در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران) (جلسه ی بیست و هشتم – پاسخ بیست و یکم)
هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)
(جلسه ی بیست و هشتم – پاسخ بیست و یکم)
«محمّد حسین صدیق یزدچی» در بیان توضیحات خود پیرامون علل عدم تحقّقِ «مدرنیته» در ایرانِ عصرِ تجدّدِ «رضا خانی» اشاره به عقیم ماندن دیکتاتوری «رضا خانی» و تصادف حکومت «پهلوی اوّل» با «جنگ دوم جهانی» کرد.
و اینکه عامّه ی مردم با حرکات ضد دینیِ «رضا خان قلدر» روی خوش نشان ندادند!
در حقیقت ساختار شخصیتیِ «ملّت ایران» با بی عفّتی و بی ناموسی هماهنگ نیست و از آثار فرهنگیِ به جا مانده از
«ایران باستان» کاملاً هویدا است که «ایرانیان»، «شرف و شعور» را همسنگِ با یکدیگر مورد توجّه، تقویت و استفاده قرار داده اند.
«موسیو یزدچی» افسوس می خورد که چرا فهم تاریخیِ «ملّت ایران» از «مدرنیته» مطابقِ خواست قلبیِ ایشان محقّق نشد و مقصّرین اصلی را روشن فکرانِ عهد «پهلوی اوّل و دوم» معرّفی کرد که به کار سیاسی مشغول شدند و تحت امر اَجانب سعی کردند تا ماشین سیاسیِ ایشان (اَجانب) را در «ایران» به کار اندازند!
این بیان «موسیو یزدچی» ظاهر قضیه را مورد اشاره و معرّفی قرار می دهد و حال آنکه مهمترین تأثیر از ناحیه ی «لم یزلی» است که بر جوامع سیطره دارد!
در ثانی اکنون که به قولی «مدرنیته» در مغرب زمین پیاده شده و حتی عدّه ای معتقد به ظهورِ «پَسا مدرن» یا «پُست مدرن» هستند. شاهدِ مقطوع النّسل شدنِ آحادِ آن سامان هستیم! به اَشکال عدیده نسل مستغرق در مدرنیزمِ غربی در حال انهدام است. چه مستقیم و ارادی و چه غیر مستقیم و ناخودآگاه!
اهل دقّت به خوبی این مهمّ را دریافته اند!
پس چرا «موسیو یزدچی» اراده فرموده اند که همان بلای از سَرِ جهالتِ غربی ها را بر سَرِ ملّت شریف و مظلوم «ایران» نازل کنند؟! آن هم با اصرارِ بر دین ستیزی و انکار وحی و خالق خلق!
ایشان به هیچ وجه به دنبال پس زدنِ اِشکالات نابودگرِ طرح مغرب زمینی ها نیست! هرچند که به ایشان پیشنهاد پیگیریِ «مدرنیته ی اسلامی» را پیاپی داده ایم! چون که در مشیّت الهی چنین اراده ای معیّن شده است.
در اواسط بیانات، ایشان در «جلسه بیست و هشت» اشاره به فعّالیّت 2 تن از روشنفکران ضدّ دین کردند!
آن دو روشنفکرِ ضدّ دین «آرامش دوست دار» و «ماشاءالله آجودانی» هستند!
نمی دانم که آیا «موسیو یزدچی» خبر دارند که «آرامش دوست دار» به شدّت با اندیشه ی بزرگانی چون «سعدی»، «حافظ» و حتّی «مولوی» مخالفت دارد؟
شدّت مخالفت ایشان تا بدان حد است که گویی وجودشان مسخ «ابلیس لعین» شده و کینه ورزی آن ملعون از کانال های زبانی و نوشتاری این «روشنفکر ضدّ دین» منتشر می شود!
در مورد «ماشاءالله آجودانی» قضیه منطقی تر است. لیکن او هم موحّد نیست و اعتقادات دینی را یکسره از جمله موهومات و اباطیل می داند!
جهت تحقّق «مدرنیته» اگر افراد ساده اندیشی تصوّر کنند که می توانند تمامی آثار فرهنگیِ ایرانی را مدفون کنند، در گمراهی شدیدی بِسَر می برند!
دور کردن خرافات و موهومات از باور های مردمی حتی از دامان ادیان توحیدی کاری ممدوح و پسندیده است. لیکن این حرکت باید از طریق همکاری با علمای ادیان توحیدی صورت پذیرد و اگر از بیخ و بُن بخواهند که اندیشه ی دینی و توحیدی را خرافات معرّفی کنند. در حقیقت خود را رسوا کرده اند و به مقصود پوشالی خود هم نخواهند رسید!
در این جا «سوء نیّت» از «حُسن نیّت» تمیز داده می شود!
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 3 آذر ماه 1396 24Nov 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"