آن اَبروهای کمانیِ تو منو کُشته !
هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
آن اَبروهای کمانیِ تو منو کُشته !
«مهدی فلاحتی» در «پرده ی آخر» از « صفحه ی آخر » مورخ 16 مهرماه 1395 خورشیدی با پخش یک کلیپ از شیخ منبری پیرامون مراجعه ی شیرِ نَر به خدمتِ حضرت باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السّلام امام هفتم شیعیان مسلمان چنین نقل کرد که؛
آن شیر نَر جهت رفع خطر از جفتش به هنگام زایمانِ سخت از آن حضرت یاری طلبید. و امام هفتم شیعیانِ مسلمان ، خبر تولّد مولودِ سالم و آرامش و آسایش جفتِ آن شیر نَر را بدو داد و شیر نَر به شکرانه ی آن نعمات الهی (سلامت همسر و مولودش ) شیعیانِ آن حضرت را دعا کرد .
اسرارِ ارتباطاتِ موجوداتِ مختلف با خلیفه ی خدا بر روی زمین بیحساب است . و درک آنها هم برای همگان میّسر نمیباشد.
از کرامات « ابوسعید ابی الخیر » عارف سالک نقل شده است که در بیشه ای بر شیر نر سوار شده و در نمایش ماری را چون
تازیانه ی لطیف به کار برده است.
«مهدی جان» به یقین چون بچه ی « مشهد » هستی از این معجزه ی « امام رضا علیه السّلام » در مجلس هارون عباسی خبر داری. دلقکی در آن مجلس به وجودِ محترمه ی والده ی ماجده ی امام هشتم علیه السّلام اهانت و جسارت کرد . با اشاره ی آن حضرت تصویر شیر نری که بر پردهای به روی دیوار منقوش بود ، متجسّد شد و فی الحال در آن مجلس آن دلقکِ حرامی را درید و بلعید و حتی تمامی خونِ آن ملعون را هم لیسید و به جای اوّلش بازگشت . تصرّف در موجودات به اِذن الهی امری واضح است . امام معصوم به اذن خدا قدرت « کُن فیکونی » دارد .
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 16 مهرماه 1395 7Oct 2016
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"