هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

آبروریزی در جریان پخش برنامه ی «پرگار» مورخ

14 فروردین ماه 1396 خورشیدی تحت عنوانِ «فلسفه اسلامی»!

پس از تماشای پیش آگهی های پیاپی در مورد پخش پرگارِ «فلسفه ی اسلامی» به تاریخ نیمه شبِ 14 فروردین ماه 1396 خورشیدی از bbc فارسی، در پای گیرنده ی مربوط حاضر شده، با کمال تعجّب مثل سینما های پنجاه و اندی سال پیش ناطق
منقطع شد!

اواسط کار چند مرتبه قطع و وصل شد که کارگردانِ وقت تصمیم به حذف پخش برنامه گرفت! خُمار مانده، دیگر به خواب هم نرفتیم! تا پس از کشیک کشیدن، نوبت بعدیِ پخش پرگارِ «فلسفه ی اسلامی» را شکار کردیم!

در پَنِلِ اوّل: «محمّدرضا نیک فر» دکترای فلسفه ی غرب از کُلنِ «آلمان» و «ابوالقاسم فنایی» دکترای فلسفه از دانشگاه شفیلد «انگلستان»

در پَنِلِ دوم: «اَمینِ آذربادگان» و «آرمین خامه» شرکت داشتند.

«داریوش کریمی» مجری برنامه پرسید؛

«آیا امروز چیزی به اسم «فلسفه ی اسلامی» داریم؟»

«آیا «فلسفه ی اسلامی» ترکیبی متناقض نیست؟»

همانطور که «ابوالقاسم فنایی» متذکّر شد: صد البتّه که «فلسفه ی اسلامی» در عصر حاضر ناظر آگاه و عالمی است که تفلسُف می کند و حکمت متعالیه ی «ملّا صدرا» متّکای آنست.

هرگز «فلسفه ی اسلامی» ترکیبی متناقض نیست. زیرا آنان که به زور می خواهند آن را ترکیبی متناقض جلوه دهند از جهلِ برخی از شنوندگانِ این پیامِ نادرست سوء استفاده می کنند. زیرا قصدشان مقابله با تمامی اثرات و ثمرات « اسلام » است. از جمله
«فلسفه ی اسلامی» که مستحکم و توحیدی است.

وقتی «محمّدرضا نیک فر» الهیّاتِ شکنجه را مطرح می کند و «توحید» را از آن مستثنی نمی کند. مشخص می شود که با اَصلِ «اسلام» و «توحید» دشمنی دارد! او مغالطه می کند عملکردِ «اسلامِ» حاضر را به حساب «اسلامِ» اصیل و «فلسفه ی اسلامی»
می گذارد! و این ظلمی آشکار است!

«فلسفه ی اسلامی» قصد آن دارد تا آدمی را به یقین برساند. و مرگ آگاهیِ آدمی پایه ی یقین اوست. به همین سادگی!

آیا «خداوند یکتا» تفلسُف می کند؟

اگر بگوئید که «ذات باری» تفلسُف می کند. به نوعی کفر گویی کرده ایم!

اگر بگوئیم که «ذات باری» تفلسُف نمی کند. زیرا حقایق برای او مکشوف است. لذا نیازی به تفلسُف ندارد. بدین وسیله لازم
می آید که به قول آن «خالقِ یکتا» اعتماد و اتّکال کنیم.

مگر «ذات باری» عقل کلّ نیست؟ پس تمامی کلامش منطقی و عقلانی است.

چگونه برخی می گویند که ممکن است مابین عقل و وحی تناقض پدید آید؟! عقلی که با وحی نتواند سازگار باشد عقل نیست، شبه عقل است و باطل!

متأسّفم که به این حالتِ موجود در برخی افراد جهل مرکّب اطلاق کنم!

چگونه است که در «فلسفه ی آزاد» و آزادیِ تفلسُف، حضرات فلاسفه ی غیر اسلامی به اَقوال «سقراط»، «افلاطون»، «ارسطو» یا «دکارت»، «هگل»، «کانت» و «هیدگر» یا «مارکس» و «راسل» و «پوپر» و امثالُهم استناد می کنند. لیکن استنادِ
«فلاسفه ی اسلامی» به کلامِ خالِق این فلاسفه یعنی «ذات باری تعالی» اِشکال می گیرند؟!

آیا این به معنی آزادی و بی غرضی در تفلسُف است؟!

«محمّدرضا نیک فر» پایه های اعتقادی خود را بر اساس بیانات «داروین»، «مارکس» و «فروید» قرار می دهد و حال آنکه این سه، تثلیث نفرین شده ی قرن بیستم را تشکیل می دهند. که موجب انحراف و بدبختی عدّه ای در تمدّن بشری شده اند و اکنون به
زباله دانیِ تاریخ در غلتیده اند!

«فلسفه ی اسلامی» همه چیز است زیرا مبتنی بر کلامِ خالق یکتاست.

مگر احتجاجات فیلسوف الائمه ثامن الحجج امام رضا علیه السّلام را با فلاسفه و متکلّمینِ گوناگون که از اَقصی نقاط عالم در جلسه ی مباحثه ی ایشان در حضور مأمون خلیفه ی عباسی را از یاد برده اید؟!

این شما هستید که به دنبال تفلسُف آزاد نیستید. اگر آزاد اندیش بودید به «فلسفه ی اسلامی» ایمان آورده، موحّد می شدید و اینقدر به جای منطق به دنبالِ تبلیغات سوء و مسموم نمی دویدید!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 20  فروردین ماه  1396  9Apr  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"