هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)
(جلسه ی بیست و چهارم – پاسخ هجدهم)
«محمّد حسین صدیق یزدچی» به گفته ی خویش قصد دارد تا جوانان وطن و افکار عمومی هم وطنانِ ایرانیِ خودش را در مورد تاریخ وقایع قبل و بعد از 1320 آگاه کند.
متأسّفانه ایشان رسم امانت را بجای نیاورده، نقل وقایع را همراه با تحلیل و تفسیر مُغرضانه و منحرف کننده آمیخته
می کند! در نتیجه عدم حُسن نیّت ایشان بدینوسیله به اثبات می رسد!
«موسیو یزدچی» در ابتدای تشریح تاریخ «مدرنیته» و تأثیر آن در وضعیت یکصد ساله ی اخیرِ «ایران» چنین گفت؛
«چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم، سرنوشت بشری را تاریخ مدرنیته مغرب زمینی تعیین می کند! اگر با آن ستیز کنیم روز به روز عقب می مانیم. بهتر است آن را بشناسیم و به تدریج آن را وارد زندگیمان بکنیم!»
به روی چشم! هر چه «موسیو یزدچی» امر بفرمایند! فرمان دولتین فخیمه از طریق «موسیو یزدچی» ابلاغ شد! لیکن مُطاع واقع نشد! زیرا مبنای دمکراتیک ندارد! اوّل بسم ا.. «مدرنیته» را بر مرکب استکبار و دیکتاتوری نشانده، نیّت فتح الفتوح در سر دارید!؟
«موسیو یزدچی» اطلاعات تاریخی را نقل می کند، لیکن تحلیل ایشان مغلوط بلکه مسموم است! (شتر در خواب بیند پنبه دانه!)
کودتای «پهلوی اوّل» جهت استقرار «مدرنیته» به همان شکلی که «موسیو یزدچی» بیان کرد واقع شد. یعنی تأسیس نهاد های مدرن دولتی. «موسیو یزدچی» گفت؛ «پس از پیدایش سلسله ی «صفوی» با زور شمشیر های قزلباشانِ «صفوی» و خونریزی فراوان ایرانیان شیعه شدند!»
در اینجا ستمگریِ روشنفکر غرب زده ی مُغرض به اثبات می رسد! در مراحل بعدی «موسیو یزدچی» اشاره به خلع یَدِ روحانیین یا به قول او «ملّایان» ار موقوفات کثیر در سطح داخل و خارج کشور «ایران» می کند. حال بفرمائید، مردمی که با زور شمشیر و خونریزی، شیعه شده اند چگونه عاشقانه موقوفات اهدایی را جهت اداره ی اماکن متبرّکه و سایر موارد وقفیه اختصاص داده اند و می دهند؟!
«موسیو یزدچی» اشاره به تأسیس مدارس دولتی و خلع ید روحانیون در تعلیم و تربیت کرد. و آن را از جمله اسناد پیروزی «مدرنیته» در «ایران» دانست.
سپس به سراغ تأسیس «عدالت خانه» و مأموریت «علی اکبر داور» به عنوان وزیر دادگستری رفت و گفت؛ «علی اکبر داور موفّق به تأسیس دادگستری نوین بر اساس الگوی غربی شد!»
در اینجا «موسیو یزدچی» اشاره می کند که؛ «پهلوی اوّل به قرن ها استیلای روحانیین بر موقوفات پایان داد.» پس از فتح سه رکنِ مهمّ «مدارس»، «دادگستری» و «موقوفات» توسط مدرنیته ی «رضا پالانی» که بعد ها به «پهلوی» بَدَل شد، نوبت به فتح الفتوح «مدرنیته ی رضا پالانی» رسید و آن کشف حجاب از بانوان ایرانی بود!
«موسیو یزدچی» چنین اِشعار می دارد که؛ « «پهلوی اوّل» با تحقّق «کشف حجاب»، زنان ایرانی را از بردگی و بربریّت نجات داد!»
آفرین بر «موسیو یزدچی» رحمت به آن شیری که نوش جان کردی! چرا اینقدر به اَبوینِ خود بی حرمتی کردی؟!
بردگی و بربریّت شامل حالِ نسوانِ ایرانی بود با رجالِ ایرانی؟! شاید هم منظور تو هر دو تاست!؟
پس همگی برساخته ی «بربریّت» هستیم؟! فرهنگ و تمدّن پاک و زیبای ایرانی را «بربریّت» می خوانی؟! دوست دارید از ماتحت غربی ها تناول کنید، نقلی نیست! لیکن حق ندارید به ساحت ایران و ایرانی اهانت کنید!
«بربریّت» از آنِ غربی هاست که اکنون لازم آمده تا توسط آزمایش DNA خود را از اتّهامات شنیع مبرّا ساخته، نجات دهند! (این از آثار و نتایج شوم مدرنیته ی غربیست!)
سپس «موسیو یزدچی» به سراغ معلوم الحال هایی چون «علی دشتی»، «احمد کسروی» و «ایرج میرزا» رفت و مسخره کردن های آنان را نقد موهومات مذهب تشیع نامید!
«موسیو یزدچی» اشاره می کند که؛ «نقد تاریخی و فرهنگی کار سیاستمداران نیست بلکه وظیفه ی اندیشمندان است!»
اگر قبول کنیم که همه چیز در اختیار سیاستمداران است. لازم می آید که بپذبریم بیانات اندیشمندانِ مجاز هم در اختیار سیاستمداران است!
«موسیو یزدچی» چنین ادامه داد که؛ در «مغرب زمین» متفکّرانی ظهور کردند و نقد دینی را انجام دادند، لیکن در «ایران» چنین توفیقی حاصل نشد!»
عجب توفیقی! «موسیو یزدچی» توجّه کند که این «دین» آن «دین» نیست؛ لذا با آن فرمول نمی توانید در مورد «اسلام» به توفیق برسید!
این همه به «اسلام» هَجمه می کنید و سعی دارید تا آنرا از میان ببرید! فکر نمی کنید که «ذات باری» وعده فرموده که از «دین» خود حفاظت می کند. آیا قرار دادن «انگشتری عقیق» در دستان «موسیو یزدچی» خرافات است؟! تمامی مطالب اسلامی مبنای علمی دارد. لیکن باید به چند چیز توجه کنیم؛
1- زمان کشف علل برخی از موارد فرا نرسیده و اندک اندک مکشوف می شوند.
2- وجود اسرائیلیاتی که یهودیان صهیونیست در طول ازمنه ی پیشین در متون اسلامی وارد کرده اند که باید توسط دانشمندان و محقّقین اسلامی کشف و سپس حذف شوند.
3- مسخره بازی و دلقک بازی مزدوران استکبار و صهیونیسم بین الملل که قصد نابودی اسلام و تشیع و تخریب مکّه معظم و تسخیر مدینه ی منوّره را در سر دارند!
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" اوّل آبان ماه 1396 23Oct 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ساعت 18:19 توسط مهرداد رضوی
|