پاسخ به یاوه های «محمّد حسین صدیق یزدچی»!
هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
پاسخ به یاوه های «محمّد حسین صدیق یزدچی»!
در برنامه ی «مدرنیته» محصولی از بیانات «محمّد حسین صدیق یزدچی» مدرّس فلسفه در «فرانسه» (به قول خودش) که از طریق تلویزیون «ایران فردا» جهت عاقل کردنِ «ملّت ایران» تدارک شده است ! به چند مطلب بسیار فاسد در بیانات ایشان اشاره میشود !
ازاینپس «محمّد حسین صدیق یزدچی» را « موسیو یزدچی » ( Mr.Yaveh ) خطاب میکنیم ! زیرا وی در چند مرحله از بیاناتش گفته است که ؛ « من تعارفی ندارم! سخنان «اهل دین» و هر آنچه که به عنوانِ هزاران هزار صفحه «یاوه» نوشتهاند را این گونه خطاب میکنم! اشکالی ندارد . «یاوه» یعنی بیهوده! من «یاوه» را با شجاعت میگویم! »
« موسیو یزدچی » ( Mr.Yaveh ) میفرمایند ؛ « « روشنگری » به معنی خروج از « صِغارت » است و در تحلیل «کانت» «صِغارت» یعنی اینکه آدمی اراده ی خود را تحت سیطره ی دیگران قرار دهد ! »
سپس ادامه میدهد که ؛ « در شیعه این اعتقاد هست که در تمامی اجرائیات احکام دین از مجتهد اَعلَم تقلید شود. این به معنی «صِغارت» است! » یعنی افراد شیعه صغیر هستند و به «مجتهد» نیاز دارند که بر آنان زعامت داشته باشد.
« موسیو یزدچی » ( Mr.Yaveh ) پا را فراتر میگذارد و میگوید ؛ « بدون پردهپوشی میگویم که این «روشنگری» به معنی خروج از زیر اراده ی خداوند هم هست !» یعنی ما به اراده ی خدا نیازی نداریم !
وی به سراغ «میشل فوکو» میرود و میگوید ؛ « روشنگری » در آنِ واحد هم یک جریان زیستی است که منتهی به
«خویشتن سالاری» خواهد شد ! (یعنی اُتونومی) ! هیچ نیروی خارج از خودمان جهت نجات خودمان وجود ندارد ! اینرا انسانِ مغرب زمینی فهمیده است! »
در ادامه وی میگوید : « به قول «کانت» جرأت داشته باش و بیاندیش ! زیرا «ارسطو» انسان را « حیاتمندِ اندیشنده» نام نهاده است .»
« موسیو یزدچی » ( Mr.Yaveh ) میفرمایند ؛ «ما ایرانیان اوّلین قدم را هم در مسیر عاقل شدن بر نداشتهایم! پس «روشنگری» خارج شدن از «صِغارت» و کودکی انسان و به کارگیری عقل و قوای شعوری و « اُتونومیِ » انسان است . یعنی استقلال بخشیدن به انتظارات خود و عملِ انسان !
اکنون پاسخ قاطع و جامع و مانع به این همه تناقضگوییهای « موسیو یزدچی » ( Mr.Yaveh ) ؛
ایشان با قاطعیّت بیان میکند که، « ایرانیان گامهای نخستین را هم برای عاقل شدن برنداشتهاند! » پس لازم است که در امور جاریه ی زندگی به افراد خیرخواه و عالم و دانا متّکی باشند. (این را عقل تأیید میکند)
اکنون ممکن است ایشان مخالف پیروی برخی از ایرانیان از «علمای دینی» باشند و حال آنکه بسیاری از ایرانیان از علمای دینی پیروی نمیکنند و اصولاً زیر بار هیچ کس نمیروند. لذا در سرگردانی وافر قرار دارند !
ایشان میگویند؛ « «صِغارت» به معنی اینکه آدمی اراده ی خود را تحت سیطره ی دیگران قرار دهد ! »
مگر در انتخابات به ظاهر دموکراتیک، «مردم» اراده ی خود را به طبقات حاکم واگذار نمیکنند ؟ ! در امور پزشکی هم این چنین است ! در امور فنّی و صنعتی هم ! در امور تربیتی و آموزشی هم ! و الخ
در ثانی در حکومتهای غربی مشارکت در اجرای قوانین و احکام حکومتی توسط شهروندان اجباریست و ترکش مؤاخذه دارد . لیکن در رعایت احکام دینی فردی ، این خودِ شخص است که به «مجتهد اَعلَم» مراجعه میکند و اگر نخواست ، مراجعه نمیکند ! کسی هم به او زور نمیکند!
