«حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَه»  ( عشقِ به دنیا سرفصل  تمامی خطاهاست. )

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

«حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَه»

( عشقِ به دنیا سرفصل  تمامی خطاهاست. )  

«مسعود اسداللّهی» در برنامه ی «یکی بود یکی نبود مورخ 8 دی ماه 1395 خورشیدی از آن حاج‌آقا پرسید که آیا به زیارت مکّة معظّمه مشرّف شده است ؟

همگان می‌دانند که در صورت استطاعت مالی افراد مسلمان مکلّف هستند که به زیارت خانه ی خدا مشرّف شوند. لیکن عرفای اسلامی از سیره ی اهل بیت علیهم‌السّلام استفاده کرده ، می‌دانند که برخی از اَعمالِ پسندیده و مقبول در نزد ذاتِ باری ثوابِ 70
حجِّ مقبول را برای آن شخص خیّر فراهم می‌کند .

اشاره به استفاده ی رجال سیاسی «ایران» از البسه ی خارجی و گران قیمت کردی . « مسعود جان » همگان قادر نیستند که این «حبّ دنیا» را از دل‌هایشان خارج کنند . و استفاده از امکانات ویژه و گران‌قیمت آن هم از کیسه ی مظلومین محروم و محتاج مرضی رضای خدا و رسول و ائمّه معصومین علیهم‌السّلام نیست .

حتماً فکر پاسخ‌گویی در محکمه ی الهی را کرده‌اند که این‌گونه عمل می‌کنند ! من که نمی‌خواهم به جای ایشان باشم !

پس از انقلاب اسلامی تحت عنوانِ زرنگی و هوشیاری اهل بازار ، بساز و بفروش ، میدان تره‌بار ، اهل صنایع و صادرات و واردات فرزندان خود را در بخش‌های مختلف دولتی وارد کردند و در ادامه تحصیلات مرتبط با آن رشته‌ها را به علاوه ی فوتِ کاسه گری را هم به ایشان آموختند درنتیجه پول‌ها پارو شد و رانت‌ها به تاراج رفت ! در عین حال به فکر حضور در قوای مقننه، قضائیه و نظامی و انتظامی هم بودند .

اکنون در اوج توفیقاتِ برنامه‌ریزی شده هستند . لیکن آنچه را که به فکرش نبودند و غافل شدند . بی‌توجّهی به موضوع
«محبوبِ قلوبِ» خلق‌الله شدن بود ! بقا در «محبوبِ قلوبِ» شدن اولیای امور است . در هر کشوری که امروز دولتی حاکم بر سرنوشت ملّتِ آن کشور است تا «محبوبِ قلوبِ» ملّت نباشد ، بقای آن کوتاه خواهد بود !

اینجانب چون حتّی‌المقدور تمامی برنامه‌های شبکه را رصد می‌کنم . به این درک رسیده‌ام که مثلِ امام جمعه‌های شهرهای متعدّد در خطبه‌های خود سرفصل‌های معینی را حسب الامر مطرح می‌کنند . موضوع « کراوات » را علاوه بر «یکی بود یکی نبود » از زبانِ «سیروس آموزگار» در «گذری و نظری» شماره 121 و ایضاً در « پنجره رو به خانه پدریِ » « سیّد علیرضا نوری زاده » هم دیدم و شنیدم ! اشکالی ندارد . شاید اتّفاقی و تصادفی بوده باشد .

واضح است که برای «بانوان» روسری و حجاب و از برای «رجال» کراوات را سوژه کرده‌اند که به شکل سیاسی جنبه ی مبارزاتی پیدا کنند! و حال آنکه « کراوات » خاصیّت ارتجاعی عروق را در سر و گردن آدمی دچار اشکال می‌کند و عوارض بعدی آن دردسرساز خواهد شد.

حجاب بانوان هم خواستنش اخلاقی و نخواستنش نفسانیست . کسی هم منکر نمی‌شود . آثارش هم برای تمامی افراد واضح و آشکار است .

در مورد بیانات آن منبری باید بگویم که ؛ ارزش گذاری و ایجاد تفاوتِ مقایسه ای در مورد بزرگانِ ادیان مختلف توحیدی امری ابلهانه و تفرقه افکنانه است . و از سوی منافقین انجام می شود .

