راهی که تو رفتی و دِگر آدمیان هم    انجام نیابد چو حقیقت به جهان است !

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

راهی که تو رفتی و دِگر آدمیان هم  

انجام نیابد چو حقیقت به جهان است !

"مهدی فلاحتی" مجریِ چیره‌دستِ برنامه ی صفحه ی آخر جهت افزایش آگاهیِ عمومی از دو کارشناس با عقایدِ متضاد به اسامی "مهدی خزعلی" و "بهرام مشیری" دعوت کرد تا در موردِ حقانیّت اسلام از یک سو و اِنکار حقانیّت آن از سوی دیگر به گفت‌وگو پردازند .

اِنکار " مشیری " آنچنان محکوم است که در نظر عدّه‌ای از علمای اسلام ، نیازمند دفاع و مقابله نیست ! لیکن جهت انتقال اطلاعات صحیح به مخاطبان و رفع هرگونه شکّ و تردید ، چنین روشنگریِ دقیق ، علمی و منطقی ضروری به نظر می‌رسد .

به لطف پروردگارِ متعال اُمّی بودنِ رسول گرامیِ اسلام به عنوان حجّت الهی پشتوانه ی وحی بودنِ آیات قرآنی قرار می‌گیرد . در موردِ " چون و چراهای ذهنی " استفاده از قواعد حِکمی ضروری است .

زنده به گور کردنِ دختران در عهد جاهلیتِ عرب ، جنبه ی ناموسی داشته است . یعنی بواسطه ی درگیری‌ها و حمله‌های غافلگیرانه، پس از کشته شدنِ مردها، زنان و دختران را به یغما می‌بردند . لذا برخی از افراد جاهل و متعصّب با زنده به گور کردنِ دختران معصوم صورت مسئله را پاک می‌کردند !

قلم و کاغذ خواستنِ " رسول اکرم " به هنگام رحلت، جهت نگارشِ دیگران بوده که وجود مقدّس ایشان انشاء کنند و دیگران بنویسند .

پیامبر اسلام پس از فتح مکّه همه را بخشید و خانه ی " ابوسفیان " را به قولی مأمن قرارداد . پس قتل عامِ اعراب  حقیقت ندارد ! یادمان نرود که ، هرآنچه را به زور و ستم و خون ریزی تحمیل کنند، باقی نخواهد ماند . (بقای اسلام و دوام مسلمین با ستمگری امکان‌پذیر نیست )

"مشیری" از یک سو می‌گوید که تا قبل از ظهور اسلام اعرابِ شبه جزیره در آرامش و خوشی بودند و پس از ظهور اسلام کشتارها شروع شد و از سوی دیگر می‌گوید که ؛ ماه‌های حرام وجود داشت که اعراب شمشیرها را کنار می‌گذاشتند و کشتار متوقّف می‌شد !

وضعیّت فعلیِ شکل و شمایلِ موضعیِ "حجرالأسود" ناشی از حماقتِ وهابیونِ به اصطلاح خادم الحرمین سعودی وحیله گری ‌های "صهیونیست‌های" مسلّط بر آنان است !

" مشیری" مـاجرای " یوسف نبـی" فـرزند " حضرت یعقوب " علیهم السّلام را " مـیتولوژی " می‌نامد ! وجـود ایـن پیامبران "بنی اسرائیل " واقعی است و اسطوره نیست !

وی سخنی بر خلافِ تاریخ و اعتقادات میلیاردها مسلمان، مسیحی و کلیمی را از خود صادر می‌کند !

همه ی تلاش " مشیری " بر آن است که بگوید ؛ " قرآن مجید " وحی الهی نیست و " محمّدبن‌عبدالله " هم رسول خدا نیست . در نتیجه معاد و روز حساب هم منتفی است !

اگر کمی جلوتر برویم وجود خدا هم انکار می‌شود ! پس هر کس هر کاری که دلش خواست، انجام دهد و به عواقب آن هم نیاندیشد !       

اکنون با استفاده از " برهان وحی" به تمامی این تردیدها پایان داده می‌شود ؛

ما به عنوان فردی بی‌اعتقاد و خالی از هرگونه پیشینه ی ذهنی در قرن 21 میلادی و با استفاده از امکانات حاضر سعی می‌کنیم تا بهترین و کامل‌ترین " معرفت " را برای خود انتخاب کنیم .

" تاریخ ادیان " و " تاریخ علوم " به شکل مدوّن وجود دارند .

بشر سعی دارد تا به کمک " هستی‌شناسی " و " معرفت‌شناسی " ذهن سرگردان خود را سامان دهد .

