» (Mr عنقا) شعار می دهد که؛ «ما در این رسانه به دین و مذهب مردم اهانت نمی کنیم!» پس این جمله که در آن ترانه پخش شد را چگونه توجیه می کنید؟!

جمله ی مذکور: «ببین مرد خدا رو ظالِم دل سیاهو!» «مرد خدا» که ظالم نمی شود!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

جواب کاملی به «سُلی جهود» ندادی!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

جواب کاملی به «سُلی جهود» ندادی!

در برنامه ی «شما و ایران فردا» مورخ 17 دی ماه 1396 خورشیدی یکی از مخاطبان کلیمیِ برنامه به نام «سُلی» در تماس تلفنی خود با «سیّد علیرضا نوری زاده» (Mr عنقا) چنین گفت؛

«از «نتانیاهو» بِکِش بیرون! او کارش را خوب بلد است!

عجب جهودِ بی ادب و نفهمی بود این «سُلی»! بکش بیرون یعنی چه؟! مگر قضیه ی لاط و ملوط است؟! گفته بودند که در «اسرائیل» به واسطه ی دستکاری های ژنتیکِ منجر به خطا، «گِی» به وفور یافت می شود! لیکن پیام ناشیانه ی «سُلی جهود» بسیار ابلهانه و گستاخانه بود!

«سیّد ما» هم به خوبی جواب او را نداد!

اتّفاقاً این حالتِ بیانیِ «سُلی جهود» سند آشکاریست مبنی بر اینکه کلیمی های جهان خودشان را همه کاره ی تمامی امور
می دانند و امر بر عدّه ای از ایشان مشتبه شده است! (فواره چون بلند شود سرنگون شود!)

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

از پریشان گویی تا سوء نظر در بیان!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

                                                                                                 

از پریشان گویی تا سوء نظر در بیان!

«ناصر شاهین پر» در دو برنامه ی اَخیر خود «شاخه های این درخت کهن» به تواریخ 11 و 18 دی ماه 1396 خورشیدی آنچنان از «بابی ها»، «بهائیان» و «ازلی ها» تعریف و تمجید کرد که گویی در ردیف مبلّغین ایشان قرار گرفته است. البتّه این حرکت «ناصر خان» از روی بُغضِ غلیظش نسبت به «اسلام» و تشیّع است!

«ناصر خان» از «بهائیان» تمجید می کند و می گوید؛

«ایشان گفته اند که اگر یک پسر و یک دختر داشتید و نمی توانستید هر دو را به مدرسه بفرستید واجب است که دختر را به مدرسه بفرستید چون این دختر مادر می شود و اگر با سواد و کمالات علمی باشد بهتر می تواند فرزندان خود را تربیت کند!»

اینکه مادرانِ باسواد و کمالات علمی بهتر می توانند کودکان خود را تربیت کنند مقبول است. لیکن تکلیف مرد بی سواد و کمالات علمی در جامعه ی «بهائیان» چه می شود؟!

سپس گریزی به نهضت های فمینیستی موجود در «اروپا» مخصوصاً «امریکا» می زند که چقدر با نظریات «بهائیان» هماهنگ
می باشند!

«ناصر جان» تند نرو! آهسته برو! عمل حکیمانه آن است که پسر را به مدرسه بفرستیم و به او تکلیف کنیم تا آنچه را که در مدرسه آموخته است عیناً به خواهرش هم بیاموزد تا «ذات باری» گشایش کند گه حتماً به همّت بشری لایق گشایش می شود و دختر هم روانه ی مدرسه خواهد شد!

در ثانی «فمینیست ها» با فرزند آوری و ازدواج و تشکیل خانواده و امثالهُم اکثراً مخالف هستند! اغلب ایشان مقطوع النّسل
می شوند!

در ادامه «ناصر خان» چنین گفت؛ «بهائیان اعتقادات خود را فاش بیان کردند و «ازلی ها» پنهان نمودند! در نتیجه «بهائیان» از تمامی صحنه ها دور مانده، حذف شدند. لیکن «ازلی ها» به شکل نفوذی در همه جا مشارکت کردند!»

پس به خوبی مجریِ اوامرِ پیر استعمار بودند! و حال آنکه مبانی اعتقادی هر دو یکسان بود!

یکی از شیوه های اجرای عملیات ستون پنجمی آن است که افکار مسؤولین کشورِ هدف را متوجّه جریانی می کنند و توسط جریان ناشناس نفوذی امیال خود را به اجرا در می آورند! مانند: متوجّه ساختن مسؤولین «جمهوری اسلامی ایران» به گروهک «مجاهدین خلق» و نفوذ «توده ای ها» در تمامی ارکان کشور که مثل موریانه پایه های نظام را ویران کنند! «ناصر خان» در این میان اتّهامات واهی به مسلمانان وارد کرد! از قبیل اینکه؛ «مسلمانان اَلباقیِ مردم را کافر می دانند و برای کشتن آنان حکم صادر
می کنند!» که به هیچوجه با شریعت اسلام منطبق نبوده، نیست!

