هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 «اسلام» برتری حقوق زنان را تأمین می فرماید!

در هفته ای که گذشت یعنی در حدود دو تا سه روز قبل از «روز جهانی زن» (8 March) برابر با 17 اسفند ماه 1396 خورشیدی، رسانه های گروهی فارسی زبان در خارج از «ایران» از طریق برنامه های خود به تفصیل در مورد وضعیت زنان در داخل و خارج از کشور مطالبی را به سمع و نظر مخاطبان خود رساندند. که بیشتر به رفع تکلیف می مانست!

اکنون به شکلی بی سابقه در جهت احقاق حقوق نسوانِ عزیز در دو سطح «ایران» و «جهان» همّت می گماریم.

ناگفته نماند که ماشین جهنّمیِ «استکبار جهانی» با اِعمال نفوذ گسترده ی «صهیونیسم بین الملل» از طریق ایجاد تضاد و نفاق و درگیری دو یا چند موضعِ رویاروی، امیال و اهداف خود را به پیش می برد!

پس در مورد طرح موضوع احقاق حقوق بانوان گرامی در سطح جهان نیّت خیر ندارد و تنها می خواهد بر مبنای ایجاد تقابل و درگیری هم عدّه ای را سر کار گذارد و هم از طرفین سواری بگیرد و ایضاً عمر و اوقات ایشان را به باد فنا بدهد!

حتّی «لیزا کِسِنار» سردبیر ارشد صدای امریکا در «نیویورک» که از طریق برنامه «افق نو» مورخ 17 اسفند ماه 1396 خورشیدی به «شپول عباسی» مجری برنامه گفت؛ «ممکن است که تحقّق آزادی و برابری حقوق زنان با مردان، صد ها سال به طول بیانجامد!» که در مقابل، میهمان دیگر برنامه «هما سرشار» روزنامه نگار عهد «پهلوی دوم» ساکن «امریکا» با اعلام مخالفتش نسبت به گفته ی «لیزا کِسِنار» گفت؛ «بر خلاف نظر میهمان دیگر برنامه تصوّر می کنم که راه کمی باقی مانده است!»

هیچ یک از این دو میهمان ادلّه ی اثباتی از برای نظرات خود ندارند که ارائه کنند! چرا که انسجامی در سطح جهان، یعنی در سطح «امریکا» یا «اروپا» و حتّی در «ایران» پیرامون این قضیه وجود ندارد!

در برنامه ی شبکه ی manoto مورخ 17 اسفند ماه 1396 خورشیدی هم «مهناز افخمی» (وزیر مشاور در امور زنان) در عهد «پهلوی دوم» به نقل مطالبی پیش پا افتاده و تبلیغاتی بسنده کرد!

در برنامه ی صفحه ی 2 آخر هفته از bbc فارسی مورخ 17 اسفند ماه 1396 خورشیدی «مهدی پرپنچی» هم چیزی برای درمانِ درد ارائه نکرد!

جالب اینجاست که در پاسخ به سؤالِ «شپول عباسی» در «افق نو» مورخ 17 اسفند ماه 1396 خورشیدی که از «هما سرشار» پرسید؛ «کدام سد را مهمترین مانع در برابر زنان «ایران»می دانید؟» چنین گفت؛

«سد مذهب و دین مهمترین سد در مقابل زنان «ایرانی» است!»

با این پاسخ متوجّه می شویم که کاروان احقاق حقوق زنانِ ایرانی به بیراهه می رود!

و حال آنکه «اسلام راستین» به دنبال تثبیت برتری حقوق زنان از برای تحقق سعادت دنیوی و اُخروی بانوان گرامی به عنوان ریشه و سپس سایر اعضای خانواده و جامعه به عنوان باقیمانده ی اندام های حیاتی ذیلِ حقوق برترِ نسوان عزیز می باشد. چرا که مسؤلیّت تربیت و انسان سازی بر دوش ایشان قرار دارد. لذا حقوق و مجوز ها و لوازم انجام این مسؤلیّت خطیر افزایش حقوق و توانایی های ایشان را ضروری می سازد.

در برنامه ی آپارات مورخ 12 اسفند ماه 1396 از bbc فارسی «حسن صلح جو» با دعوت از دو تن کارشناس به اسامی «روحی شفیعی» جامعه شناس و پژوهشگر امور زنان و «دیدار رزاّقی» بازیگر و منتقد سینما به تماشای فیلمی حاکی از زندگی چند بانوی ایرانی در سِمَت های غیر متعارفی چون «تعمیر اتومبیل های مسابقات رالی»، «رانندگی اتوبوس های شرکت واحد» و «اعضای تیم آتشنشانی متشکّل از نسوان ایرانی» نشستند و تحلیل آن دو کارشناس بسیار ناامید کننده بود! چرا که، «روحی شفیعی» گفت؛ «در 8 مارس 1357 خورشیدی ما زنان ایرانی به ابعاد میلیونی به تظاهرات خود برای دفاع از حقوق «خودمان» اقدام کردیم!»