اوّلین قدم  دستیابی به یقین است . گویند که این 7 هزار میلیون نفوس انسانی روی زمین نمی‌توانند که در یک موضوع اشتراک عقیده پیدا کنند ! و حال آنکه " مرگ آگاهی " بنی بشر کانون اشتراک عقیده تمامی ایشان است ! انسان موجودی "مرگ آگاه" است . می داند که می میرد . و این پایه ی "یقین" است .

آیا این امکان وجود دارد که بشر امروز اطلاعات مفید و کافی در مورد قبل از تولّدش و پس از مرگش فرا چنگ آرد ؟ آری امکان‌پذیر است .

زبانِ قابلِ فهمِ عموم مردم در قرن 21 میلادی " زبان علم است . در مدارس و دانشگاه‌ها در محیط کار و مراکز تحقیقاتی و صنعتی با این زبان سروکار دارند .

پس لازم است تا با زبانِ " علم " ، " هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی " را بررسی و آموزش دهیم .

" تاریخ علوم " گزارش می‌دهد که چه چیزی توسط کدام محقّق و دانشمند در طول حیات بشری اختراع یا اکتشاف شده است .

" تاریخ ادیان " هم تمامی ادیان توحیدی و غیرتوحیدی و مکاتب فلسفی و غیره فلسفی را به شکلی کامل بیان کرده است . پس از کـاوش فراوان روی سه دینِ ابراهیمیِ توحیدی کـه بیشتر جمعیّتِ اعتقادیِ روی زمین را تشکیل می‌دهند متمرکز می‌شویم .

"موسی کلیم الله" علیه السّلام به گفته ی " تاریخ ادیان " از طریق معجزه اش که با شرایط عصر و زمانه اش همخوانی داشت، توانست مردم را به سوی خود جلب کُنَد و اوامر و نواهی الهی را به آنان ابلاغ کند . (عصای موسی علیه السّلام )

" عیسی بن مریم " علیه السّلام به گفته ی " تاریخ ادیان " از طریق معجزه اش که با شرایط عصر و زمانه اش همخوانی داشت ، توانست مردم را به سوی خود جلب کُنَد و اوامر و نواهی الهی را به آنان ابلاغ کُنَد . (شِفای بیماران و زنده کردن مرده را )

" محمّد بن عبدالله صلّی‌الله علیه‌وآله وسلّم به گفته ی " تاریخ ادیان " ، از طریق معجزه اش" قرآن مجید " توانست مردم آن عصر را به سوی خود جلب کند و اوامر و نواهی الهی را به آنان ابلاغ فرمایند .

این کتاب یعنی " قرآن مجید " چگونه می‌تواند معجزه ی رسول گرامی اسلام باشد ؟

آیا در قرن 21 میلادی هم می‌تواند اعجاز آمیز باشد ؟

منکرین نبوّت رسول گرامی اسلام چنین اِشعار می‌دارند که ؛ "قرآن" کلام "محمّدبن‌عبدالله" است و کلام الهی نیست ! در نتیجه او هم رسول خدا نیست . لذا وعده ی قیامت و روز حساب هم در " قرآن" واقعیّت ندارد !

با مطالعه " قرآن مجید " در کل حدود 6666 آیه را می‌یابیم که پس از دقّتی علمی متناسب با پیشرفت‌های قرن حاضر ، 750 آیه ی آن را مرتبط با آخرین اختراعات و اکتشافات بشر در طول 200 سال گذشته تا به امروز به شهادت " تاریخ علوم " می یابیم. یعنی تا قبل از آن تاریخ در این عالم اثری و خبری از این موارد اختراعی یا اکتشافی نبوده است .

اگر نتوانیم ثابت کنیم که موضوعاتِ این 750 آیه ی مسبوق به سابقه‌ای بیشتر است 200 سال اخیر است . بـیان آن از "محمّد بن عبدالله " آن هم در 1400 سال پیش، امری به دور از اعجاز نخواهد بود . زیرا " محمّد بن عبدالله " از کجا می‌توانست به این حجم عظیم از اطلاعاتِ " هستی‌شناسی " دسترسی پیدا کُنَد و نـه بـا شـکّ و تردید بـلکه با قطع و یقین بیان دارد ؟ ! ( نام دیگر "قرآن مجید" محکم تنزیل است . )

اگر تسلیم شویم . وجود ذات یکتا و رسالت "محمّد بن عبدالله" و حقیقت روز حساب (قیامت ) به اثبات می‌رسد . و اینکه "قرآن مجید" کلام "محمّد بن عبدالله " صلّی‌الله علیه‌وآله وسلّم نیست .