«ناصر خان» جملاتی به «بهائیان» نسبت داد که به هیچوجه در ادبیات آن زمان استفاده از کلماتی چون «گذار» رایج نبوده است!

جالب اینجاست که مطالب منقول از کتاب «اَقدَس» توسط «ناصر خان» که به «بهائیان» نسبت داده بود، تماماً از مراتب سیاسی، اجتماعی غربی ها در آن عصر اقتباس شده است! یعنی حسب الامر اربابانِ دُوَلِ فخیمه بوده است!

«ناصر جان» چرا خودت را خوار و خفیف می کنی و علمای متحسّن در حرم حضرت عبدالعظیم «علیه السّلام» را به هنگام صدور اطلاعیه در موقع خارج شدن از تحسّن نادان و بی درایت جلوه می دهی؟!

این رسم امانت داری نیست! چگونه است که تمامی علمای «اسلام» بی کفایت هستند و تا این اندازه خیل عظیمی از مخالفانِ ایشان حریف آنان نمی شوند؟!

«ناصر جان» همانطور که این برنامه از مغرب زمین گسیل داده می شود. تمامی آن جریانات هم از غرب تدارک شده بود!

اینکه «بهائیان» می گویند که در سیاست دخالت نمی کنیم، لیکن دائم در امور سیاسی دخیل بوده اند، از جمله رسانه ی فعّال بهائی manoto که لحظه به لحظه در حال سیاسی کاریست، تماماً نشان از منافق بودنِ «بهائیان» دارد!

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

اقدام احمقانه ی «امریکا»!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

اقدام احمقانه ی «امریکا»!

یکی بر سر شاخ بُن می برید!

اقدامات تحریک آمیز و هدایتگر شلوغی های اخیر در «ایران» توسط برخی از کشور های منطقه به رهبری «ایالات متّحده ی امریکا» مصداق همان مَثَلِ بالاست!

بزرگترین خطری که از درون «ایالات متّحده ی امریکا» را تهدید می کند، همانا شورش فقرا و رنگین پوستان داخلی است و ایضاً به نوعی دیگر در «عربستان سعودی»!

آنچه که در «ایران» دنبال می کنید، الگوی آشکاریست جهت پیرویِ ناراضیان داخلیِ «امریکا» و «عربستان سعودی»!

تنها کسی که تصوّر می کند، از این جریانات سود خواهد برد همانا رژیم صهیونیستی «اسرائیل» است! لیکن «اسرائیل» هم بدون «امریکا» فنا خواهد شد! هرچند که عُمرِ «دیمونا» رو به اِتمام است!

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

جهدی محدود در شناخت «مهدویّت»

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

جهدی محدود در شناخت «مهدویّت»

«داریوش کریمی» در برنامه ی «پرگار» مورخ 11 دی ماه 1396 خورشیدی با دعوت از 4 کارشناس «اسلام شناس»،
«جامعه شناس»، «انسان شناس» و «مهندس عمران» سعی کرد تا به درک حقیقتِ «مهدویّت» نایل آید.

این «پرگار» به هیچوجه در شأن و مقامِ عنوانِ برنامه برگزار نشد!

نه حاضرانِ در جلسه ی ضبط برنامه ی «پرگار» و نه مخاطبانِ برنامه ی «پرگار» از سَرِ «عشق» و «صفا» بدین مطلب نپرداختند! لذا در انتهای برنامه سرگردان تر از ابتدای برنامه، افراد و مخاطبانِ bbc فارسی به سوی سرنوشت خود رفتند!

اوّلاً «پیامبر امام زمان» یک اشتباه لفظی در این برنامه بود! «پیامبرِ آخر الزمان» صحیح است. صد البتّه که در «قرآن مجید» نباید خبر از «پیامبر آخرالزمان» مندرج باشد! چون «رسول گرامی اسلام» خود «پیامبر آخر الزمان» است. (خاتم النبییّن)

احتمالاً منظور حاضران در این «پرگار» «منجیِ آخر الزّمان» بوده است که باید بگوئیم؛

«قرآن مجید» پُرتکل است و واجب است تا مسلمانان بدان عمل کنند. چون عمل کردنِ کامل بدان به تعویق افتاد و تنبلی و سستی کردنِ عدّه ای از مسلمانان همراه با خیانت و حماقتِ عدّه ای دیگر مانعِ تحقّقِ صد در صدیِ کلام خدا (قرآن مجید) شد. لازم است تا برای جبران این فاجعه، «خداوند یکتا» منجی ارسال فرماید.

لذا از معصوم اوّل تا 13 معصوم همگی بِلا استثنا نوید ظهور «منجی» که معصوم چهاردهم باشد را داده اند.

