هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)
(جلسه ی سی و سوم– پاسخ بیست و ششم)
اکنون پاسخ 26 از جلسه ی 33 مربوط به برنامه ی «مدرنیته، ایران» که به همّت «محمّد حسین صدیق یزدچی» اجرا شد، تقدیم می شود.
وی در این برنامه به دنبال شرح و تفصیل جریانِ «رضاخان زداییِ» ابداعیِ خودش (موسیو یزدچی) چنین گفت که؛
« «رادیو لندن» پس از برکناریِ «رضاخانِ قلدر» از طریق یک وابسته ی تحصیل کرده و آگاه سفیر کبیر «بریتانیا» در «تهران» به نامِ مادام «آن ماری لمپتون» با سخن پراکنی های مسموم علیه «رضاخانِ» برکنار شده اهداف سرویس امنیّتی بریتانیا را دنبال می کرد! (به بیان «موسیو یزدچی»)
وجودِ نارضایتیِ عمومی در ایرانیان از «پهلوی اوّل» فقط بخاطرِ کشف حجاب، تغییر لباس و کلاه مردم نبود! در ضمن
«موسیو یزدچی» فراموش کرده است که فشار های «پهلوی اوّل» بر روحانیین و مذهبیونِ مردمی تا چه حد دشواری به وجود آورده بود! زنان محجّبه حق نداشتند که با چادر در شوارع و کوچه ها رفت و آمد کنند. حتّی از روی پشت بام ها خودشان را به حمّام می رساندند!
بار ها پاسبان هایی که خودشان را مخفی می کردند تا زنان محجّبه را در کوچه ها به دام اندازند، ناگهان چادر از سر آن عفیفه ها کنده، موارد بسیاری از این زنان عفیفه درجا سکته کرده، کشته می شدند!
آیا واقعه ی «مسجد گوهرشاد» هم یک تبلیغات سوء بود؟!
«موسیو یزدچی» می خواهد تمامی فجایع عهد «پهلوی اوّل» را بر گردن تبلیغات «رادیو لندن» بگذارد!
«پهلوی اوّل» در بازدید های خود هر کجا که آب و مِلکِ معمور و خوبی را می دید، از آن تعریف می کرد و صاحب ناشی آن مِلک و آبادی هم از روی تعارف می گفت؛ «قابلی ندارد!» سپس «پهلوی اوّل» با زرنگی دستور می داد تا کاتب بنویسد و مالک آن را مهر کند!
«پهلوی اوّل» بسیاری از روحانیین را خلع لباس کرد! بیشترین تعداد از آنان که به دور از حوزه های علمیه و در میان مردم زندگی می کردند را مجبور به تعویض لباس کرد!
از روی سادگی «موسیو یزدچی» این حرکات «پهلوی اوّل» را لازم و پسندیده می خواند. غافل از اینکه عوارض بعدی آن را به هیچ عنوان در نظر نمی گیرد!
در ثانی چند درصد از توده ها در آن سال ها «رادیو» داشتند که تحت تأثیر «رادیو لندن» دشمن «پهلوی اوّل» بشوند؟! ستمگری های او بهترین و کاملترین تبلیغات علیه خودش بود!
«موسیو یزدچی» به اشتباه سابقه ی انتشار اصطلاحات «روشن فکری دینی» یا «تجدید نظر طلبی دینی» را بیست سال قلمداد کرد و حال آنکه این واژگان مسبوق به بیش از 40 سال هستند!
«موسیو یزدچی» اصطلاح «روشن فکر دینی» را به کلّی قلّابی می خوانند! و سپس به سراغ «عبد الکریم سروش دبّاغ» می رود و
می گوید؛
« «سروش دبّاغ» در مدارس علمی و دانشگاه های خارج تحصیل کرد و به دنبال استقرار شریعت اسلامی از طریق «استبداد دینی» و با استفاده از مِتُد «هرمنوتیک» تفسیر «قرآن مجید» را فرموله می کند! و اخیراً «وحی رسولانه» را «رؤیای رسولانه» نامیده است!»
سپس یک حمله هم به «دکتر علی شریعتی» می کند که؛ «این افراد (علی شریعتی و سروش دبّاغ) با عبارات انشاییِ کودکانه مثل بچه مدرسه ای ها مطالب خود را جا انداختند.» سپس وی گوشه ای هم به «مهندس مهدی بازرگان» می زند که برای فرموله کردنِ موضوعات «اسلامی» تلاش کرده است!
در این میان وی اشاره به مرحوم «سیّد احمد فردید» مدرس فلسفه در «دانشگاه تهران» (سنه ی 1340) و نِحله ی مربوط به آن مرحوم می کند که شاگردانش هم در حال حاضر راه آن مرحوم را ادامه می دهند. یعنی اختراع مفهوم «غرب زدگی» را به مرحوم «فردید» نسبت می دهد.
البتّه آن مرحوم شارح افکار «هیدگر» فیلسوف معاصر آلمانی از جمله کتاب «هستی و زمانِ» او هم بوده است.
اشاره ی توهین آمیز «موسیو یزدچی» به مرحوم «جلال آل احمد» بسیار دور از انتظار بود! که بدین وسیله از زبان
«موسیو یزدچی» آن را شرح می دهم؛
«مفهوم «غرب زدگی» را «جلال آل احمد» که یک نویسنده ی کاملاً بی سواد و بی مایه، ناتوان و علیل که حتّی سواد حداقلی
اهل ادب را هم اصلاً نداشته است از طریق یک جزوه ی کوچک به نام «غرب زدگی» منتشر می کند.