جهت اشاره به برخی از این آیاتِ علمی ذکر تعدادی از آن آیات شریفه ضروری به نظر می‌رسد ؛

از جمله اوّلین آیاتِ نازل شده بر " رسول گرامی اسلام " این آیه ی شریفه است که ؛

" اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ" (بخوان به نام خداوندی که خلق کرد ، خلق کرد انسان را از " عَلَق " ) آیه ی 1و2 سوره ی العلق .

معنای " عَلَق " را در " مفردات راغب " چنین می‌یابیم که ؛ " العلقُ دوبیبهٌ سوداء تمتثُ الدّم " ( "علق " کرم ریز سیاه رنگی است که از خون تغذیه می‌کند )

پس از اختراع " میکروسکوپ " و قراردادنِ مایع جنسی مرد در زیر عدسی‌های آن ، بشر به وجود " اسپرماتوزوئید " پی برده و آن را واردِ اطلاعاتِ " تاریخ علوم " کرد . اگر " قرآن" را "رسول گرامی اسلام" از پیش خودش یا از اطلاعات قبلیِ موجود در آن عصر و زمان بیان کرده باشد به شهادت " تاریخ علوم " کشفِ این حقیقت (علق ) مربوط به پس از اختراع " میکروسکوپ " است .

آیه 11 سوره ی فصلت

" ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ " (سپس خداوند پرداخت به آسمان‌ها در حالی که دود بود . ) پس از اختراع " تلسکوپ‌ها " و " رادیو تلسکوپ ها ی " قوی بشر موفّق به رؤیتِ اعماقِ فضا شد و کشف کرد که بخارها و گازها تشکیل‌دهنده ی ثوابت و سیّارات هستند . این معلومات حاصل تحقیقاتِ 200 سالِ اخیر است و بیان آن در 1400 سال پیش ثابت می‌کند که " قرآن " کلام خداست . نه کلامِ رسول گرامی اسلام .

آیه 25 سوره مرسلات

" أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفاتاً " آیا ما زمین را دارای کفات قرار ندادیم ؟ (استفهام اِنکاری ) یعنی دادیم . "کفات " سه پدیده ی فیزیکی و نجومی وابسته به هم را تبیین می‌کند .

جاذبه ، جوشش مواد مذاب درون زمین و حرکت انتقالی زمین در فضا

رسول گرامی اسلام این اطلاعات را از کجا آموخته است ؟ چون این مطالب علمی، مربوط به 200 سال گذشته است . (به شهادت تاریخ علوم )

 

سوی انبیا آیه 33

" کُلٌّ في‏ فَلَکٍ يَسْبَحُونَ " همه چیز در عالم حرکت منحنی دارد و تسبیح " ذات یکتا " را می‌گوید . اکنون حرکت سیّارات و ثوابت در کهکشان‌ها و الکترون‌ها در داخل اتم و حرکت شبه ذرّات " کتون و ارنا" در هستی مصادیق مورد اشاره ی آیه ی شریفه مذکور است.

نمایش چرخشِ لبیک گویانِ زائرانِ " کعبه " در حقیقت خبر از اطاعت تکوینیِ موجوداتِ هستی می‌دهد !

لطفاً به جناب " مشیری " بفرمایید که این شیوه ی ُتهاجمی بی‌اثر است و ضایع . اسلام حقیقتی جاوید و انکارناپذیر است . و هرگونه اقدام کلامی و اجرایی جهت نابودسازی آن محکوم به فناست !

به هر حال واکنشِ فتنه گری‌ها به کُنش گرانِ آن فتنه‌ها باز خواهد گشت. آنگاه برای ستمگران پناهگاهی نخواهد بود !

 

 

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                                "گلستان سعدی"                                        30 خرداد  ماه  1395   19Jun  2016

   

رابطه ی "حجرالأسود" با "پترودلار" !

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

رابطه ی "حجرالأسود" با "پترودلار" !

" محمد منظرپور" در برنامه ی " افق نو " مورخ 27 خرداد ماه 1395 خورشیدی اشاره به ایمیل یکی از مخاطبان کرد که ؛          " تمامی این تروریست‌ها توسط " پترو دلارهای نفتیِ " " عربستان سعودی " و سایر شرکا مورد حمایت قرار می‌گیرند . "

یادم آمد که در گذشته‌های دور ، برخی به اشتباه " حجرالأسود " را " سنگِ حجرالأسود " می‌نامیدند ! اکنون نیز " پترو دلار " را "پترو دلار نفتی " می‌نامند !

البتّه یکی از میهمانان " جامعه شناسِ " برنامه اشاره به کمک مالی فراوانِ یک " شاهزاده خانم سعودی " در " آمریکا " به جهادی های تروریست کرد .