«انتظار» هم به معنی سستی و تنبلی نیست. بلکه «انتظار» به معنی «منتظر فعّال» به مرور متوجّه می شود که حکمتِ غیبتِ امام دوازدهم (روحی فداه) از چه روست. یعنی به واسطه ی عدم آمادگیِ جهانیان است و اینکه در اکثریّت مردمِ روی زمین حالت انتظار و تمکین از منجی وجود ندارد!

اکنون نیز که در آستانه ی ظهور منجی قرار داریم، تا رسیدن به موضوعِ استیصال فرصت باقیست! هنوز به نهایت نرسیده است. لذا عدم استحقاق عمومی موجب تعویق صدور ظهور منجی از سوی «ذات حق» شده است. (پس استحقاق ها باید تغییر یابند و همسو و همجهت شوند.)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

پاسخ «زبانِ (شُتُرمُرغگاو پَلَنگ)»  نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 پاسخ «زبانِ (شُتُرمُرغگاو پَلَنگ)»

نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

پس از سلام و عرض ادب به محضر استاد «علیزاده طوسی» بدینوسیله پاسخ نامه ی سی و سوم از سال یازدهم را تقدیم می دارد.

استاد «طوسی» در این نامه حجم وسیعی از ناگواری های آسیب رسان به «زبان فارسی» را برشمردند. با اجازه از محضر ایشان موارد مذکور در نامه ی استاد را به شکل دو ستون صحیح و ناصحیح در این پاسخ نامه ارائه می کنم؛

استاد «طوسی» برای آشکار شدن وضعیت اسفناک «زبان پارسی» در وسایل ارتباط جمعی و دنیای اینترنتی از واژه ی «شترمُرغگاوپلنگ» استفاده کردند و در قالبی دیگر مرد سی و چند ساله ای را مجسّم کردند که، قبای کرباس آبی به تن، کلاه شاپوی مخملی سیاه به سر، شلوار جینِ «لی وایز» به پا، با کفش ورنی سیاه و یک پاپیون قرمز به زیر چانه ی مزیّن به ریش بُزی و یک تسبیح شاه مقصودی به دست، در حال زمزمه کردن تصنیفِ «مرغ سحر ناله سر کن»!

یعنی این هیئت تماشایی تصویری است سمبولیک از «زبان فارسی» که در مطبوعات زیاد می خوانیم و نمی فهمیم و در رادیو و تلویزیون زیاد می شنویم و فکر می کنیم عوضی شنیده ایم . (به نقل از نامه ی سی و سوم استاد «طوسی»)

استاد «طوسی»، «شترمرغگاوپلنگ» را مخلوطی «هفته بیجاری» از فارسی «پیشا هوخشتره ای» فارسی «داش مشتیانه»، فارسی «باز ساخته از الگوی معتبر زبان انگلیسی»، فارسی «آشنا گریز بیگانه آویز»، که در آن عربی نامصطلح جانشین فارسی مصطلح
می شود، یا عربی غلط جای فارسی درست را غصب می کند و فارسیِ «دستور شکن» که در آن ترکیب جمله از قاعده های طبیعی پیروی نمی کند. فارسی «شبه ادیبانه ی لفظ قلمی» و هفتاد و هفت فارسیِ دیگر، غیر از همان فارسی اصیل و بی عیب و بی افاده ی مردم.

صحیح: پسرش مثل خودش – علاوه بر – وظیفه، تکلیف – گرفته شده است – گفتن – بودن و استن

ناصحیح:پسرش نیز همانند خودش– افزون بر– خویش کاری انسانی – این شعار ها جدّی گرفته شده اند – اظهار داشتن - باشیدن

صحیح: کشته شده اند – سیل گِل و لای – کردن – شدن – واقعه

ناصحیح: هزارها نفر در این کشور کشته شده است – نجات یک زن از میان «گِلرود» - نمودن و ساختن – گشتن و گردیدن – رخداد

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

پاسخ «حذف قبیح و مکث ثقیل»  نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

                                                                                                            

پاسخ «حذف قبیح و مکث ثقیل»

نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

با سلام و عرض ادب به خدمت استاد «علیزاده طوسی» بدینوسیله پاسخ نامه ی سی و دوم از سال یازدهم را تقدیم می دارد.

استاد عزیز نامه ی مذکور را بدین شکل آغاز کرده اند؛

«صحبت از زبان فارسی است که روحش در چهار، پنج دهه ی گذشته، نه از جانب دشمن، بلکه از جانب دوست های ناآگاه آزار
می دیده است. و ناله اش در تنگنای حصار های بلند شهر های جنون گرفته، در غوغای بازار های پُر رنگ و نیرنگ، به گوش جماعت های وانفسا هی و دم غنیمتی و کی به کیستی نمی رسد، و آن را فقط سوگواران خاموش بستر های خشک رود ها و ساحل های به مرگ آلوده ی دریاچه ها می شنوند.»

