هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

                                                                                                      

نوکرِ نظم نوینی های نازنازیِ گوگوری مگوری شدی!

در برنامه ی «شاخه های این درخت کهن» مورخ 4 دی ماه 1396 خورشیدی «ناصر شاهین پر» کولاک کرد! از قرار معلوم
«ناصر شاهین پر» در آستانه ی ارتکاب یک کودتای خزنده و طراحی شده به نفع «نظم نوینی های نازنازی گوگوری مگوری» است!

وی تاکنون بر اساس محتوای بیانات راست و دروغش (مخلوط) اقدام به نابودیِ «عِرق ملّی» و «دینی و مذهبی» در ملّت «ایران» کرده است تا این ملّتِ مظلوم را آماده ی بلعیدنِ «نظم نوینی هایِ مستکبر» کُنَد!

مشارٌالیه انواع و اقسام اهانت ها را به ادیان و عقاید گوناگون می کند، آنوقت می گوید؛ «برای تمامی ادیان، مذاهب و عقاید گوناگون احترام قایل است!» مثل دوست و رفیقش «سیّد علیرضا نوری زاده» که اصل طلایی عدم ناسزاگویی را مطرح می کند، لیکن دائم به زمین و زمان ناسزا می گوید!

داستان خروج «شیخ احمد احسائی» را مطرح می کند و او را به عنوان یک روشنفکر روحانی معروف می سازد! و حال آنکه از نظر «ناصر شاهین پر» تمامی دستگاه روحانیّت شیعه باطل و نادرست است!

چگونه از میان یک دستگاه روحانیِ مورد انکار «ناصر شاهین پر» یکمرتبه یک حقیقتِ روشن بینی چون «شیخ احمد احسائی» ظهور می کند؟! و او آنرا حلوا حلوا می کند!؟

سپس به دنبال آن ایجاد شک در وجود جسمانیِ «امام عصر» عجل الله تعالی فرجه الشریف می کند و بلافاصله منکر «معاد جسمانی» می شود! «ناصر جان» که به هیچ چیز معتقد نیست، پس چرا اِنکار ضروریات دین می کند؟! قسم حضرت عبّاس را قبول کنیم یا دُم خروس را؟! جالب اینجاست که وی مدّعی احترام به عقاید دیگران هم هست!

در مورد طول عمر حضرت «ولی عصر» عجّل الله تعالی فرجه الشریف باید بگویم که اگر علم و عصمت من و ناصر هم به اندازه ی ایشان بود، ما هم می توانستیم تا بی نهایت زنده بمانیم و چهل ساله به نظر برسیم. لیکن چون علم ما وصل به مخزن علم الهی نیست و معصوم هم نیستیم تا دقیقاً به علم خود عمل کنیم، خیلی زود عازم جهان باقی می شویم!

حال برویم به سراغ انکار «معاد جسمانی»!

اکنون علم ریست شناسی به کمک علم ژنتیک ثابت کرده که با در دست داشتن DNA هر موجودی حتّی انسان بر مبنای دانش «کلونینگ» می توان شبیه سازی کرد و در چندین مورد علنی و بسیاری از موارد مخفی و پنهان این کار را کرده اند و پیروز شده اند!

خداوندی که صاحب هستی است و قدرتش نهایت ندارد قادر به خلق آدمیان در روز قیامت نیست؟! (اینقدر آبرو ریزی نوبر است!)

«ناصر شاهین پر» در بیانات خود به سراغ زندگینامه ی «امام حسن عسکری» رفت و بدون منطق و بیّنه منکر وجود فرزند از برای ایشان شد! باز هم معلوم نیست که این منکر ادیان و مذاهب در اینجا سَرِ پیاز است یا تَهِ پیاز!

سپس به سراغ خمس و سهم امام علیه السّلام می رود و می گوید خانه ی حضرت عسکری مملو از سکّه های طلا بوده است. و حال آنکه ایشان را در لشکرگاه اِسکان داده بودند و گاه محارم ایشان نوبتی از یک چادر استفاده می کردند تا نماز خود را بجای آورند! (در محاصره ی کامل بودند!) داستان تکفیر علی الّلهی ها از سوی آن حضرت صحیح است. لیکن گذشت ایشان بخاطر دریافت وجوهات از آنان کذب محض است. (ناصر جان یادش رفته است که پرداخت خمس اختیاریست!)