تمامی خوبان و نیکانِ هستی در یک جریانِ اتحّادی به سر می برند . لازم و واجب است تا در کلام خویش پیرامون اظهارنظر مربوط به ایشان جانب ادب را رعایت کنیم و اَبله نباشیم .

در دوره ی جاهلیّت از درب کعبه بت‌ها و مشرکین و افراد ستمگر ورود و خروج کرده‌اند و شکاف دیوار کعبه علاوه بر ظهور کرامات به خواست « ذات احدی » حکمت‌آمیز بوده است . یعنی ورود مولی الموحّدین حضرت علی علیه‌السّلام از زاویه‌ای دیگر . و در مورد خروج مریم مقدّس به هنگام زایمان از عبادتگاه نه به خاطر تحقیر آن عزیز قدّیس بلکه بدان واسطه بوده است که، آن عبادتگاه آغشته به ظلم ظالمان مسلّط در آن عصر ، معتبر نشود . چرا که « شرف المکان بالمکین» شرافت هر مکانی به ساکن یا ساکنان آن مکان وابسته است .

لذا وجود مقدّس حضرت «مسیح» روحی فداه و «مریم مقدّس» والده ی ماجده ی ایشان در مکانی دیگر نزول اجلال فرمودند که شرافت ایشان موجب تأیید ظلم ظالمان نشود !

زبان‌ها و لهجه‌های بسیاری محکوم به نابودی هستند. آن هم در سرتاسر جهان. سالیان درازیست که اتّحاد زبانی را غرب در سرفصل برنامه‌های فرهنگی خود قرار داده است . اختراع زبان «اسپراتتو » شاهد بر این حقیقت است . البتّه توطئه‌ ی انگلیسی آن را از میدان به در کرده ، خود را تثبیت کرد. 

  برای « مسعود جانِ دلبندم » از درگاه اَحدی رستگاری و آگاهی کافی و وافی خواستارم .          

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 12   دی ماه  1395   1Jan  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

شگفتی آفرینیِ یک تناقض !

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

شگفتی آفرینیِ یک تناقض !

در « پنجره رو به خانه پدری » مورخ 9 دی ماه 1395 خورشیدی « سیّد علیرضا نوری‌زاده » از شدّتِ عصبانیّت گفت؛ 

« ملّت آتش می‌زنند و . . . »

و حال آنکه در بیانات حکیمانه ی ما قبل از این تاریخ وی همگان را به آشتی ملّی و عذرخواهی مرتکبین خطا از پیشگاه ملّتِ مظلوم دعوت می‌کرد !

چنین تناقض‌گویی‌هایی از فردی با آن حافظه ی افسانه‌ای بعید است !

در مورد خدای مهربان، لازم است که به این مطلب اشاره شود ؛

هر آینه پروردگار قادرِ متعال در مورد ستمگران با مهربانی برخورد فرماید ، در حقیقت ظلم به ستم دیدگان خواهد بود ! و حال آنکه «ذات باری» هرگز چنین نخواهد کرد . لذا دستور اکید برای بندگان خدا هم چنین است :

« خصمِ ظالم و یار مظلوم باید بود » (البتّه به میزان شرف شعور افراد بستگی دارد .)        

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 12   دی ماه  1395   1Jan  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

چرا وطنِ خود را « ناکجاآباد » می‌خوانی ؟ !  

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

چرا وطنِ خود را « ناکجاآباد » می‌خوانی ؟ !  

« سیروس مشکی » در برنامه ی مورخ 9 دی ماه 1395 خورشیدی (در جست‌وجوی عدالت) از شبکه ی فارسی‌زبان «ایران فردا» پس از بیان مطالبی در خصوص نظام‌های حکومتی عدیده و اشاره به طبقه بندی فلسفی آنها ، ناگهان گفت ؛

حالا عدّه‌ای از ناکجاآباد نگویند که «غرب در زمستانِ تمدّنِ خود بِسَر می‌برد . . . » !

« سیروس جان» اینجانب از خود مطالب مذکور را استخراج نکرده‌ام، بلکه این بیانِ مشهورِ « اشپیگلر » از متفکّران غربی است.

بهتر است که اندکی با اهل فلسفه در همان نزدیکی‌ها مشورت کنید و پس از استعلام، مطالب خود را بیان فرمائید!

