هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)
(جلسه ی پنجاه و دوم – پاسخ چهل و پنجم)
در این جلسه که در تاریخ 29 اردیبهشت ماه 1397 خورشیدی پخش شد. «محمّد حسین صدیق یزدچی» اقدام به نقل شرح حال «سیّد حسین نصر» و تأثیراتش بر سیستم آکادمیک عصر «پهلوی دوم» کرد.
و از «هانر کُربن» فرانسوی به عنوان مُراد «سیّد حسین نصر» یاد کرد!
اشکالاتی که به روش «موسیو یزدچی» وارد است را به شرح زیر مطرح می کنم؛
1- اساساً این شیوه ی شرح حال ماوقع تاریخی، ربطی به «کار فلسفی» ندارد و اثبات حقانیّت «مدرنیته» را نمی کند!
2- جناب موسیو یزدچی پیش فرض دارد و بر آن مبنا حرکت می کند. این هم «کار فلسفی» نیست. یعنی اِسکاتِ «الاهیون» و پیش انداختن «فلسفیون» و «علمیون»!
3- «موسیو یزدچی» مدّعی است که «سیّد حسین نصر» در عصر «پهلوی دوم» پنبه ی «مدرنیته» را زده است و در سطح جامعه و مراکز آموزشی و آکادمیک اندیشه ی «دینی اسلامی شیعی» را استوار کرده است. که منجر به بروز «انقلاب اسلامی 1357» در «ایران» شد!
اگر اینچنین باشد، به یقین بسترش در جامعه فراهم بوده است.
یکی از موارد مؤکّد در اجرای هر طرح و برنامه ای زمینه سازی یا بستر سازیِ آن طرح و برنامه است.
4- به قول «موسیو یزدچی» این جمعیت «الاهیون» که ایشان به «یقه سفید» هم آنان را مورد خطاب قرار دادند، یک بار در دوره ی «پهلوی دوم» موفّق بوده اند و در ستیز با «مدرنیته» مظفّر شده اند!
اکنون «موسیو یزدچی» به خطا تصوّر می کند که بستر برای استقرار «مدرنیته ی محض» در «ایران» فراهم شده است که صد در صد در اشتباه است!
در «ایران» لازم است تا «مدرنیته» در وفاق با اندیشه ی «اسلامی شیعی» هم پیمان شوند تا این الگوی جدید سعادت آفرین شود.
متذکّر می شود که پس از «انقلاب اسلامی» در «ایران» تدریس «فلسفه ی غرب» در مراکز آکادمیک معمول شد و پایان نامه های بسیاری در این موارد نوشته و دفاع شده، می شود.
بسیاری از استادان ایرانی تحصیل کرده در «اروپا» و «امریکا» پس از بازگشت به «ایران» اقدام به تدریس فلسفه ی غرب کردند! در بخش «قرون وسطی»، در بخش «فلسفه ی معاصر»، «فلسفه ی علم»، «فلسفه ی هنر» و در قسمت فلسفه های «اگزیستانسِ» مطرح در مغرب زمین، حتّی «منطق جدید» (که ریاضی است) و «منطق فازی» که (صنعتی است) هم تدریس می شود!
خوشبختانه آن دسته از دانشجویان رشته ی «فلسفه ی غرب» که در مقدّمه «متألّه» بودند، توفیقاتشان افزون شد و آن دسته از دانشجویانی که قبل از فراگیری موارد متعدد از فلسفه های غربی «متألّه» نبودند متأسّفانه «لا ادری» شدند و می شوند! در «مدرنیته ی محض» هم این اعوجاج وجود دارد!
«موسیو یزدچی» دقّت داشته باشند که پیاده شدن «مدرنیته» در «ایران» آن هم در شرایط کنونی نیاز به وفاق با «اندیشه الهی» دارد تا سعادت آفرین شود.
5- یادمان باشد که سایه ی «اراده ی لم یزلی» همیشه بر جوامع بشری حاکم است. پس «موسیو یزدچی» لازم است تا این حقیقت اصیل را در برنامه های مدّ نظر خود منظور فرمایند!
razavimehrdad313@yahoo.com
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 30 اردیبهشت ماه 1397 20May 2018
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۳/۰۲ ساعت 8:5 توسط مهرداد رضوی
|