پاسخ «لغت های جدید پسا معناییِ مترادف طلب» نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »
هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
پاسخ «لغت های جدید پسا معناییِ مترادف طلب»
نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »
با سلام و احترام به محضر محترم استاد «علیزاده طوسی» و آرزوی سلامت و سعادتِ روز افزون برای ایشان و عزیزانشان پاسخ نامه ی «سی و یکم» از سال یازدهم را به شرح زیر تقدیم می دارد.
استاد عزیز پس از اشاره به اَغلاط املایی به سراغ اَغلاط اِنشایی رفتند!
و چه زیبا اشاره فرمودند که مترادف نویسی لغوی در نگارش فارسی امری متداول شده است! آن هم در اکثر موارد مغلوط و نادرست!
لیکن عبارت نهایی مندرج در نامه ی «استاد طوسی» برایم شگفت انگیز بود!
«بیاییم به جای «ریختمان» لغت های بی ضرورت و بی ریخت و بیگانه، معنی آب را به خاک، معنی نان را به زندگی و معنی حقیقت را به انسان برگردانیم.»
در اینجا استاد عزیز از سبک «عکاسینقاشی» های خود در عبارت نویسی خویش سود برده اند!
«معنی آب را به خاک دادن» بیان یک ضرورت است. در جهت رفع تشنگی «خاک» و اینکه احیاگری و تحقّق «حیات» که بسیار هم ضروری است. (از طریق آب به خاک)
«معنی نان را به زندگی دادن» هم بیان یک ضرورت است. در جهت رفع گرسنگی و اینکه با وجود «نان» «زندگی» مداومت پیدا می کند: که بسیار هم ضروری است.
و در نهایت «معنی حقیقت را به انسان دادن» هم بیان یک ضرورت است. چون «انسانِ» امروزی «مَجازی» شده است و از «حقیقت» فرسنگ ها دور! پس ضروری است که در جهت بازگشت به حقیقتِ خویش «جهاد» کُنَد!
(اَلمجاهدون باقون، مابقی درب و داغون!)
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 5 دی ماه 1396 26Dec 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"