متأسّفم که وطن خود را «ناکجاآباد» نامیدی . اینجانب ساکنِ ایرانِ شریف هستم! و نفوذ «الیناسیون» را در کلام تو مشاهده می‌کنم !            

حال به قسمت‌هایی از فصل دوم کتاب «رساله ی آزادی» به قلم « مهرداد رضوی » (1999 میلادی ) با نام «آزادی و فلسفه تاریخ» توجّه کنیم ؛

اصولاً ادیان ابراهیمی، تاریخ بشری را از سیکل بسته و حلقوی به خطی بدل کردند و این از اهّم تأثیرات است. اکنون می‌توانیم بگوییم که قافلة خسته و تکیده تمدّن بشری از کجا به کجا رسیده است .

ولی افسوس که سیمای تاریخ امروز از صورت فرهنگ آپولونی (معقولیّت) به چهره ی پلید فاوستی (شرارت) تغییر ماهیّت داده است. آیا پیش‌بینی «ابن خلدون» و «اشپینگلر» که هر تمدّنی بهار و پاییز و زمستانی دارد و تمدّن حاضر در حال سپری نمودن زمستان خود است ، درست از آب درآمده است؟

فقر و شکاف طبقاتی رو به تزاید ، داروهای کُشنده ، مواد غذایی فاسد و دست‌کاری شده که مصداق کلمه ی کوفت هستند . به علاوه پراکندگی مواد شیمیایی مسموم در سطح کره ی زمین بخشی از طرح آزادسازی آدمیان از حیات دنیویست!

شیوع بیماری‌های آزمایشگاهی محصولی از جنگ‌های میکروبی و ویروسی، یکی از طرق کاهش جمعیّت کره زمین است .

اگر قبول کنیم که به قول «ریکِرت» حوزه ی «روح» حوزه ی ارزش‌هاست نه ماده، پس چرا غرب به این میراث فرهنگی و فلسفی خود بی‌توجّه بوده است؟

« هگل » می‌گوید ؛ « احکام عقل همان احکام هستی است و واقعی » اگر غرب بخواهد به این عبارت عمل کند، چند در صد از برنامه‌ها و طرح‌های خود را باید تعویض یا تعطیل نماید ؟

«هگل» می‌گوید : « هرچه که سیاست‌بازان در طول تاریخ انجام داده‌اند همان بوده و هست که « روح » می‌خواست و سرانجام خودِ سیاست‌بازان به وضع بدی از میان رفته‌اند ، اگر این سخن را صحیح بدانیم پس برای چه این همه شُرور را در جهان باعث شویم؟ (روی سخن با ارباب قدرت و سلطه )

وقتی «هگل» می‌گوید : « کلّ کتاب تاریخ یعنی کلّ کتاب منطق » پس تکلیف گند کاری‌ها و افتضاحات رو به تزاید تاریخی چه می‌شود ؟ آیا ارتکاب شُرور توسط برخی از سیاست‌بازان امری منطقی است ؟

مگر « هگل » نمی‌گفت که انسان هرچه آگاه‌تر شود ، آزادتر می‌شود و بالعکس ؟ و هر چه شعور و آگاهی او بالاتر رود اختیارش هم افزایش می‌یابد ؟

  « هگل » می‌گوید ؛ « هرچه که عُقلایی است واقعی هم هست . وی می‌گوید ؛ « آزادی به معنی درک ضرور است. » آنان که سعی دارند اراده ی خود را جایگزین اراده ی الهی سازند شدیداً و عمیقاً در اشتباه و گمراهی به سر می‌برند.

مگر « هِردِر » نمی‌گفت ؛ انسان مرکز عالَم است و این یک غایت است ؟ او انسان را حلقه ی وصلِ لاهوت و ناسوت می‌دانست . ولی جهان‌خواران امروز نقشه ی قتل عامِ این « حلقه ی وصل » را کشیده‌اند و مدام سعی می‌کنند که از او موجودی در خور اعدام و نیستی بسازند !

شاید دیگر نباید گفت «هستی مرجّح بر نیستی است.» و باید منطق جدیدی ابداع کرد که در آن « نیستی مرجّح بر هستی » است!

«کانت» می‌گفت : معقولیّت و آزادی دو روی یک سکّه هستند. پس غرب چه بر سر میراث عقلانی و آزادی‌بخش تمدّن بشری آورده که امروز شاهد نتایج وحشتناک آن در جوامع کنونی هستیم ؟ !

