در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران) (جلسه ی بیست و دوم – پاسخ شانزدهم)
هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)
(جلسه ی بیست و دوم – پاسخ شانزدهم)
در برنامه ی (مدرنیته، ایران) جلسه ی بیست و دوم «محمّد حسین صدیق یزدچی» مُدرّس فلسفه قصد دارد تا نسخه ی شکست خورده ی مدرنیته ی غربی را بدون توجّه به فرهنگ اسلامی آن هم از نوع ایرانی و شیعی برای ملّت آگاه و هوشمند ایران بپیچد!
پیشاپیش به مشارٌالیه پیشنهاد شده بود که، دست در دست یکدیگر «مدرنیته ی اسلامی» را در مسیر استکمالِ ایران و ایرانی پیگیر شویم. لیکن از قرار معلوم آن عزیز قادر به نافرمانی نبوده، اصلاً اختیار دار نیست!
وی در حقیقت یک قصّه ی طراحی شده را با سلیقه ی فرمایشی به مخاطبانِ خود تقدیم می دارد تا نتایج از پیش معیّن شده را تحصیل کنند!
مشارٌالیه بر دیکتاتوریِ «پهلوی اوّل» مهر تأیید می زند و می گوید؛ «آن حرکات زورگویانه در ظرف 20 سال سلطنت «پهلوی اوّل» مورد تأیید است! یعنی «موسیو یزدچی» در ضمیر خود با دیکتاتوری وفاق دارد! چون در لوای آن اهداف مرتبط با دین ستیزی و
استکبار پذیری پیگیری شده است!
پس در بیانات «موسیو یزدچی» نوعی «دیکتاتور دوستی» مستتر است که در واقع مُلهم از اَصلِ دمکراسیِ مستکبرانه ی غربی است!
این همان نکته ی حیله گرانه ی عُظمایی است که مردم جهان از ابتدای ظهور نیرنگ بزرگ یعنی «دمکراسی غربی قلّابی» اسیر آن شده اند و از کُنهِ آن سر در نیاورده اند!
«ارباب قدرت و سلطه» جهت فریب عمومی مردمِ جهان طرح شیطانیِ «دمکراسیِ فریبکار» را طراحی کردند. بزرگترین دروغها را با استادی هر چه تمام تر آنچنان به مردم عامیِ کشور هایشان زورچپان کردند که کمتر کسی سر از آن در آوَرد!
در صورت ظاهر به عامّه ی مردمشان تلقین کردند که دروغ نگوئید. لیکن بزرگترین دروغ ها را به جهانیان زور چپان کردند! از قبیل دفاع از حقوق بشر آن هم در مستعمراتشان! به شکل استعمار جدید اَندر جدید اَندر جدیدتر ...
«موسیو یزدچی» توجّه بفرمایند که اگر بخواهند پا بر جای پای «ارباب قدرت و سلطه» بگذارند، لازم است تا انتهای راهِ آن ورشکستگانِ به تقصیر را مورد مداقّه ی کامل قرار دهند که هیچ مطلب ارزشمندی برایشان باقی نمانده است. واضحترین هنر «دمکراسیِ غربی» خوردن و تخلیه کردن و مُردن است! آن هم به شیوه ای دَد منشانِه! البتّه «موسیو یزدچی» فرصت اِعمال آن روش در سرزمین توحیدی را که سعی کرده اند به لجن بکشند ولی صد در صد موفّق نشده اند را پیدا نخواهند کرد!
مدرنیته فقط اسلامیَش مطلوب است و غیر اسلامیش امتحانش را داده و مردود شده است!
اگر «موسیو یزدچی» به تفکّر و اندیشه مداری معتقد باشد لازم است که الگوی جدیدی را با توجّه به فرهنگِ ایرانِ اسلامی تجدید بنا کنند و به دنبال طرح های شکست خورده ی غربی نباشند!
لازم به ذکر است که اندیشمندان غربی به دنبال راه نجاتِ تمدّن خویش می گردند و در ناخودآگاهشان این تصوّر وجود دارد که شاید «ایرانیانِ مسلمانِ شیعه» بتوانند راه حلّ نهایی را ارائه دهند! (البتّه اشتباه هم نمی کنند!)
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 20 مهر ماه 1396 12Oct 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"