با اجازه ی استاد شریف عبارات فوق را می توان به شکل ذیل تغییر داد؛

«صحبت از زبان فارسی است که روحش در چهار، پنج دهه ی گذشته، نه از جانب دشمن، بلکه از سوی دوستانِ ناآگاه آزار دیده است. و ناله اش در تنگنای حصار های بلند شهر های مجنون، در غوغای بازار های پر رنگ و نیرنگ، به گوش جماعتِ وانفسایِ دم غنیمتِ هرکی هرکی نمی رسد، و آن را فقط سوگواران خاموشِ بستر های خشک رود ها و ساحل های به مرگ آلوده ی دریاچه ها
می شنوند.»

اِبداعِ «لفّاظیونِ رو به فرنگستانِ پشت به فرهنگ» از جانبِ استادِ عزیزِ بسیار جالب و نیکوست. «حذف قبیح» دانستنِ حذفِ فعل «است» در مواردی ناصحیح توسط برخی از «اهل خبر» از جانب استاد عزیز بسیار موجّه است. و ایضاً حذف «که» موصول به دنبال آن.

در انتهای پی نوشت شماره 7 این نامه استاد عزیز مرقوم فرمودند که؛

«و همین وضع را دارد عبارت دوم: «خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده»، و موضوع حذف گهگاهی «است» از سوم شخص مفرد فعل ماضی نقلی در میان نیست. و این برداشت دیگری است قابل تأمّل در برابر برداشت «دهخدا»، با این سه فرض: 1- این برداشت درست است، نه برداشت «دهخدا» 2- برداشت «دهخدا» درست است، نه این برداشت. 3-هر دو برداشت نادرست است؟!»

البتّه در این سه فرض، فرض سوم نمی تواند منطقاً «نَه «این» و نَه «آن» باشد!» بلکه باید «هم «این» و هم «آن» باشد. یعنی هر دو عقیده صحیح باشند.

در سر کلاس درس آموخته ایم که «اوّل» عربیست و واوَش مشدّد. لیکن برای دوم، سوم ..... نباید تشدید گذاشت!

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   12 دی ماه  1396  2Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

پاسخ «تعریف زبان تعریفِ خودِ انسان است.»  نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

پاسخ «تعریف زبان تعریفِ خودِ انسان است.»

نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

با سلام و عرض ادب به محضر استاد «علیزاده طوسی» پاسخ نامه ی سی و چهارم از سال یازدهم تحت عنوان «تعریف زبان تعریف خودِ انسان است.» را تقدیم می دارد.

در پاراگراف اوّل «جوانان سرسپرده به کامپیوتر و چشم بسته به اینترنت» دچار اندکی ابهام است! با تغییر آن به شکل «جوانان سر سپرده به کامپیوتر و چشم بسته اسیر اینترنت» ابهام مذکور برطرف خواهد شد.

در همان پاراگراف خط چهارم «ما مردمان آنها را پیشرفته ترین و با فرهنگ ترین ملّت های دنیا می دیدیم و میدانستیم و خودشان هم بودند و می دانستند ... » عبارت «خودشان هم بودند و می دانستند» نادرست جلوه می کند! زیرا همان عبارت «خودشان هم می دانستند» کفایت می کند و منظور را می رساند!

در انتهای پاراگراف ماقبل آخر استاد عزیز در مورد «وداها»، «اوپانیشاد ها» ی هند باستان و «گات ها» و «یشتها» ی ایران باستان چنین اظهار نظر کردند که؛

«این ها و همتاهای آن ها از ملّت های دیگر بود که شعر بود و مذهب بود و مادرِ «فلسفه» شد، با ظهور «افلاطون ها» و
«ارسطو ها»، و از بطن فلسفه ی آن ها، «علم» پدید آمد، همه ی علم ها، همه ی هنر ها، همه ی آنچه به زندگی پوچ و بی معنی حیوانی، معنای بلند انسانی بخشید، با اوج و عروجی تا شعشعه ی معنای خدایی.»

خوشبختانه در حال حاضر ما می توانیم از میراث فرهنگِ تمدّن بشری استفاده کنیم. یعنی «تاریخ علوم»، «تاریخ ادیان»،
«تاریخ فلسفه» و «تاریخ هنر» و امثالهم.

به شهادت «تاریخ فلسفه» «فلسفه ی غرب» در تقسیماتِ تاریخیِ مکاتب فلسفیِ غرب قائل به پیش سقراطیان و فلاسفه ی پس از «سقراط» است. «افلاطون» و «ارسطو» از فلاسفه ی بعد از «سقراط» هستند.

لیکن به شهادت «تاریخ علوم» علوم عدیده در عصر ماقبل از «سقراط» هم به اشکال مختلف وجود داشته است (فیثاغورثیان و غیره). لذا علوم بشری منتّجِ از فلسفه افلاطونی یا ارسطویی نیست. و ایضاً تمامی «هنر ها» ی بشری!

فلسفه به وجود آورنده صِرف نیست. بلکه جستجو گر حقیقت و تدوین کننده ی معارف بشری است. هرچند که مکاتب عدیده الگو های خود را به جوامع بشری عرضه کرده اند. (درثانی توحید از ابتدای هبوط آدم و حوّا در میان نسل ایشان منتشر بوده است. پس پوچی و حیوانی بودنِ زندگی بی معنی است.)