از دل همین «غرب زدگی»، «روشنفکری دینی» بیرون می زند. یعنی یک عرصه در مقابل «مدرنیته». «جلال آل احمد» وی پس از
جزوه ی «غرب زدگی» کتابی به نام «در خدمت و خیانت روشنفکران» که یک تألیف رسوای نامیمون و قبیح است و در فصل فصلِ این کتاب بی سوادی و بی مایگی نویسنده مشاهده می شود را منتشر کرد!»
مثل اینکه «موسیو یزدچی» متوجّه نیست که «مرحوم جلال آل احمد» از دنیا رفته است!
بعد از اهانت های پیاپی به مرحومین «دکتر علی شریعتی»، «سیّد احمد فردید» و «جلال آل احمد» و تقبیح عملکرد
«عبد الکریم سروش دبّاغ» مشارٌالیه با شرح مقدّمه ای به اثبات عملیّات اسنتعماری و استثماری برخی کشور های مغرب زمین به مانند «فرانسه»، «بریتانیا»، «امریکا»، «شوروی سابق» و ایضاً «بلژیک» و «اسپانیا»، «هلند» و «ایتالیا» پرداخت و گفت؛
«چون این کشور ها به استثمار و استعمار کشور های آسیایی و افریقایی جهت سودجویی کثیر، اشتغال ورزیده اند لذا اَمثالِ «جلال آل احمد» با طرح واژه ی «روشنفکر دینی» و عنوان اصطلاح «غرب زدگی» مابین «مدرنیته» و عملیّات استعماری مغرب زمین گره زده اند!»
یعنی مرحومین «دکتر علی شریعتی»، «سیّد احمد فردید» و «جلال آل احمد» در این میان مقصّر هستند که خواسته اند ذهن توده های ایرانی را آگاه کرده، انذار دهند!
«موسیو یزدچی» در دفاع از «مدرنیته» و حقّانیت روشنفکری «کانتی» ادامه می دهد که؛
«چرا با طرح «غرب زدگی» ارزش های «مدرنیته» را به زیر سؤال می برند؟! ابعاد روشنفکری «کانت» چنین است: آزادی بیان، آزادی عقیده، آزادی تجمّعات، آزادی خوراک، حتّی آزادی در روابط جنسی!»
اکنون با کمال تأسّف مجبور هستم که به پریشان گویی های «موسیو یزدچی» پاسخ مقتضی بدهم؛
اوّل بفرمائید که نتیجه ی این عملیّات ذهنی که شما به عنوان «مدرنیته» ی مغرب زمین از آن یاد می کنید عملاً در همان مغرب زمین چه چیزی شده است؟!
مگر این نیست که حاصلِ «مدرنیته ی مغرب زمین» اقتدار آن کشور های مستعمراتی شده است که به جان مردمانِ سایر بلاد افتاده اند؟!
این همه در سرتاسر جهان جنایت کرده اند! مگر این جنایات محصولِ «مدرنیته» نیست؟! و هم اکنون نیز رو به رشد و ازدیاد است!
حاصل «مدرنیته ی مغرب زمین» همانطور که «موسیو یزدچی» اشاره کرد، بر اساس آزادی در روابط جنسی این گونه شده است که ازدواج هم جنس با هم جنس مجاز دانسته شده است. یعنی « أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» و در نهایت مقطوع النّسل شدنِ آحادِ مغرب زمین!
در ضمن هر کس که می خواهد شعار آزادیِ روابط جنسی بدهد بهتر است که انگشتری خود را در انگشت نشانه ی خود قرار دهد!
با صدور این فتوای شوم خواهر و مادر و همسر و دختر کسی در امان نخواهد ماند!
حتّی در برخی موارد ممکن است بر اساس این آزادیِ پست تر از حیوان هر اتّفاق ناخواسته ای برای هر کس بیافتد! از جمله صاحب فتوا!
سالم ترین «مدرنیته» مربوط به زمانی است که «اروپا» در منجلاب قرون وسطی دست و پا می زد و در بلاد مسلمین به اجرا درآمد. رشد و توسعه ی علوم و فنون، طبّ و ریاضی و نجوم و روابط اجتماعی سالم با حمایت اسلام شریف در تمامی بلاد مسلمین به سیر استکمالی خود ادامه داد تا از طریق یادگیریِ برخی از اروپائیان «مدرنیته ی اسلامی» با عدالت و محبّت و انسان دوستیِ
زاید الوصفی پایه های رشد و ترقّیِ علمی و تکنیکی «اروپا» را استوار کرد و سپس خیانت «اروپا» نه تنها شامل حال بلاد مسلمین شد، بلکه در سر تا سر جهان هم گسترش یافت.
اکنون تمدّن «مغرب زمین» در زمستان خود قرار دارد و برای آخرین بار «مدرنیته ی اسلامی» جهت نجات مظلومین جهان و حتی مظلومین مغرب زمین در حال قیام است. یکی از سر لوحه های این قیام تأدیب ستمگرانِ شرق و غرب عالَم و تأمین امنیّت و رفاه اجتماعی و مدنیِ تمامی مطلومین جهان به زیر فرمان «توحید» خواهد بود.
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 5 دی ماه 1396 26Dec 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"