«شاهین پر» می گوید که در مجاور اتاقی که «امام حسن عسکری» به عبادت مشغول بودند، مریدان عیش و عشرت می کردند! اوّلاً محال است که امام معصوم اجازه ارتکاب فسق آن هم در خانه اش را بدهد، چون معصوم است.

لیکن چون در لشکرگاه به شکل حصر بسر می بردند، ممکن است در مجاورت محل زندگی ایشان داخل لشکرگاه برخی از خدمه ی دستگاه ظلم عبّاسی، عیّاشی کرده باشند. به ایشان چه ارتباطی دارد؟! اگر در همسایگی خانه ی شما یا آپارتمان بالا و یا پائین و حتّی سمت راست و چپ شما فسق و فجور بکنند به شما مربوط است؟!

حال نوبت به زندگی نامه ی سیّد علی محمّد باب» رسید که «ناصر جان»، وی را شاگرد تیزهوش «شیخ احمد احسائی» معرّفی کرد. سپس داستان جلسات مباحثه ی وی با علمای «شیراز» و پس از تکفیر، نزد علمای «اصفهان» و پس از تکفیر در «اصفهان» به «تهران» اعزام و لَدَالورود به «تبریز» گسیل داده شد!

«ناصر شاهین پر»، معترض است گه چرا مکالمات و مباحثات «افلاطون» نوشته شده است. لیکن مباحثات
«سیّد علی محمّد باب» با علمای «شیراز» و «اصفهان» نوشته نشده است! دستتان را پیش می گیرید که پس نیافتید؟! خُب، مطالب سُست و سبک که نوشتن ندارد! «سیّد علی محمّد باب» فردی بی مایه و وابسته به اَجنبی بود که برای انجام پروژه هایی مشابه آنچه که هم زمان در «مصر» و «پاکستان» در حال انجام بود تدارک دیده بودند!

«ناصر شاهین پر» برای مسخره کردن ارسالِ منجی از ناحیه «ذات باری» و اینکه تمامی ادیان در انتظار منجی هستند. به نقل یک خاطره ی ساختگی و ناروا در مورد برخی از خاخام های «کلیمی» پرداخت که در انتظار تولّد ماشیَح یا (مسیح) هستند. این هم نشانه ی تحت تأثیر بودنِ «ناصر جان» به زیر کلام پامنقلیِ «بهرام مشیری» است که سلطه ی تبلیغات سوء «موساد» را هم گواهی می دهد!

«ناصر جان»، بهتر است که بداند «بهرام مشیری»، «گبر» است و طلسمات مسموم دارد!

کم کم نوبت به چاه «جمکران» رسید و اینکه «امام زمان» روحی فداه در تَهِ چاه زندگی می کنند! اشاره ای هم به چاپ یک
مقاله ی روسیاه از یک نشریه ی سیاه پاسداران کرد که تماماً به فکاهی و ثقل فهم سلسله مراتب مرتبط با آن می نماید!

امام عصر روحی فداه نه در تَهِ چاه زندگی می کنند و نه مخفی شده اند! پشت به خانه ی کعبه داده اعلام ظهور می فرمایند. (البتّه به اِذن الهی) اکنون هم در میان مردم سرتاسر زمین سیر و سلوک دارند. چگونه «ناصر شاهین پَرِ» بی دین و ضد مذهب از «بُرقعی» تقدیس می کند و او را که دچار بیماری فکری بود، اَفضَل می شمارد!؟ (اینها به نشانه ی سوء نیّت اوست.)

متأسّفم که خواسته یا نخواسته «ناصر شاهین پر» در خدمت مستکبران «نظم نوینی» قرار گرفته است! باشد که حق وی را به راه راست هدایت فرماید و از مکافات عمل خود در امان بماند!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   5 دی ماه  1396  26Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"