گذری و نظری 104
هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
گذری و نظری 104
مورخ 7 شهریور ماه 1395 خورشیدی
ــ سیروس آموزگار
«سیروس آموزگار» خاطراتِ کودکیِ خود را در مورد بار ندادنِ یک درخت سیب تعریف کرد که باغبان در گفت و گوی خود با
صاحب خانه در نزد آن درخت تهدید کرده بود که، «اگر سال آینده بار ندهد، درخت سیب را قطع خواهد کرد.» و سال بعد آن درخت
پر بار شد!
«سیروس جان» اِصرار داشت که به «ماوراء الطبیعه» اعتقادی نداشته، ندارد! خدمت دوست عزیزم عرض می کنم که بهتر آن است که از اصطلاح «ما بعد الطبیعه» استفاده کنیم. در ثانی «متافیزیک» را دنیای علم و دانش قبول دارد. در «امریکا» دانشگاه «متافیزیک» فعّالیت مفید دارد. قبول ندارم که نشد حرفِ حساب!
وجود «انرژی» که حرف اوّل را می زند در این فرایند وارد عمل می شود و چون شعورمند است در رابطه با موجودات مختلف تأثیرگذار است و این عملیّات دائمی و لحظه به لحظه در هستی جریان دارد. یعنی اندماجِ فیزیک و متافیزیک. طبیعه و ما بعد الطبیعه. اتّفاقاً این وقایع و امثالهم اثباتِ «ما بعد الطبیعه» می کنند.
غربِ کاوشگر هر پدیده ای را «علمی» می داند. هر چند که از آن سر در نیاوَرَد! می کوشد تا به حقیقت آن پدیده راه یابد. و تا زمانی که به رموز هر پدیده نرسَد، آنرا انکار نمی کند! بلکه جدّی می گیرد.
متأسّفانه اِنکار های ما علمی نیست بلکه نوعی «ضد علم» است!
محقّقِ دانشمند تمامی پدیده ها را مورد توجّه قرار می دهد و دائم اطلاعات و گزارش های جدید را مورد تجزیه و تحلیل و مداقّه قرار می دهد.
ــ احمد اَحرار
«احمد احرار» در مورد وجود تعصّب مذهبی مابین فِرَقِ اسلامی سخن گفت و بخشی از بیانات وی پسندیده و مستحسن.
لیکن قسمتی از بیانات مشارٌالیه قابل انتقاد بود!
فی المثل آنجا که بدون دلیل و منطق می گوید که؛ «اسلام رجال دینی ندارد»! و مسئله ی خلافت و ولایت را قبول ندارد، مشکل ساز می شود!
چطور است که تمامی مطالبِ این جهان سرپرست و مُرشد دارد. آنگاه نوبت به اسلام که می رسد رقّاصیمان می گیرد؟!
همین اِختلافات مذهبی میانِ مسلمین هم از شیطنت های دشمنانی است که بر جاهلانِ امّت اسلامی سوار می شوند و
تاخت و تاز می کنند!
لطفاً شما که مُسلِم نیستید و از نفاق میانِ مسلمین مسرور می شوید، در این وادی انتقاد نکنید!
چونکه می شود حکایتِ دُمِ خروس و قَسَمِ حضرتِ «عبّاس»!
ــ محمّد حیدری ملایری
«حیدری جان» هر چه زور بزنی فایده ندارد! این کاربرد واژه ی «ملّت» در میانِ فارسی زبانان جاگیر شده است. پس با این تلاشی که می کنی، در واقع آن قسمت محذوف که از خاطرات «ملّت» رفته است را به یادشان می آوری!
یعنی «ملّت» بفهمد که «ملّت» یعنی «دین» پس نتیجه می گیریم که «دین» یک مکمّل برای توده هاست که در واژه ی «ملّت» متبلور می شود.
در ضمن، شما که ایرانی نیستید چرا غُصّه می خورید؟! با «کوته بین» خواندنِ «ایرانیان» به خاطر استفاده از واژه ی «ملّت»این را به اثبات رساندید! (یقین شما «تورانی» هستید)
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 11 شهریورماه 1395 1Sep 2016
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"