مگر تاریخ ، داستان عاقل شدن انسان و آزاد شدن او نیست؟

و حال آنکه تمامی تلاش‌ها برای تحمیق و مقیّد ساختن او در سطح زمین صورت می‌گیرد. یعنی باید هر بنی‌آدمی به نوعی سر کار گذاشته شود.

قبل از « توماس کارلایل » نبی مکرّم اسلام فرمودند که؛ « ملّت‌ها لیاقت حکومتی را دارند که بر آنان حکم می‌رانند . »

اسامی علما و دانشمندان اسلامی که اختراعات و اکتشافاتشان در قرون وسطی الگوی محققین اروپایی فراری از دست دادگاه‌های تفتیش عقاید قرون وسطایی شده بودند مشخص است . «سیروس جان» پا روی حق نگذار. تدریس «قانون» «ابن سینا» در دانشکده‌های پزشکی اروپا را چگونه توجیه می‌کنی؟ !   

امیدوارم دوستی ما همچنان پایدار بماند . (رستگار باشی)             

 

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 12   دی ماه  1395   1Jan  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

چرا ایران و ایرانی را بدهکار می‌کنی؟ !

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                      

چرا ایران و ایرانی را بدهکار می‌کنی؟ !

« ناصر شاهین پر » در برنامه ی « شاخه‌های این درخت کهن » مورخ 10 دی ماه 1395 خورشیدی اشاره به حمله ی «نادر» به «هندوستان» کرد و اینکه «نادر» طلاها و جواهرات فراوانی را از آن سرزمین به شکلی ظالمانه تصاحب کرد!

سپس جهت حمل طلاهای هندوان اقدام به ذوب کردن آنها و ساخت شمش‌های 40 تا 50 کیلوئی کرده ، دو عدد از آنها را بار هر شتر کرده است! در ادامه « ناصر جان» می‌گوید ؛ « 30000 نفر شتر این بار عظیم را حمل می‌کردند ! و در طول مسیر سارقین در مجموع از پی این قافله شب‌ها شترهایی به تعداد 1000 نفر را با بارشان به سرقت می‌بردند!

از قدیم گفته‌اند که برای اثبات یک دروغ بزرگ ، دروغ‌های کوچک را هم چاشنی کنید ! وقتی سرقت 1000 نفر شتر با بار طلا عنوان می‌شود ، باورِ « 30000 نفر شتر » راحت‌تر می‌شود !

در ثانی آن « نادرِ » آگاه و طراح نظامی و نقشه ریز جنگی با آن سیستم جاسوسی قدرتمند ، آنقدر بی‌فکر و اَبله بوده که بگذارد 1000 نفر شتر با بار طلا را از او بربایند ؟ ! یادم می‌آید که در دبستان هم بر سَرِ همین دست از مطالب اختلاف نظر داشتیم.

فاجعه اینجاست که « ناصر جانِ شاهین پر » می‌گوید ؛

« مورّخین همگان گفته‌اند که ، حمله ی «نادر» متوجّه مغولان بوده و شکست مغولان منجر به تصاحبِ غنائم جنگی از جمله طلاها  و جواهرات شده است ! » « ناصر جان » معترض است که چرا آن مورّخین نامی از «هندوستان» نمی‌آورند و به واسطه ی عقده‌ ی شکست از «مغولان» درگذشت ، این پیروزیِ «نادر» را به نام ظفر بر مغولان ثبت و ضبط کرده‌اند ! 

« ناصر جان » حالا دیدی که خیلی بی سیاستی! انسانِ آگاه که به این سادگی‌ها اعتراف به تصاحب اموال در جنگ‌ها نمی‌کند! آن مورّخین می‌دانستند که چه کار می‌کنند. قصدشان این بود که ایران و ایرانی را بدهکار نکنند و هندوان را طلبکار !

این چه اشتباه و خطای فاحشی است که می‌کنی ؟ ! چرا ملّت ایران را بدهکار می‌کنی؟ حالا برای هندوان حق ایجاد می‌شود که طلبکاری کنند و در مراودات و معاملاتشان با ایران و ایرانی امتیاز بگیرند. از همه بدتر اینکه نگرانِ آن هستم که دشمنان برای تو و « سیّد علیرضا نوری زاده » ساز کوک کنند که شاید از هندی‌ها کادو گرفته باشید! بی سیاستی کردی ! 