سپس اضافه کرد که ؛ " پس از کشته شدن " بِن لادن " ، 80 درصد از خانواده‌های " عربستان سعودی " نام فرزندان خود را "اُسامه" گذاشتند ! " یعنی به نشانه همدردی با " بِن‌لادن " و بیعت با اهداف او !

حال چگونه چپ و راست ایرانیان جریمه می‌شوند و تحت تحریم‌های شدید قرار می‌گیرند ، نشان از طرح‌های استکباری صاحبان قوطیِ مارگیریِ سندساز دارد !

 

 

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                                "گلستان سعدی"                                        29 خرداد  ماه  1395   18Jun  2016   

استرالیا حبابی در وحشت !

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

استرالیا حبابی در وحشت !

با شنیدنِ خبرِ اخراجِ روحانی شیعه ی مسلمان از " استرالیا" که چرا در یک سخنرانی علمی و در یک دانشگاه آمریکایی آن هم چند سال پیش از امروز به شکل تحلیلی از عقاید دینی و مذهبی سخن گفته است ، بخوبی آزادی بیان و دموکراسی غربی به اثبات می‌رسد!

چنین نگرانی و عملکرد مضطربانه از سوی مدیرانِ سیاسی اجتماعی " استرالیا " نشان می‌دهد که حباب امنیّتی و حفاظتی این قارّه ی دورافتاده تا چه اندازه سست است .

مدیریّت مربوط به جای آن که پذیرای تعامل فرهنگی و ذهنی در کشورش باشد ، تنها فکر و ذکرش حفظ و توسعه یک زندگیِ فطرت اوّلی (خوردن و تخلیه کردن و . . . ) و ادامه ی آن به شکلی مبهم است . در نتیجه به زودی انفجار معنوی در آن جامعه به خاطر عطش معنوی مردم " استرالیا " خواب خرگوشیِ مدیرانِ آن سرزمین را آشفته خواهد کرد !

 

 

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                                "گلستان سعدی"                                        29 خرداد  ماه  1395   18Jun  2016   

خیّام و سروش دبّاغ به "حکمت" نرسیدند !

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

خیّام و سروش دبّاغ به "حکمت" نرسیدند !

در برنامه ی " پنجره رو به خانه پدری " مورخ 28 خرداد ماه 1395 خورشیدی " علیرضا نوری‌زاده " در ابتدای برنامه اشعاری از خیّام را خواند تا وصف الحالِ خود و عدّه‌ای از یاران خود را بیان کرده باشد .

لازم به ذکر است در چند دهه ی اخیر عدّه‌ای شرق‌شناس از اشعار خیّام تعریف و تمجید کردند و حتّی در میان سیاستمداران و پزشکان و متخصّصین فرهیخته در گوشه و کنار جهان هم خیّام و اشعارش طرف‌دارانی داشته است . لیکن اکنون از تعداد آنان کاسته شده است !

زیرا به مرور زمان با رشد فکری و کسب تجارب دنیوی ، وجود تناقض‌های عدیده بیش از پیش در اشعار خیّام آشکار شده است . وی دچار بیماری روحی روانی " افسرده شیدایی" بوده است .

در عین حالی که نبوغ و استعداد بسیار داشته ، لیکن وجود این اشکالِ روانی موجب شده است تا دچار تناقض گویی و در بعضی موارد کفرگویی شود !

یک احتمال ضعیف هم وجود دارد . و آن اینکه ؛ وی دچار یک بیماری لاعلاج بوده که نفرت و گفرگویی را به شکل واکنش قهریِ آن بیماری از خود بروز داده است !

حداقل اینکه ، خیّام به هیچ وجه " حکیم " نبوده است . حکیم هرگز تناقص نمی‌گوید هر دانشمندی هم " حکیم" نمی‌شود ! "حکیم " قطعاً به یقین رسیده است . و حال آن که به شهادت اشعار خیّام او دچار شک و تردید بوده و به یقین نرسیده بود !

در مورد دو بیتی مأثور از ابن سینا باید بگویم که ؛

      کفر چـو مـنی گـزاف و آسان نَبُوَد               محکم تر از ایمان من ایمان نَبُوَد

     در دهر چو من یکی و آن هم کافر               پس در همه دهر یک مسلمان نَبُوَد

                                                                                              " ابن سینا "

منظور " شیخ‌الرئیس " در این دو بـیتی آن است کـه ؛ " بـه این راحتی و آسانی نه من کافر می‌شوم و نه اتهام کفر کسی برای من اثبات می‌شود . ایمان من محکم تر از آن است که متزلزل شود . اگر بخواهید در این عالَم به من اتّهام کفر بزنید پس در مقایسه با ایمان پرقدرت و مستحکم من سایر مردم و عوام بی ایمان جلوه خواهند کرد ! "

در مورد ادعای " سروش دباغ " از طریق برنامه ی " پرگار " bbc فارسی در " لُس‌آنجلس " توسط " داریوش کریمی " ضبط شده بود و پس از آن پخش شد . پاسخ کافی و وافی به لطف " رب العالمین " ارسال شد و در وبلاگ و فیسبوک هم موجود است .