مرتبط با این بخش در پی نوشت شماره 6 استاد عزیز مرقوم فرمودند که؛

«کسانی که در سفر ذهنی خود جوینده ی خدا هستند، در واقع، راه خودشناسی را می پیمایند. از خوردن و خوابیدن و تولید مثل کردن و کارها ی وابسته به این ها که بگذریم، بقیه ی کارهایی که انسان می کند، نوعی آفرینش است، یعنی تقلیدی از کار های تصوّری که از خدا در ذهن دارد.»

اساساً در تفکّر یک «موحّد» عملیات استقلالی معنا ندارد! یعنی همان فعل «موحّد» نه تقلید از «خالق یکتا» بلکه بر حسب
اراده ی لم یزلی است!

چگونه شد که اکنون در این تمدّنِ واچرتیده، «انسان محوری» در برابر «خدا محوری» سکّه ی رایج در میان اکثریّت آحاد مردمی شده است!

در پی نوشت اوّل هم «استاد طوسی» به تضاد مابین شش هزار و هجده سال هبوط «آدم و حوّا» که در «کتاب مقدس» مذکور است و آثار 300 هزار ساله ی انسانِ «هومو ساپینس» (Homo Sapiens) اشاره فرمودند که بدینوسیله تأکید می شود که متأسّفانه این اشکال از جمله اشکالاتیست که تحریف شدنِ «عهد عتیق و عهد جدید» را گواهی می دهد!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   25 دی ماه  1396  15Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

از «پانته آ مدیری» چه خبر؟

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

از «پانته آ مدیری» چه خبر؟

گوینده و مجری برنامه های «تونل زمان» و «اتاق خبر» کجاست؟

پس از مصاحبه با نواده ی «رضا خانِ قلدُر» دیگر جلوی دوربین ها نیامده است!

البتّه آنچه را که در مورد وی الهامیست، گفتنی نیست!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   17 دی ماه  1396  7Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

شمشیر را از رو بستی، خیلی خیلی اشتباه کردی!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

شمشیر را از رو بستی، خیلی خیلی اشتباه کردی!

در برنامه ی «پنجره رو به خانه پدری» مورخ جمعه 8 دی ماه 1396 خورشیدی «سیّد علیرضا نوری زاده» در انتهای برنامه در دفاع از «هادی خرسندی» و حمله به انتقادِ یکی از مخاطبان برنامه که برای مدیر محترم رسانه ی «ایران فردا» ایمیلی ارسال کرده بود که؛ «چرا «هادی خرسندی» به ائمّه معصومین علیهما السّلام در برنامه ی خود اهانت می کند.» چنین گفت؛

«این «سیّد مهرداد رضوی» دارد خط و نشان می کشد! گوشه ی چاقو را نشان می دهد! ... سپس ادامه داد که،
برو این دام بر مرغ دگر نِه               که «عنقا» را بلند است آشیانه!»

آیا اِنذار و نهی از منکر کردن، خط و نشان کشیدن است؟! تمامی تذکّرات اینجانب موکول به محکمه ی الهی است. و اگر افاقه کند که چه بهتر درجا مشکل حل شده است. در غیر این صورت سر و کار خاطی با «نکیرین» (نکیر و منکر) خواهد بود!

خط و نشان را کسی می کشد که یا پول فراوان داشته باشد یا قدرت و زور بسیار! ما که هیچکدام را نداریم! مجبور هستیم حواله به «قضای الهی» بدهیم! که برترین داور، مُصلح و بخشنده ی مهربان است. لیکن دفاع از دینِ جدّمان و پاسخ دادن به سخنان ناحق در مورد ایشان نه تنها بر مؤمنین بلکه بر ما به واسطه ی خَلَف ایشان بودنِمان واجب است. مخصوصاً که خطا و بی احترامی از سوی دو تا «بچّه سیّد» مثل «سیّد نوری زاده» و «سیّد خرسندی» بوده باشد!

پسر عمو جان، از آن جا که اِسمی از «عنقا» بُردی و به اینجانب گفتی که؛ «برو این دام بر مرغِ دگر نِه!» لذا بدینوسیله تو را برای همیشه مفتخر به لقبِ ( Mr عنقا) می کنم تا از این پس هم تو و هم من به یاد این خاطره باشیم!

بسیار خوشحالم که مثل «مجتهد شبستری»، «محقّق داماد» و یا «سرفرازی» و امثالهم نیستم! زیرا تو در این برنامه گفتی؛ «ای کاش ایمیل ها از سوی اَمثالِ این افراد بود!» (اینقدر ماتحت این ها را داخل بشقاب نگذار!)

