هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                           

تناقضی آشکار در فیلم داستانی «دکتر فاستر»!

مردی به نام «سایمون» که به خاطر بی توجّهی همسرش «دکتر فاستر» به واسطه ی غرق شدن در فعالیت های شغلی و بیمارستانی مورد بی مهری او قرار گرفته بود با دختری به نام «کیت» آشنا می شود و پس از اطلاعِ «دکتر فاستر» از این موضوع، مشارٌالیها توسط وکیلش اقدام به جدایی از «سایمون» می کند و در این مسیر تمامی اموال به زن یعنی «دکتر جِما فاستر» می رسد!

در این شرایط «سایمون» به همراه همسر جدیدش «کیت» با دو چمدان شهر را ترک می کنند در حالی که نوزادی را که ثمره ی ازدواجشان بود را به همراه داشتند.

صحنه ی فیلم به ناگاه به زمانی معادل 2 سال بعد از آن صحنه پرتاب می شود و اینبار «سایمون» به همراه «کیت» و دختر 2 ساله شان به شهر محل سکونت «جِما» (دکتر فاستر) و پسر 14 ساله ی مشترکش با «سایمون» باز می گردند!

ولی با جلال و شکوه و امکانات تأسیسیِ یک شرکت تجاری موفّق که به کمک پدر و مادر و پدر خوانده ی «کیت» بر پا کرده بودند! هدف «سایمون» آزار دادنِ «جِما» و وادار کردنش به ترک آن شهر بود!

به هر حال «جما» (دکتر فاستر) هم نقشه می کشد که در یک فرصت با «سایمون» هم بستر شود و ماجرا را به گوش «کیت» برساند تا موجب بر هم خوردنِ زندگیِ مشترکِ «سایمون» و «کیت» شود! البتّه همین کار را هم انجام می دهد و سعی می کند که موجب جدایی «کیت» از «سایمون» شود که پس از چند شکست و تلاش های مجدد، موفق می شود.

«کیت» و پدر و مادرش به همراه پدر خوانده اش تمامی وسایل زندگی را بار کامیونی می کنند و پس از مسدود کردن حساب بانکی و خلع ید «سایمون» از کلیّه ی حقوق شرکتی در حالی که منزل مجلّل را ترک می کردند و قفل در را هم عوض کرده بودند. با پرتاب کردن یک ساک دستی شامل لوازم شخصی «سایمون» روی زمین وی را در خارج از خانه رها کردند تا از «بریتانیا» به «پاریس» بروند!به هنگام جدایی نهایی «کیت» همسر دوم «سایمون» در مقابل التماس های او با عصبانیت به «سایمون» گفت؛ «تو به من خیانت کردی، لذا من به همراه دختر کوچکم تو را برای همیشه ترک می کنیم!»

و حال آنکه دو سال پیش خودش(کیت) با «سایمون» ارتباط برقرار کرده بود و باعث جدایی (سایمون) از «جما» (دکتر فاستر) شده بود! در این فیلم سر تا پا افراطی و به نوعی روان پریش تصویری نادرست و غیر منطقی و به دور از واقع از زندگی زوج ها در «بریتانیا» ارائه شده است!

                                                 

                                                 razavimehrdad313@yahoo.com

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                     "گلستان سعدی"                                                   4 بهمن ماه  1397      24Jun  2019

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"