چنین پاسخ لیّن و مشفقانه را بر می‌تابید و مورد اشاره و اشاعه قرار نمی‌دهید آنگاه واکنش‌های غلط را بزرگ‌نمایی می‌کنید . پس طرفدار روشنگری و بیداری " خلق خدا " نیستید !

می‌خواهید شرّ به پا کنید و آتش این فتنه دامان ما و شما و نسل‌های آتی را خواهد گرفت ! تنها آنان‌که از ادامه حیاتِ دنیوی ناامید یا از عفو و بخشش در جهانِ باقی مأیوس هستند چنین بی ترمز و شتابان حرکت می‌کنند ! (صد بار اگر توبه شکستی باز آی )

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                                "گلستان سعدی"                                        29 خرداد  ماه  1395   18Jun  2016 

دست نگهدار نسوزون !

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                             

دست نگهدار نسوزون !

در برنامه ی " یکی بود یکی نبود " مورخ 26 خرداد ماه 1395 خورشیدی "مسعود اسداللّهی" مطالب بسیاری بیان کرد که اشاره‌ ی به آنها تکرار مکرّرات خواهد بود ! فقط یک مطلب در انتهای برنامه عنوان کرد که بسیار شُک آور بود !

وی در مورد تکمیل فرم ارسالی از سوی مؤسّسه ی " کفن و دفن " سخن به میان آورد ! و اینکه در جلوی گزینه " سوزاندن و خاکستر شدن " علامت زده است ! چرا که هزینه تهیه قبر و تشریفات آن بسیار زیاد است !

دست نگهدار " مسعود جان " ! به هزار و یک دلیل سوزاندن کار درستی نیست . مگر داستان " هابیل " و " قابیل " و دعوای آن دو کلاغ را فراموش کرده‌ای ؟ !

فکر می‌کنی که عقل ما از درک و فهم پیامبران مرسل بالاتر است که به فرموده ایشان یعنی انجام مراسم کفن و دفن عمل نکنیم ؟ !

یادت باشد که پس از دفن در قبر ، " مَلَکِ نقّاله " می‌تواند به تناسب لیاقتِ میّت ، وی را تغییر مکان دهد !

اگر نگرانِ پوسیده شدن و تجزیه ی بدن در قبر هستی . دستورالعمل برای سالم ماندنِ جسد در قبر وجود دارد ! حتّی برای رجعت و شرکت در وقایع آخرالزمانی !

این شانس را از خودت سلب نکن ! نگران پول آن هم نباش . نیّت کُن . با توکّل بر خداوندِ قادرِ متعال اسبابش فراهم می‌شود.

یادت نرود که عمر معمولی بنی‌آدم 140 سال است در اثر اشتباهات و ندانم کاری‌ها و ایضاً کاستی‌ها و سستی ها و عوامل نابودکننده ی عدیده از میزان آن کاسته می‌شود .

جهت دریافت مشاوره ی مطلوب و مفید می‌توانی با مرکز اسلامی " شیکاگو " تماس بگیری و از آنان راهنمایی بخواهی . احترام به میّت واجب است و سوزاندن جسد میّت هرگز به معنی احترام به آن میّت نخواهد بود !

حتّی پس از مرگ به دلایلی و بر اثر تغییرات و تأثیرات متافیزیکی رابطه ی جسم و صورت و روح برقرار می‌شود که وضعیّت میّت را در عالم برزخ جهت ادامه حیات اخروی تنظیم می‌کند .

به هیچ وجه مرگ پایان کار آدمی نیست . بلکه یک جابه‌جایی است مانند خروج از رحم مادر به این جهان سوزاندن و خاکستر کردن بخشی از جسد آدمی با دود و بخار و گاز شدنِ الباقی در واقع اختلال قطعی در وضعیّت حیات اُخروی میّت است . این آخرین حیله " ابلیس " در جهت آزار و اذیّت آدم‌هاست که پس از خراب کردن حیات دنیوی ایشان، حیات اُخروی آنان را هم خدشه‌دار کُنَد !

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                                "گلستان سعدی"                                        29 خرداد  ماه  1395   18Jun  2016