هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                           

گذری و نظری 14

تو چرا باور می کنی نازنین؟!

ــ سیروس آموزگار «شیخ الرئیس» به استناد مقاله ای از «گاردین» چنین گفت؛ «به خاطر رفع گرسنگیِ گرسنگان در «تهران»
عدّه ای خیّر داخلی و خارجی از ایرانیان دلسوز اقدام به استقرار یخچال هایی در چند محله ی فقیر نشین «تهران» کرده اند تا مملو از ساندویچ کنند و از افراد نیازمند و گرسنه جهت رفع گرسنگی بتوانند با برداشت و مصرف یک ساندویچ از دام گرسنگی خلاصی یابند!»

«سیروس جانِ آموزگار» این عدم هجومِ فقرا جهت غارتِ ساندویچ ها را نشانه ی رشد ملّت شریف ایران دانست و بدان افتخار کرد! لازم دیدم جهت تکمیل آن گزارشِ «گاردین» و این بیانِ ناقصِ «سیروس جانِ آموزگار» مطالب ذیل را بیان کنم؛

مدت هاست که بنا بر وظیفه ی تحقیقی و مطالعات اجتماعی خویش بدین حقیقت تلخ واقف شده ام و آن را از عطایا و الطاف «ربّ جلیل» می دانم.

نه اینکه بخواهم به همه ی خیّرین از این دست اتّهام بزنم یا از ارزش کار امثالُهم در «تبریز» و «تهران» کم کنم. لیکن احساس می کنم و یقین دارم که اشاره به این مطلب ظریف از ضروریات زمان است! این حرکتِ مقابله با گرسنگیِ برخی فقرایِ گرسنه در اکثر موارد توسط قشری رئوف از اصحاب تهیه و توزیعِ چیز های غیر متعارف در مسیر اعتیاد انجام می شود!

در واقع این یک ترحّم است! و احساس می کنند که از سنگینی بار گناهانشان کم می شود و وجدانشان آسوده می گردد! (شاید هم اندکی مؤثر اُفتد) لیکن این یخچال ها در مرحله هایی که مرکز اجتماع معتادان است مستقر شده اند!

لازم به ذکر است که در میان جمعیت معتادان در چنین محله هایی یک نظم و کنترل نامحسوس و قوی وجود دارد و در عین حال تهیه و توزیع آن محصولات هم ادامه دار است! «سیروس جان» وقتی می گویی که برخی از هم وطنان پول نان هم ندارند. شاخ
در می آورم! مگر وجه یارانه نیست؟! در تهران هر کس یک تکان به خودش بدهد، می تواند پول در آورد!

شخصاً در دورانِ دانشجویی به دلایلی که ناشی از ستم ستمگران بود، جارو می فروختم و سپس بر سر کلاس درس حاضر می شدم! این حرف ها را نزن ملّت را لوس نکن! بگذار سخت کوش و مبارز بار بیایند!

این حرکت مستحسن در میان معتادان از بابت نوعی ترحّم به اجرا در آمده است. و در ضمن به محض واریز یارانه اشخاص مورد اشاره در اندک زمانی آنرا دود می کنند و محتاج «امدادِ ساندویچی» یا سوپ و آش گرم و صدقات خوردنی می شوند! این که افتخار ندارد! یک شکست خیانت آمیز است! آن جریده ی گاردین را هم لوله کنید و بر سر سردبیر ناشی و سطحی نگرش بزنید!

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 18   آبان ماه  1395   8Nov  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"