هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                    

پیامبر نامیدنِ «زردشت» اهانت به اوست!

در آخرین و چهارمین بخش از مصاحبه ی «محمد رضا شاهید» با «خسرو خزاعی» کسی که مدّعیست مشغول پاکسازیِ
«آئین زردشت» از ناخالصی هاست. به مطالب زیر می رسیم. (مورخ 26 تیر ماه 1396 خورشیدی)

وی چنین گفت؛ «در تفکر «زردشت» نه «گناه» وجود دارد و نه «ثواب»! فقط کنش و واکنش وجود دارد! (موضوعِ جزای «خوبی» و «بدی» بدینوسیله محو می شود!)

ما می خواهیم خودمان را با زندگی آشتی دهیم. این آئین «ضد دین» است! چون دین روی باور قرار دارد! این «آئین» روی «خِرَد» و شناخت قرار گرفته است!

«اهورا مزدا» خدای خِرَد است و «قدرت» ندارد. «خِرَد» ابزاریست که «خوب» را از «بد» تشخیص می دهد. (خدایی که قدرت ندارد، چگونه «خالق» است؟! و اگر «اهورا مزدا» خالق نیست. پس خدای خالق از او برتر است!) «خزاعی» فراموش کرده که گفته بود؛ «در تفکّر «زردشت»، «گناه» و «ثواب» نداریم! پس تشخیص «خوبی» از «بدی» چه معنا دارد؟!

وی ادامه داد؛ «گات ها» در واقع با زندگی زردشتیان ارتباطی ندارد! اکنون در دیانت زردشتیان «شخص زردشت» وجود ندارد! ما
می خواهیم از نو «زردشت» را بیاوریم به آئین خودش وصل کنیم! (البتّه وی گفت؛ به دین خودش در بیاوریم!)

در حالی که «خزاعی» مدّعیست که «آئین زردشت» «ضد دین» است! و می گوید؛

اختلاف ما بر سر «نیک» است. یعنی اینکه چه چیز «نیک» است و چه چیز «بد» است.

پس از «اسلام» «زردشتیان» جامعه ی کوچکی شدند و فضا خفقان آور شد. از «اهورامزدا»، «الله» ساختند! به «زردشت» عنوانِ «پیامبر» دادند! و این یک اهانت به «زردشت» بود! زیر آئین «زردشت» «ضد دین» است! ما باید این «آئین» را از این حالت درآوریم و از دین بودن خارج کنیم!

«خزاعی» مدّعی شد که «حافظ» یکی از بزرگترین پیروان «زردشت» بوده است! و از «گات ها» در اشعارش استفاده کرده است!

مسکین فراموش کرد که قبلاً گفته بود؛ « «گات ها» مربوط به «زردشت» نیست و «آئین زردشت» «ضد دین» است! و حال آنکه «حافظ» علیه الرّحمه متدیّن و یکتاپرست بوده است!

به یقین «خزاعی» می خواهد به کمک و استنادِ اشعار توحیدیِ «حافظ» ضد دین بودنِ «آئین زردشت» را به اثبات رساند! با اینهمه تناقض «خزاعی» راه به جایی نمی برد!

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   30 تیر ماه  1396  21Jul  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"