حال لازم است که در میان بیانات آتیِ خود جملاتی را اضافه کنی که؛ «در این برنامه همه چیز درهم است.» یعنی تاریخ و افسانه مخلوط است ! و این کشتارها و چپاول ها بیشتر به غلوّ ‌گویی می‌ماند! شاید به این طریق بتوانی جبران مافات کنی. (موفق باشی)

(اینقدر پای این «درخت کهن» کود نریز خشک می‌شود! )             

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 12   دی ماه  1395   1Jan  2017

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«کسی به «مشروبات اَلکلی» لب نزد!»

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

«کسی به «مشروبات اَلکلی» لب نزد!»

در برنامه « شاهد عینی » مورخ صبحگاه 7 دی ماه 1395 خورشیدی از رادیو bbc فارسی، ماجرای وقایع انحلال
«اتّحاد جماهیر شوروی سوسیالیستیِ» سابق از زبانِ «شوشکویچ» رهبر اَسبقِ «بلاروس» یکی از جمهوری های سابقِ آن اتّحاد جماهیر نقل قول شد که؛

«همه فکر می کردند که ما (رهبران جمهوری های «روسیه»، «اوکراین» و «بلاروس») در حالِ مستی آن اطلاعیه و توافقنامه را تصویب و امضاء کرده ایم! در حالی که هیچکس در آن جمع به مشروبات اَلکلی لَب نزد!»

(توافق نامه ی مذکور جهت انحلال «اتّحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی» و برکناری «گورباچوف» از قدرت و انتقال موقعیّت او به «یلتسین» رهبر «روسیه» و استقلال سایر جمهوری ها بود.)

سپس «شوشکویچ» ادامه داد که؛

«فقط پس از پایان هر قسمت از «توافقنامه» با جرعه ای «بِرَندی» لبی تر می کردیم!»

(عجب اِعترافِ جالب و دلپذیری!)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 7   دی ماه  1395   27Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

 

«اَندر نصیحت یک دوست!» (1)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

«اَندر نصیحت یک دوست!» (1)

پخش تعاریف کثیرِ افراد در پیام های تلفنی به آن رسانه و با این مضمون که؛

«چقدر آقای «نوری زاده» شیک پوش هستند!»

«چقدر کراوات های زیبا استفاده می کنند!»

«چقدر علم و سواد و معلومات ایشان زیاد است!»

حتّی از ساعت و انگشتری هم تعریف می کنند! پخش این تعاریف نتایج مثبت که ندارد، به جای خود، بلکه اثرات منفی فراوان هم خواهد داشت! (اَلحمدُ لله شما کمبود شخصیّت ندارید.)

اگر قبول دارید که «مردمی» هستید و اکثریّت مخاطبان شما در فقر و نداری بسر می برند. آنگاه درصد اندکی از مخاطبان شما دارای امکانات مالیِ فراوان خواهند بود.

لذا تأثیر پخشِ این تعاریف بر ذهن مخاطبان شما (آنهم با «اخلاقِ ایرانی») چه خواهد بود؟!

«سیّد جان» نگذار همان رفتاری را که با «پهلوی دوم» کردند با تو هم بکنند! (حواس جمع باش.)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 7   دی ماه  1395   27Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

« علیرضا جان » « چشمانت را بروی حقیقت باز کن»

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

« علیرضا جان » « چشمانت را بروی حقیقت باز کن»

« علیرضا میبدی » در برنامه ی « نگاه » مورخ 6 دی ماه 1395 خورشیدی از دانشمند محترم « علی نیّری » دعوت کرد تا در مورد «اخترفیزیک» مطالبی را مورد توجّه و بررسی قرار دهد .  

این برنامه به بررسی تلاش‌های برنده ی جایزه ی یک میلیون دلاری فیزیکدانِ ایرانی و کم و کیف فعّالیّت‌های وی و زحمات میهمان برنامه (علی نیّری ) در مواردی دیگر از «اخترفیزیک » اختصاص داشت .

