هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

                                                                                                 

از پریشان گویی تا سوء نظر در بیان!

«ناصر شاهین پر» در دو برنامه ی اَخیر خود «شاخه های این درخت کهن» به تواریخ 11 و 18 دی ماه 1396 خورشیدی آنچنان از «بابی ها»، «بهائیان» و «ازلی ها» تعریف و تمجید کرد که گویی در ردیف مبلّغین ایشان قرار گرفته است. البتّه این حرکت «ناصر خان» از روی بُغضِ غلیظش نسبت به «اسلام» و تشیّع است!

«ناصر خان» از «بهائیان» تمجید می کند و می گوید؛

«ایشان گفته اند که اگر یک پسر و یک دختر داشتید و نمی توانستید هر دو را به مدرسه بفرستید واجب است که دختر را به مدرسه بفرستید چون این دختر مادر می شود و اگر با سواد و کمالات علمی باشد بهتر می تواند فرزندان خود را تربیت کند!»

اینکه مادرانِ باسواد و کمالات علمی بهتر می توانند کودکان خود را تربیت کنند مقبول است. لیکن تکلیف مرد بی سواد و کمالات علمی در جامعه ی «بهائیان» چه می شود؟!

سپس گریزی به نهضت های فمینیستی موجود در «اروپا» مخصوصاً «امریکا» می زند که چقدر با نظریات «بهائیان» هماهنگ
می باشند!

«ناصر جان» تند نرو! آهسته برو! عمل حکیمانه آن است که پسر را به مدرسه بفرستیم و به او تکلیف کنیم تا آنچه را که در مدرسه آموخته است عیناً به خواهرش هم بیاموزد تا «ذات باری» گشایش کند گه حتماً به همّت بشری لایق گشایش می شود و دختر هم روانه ی مدرسه خواهد شد!

در ثانی «فمینیست ها» با فرزند آوری و ازدواج و تشکیل خانواده و امثالهُم اکثراً مخالف هستند! اغلب ایشان مقطوع النّسل
می شوند!

در ادامه «ناصر خان» چنین گفت؛ «بهائیان اعتقادات خود را فاش بیان کردند و «ازلی ها» پنهان نمودند! در نتیجه «بهائیان» از تمامی صحنه ها دور مانده، حذف شدند. لیکن «ازلی ها» به شکل نفوذی در همه جا مشارکت کردند!»

پس به خوبی مجریِ اوامرِ پیر استعمار بودند! و حال آنکه مبانی اعتقادی هر دو یکسان بود!

یکی از شیوه های اجرای عملیات ستون پنجمی آن است که افکار مسؤولین کشورِ هدف را متوجّه جریانی می کنند و توسط جریان ناشناس نفوذی امیال خود را به اجرا در می آورند! مانند: متوجّه ساختن مسؤولین «جمهوری اسلامی ایران» به گروهک «مجاهدین خلق» و نفوذ «توده ای ها» در تمامی ارکان کشور که مثل موریانه پایه های نظام را ویران کنند! «ناصر خان» در این میان اتّهامات واهی به مسلمانان وارد کرد! از قبیل اینکه؛ «مسلمانان اَلباقیِ مردم را کافر می دانند و برای کشتن آنان حکم صادر
می کنند!» که به هیچوجه با شریعت اسلام منطبق نبوده، نیست!

«ناصر خان» جملاتی به «بهائیان» نسبت داد که به هیچوجه در ادبیات آن زمان استفاده از کلماتی چون «گذار» رایج نبوده است!

جالب اینجاست که مطالب منقول از کتاب «اَقدَس» توسط «ناصر خان» که به «بهائیان» نسبت داده بود، تماماً از مراتب سیاسی، اجتماعی غربی ها در آن عصر اقتباس شده است! یعنی حسب الامر اربابانِ دُوَلِ فخیمه بوده است!

«ناصر جان» چرا خودت را خوار و خفیف می کنی و علمای متحسّن در حرم حضرت عبدالعظیم «علیه السّلام» را به هنگام صدور اطلاعیه در موقع خارج شدن از تحسّن نادان و بی درایت جلوه می دهی؟!

این رسم امانت داری نیست! چگونه است که تمامی علمای «اسلام» بی کفایت هستند و تا این اندازه خیل عظیمی از مخالفانِ ایشان حریف آنان نمی شوند؟!

«ناصر جان» همانطور که این برنامه از مغرب زمین گسیل داده می شود. تمامی آن جریانات هم از غرب تدارک شده بود!

اینکه «بهائیان» می گویند که در سیاست دخالت نمی کنیم، لیکن دائم در امور سیاسی دخیل بوده اند، از جمله رسانه ی فعّال بهائی manoto که لحظه به لحظه در حال سیاسی کاریست، تماماً نشان از منافق بودنِ «بهائیان» دارد!

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   20 دی ماه  1396  10Jan  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"