گذری و نظری 152 و 153 (مورخ 8 و 15 اَمرداد ماه 1396 خورشیدی)
هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
گذری و نظری 152 و 153
(مورخ 8 و 15 اَمرداد ماه 1396 خورشیدی)
بر اساس مختصر نویسی و پیشگیری از اِطاله ی کلام، پس از عرض ادب به محضر محترم اَصحاب «گذری و نظری» مطلب ذیل را تقدیم می دارد.
وقتی «احمد جانِ احرار» در نقلِ نامه ی آن محبوسِ خانگی، «یارانه» را «رایانه» می خوانَد، «محمّد جلالی» (میم سحر) هم در نقلِ بخشی از اشعارِ احمدیه ی «بهار» چنین خواند؛
«خَرِه گفت؛ جُفتک زنِ اَحرارَم!»
«میم سحر» جان یک عذرخواهی به «احمد جانِ احرار» بدهکار شد!
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 19 اَمردادماه 1396 10Aug 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"