البتّه در «ایران» به دلیل اسلامی بودنِ بافت حکومتی رعایت برخی از هنجارهای مورد انتظار حکومت اسلامی برای افراد «بیدین» یا «ضد دین» قابل تحمّل نیست. لیکن به تقلیدِ مقلّد از مرجع تقلید مرتبط نمی باشد.
تقلید احکام دین اختیاریست و مربوط به اهل دین است. و از روی عقل صورت میگیرد. در یک روند فکر و اندیشه ی بسیار از هر دو سوی به کار میرود. ( چه مرجع تقلید و چه مقلّد ) و آنان که در این وادی قدم نمیگذارند ذهن خود را از زحمتِ اندیشیدن در این مسیر خلاص کردهاند! ( بیقیدی نوعی تنبلی ذهنی و عملی است. )
حال که « موسیو یزدچی » ( Mr.Yaveh ) ملّت ایران را تحقیر میکند و میگوید ؛ « ایشان قدمی در راه عقلانیّت برنداشتهاند.» صِغار بودنِ مطروحه در بیانات وی برای «ملّت ایران» اثبات میشود !
وقتی « موسیو یزدچی » ( Mr.Yaveh ) به ساحت قدس ربوبی جسارت میکند و میگوید ؛ « بدون پردهپوشی میگویم که این «روشنگری» به معنی خروج از زیر اراده ی خداوند هم هست ! » مشخص میشود که تهاجم فرهنگی موجود اعتقادات ایرانیان را هدف قرار داده است ! مگر گروهی از غربیها که بی خدا شدهاند و اراده ی خویش را به شکل استقلالی دنبال کردهاند به آرامش و سعادت رسیده اند ؟ !
مگر بهتر از تعریف امام اوّل شیعیان جهان «امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام» در مورد انسان تعریفی سراغ دارید ؟
اَتَزعَمُ اَنَّكَ جِرمٌ صَغِيرٌ وَفِيكَ انطَوَي العَالَمُ الاَكبَرُ تصور می کنی که موجود کوچکی هستی، بلکه عالم بزرگی در تو پیچیده شده است.
مگر در کلامالله مجید نمیخوانیم که ؛ فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ (سوره مبارکه زُمَر آیه ی 18)
این بالاترین تمرین برای تربیت قوای عقلانیست . زیرا شیعه ی و مسلمانِ متشرع از دو بالِ « اپیستمولوژی » (معرفتشناسی) و «آنتولوژی» (هستیشناسی) استفاده میکند تا به دستور این «کلام خدا» در آیه ی شریفه ی مذکور عمل کرده باشد .
اگر قرار بر این باشد که افراد به شکل استقلالی اهل اندیشه باشند . یعنی « حیاتمند اندیشنده » تک و تنها ! لازم میآید دَرِ تمامی مدارس و دانشگاهها و مراکز آموزشی عدیده را در سطح جهان تخته کنیم !
در این عصر علیالخصوص در کشورهای غربی بسیاری از افراد جهت انجام مشاورههای مختلف به نزد کارشناسان گوناگون میروند و پولهای کلان هم میپردازند . آیا باید به ایشان نسبتِ «صِغار» بدهیم ؟!
جهانِ کنونی دنیای تخصّصهاست و همه به توانایی های تخصّصی یکدیگر نیازمند هستند !
« موسیو یزدچی » ( Mr.Yaveh ) با این حرکت، توفیقی در افزایش عقلانیّت «ملّت ایران» تحصیل نمی کُنَد! زیرا آدمیان را که به گفته ی خودش قدمی در مسیر عاقلتر شدن برنداشته را از نعمتِ اطاعت از «عقلِ کُلّ عالَم هستی» یعنی «ذات ربوبی» محروم میسازد.
« ذات باری » عقلِ کُلّی است که خالقِ ذوی العقولِ مادون است .
آیا انسانِ عاقل اراده ی خویش را در مقابل اراده ی «عقل کُلّ» حقیر و ناتوان نمییابَد ؟!
اراده و عقل آدمیان را تسلیم اراده و عقلِ «ذات حق» نمیخواهید ، لیکن اراده و عقل ایشان را تسلیم «اراده و عقل» حاکمان ظلم و جورِ «جهانخوار» میپسندید !
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 28 خرداد ماه 1396 18Jun 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"