هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

      

در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)

(جلسه ی سی و دوم پاسخ بیست و پنجم)

پاسخ بیست و پنجم مربوط به جلسه ی سی و دوم از سلسله برنامه های (مدرنیته، ایران) به بیان «محمّد حسین صدیق یزدچی» به شرح زیر تقدیم می شود. ایشان در بخشی از بیانات خود ثمره ی «رضا خان زدایی» پس از استعفا یا تبعید وی را چنین ارزیابی کرد؛

«پس «خردورزی» و «روشنفکری» و «مبارزه با خرافات» را به کناری نهادند!»

پاسخ اینکه؛ این بیانِ «موسیو یزدچی» یک اهانت بزرگ به ایرانیانِ «خردورز» و «روشن فکر» در سرتاسر تاریخِ پس از اِخراج
«پهلوی اوّل» از ایران تا به امروز تلقّی خواهد شد!

سپس «موسیو یزدچی» از بیانات «ماکس وبِر» جامعه شناس «آلمانی» شاهد می آورد که؛

«مدرسه جای «پیامبران» و شارلاتان ها نیست. مدرسه جای آموزش های قطعی است! مانند: «ریاضیات»، «فلسفه»،
«علوم تجربی»، «هنر» و «موسیقی» » ایشان ادامه می دهد که؛ «ژول فِری در فرانسه ی سال های 1880 میلادی، آموزش جدید و نوینِ لائیک و رایگان را به تصویب «پارلمان فرانسه» رساند.» «ژول فِری» اضافه کرد که؛ «ما نمی توانیم و نباید «آموزش دینی» را به میان آموزش های مدارس ببریم! چون ادیان متعدّد هستند و ما نمی توانیم میان آن ادیان انتخاب کنیم. اگر چنین کاری بکنیم، کودکان و دانش آموزان را به چیزی ارشاد کرده ایم که خود اعتقاد داشته ایم!»

پاسخ اینکه؛ «موسیو یزدچی» با این بیانِ رندانه راه را برای عرضه اندام «فلسفه» باز و برای جلوه گری و تبلیغ ادیان متعدّد مسدود می سازد و این برخلاف عدالت است!

قرینه قرار دادنِ ارشاد پیامبران در کنار «شارلاتانیزم» هم یک مقایسه ی ناعادلانه و پیش داوریِ به دور از انصاف می باشد!

در «فلسفه» هم می تواند مصادیق فاجعه ساز متولّد شود مانند: «مارکسیسم»!

چگونه فضای مدارس عرصه ی تاخت و تاز فلسفی قرار بگیرد (که ممدوح است) لیکن محل برخورد و تعامل اندیشه های «دینی» واقع نشود؟! برای تمامی ادیان و مذاهب هم می توان تعالیم اختصاصیِ ایشان را به شکل استقلالی در مدارس و آموزشگاه ها استوار کرد. اتفاقاً این حرکت همان ایده آلِ فلسفی است. یعنی رشد و استکمال اندیشه در تمدّن بشری!

واضح و آشکار است که دین ستیزی مورد تأیید قسمتی از صاحبانِ عقاید فلسفی در پیشگاه تاریخ رندانه جلوه می کند! و این برخلاف دمکراسی مورد ادعای اندیشه ی غربیِ عاری از «دین» است!

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   29 آذر ماه  1396  20Dec  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"