هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
گناه چیست؟ آیا «زندگی شاد» با «احساس گناه» در یک اقلیم می گنجند؟
«داریوش کریمی» در برنامه ی «پرگار» مورخ 17 تیر ماه 1396 خورشیدی که از bbc پارسی پخش شد از سه کارشناس
«مطالعات اسلامی»، «مطالعات روانشناسی» و «مطالعات فرهنگی» دعوت کرد تا پیرامونِ موضوع «گناه» به گفتگو پردازند.
لازم به ذکر است که به واسطه ی خبر پیشینی از سوی«داریوش کریمی» مبنی بر اینکه در هفته ی بعد از پخش این برنامه، «پرگار» به موضوع «وجدان» می پردازد. سعی کردم که پاسخ های این دو برنامه را به واسطه ی روابطی مهمّ مابین این دو موضوع، پس از بررسی هر دو برنامه تقدیم دارم.
برای پاسخ به این سؤال (گناه چیست؟) لازم است تا یک اهل فلسفه ی متألّه اقدام به پاسخگویی کُنَد. چرا که از تمامی آراء و عقاید فلسفی و مکتبی مندرج در تاریخ فلسفه اطلاعات کافی داشته، در ضمن به دلیل یکتاپرست بودن با آموزه های دینی و حتّی چه بهتر اگر «اسلام جعفریه ی اثنا عشریّه» باشد نیز آشنایی کامل دارد.
اساساً موضوع «گناه» با «احساس گناه» متنفاوت است. در موضوع «گناه» قطعاً پای ظلم و ستم به خود و دیگران مطرح است. و شرع مقدّس (در تمامی ادیان) جهت پیشگیری از گسترش ظلم و ستم در جوامع بشری برای مرتکبین «گناه» عقابِ «دنیوی» و جهت جبرانِ ادامه ی آثارش عِقاب «اُخروی» را قرار داده است.
برای درک «گناه» از دید «ادیان توحیدی» مخصوصاً «اسلام شیعی» لازم است که به «توحید» ، «نبوّت» و «معاد» معتقد باشیم. یعنی؛ 1- اراده ی لم یزلی را برترین ها بدانیم 2- به عنوان مبلّغ فرامین الهی و ناظر دنیوی و اُخرویِ علی الدّوام به وجود مؤثّر نبی اکرم «اسلام» یا هر پیامبر الهی مورد قبول، معتقد باشیم و به عنوان ادامه ی الباقیِ مجازات ها و پاداش های مرتبط با گناهان و
ثواب های انفرادی و اجتماعی به «روز قیامت» هم اعتقاد داشته باشیم.
«لیکن احساس گناه» می تواند «واقعی» و یا «خیالی» باشد! انواع وسواس های مطروحه در «علم روانشناسی» ارتباط مستقیم با «احساس گناه» دارد که اکثراً «خیالی» هستند نه «واقعی»!
پس دانستیم که گناهِ واقعی و نه خیالی ریشه در ظلم و ستم به خود و دیگران دارد. و گاه جبران آثار تخریبی یک «گناه» در این جهان میسور است و گاه ادامه ی جبران تالی فاسد موکول به محاسبات اُخروی می شود.
«داریوش کریمی» از یکسو می گوید؛ «نگاه دینی به «گناه» از اهمیّت آن کم می کند! و اینکه دائم گناه کنیم و «توبه» کنیم از اهمیّت گناه کاسته می شود!»
و از سوی دیگر «پژوهشگر مطالعات فرهنگی» از عواقب وحشناک مجازات ها در شریعت سخن می گوید!
لازم به ذکر است در «شریعت» «حق الله» با «حقّ النّاس» متفاوت است. «توبه» در مورد «حقّ النّاس» زمانی پذیرفته می شود که جبران مافات شده باشد. در غیر این صورت آثار شوم آن در دنیا و آخرت و حتّی در بعضی موارد یعنی در نسل ها (پیشینیان و آیندگان) امتداد می یابد!
عاقلان خوب می دانند که آثار «گناه» آسیب زننده است لذا بر اساس حُسن و قبح عقلی کسی ارتکاب به «گناهان» را کم اهمیّت تلقّی نمی کند. اگر کم اهمیّت یا بی اهمیّت تلقّی کند، دیگر اندک اندک «توبه کننده» هم نخواهد بود!