پسر عمو جان، این افراد بی درد بوده، هستند! اگر بی درد نبودند از دین و عصمت رسول گرامی و ائمّه معصومین علیهما السّلام دفاع می کردند! (البتّه فرمایشات تو را هم جدّی نمی گیرند. حالا برو به پسرعمویت اتهام ناروا بزن!)

حرف حساب که به خرج تو نمی رود! هرچه می گویم بدون اسلامِ حقیقی مظفّر نمی شوید! باز هم به فرموده، ضد دین عمل
می کنی و حواس پرت هستی که سر تا پای برنامه های شبکه ی «ایران فردا» ضد «اسلام» است و منجر به لشوش پروری می شود!

خاک بر سَرِ آن متقاضیان مصاحبه با تو یعنی «عرب ها و سایرین» شود که خَرمُهره را به جای جواهر از تو می خرند!

حالا که حرف حساب گوش نکردی و بر آتش فتنه و کُشت کشتار در وطن دمیدی، یادت نَرَوَد که پس از پایانِ این ناشیگری عظما، نَرَوی خودکشی کنی! باز هم می توانیم با اتّکا به «اسلام شریف و حقیقی» نه تنها برای «وطن» بلکه برای جهانیان با رعایت تمامی سلایق، مفید واقع شویم!

فکر کردی که خبر ندارم که عدّه ای از داخل کشور که کمک های ماهیانه برای آن رسانه ارسال می کنند  به تو فشار آوردند که از این «سیّد مهرداد» در رسانه ی خودت چرا نام می بری؟!

تمامی آنان خلافکار و تبهکارند و مفسد (اقتصادی و غیره) تو هم سعی کردی با بد جلوه دادن شخصیّت «سیّد مهرداد» جگر آنان را خنک کنی! (ترور شخصیّت)

راست گفته اند که «حسود هرگز نیاسود!»

بگذار یک خاطره ی جالب و مفید را برایت تعریف کنم؛

در سنواتی پیش از امروز با مرحوم «سرفرازی»، «برادر کروبی» و «معادیخواه»، در «دانشگاه اوین» حبس می کشیدیم! بساط سلطنت «اخوی کروبی» در آن جا بر پا بود. ایشان غذای زندان را میل نمی کرد و افرادی را در زندان اجیر کرده بود که برایش آشپزی کنند و لباس ها و ظروفش را بشویند! و در حجره ی او همه جور بساط غیر متعارف برقرار بود! (معادیخواه، سرفرازی و اخوی کروبی
«هم پرونده» بودند!)

تنها کسی که با ایشان در بند ناسازگار بود، این حقیر بود!

«معادیخواه» نازک نارنجیِ سوسول در «کتابخانه» می خوابید! زیرا در آنجا احساسِ در منزل بودن پیدا می کرد!

چون از آن باند تمکین نمی کردم، مورد کینه ی شدید ایشان بودم. لیکن همانطور که می دانی روحانیین با پنبه سر می برند! به هنگام آزادیِ اینجانب آنچنان وانمود کردند که تمامی متمکّنین زندانی (ثروتمندان) خیالشان راحت شود که این فتنه گران زیرک در خارج از زندان به اینجانب کمک مالی می کنند که من بتوانم اندکی سرپا شوم! (به دروغ و حیله تا دیگران کمک نکنند!)

و چون هیچ کمکی نکردند و مرحوم «سرفرازی» تلفن و آدرس داده بود تا به او سری بزنم، پس از مدّت ها که او آزاد شد به او تلفن زدم که احوالی بپرسم. او از من دعوت کرد تا به خانه اش بِرَوَم! منزلش در خیابان «ولیعصر» روبروی «پارک ملّت» بود.

از من در انباری خانه اش به اصطلاح پذیرایی کرد! و جهت تحقیر و انتقام جویی «اخوی کروبی» و «معادیخواه» یک گونیِ کَنَفیِ برنج 10 کیلویی که آب خورده و برنجش زرد شده بود را به من نشان داد تا با خودم ببَرم!

من خیلی تعجّب کردم! لیکن چون ردّ احسان خطاست و در ضمن صدقه هم بر سادات حرام است. آن گونی برنج را کیلومتر ها با خود حمل کردم تا ضیافتی را برای پرندگان دشت و صحرا ترتیب دهم که حداقل ثوابی برای آن بیچاره ی کینه جو (سرفرازی) فراهم کرده باشم!

تو که «کعب الاخباری» باید خیلی خوب بدانی که پرونده ی آن خبائث مربوط به زد و بند بر سر انتقال فرش های گرانبها و بی نظیر «موزه ی فرش» بود که سر از «اسرائیل» درآورده بودند!

پای «ثقفی» هم در کار بود! اینقدر از مرحوم «سرفرازی» دفاع نکن! آنوقت برایت حرف در میاورند که تو هم، دستی بر آتشِ آن قضیه داشته ای!

