هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

پاسخ به اِشکالات موجود در برنامه ی (مدرنیته، ایران)

(جلسه ی دهم پاسخ پنجم)

جناب «موسیو یزدچی» در برنامه ی دهم مورخ 24 تیر ماه 1396 خورشیدی چنین بیان داشتند که؛

«کار «سنجش خِرَد ناب» مطروحه توسط «کانت» تا بدان حد می رسد که هر آنچه «غیر زمانی» و «غیر مکانی» باشد را مورد بررسی شناختی «عقل» قرار نمی دهد. و چون «خداوند» وجودی «غیر زمانی» و «غیر مکانی» است. لذا «کانت»، «عقل» را در شناخت آن وجود ناتوان می داند!»

«موسیو یزدچی» اعلام می کند که هر آنچه غیر زمانی و غیر مکانیست، از نظر عقلِ کانتی قابل شناخت نیست! البتّه در مورد «ذات لم یزلی» پی بردن به «ذاتِ احد» ناممکن است. لیکن پی بردن به موجودیّت و حضورش در صحنه ی «هستی» از طریق ادراک «واجب الوجود» امکانپذیر می شود.

همانطور که «عقل» «ممکن الوجود» و «ممتنع الوجود» را ادراک می کند. «واجب الوجود» را هم می تواند درک کند. در ثانی «ریاضیات محض» نه زمان مند است و نه مکان مند. لیکن «عقل آدمی» به خوبی از عهده ی درک و بسط و توسعه ی آن برآمده است!

و در عین حال همانطور که «واقعیت نفسانی» در صیرورت و تغییر است، «واقعیت منطقی»، یعنی معنی (sense) ثابت و بیرون از «زمان» و ایضاً «مکان» است. (موضوع رساله دکتری هَیدگر به سال 1913)

«موسیو یزدچی» در انتهای بیانات خود «عقل» را یگانه مرجع مشروع و معتبر در شناخت هر مجهولی و یافتن هر پاسخ برای «انسان» به قول «کانت» معرّفی کرد!

و حال آنکه تجربه و محصولات ناشی از تحقیقات و پژوهش های آزمایشگاهی و تکنولوژیک هم از جمله طرُق دستیابی آدمی به شناخت است.

دیگر لازم نیست که دعاوی قدیمی «اصالت عقل» و «اصالت تجربه» را به مانند دعوای قدیمی «اصالت وجود» و «اصالت ماهیّت» مطرح کنیم. زیرا عقلِ امروزی به نقش تمامی اینها در «هستی» وقوف پیدا کرده است!

شگفتی از بیان «موسیو یزدچی» که «پدیدار شناسی هَیدگر» را مسخره خواند!

وقتی «مارتین هَیدگر» کتاب معروف «وجود و زمان» را در هشتم آوریل 1926 در «تودنوبرگ» واقع در جنوب جنگل سیاه به اتمام رساند و به عنوان نشانه ی علاقه و ستایش آنرا به «هوسرل» تقدیم کرد. و اینکه می دانیم در سال 1927 میلادی پس از چاپ کتاب «وجود و زمان» همکاری کوتاه مدتی میان «هَیدگر» و «هوسرل» در نوشتن مقاله ای راجع به «پدیدار شناسی» برای درج در چهاردهمین طبع «دایره المعارف بریتانیکا» برقرار شد! چنین شاهدی مددکار خواهد شد.

به دعوت «هوسرل»، «هَیدگر» طرح مقاله ای با مقدمه  ی «مفهوم پدیدار شناسی و برگشت به وجدان» را تهیه کرد! در این مقدمه «هَیدگر» از مطالعه در موضوعیّت نفسانی استعلایی که متعَلَّقِ بحثِ «پدیدار شناسیِ» «هوسرل» است، سخن گفت. در آنجا «هَیدگر» گفت؛ «غایت تحلیل موضوعیّت نفسانی استعلایی، در خود آن نیست و باید آن را به منظور «مسأله ی وجود» که مسأله ی اساسی فلسفه است» انجام داد.»

مراقب باشید یک وقت از طریق منبرِ «ایران فردا» بدآموزی نشود!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   26 تیر ماه  1396  17Jul  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"