در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)
هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
در پاسخ به برنامه ی (مدرنیته ، ایران)
(جلسه ی 83 – پاسخ 64)
در برنامه ی (مدرنیته، ایران) مورخ 29 دی ماه 1397 خورشیدی «محمّد حسین صدیق یزدچی» به ادامه ی مبحثِ دستیابی به «مدرنیته» با استفاده از شیوه ی جهان بینیِ «نیچه»فیلسوف آلمانی پرداخت.
مشارٌالیه مطلب «بازگشت اَبدی» منهای «ایده ی ماوراء» و متفاوت با مفاهیم «رستاخیز» و «تناسخ» را مطرح کرد.
«موسیو یزدچی» از قول «نیچه» گفت؛
«تمامی جوهره ی «حیات» مملو از امیال است! «نیچه» با ناپدید ساختن امیال و انکار آن ها مخالف است. «نیچه» هم مثل یونانیان پیش سقراطی معتقد است که حیات در ستیز همیشگی و در حال تغییر دائم است. هیچ چیز نه خلق شده و نه اِبداع! «نیچه» اسمش را می گذارد «بازگشت اَبدی» که به زیر تأثیر «هراکلیتوسِ» یونانی است. «نیچه» «دوگانه بینیِ» ماده و نفس را انکار می کند!
لذا مفهومِِِ در سلامت بودن، آن است که دائم در نبرد و ستیز باشی تا غالب شوی! وی مسئله «حیات» را لذّت جویی می داند! «نیچه» برای «لذت جویی» و غالب شدن بر هر امری که با خواست فرد مخالف است به موضوعِ «خویشتن بنیادیِ» موهوم متوسّل
می شود!
در نگاه «نیچه» آینده مهمّ نیست یعنی تصویر هستی «فی الحال» است. «نیچه» معتقد است که، آنچنان زندگی کن که گویی بارها و بارها همینطور زندگی کرده ای!»
«موسیو یزدچی» ادامه می دهد که؛ منظور «نیچه» در «مدرنیته» تحصیل «آزادی» و «فردیّت» است! «سنّت» همان
«عالم ماوراء» است که «نیچه» می خواهد آن را ویران کند! آنچه که «آزادی ها» را محدود کند مورد مخالفت «مدرنیته ی نیچه» است. به دنبال این ویرانگریِ خیالیِ «نیچه» «اَبر مرد نیچه» متولّد می شود! که با «عالم ماوراء» سر و کاری ندارد! هدفش «اراده ی معطوف به قدرت» است.
اکنون به اشکالات منطقیِ وارد بر «مدرنیته ی نیچه» اشاره می شود؛
1- به هر حال «نیچه» باید یا «اصالت وجودی» باشد یا «اصالت ماهیتی» اگر «اصالت ماهیتی» باشد که در این صورت وجودِ ماهیّتِ قائمِ بالذّات محال است! اگر هم که «اصالت وجودی» باشد که وجودِ «عالم ماوراء» لازم می آید.
2- عدم توجّه «نیچه» به ابعاد زمانیِ «گذشته» و «حال» و «آینده» به شکلی مرتبط، دو برنامه ی ضروریِ جبرانِ مافات و
«برنامه ریزی آتی» را مبهم و ناکام باقی می گذارد.
3- اگر به یک تقدیر کننده ی ماورایی معتقد نباشیم که تنظیم کننده ی تمامی تقدیر ها باشد. لازم می آید تا هر موجودی تقدیر دلخواه خود را دنبال کند. پس فی الواقع آدمیان نمی توانند در این انبوه تقدیر های متداخل به آزادی کامل و صد در صد برسند!
4- وقتی «نیچه» جامعه را به دو قسمت «نخبه ها» و «گله ها» تقسیم می کند. آزادی ها هم دوپاره می شود! و ستیز مورد نظر «نیچه» در «حیات» تبدیل به نبرد همیشگی مابین غنی و فقیر می شود!
نیچه می گوید؛ «ما اگر خودمان را فریب ندهیم، زندگی به پیش نمی رود!» البتّه «خودفریبی» در ادامه ی راه به «دیگر فریبی» منتهی خواهد شد!
و در جایی دیگر می گوید؛ «کسی که متوجّه نباشد که برخی در حال نوازش کردن می کُشند، معنی زندگی را درک نکرده است!» در اینجا حاصلِ «مدرنیته ی نیچه» سر از «خود فریبی» و کُشتن در حال نوازش در می آورد!
در انتها توجّه عموم پژوهشگران و فلسفه دوستان را به یک امر مهمّ مبذول می دارد که؛ «حقّ النّاس» هم امری «ماورایی» و هم امری «این جهانی» است. یعنی هم در جوامع دینی و مذهبی قابل اهمیّت و پیگیریست و هم در جوامع سکولار. لذا تضاد منافع در میان «نخبگان» و «گلّه ها» موجب نزاعی دائم جهت ابتیاع حقوق «ناس» در جوامع سکولار خواهد شد!
razavimehrdad313@yahoo.com
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 4 بهمن ماه 1397 24Jun 2019
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"