شاهد بر این ظلم و فتنه ای که این اشرار در کار «سیّد مهرداد» کرده بودند اینکه بعد از آزادی «اخوی کروبی»، به شکل اتّفاقی و پیاده در خیابان های پیچ در پیچ «قلهک» به سمت «هدایت» البتّه معکوس قدم می زدم و اتومبیل های سواری از روبروی من
(سینه به سینه) عبور می کردند. من هم از کنار دیوار طولانی در حال گذر بودم که ناگهان «اخوی کروبی» به همراه همسرش
(سینه به سینه) در حال عبور از روبروی من گذر کردند! خنده دار آنکه «اخوی کروبی» یک مرتبه سرش را دزدید! انگار در آن هنگام
می توانست خودش را مخفی کند! که دیده نشود!

مثل صحنه ی برگ یا کاغذی که به شیشه ی جلوی اتومبیل می خورد و ناگهان فرد سرش را می دزدد! (نتیجه آنکه
«اَلخائِنُ خائِف»، قطعاً این ملعون برای «سیّد مهرداد» فتنه کرده که اینچنین خوفناک است!)

به هر حال «محمّد علی جلالی تهرانی» هم در این پرونده سرش را به باد داد!

کوفت بِخورَد آن شکمی که با به تاراج دادنِ فرش های بی نظیر و بی قیمتِ «موزه ی فرش» بخواهد به ایرانیانِ گذشته و حال و آینده بدهکار شود و ننگ این بار سنگین را با خود به گور بِبَرَد!

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   11 دی ماه  1396  1Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

پاسخ «لغت های جدید پسا معناییِ مترادف طلب»  نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

پاسخ «لغت های جدید پسا معناییِ مترادف طلب»

نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »

با سلام و احترام به محضر محترم استاد «علیزاده طوسی» و آرزوی سلامت و سعادتِ روز افزون برای ایشان و عزیزانشان پاسخ نامه ی «سی و یکم» از سال یازدهم را به شرح زیر تقدیم می دارد.

استاد عزیز پس از اشاره به اَغلاط املایی به سراغ اَغلاط اِنشایی رفتند!

و چه زیبا اشاره فرمودند که مترادف نویسی لغوی در نگارش فارسی امری متداول شده است! آن هم در اکثر موارد مغلوط و نادرست!

لیکن عبارت نهایی مندرج در نامه ی «استاد طوسی» برایم شگفت انگیز بود!

«بیاییم به جای «ریختمان» لغت های بی ضرورت و بی ریخت  و بیگانه، معنی آب را به خاک، معنی نان را به زندگی و معنی حقیقت را به انسان برگردانیم.»

در اینجا استاد عزیز از سبک «عکاسینقاشی» های خود در عبارت نویسی خویش سود برده اند!

«معنی آب را به خاک دادن» بیان یک ضرورت است. در جهت رفع تشنگی «خاک» و اینکه احیاگری و تحقّق «حیات» که بسیار هم ضروری است. (از طریق آب به خاک)

«معنی نان را به زندگی دادن» هم بیان یک ضرورت است. در جهت رفع گرسنگی و اینکه با وجود «نان» «زندگی» مداومت پیدا می کند: که بسیار هم ضروری است.

و در نهایت «معنی حقیقت را به انسان دادن» هم بیان یک ضرورت است. چون «انسانِ» امروزی «مَجازی» شده است و از «حقیقت» فرسنگ ها دور! پس ضروری است که در جهت بازگشت به حقیقتِ خویش «جهاد» کُنَد!

(اَلمجاهدون باقون، مابقی درب و داغون!)

 

 گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   5 دی ماه  1396  26Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

   

جوانان ایرانی مقیم خارج

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 جوانان ایرانی مقیم خارج

«داریوش کریمی» در برنامه ی «پرگار» مورخ 30 آذر ماه 1396 خورشیدی (تکرار) با دعوت از چند اهل علمِ جوان ساکن در «اروپا» و «امریکا» قصد کرد تا در مورد چگونگیِ مفید بودن نیرو های با استعداد و تحصیل کرده ی ایرانی ساکن در خارج از وطن به بحث و بررسی بپردازد.

میهمانان «پرگار» از هر دری سخنی و بیانی را در این جهت مبذول داشتند. حال به بیان یک چهار چوب کلّی و عملی اقدام
می شود؛

«مهمترین اصل توجّه به تمامی واقعیّات موجود در روابط حاکم بر جهان و رابطه ی آن وضعیّت حاکم با واقعیّات حاکم در درون کشور است. و این از عهده ی اهل فلسفه ای که متألّه باشد و ذهن فلسفی پویا و جامع الاطراف داشته باشد، بر می آید. که بتواند از تمامی نیرو های لَه و علیه هم استفاده ی بهینه به عمل آورد! (لیکن استفاده از نظریات دیگران برای این حرکت از واجبات خواهد بود.)

البتّه چون همه چیز در «هستی» استحقاقیست، لازم است تا ابتدا به شکلی مدیرانِ جهانی و داخل کشور منقاد شوند که چنین برنامه ی «جامع الاطرافی» بتواند چند حرکتِ ترفیعی جهت اذهان عمومی به اجرا درآورد و این مدیرانِ جهانی و درون کشور از ارتقاء سطح کلّی و عمومیِ توده ها نهراسند.