بیان ابعاد میلیونی اوّلین خطا در بیان مشارٌالیهاست و دومین خطا استفاده از ضمیر «خودمان» است! افتخار «روحی شفیعی» وجود «زنِ نانوا» و «زنِ نجّار» در میانِ اَقشار مختلف جامعه است!

«دیدار رزّاقی» ایراد بزرگی را مطرح کرد که چرا «زنان ایرانی» یا باید در قسمت انتهای اتوبوس مستقر شوند و یا در قسمت جلوی اتوبوس واحد! (به یقین در لا به لای مردان قرار گیرند، بهتر است و راحت ترند!)

البتّه در «آلمان» و «ژاپن» سالیان سال است که تدابیری جهت ایجاد هتل هایی از برای استفاده ی نسوان و وسایل حمل و نقلِ عمومی مخصوص بانوان احداث شده است!

یادم آمد که در یک مقطع زمانی بخشی از زنان ایرانی که اسیر چشم و هم چشمی ها بودند به نوزادان خود شیر نمی دادند و افتخار می کردند که از شیر خشک استفاده کنند! لیکن به مرور فواید شیردهی به نوزادان توسط مادران در سطح جهان و سپس در «ایران» واضح و آشکار شد! مخصوصاً اوّلین شیر که مملو از واکسن ها و پادزهر های ضروری برای نوزادان است!

چنین حالتی را می توان با این جریانِ چشم و هم چشمی کودکانه که حتماً باید نسوان گرامی برای تحقق حقوق برابر با مردان، به کار های مردانه مشغول شوند مقایسه کرد!

البتّه وجود استعداد های استثنایی در بانوان عزیز را انکار نمی کنیم. لیکن استفاده از شیوه ی «چشم و هم چشمی» راهی بدفرجام خواهد بود!

پیگیری برابری حقوق زنان و مردان ظلمی عظیم بر نسوان گرامیست! بلکه رأی ما احقاق برتری حقوق زنان در «سطح جهان» به واسطه ی ژرف اندیشی اسلامیست!

«ژرف اندیشی اسلامی» به ما می فهماند که جهت استفاده ی بهینه از توانایی های نسوان گرامی در شکل دهیِ اساس جامعه یعنی تربیت کودکان در کانون گرمِ خانواده و سپس رفتار عادلانه و مهربانانه با مردان در خانواده و جامعه لازم است تا مدیران هر جامعه بهترین سرویس ها را از نظر حقوقی و در دسترس قرار دادن امکانات ضروری برای بانوان عزیز قایل شوند.

اصلاح وضع اسفناک کنونی در سطح جهان تنها به دست بانوان عزیز امکانپذیر است! البتّه به کمک برنامه ریزی و اختصاص امکانات لازم و پیگیر!

با یک برنامه مدوّن  و تا حدّی شناور نسبت به رنگارنگی فرهنگی در جوامع کنونی و اختصاص حقوق مکفی و تعلیمات هم زمانِ سمعی و بصری و عملی برای مادران و همسران گرامی در کانون خانواده اعمّ از تک والدینی (زنان سرپرست خانوار) و یا به شکل کامل آن (زوجین) می توان تربیت اخلاقی و شخصیت سازی کودکان اعمّ از دختر و پسر را به انجام رسانید تا بستر ایجاد یک زندگی کامل و بی نقص با رعایت حقوق طرفین ازدواج در نسل بعدی فراهم شود.

یعنی یک مادر به پسر خود آموزش می دهد که چگونه رعایت حقوق همسرش (دختر دیگران) را لحاظ کند. و به دخترش آموزش می دهد که چگونه حقوق شوهرش (پسر دیگران) را به خوبی رعایت کند. در نتیجه ازدواج های مستحکم همراه با «ژرف اندیشی اسلامی» یا همان خداپسندانه به وجود می آید. چه اِشکالی دارد که سایر عقاید و مرام ها از فواید آموزشی اسلامی
بهره مند شوند و سود ببرند؟! البتّه همه چیز اختیاری و استحقاقیست!

اگر به زندگی و حیات جاوید در جهان باقی معتقد باشیم که در اسلام مطرح است. لازم است تا در تلاش معاش و گذران زندگی دنیوی، نگاهی هم به تأمین نیاز های حیات اُخروی خود نیز داشته باشیم. پس زیر پای مادران بودنِ «بهشت» در چنین صورتی محقّق خواهد شد. مقصود «اسلام» کاستن از رنج های بیهوده ی دنیوی و اُخروی نسوانِ عزیز است و نه محدود کردنِ ایشان. بالاترین و والاترین مأموریت ها و پاداش ها را «ذات باری» به «نسوان عزیز» داده است.

چنین احساس می شود که در کشور های «اسکاندیناوی»، «آلمان» و «ژاپن» بهتر از سایر نقاط جهان با این پیشنهاد برخورد منصفانه صورت پذیرد!

 

                                                  razavimehrdad313@yahoo.com

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   19 اسفند ماه  1396   10Mar  2018

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"