حتی در مورد عواقب گناهان فردی در شریعت حکمی وجود دارد که عَرَقِ ناشی از فعل حرام را نجس می دانند و به هنگام «غسل» یا آنرا قبل از «غسل» استخراج و پاک می کنند و یا با آب سرد غسل می کنند! یعنی تأثیر «گناه» بر تمامی ابعاد وجودی آدم جاری و ساریست. (حتی غُدَدِ درون ریز و برون ریز)
«پژوهشگر مطالعات فرهنگی» گفت؛ « «گناه» یک برساخته ی اجتماعیست که خواسته ی حاکمان فکری و غیر فکری به
واسطه ی ترس از آن به اجرا در آید!»
به نظر می رسد که تعریف فوق از برای احکام «حقوقی» و «جزایی» در جوامع بشری متناسب تر باشد!
امروزه بار ها و بار ها در توصیه های اخلاقی دینی و غیر دینی می شنویم که دعوت به بخشش و عفوِّ یکدیگر می کنند. و حال آنکه سایه ی شوم «ظلم و ستم» جوامع بشری را در بر گرفته است.
اَفضل آنست که ستمگر و ظالم را مادامی که به ظلم خویش مداومت می بخشد نباید عفوّ کرد. پس «بخشش» و «گذشت» شامل حال کسی می شود که توبه کُنَد و دیگر مرتکب ظلم و ستم های مشابه نشود!
به «حسنات الابرار سیّئات المقرّبین» می رسیم و اینکه مراتبِ «گناه» تا چه اندازه ژرف و قابل توجّه و تأمّل است. (جهت مزید اطلاع غیر «اهل دین» )
اینکه پرهیز از گناه در رابطه با «نسوان» معنادار تر می شود، به واسطه ی سوء استفاده ی ستمگران از مختصّات جالب و جاذب «بانوان» است که اهل ستم از آنها جهت دستیابی به اهداف شوم خود بهره می برند!
باز هم به اشتباه «پژوهشگر مطالعات فرهنگی» اشاره به مرد سالاری در ادیان ابراهیمی کرد! و «پژوهشگر مطالعات اسلامی» هم نتوانست پاسخ مقتضی ارائه دهد!
اساساً بالا بردن مسؤولیّت «نسوان» در اداره ی امور و جلو انداختن ایشان از برای تصدّی در امور پر خطر و پر مسؤولیّت، نوعی ظلم و بی انصافیِ اخلاقیست! اینکه اسمش رقابت نیست، بلکه بلاهت است!
مسؤولیّت های بالا و طاقت فرسا را به «نسوان» واگذار کردن خلاف «عقل» و «عدل» است! زیرا عقوبت هر مسؤولیّتی هم لازم است که مورد توجّه و مداقّه قرار گیرد!
توجّه «ادیان توحیدی» جهت مقابله با مطالبی چون هوس رانی و سوءاستفاده های جنسی و بهره کشی های سکسی از «نسوان»، به واسطه ی جلوگیری از خراب شدن نسل آدمیست! که متأسّفانه اکنون شاهد فجایع مرتبط با این خرابی نسل ها هستیم!
بزرگترین ظلم و گناه در عصر حاضر بی توجهی به بهینه سازی نسل آدمیست که باید بر اساس اجرای یک پروژه فراگیر در سطح خانواده ها به محوریت «بانوان عزیز» انجام شود به شکلی کاملاً علمی و پراگماتیستی.
یادمان باشد که به عنوان صاحبان عقول فحول مابین «شادی» و «الکی خوشی های مخرّب» تفکیک قائل شویم!
هو الحقّ
وجدان چیست؟
به دنبال بررسی موضوع «گناه» در برنامه ی «پرگار» مورخ 17 تیر ماه 1396 خورشیدی طبق برنامه ی تنظیم شده،
«داریوش کریمی» «پرگار» مورخ 24 تیر ماه 1396 خورشیدی را به بررسی مبحث «وجدان» اختصاص داد.
در این برنامه از سه کارشناس ذکور یکی مدرّس «فلسفه» و دیگری پژوهشگر مطالعات «اجتماعی» و سومی دانش آموخته ی «فلسفه» دعوت به عمل آمد تا در مورد «وجدان» و چگونگی آن به گفتگو پردازند.