زیرا فرمول حاکمیّت بر توده ها بر اساس تحمیق و جلوگیری از رشد ذهنی ایشان به خاطر سخت تر شدنِ کنترل ایشان، قدیمی شده و اکنون در قرن 21 میلادی جواب مقتضی و مفید نمی دهند!

پس لازم است که ابتدا ذهن مدیران جهانی را اصلاح کنیم تا راه برای ارتفاع اذهان عمومی باز شود. سپس به سرعت و سهولت می توان توده ها را در کشور های عدیده به دو شکل کلّی و عمومی و در عین حال جزئی و اختصاصی به کمال رسانید!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   5 دی ماه  1396  26Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

حافظه ی تاریخی برای انسانِ مختار سودمند خواهد بود!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 حافظه ی تاریخی برای انسانِ مختار سودمند خواهد بود!

«داریوش کریمی» در برنامه ی «پرگار» مورخ 4 دی ماه 1396 خورشیدی (تکرار) از تلویزیون bbc فارسی به طرح موضوع
«حافظه ی تاریخی چیست؟» پرداخت و از میهمانان خود پرسید؛ «آیا ایرانیان حافظه ی تاریخی دارند؟»

هر کس نظری داد. حتی یکی از میهمانان گفت؛ «ما ایرانیان اصلاً حافظه ی تاریخی نداریم!»

دیگری از توسّل به «فراموشیِ مقدماتی» جهت تثبیت «حافظه ی تاریخیِ» اصلاحی سخن گفت. لیکن هیچکس اشاره نکرد که بمباران تبلیغاتی «ارباب قدرت و سلطه» که به طور دائم مردم جهان را از زیر آماج حملات بی رحم خود قرار داده است، جواز استفاده از «حافظه ی مستقلِّ تاریخی» را صادر نمی کند!

مگر اراده ی جمعی در دستان آن یک درصدی ها نیست؟ پس کار کردنِ استثمار گونه ی این نود و نُه درصد چه نیازی به
«حافظه ی تاریخی» دارد!؟

«حافظه ی تاریخی» به درد افراد مختار می خورد!

البتّه چنانچه تقدیر الهی و قضای حق به جنبش درآید، تمامی حافظه ی تاریخیِ بشری توسط منجی عالم بشری جهت اِحقاق حقوق مظلومین جهان مثمر ثمر واقع خواهد شد. (انشاء الله تعالی)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   5 دی ماه  1396  26Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

سیلیِ «پروردگار متعال» بر گوش «منکرین» صدا ندارد!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

سیلیِ «پروردگار متعال» بر گوش «منکرین» صدا ندارد!

در برنامه ی صبحگاهی رادیو bbc فارسی مورخ 4 دی ماه 1396 خورشیدی در بخش «مرور مطبوعات ایران»، «مسعود بهنود» روزنامه نگار باسابقه در تورّق روزنامه های صبح مقاله ای از «نشریه اعتماد» به قلم «کاوه فولادی نَسَب» را انتخاب کرد و برای شنوندگان رادیو به شرح زیر خواند؛

«هفته ی اخیر بدترین هفته بود! همه در یأسی عمیق فرو رفته بودیم! (آخر الزّمان شده بود!) خوش اِقبال بودیم که پیش از رسیدنِ «یلدا» دستِ بارانیِ نسیم «یلدایِ» ما را نجات داد! دعای باران هم اِفاقه نمی کند. باید از عقل و اقتدارمان استفاده کنیم! چون ما معقول و مختار آفریده شده ایم!»

قصد داشتم که تذکّر لازم را جهت نویسنده ی مقاله و سردبیر «اعتماد» ارسال دارم که از ظهر همان روز یعنی
(4 دی ماه 1396 خورشیدی) باد شدید و دائمی تا شب وزیدن گرفت و به کلّی شرایط آلودگیِ هوای تهران متغیّر شد!

البتّه دعای مؤمنین کار خود را کرده بود!

لازم به ذکر است که دعای «مفسدین» است که افاقه نمی کند! هرچند که «مفسدین» اصلاً دعا نمی کنند و فقط منکرِ روابط ایمانی حاکم مابین «خالق یکتا» و مخلوقینِ آبرومند نزد آن «هستی بخش» هستند!

یادمان باشد که استفاده از «عقل»، «درایت» و «اختیارِ» عَطا شده از سوی «حقّ جلّ جلاله» با انجام ادعیه و راز و نیاز به درگاه
«بی نیاز» مانعت الجمع نیستند!

فعلاً که دعای «مؤمنین» افاقه کرد!

بهتر آن است که نویسنده ی مقاله ی مذکور و سردبیر «نشریه اعتماد» مواظب باشند که اِعتمادِ «ملّت ایران» از جریده ی «اعتماد» سلب نشود!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   5 دی ماه  1396  26Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"