در این برنامه بیانات متناقض و سردر گم بسیاری مطرح شد!
اینکه در برخی مکاتب «وجدان» را وابسته به «عقل» و برخی وابسته به «عواطف» می دانند. عدّه ای آنرا «قابلیّت» بدانند و گروهی «قوّه»! یکی از میهمانان گفت؛ « «وجدان» را «عقل» جعل کرده است!» ارتباطش را با «قلب آدمی» هم منکر شدند! سپس «وجدان» را خطاکار هم دانستند! و گفتند؛ « «وجدان» باور نیست بلکه شهود است!» از همه بدتر اینکه؛
«وجدانیات را از بدیهیات دانستند آنگاه عدم اعتماد به «وجدان» را مطرح کردند!»
لذا «وجدان» را خطا کار نامیدند!
طرح این همه مطالب ضد و نقیض و سردرگم، آنچنان را آنچنان تر می کند! اصولاً روش «پرکار» اینچنین است که یک
تمام کننده ی دقیقه ی 90 ندارد و همیشه در فوتبالِ «پرگار» بازیکنان دائم توپ را شوت می کنند و به هیچوجه گُل نمی زنند و تماشاچی های استادیوم را در خماری مطلق قرار می دهند. تکرار این وضعیت از تعداد مشتریان و طرفداران فوتبال «پرگار» کم
می کند! تنها عدّه ای قلیل مشتری این بازیِ (صفر، صفر) باقی می مانند. آنهم محضِ خنده!
اکنون به اَغلاطِ این برنامه و مطالبِ اِصلاحی اشاره می شود؛
« «وجدان» به هیچوجه خطا کار نیست. اگر خطا کار باشد از آن رتبه ساقط می شود. «وجدانِ» خطاکار نداریم. خطاها از آنِ
وجدان ها نیست. «وجدان» فاعل فعل نیست. بلکه ناظر و قاضی است.»
جداسازیِ «عقل» و «عاطفه» و ایجاد تقابل مابین آندو کار درستی نیست. «وجدان» برساخته ی «عقل» نیست. بلکه بر عقل و عاطفه و تمامی حسنات مخلوق در هستی سروری می کند.
اصلاً «وجدان» در اختیار «آدمی» نیست. بلکه نوعی کنترل الهی است که بر اساس لیاقت های فردی و حتّی اجتماعی قوی تر و ضعیف تر عمل می کند.
«وجدان» مأموریست الهی گمارده بر نفوس (امّاره – لوّامه و مطمئنه) که مصداقِ «نَحنُ اَقرَب اِلیه مِن حَبلِ الورید است.» «وجدان» مافوق سخنان کودکانه ای مثل «برابری طلب بودن» است. (کثرت «گناه» لیاقت ها را کاهش می دهد و در نتیجه عملکرد «وجدان» ضعیف تر و ضعیف تر می شود. وجدان بیدار داریم و وجدان خفته.)
اساساً اعلامیه ی «حقوق بشر» به هیچوجه مبنای وجدانی ندارد بلکه یک فیگور مردم فریب است! چون در عمل دولت های استکباری هرچه می خواهند در لوای چنین حیله ای انجام می دهند!
فقط «احمق ها» باور می کنند که توجّه به «حقوق بشر» در این سیاه بازیِ سیاسی و جهانی مطمح نظر است!
«کلام الهی» را رها می کنید و دائم به سلول های خاکستری فشار وارد می کنید، بلکه «انسان محوری» به سؤالات متافیزیکیِ شما پاسخ دقیق و صحیح بدهد!
اُنس با «کلام الله مجید» به خوبی و به راحتی پاسخ «باشعور های باشرف» را می دهد. چون ناجی بشر است.
یک سؤال وجدانی! یعنی بی کلک و خدا پسند! ؛
اگر به اسرار حقایق هستی دست رسی پیدا کنیم، می رویم از ستمگری های پیشین دست برداشته، توبه کنیم و جبران مافات کرده، مجری حقّ و حقیقت شویم؟! (ای کلک!)
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 26 تیر ماه 1396 17Jul 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"