لیکن در انتهای برنامه به دنبال سؤال « علیرضا میبدی » که ، نخبگان علمیِ ایرانی در دانشگاه‌های « آمریکا » مذهبی هستند یا خیر ؟ پاسخ مثبتِ این دانشمند ایرانی موجب تعجّب «علیرضا میبدی» شد . و تعجّب « علیرضا جان » موجب اِعجاب اینجانب گردید !

و دقّت نظر این دانشمند ایرانی (علی نیّری) در مطالب اخلاقی اجتماعیِ محیط خود و احاطه ی او به این امور از همه
شگفت انگیزتر !   

اساساً اهل علم و دانشمندانِ «پوزیتیویست» (تحصُّلی) و علوم تجربی یا ریاضی به این مطالب توجّه ندارند . لیکن جامع الاطراف بودنِ توجّه این دانشمند ایرانی (علی نیّری) منحصر به فرد است .

مشارٌالیه نخبگان ایرانی دانشگاه‌های « MIT »  و «استنفورد» «آمریکا» را مذهبی دانست. و چنین اضافه کرد که عموم
غیر نخبگان ایرانی غیرمذهبی هستند !

البتّه این حقیقت ، بسیار آشکار و طبیعی است . چرا که خالق یکتا پاسخ متناسب و در خوری به دوستانِ خود می‌دهد و هدایت ایشان را بر اساس استحقاقشان تنظیم می فرماید . (این هم امری طبیعی و منطقی است . )

اینجانب از تعجّب «علیرضا میبدی » متعجّب شدم که چرا با این همه ارتباطات وسیع متناسب با شغلش . نتوانسته بود به این حقیقت برسد که « ذات باری » به واسطه ی حضور مؤمنین در هر منطقه یا مکانی تا 40 روز عذاب را از آنجا دور می‌کند و براساس اضافات این خصال نعمات خود را بر آن سرزمین افزون می‌فرماید .

لذا بدین‌وسیله متوجّه می‌شویم که در « آمریکا » مؤمنین و افراد بسیار پاک و سالم زندگی می‌کنند که به واسطه ی حضور ایشان برخی از بلایا از آنجا دور و برخی برکات برای آن سرزمین فراهم می‌شود .       

  

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 7   دی ماه  1395   27Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«طبّ سنّتی» در «پرگار»

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

«طبّ سنّتی» در «پرگار»

« داریوش کریمی » در تاریخ 7 دی ماه 1395 خورشیدی برنامه ی «پرگار» را به بررسی ناکافیِ « طب سنّتی » و تا حدّی «هومیوپاتی» اختصاص داد .

مدعوّین عبارت بودند از :

« پریس رُز » پزشک و عضو انجمن هومیوپاتی «بریتانیا»

« سیروس عباسیان » روان‌پزشک

« پژمان کسرایی » پژوهشگر فلسفه علم

نوک حمله ی آن دو مدعوّ ذکور به سوی شاخه‌های «طب مکمّل» یعنی « طبّ سنتی » و « هومیوپاتی » نشانه رفته بود .

جالب اینجاست که اطلاعات به روز شده ی « پریس رُز » و « داریوش کریمی » بهتر از آن دو ذکور بود. البتّه نمی‌خواهیم به آندو  میهمان ذکور اتّهامِ طرف‌داری از « طبّ رایج » و تجارت دارو سازی‌های مربوط را وارد کنیم!

همانطور که « پریس رُز » گفت ؛ « ما نباید هیچ یک از شیوه‌های درمانی رایج و باسابقه را در سرتاسر جهان مردود بدانیم .
(و بهتر آن است که بیماری را درمان کنیم نه بیمار را . )

« طبّ سنتیِ » « چین » ، « هندوستان » ، «ایران»، «مصر»، «روسیه» و « سرخ‌پوستان آمریکا » توسط «سازمان بهداشت جهانی » مورد تأیید قرار گرفته و در دانشکده‌های پزشکی مناطق مربوط در سطح فوق تخصّصی پزشکی تدریس و دنبال می‌شود .

« هومیوپاتی » یا همان «شبیه درمانی» از شیوه‌های مؤثّر و بی‌ضرر درمانی است و یکی از آشکارترین نمونه‌های تأثیر مفید و مؤثّر این طبّ ، وضعیت سلامتی «ملکه ی بریتانیا» ست .

مشارٌالیها پزشک « هومیوپاتِ » مخصوص دارد .

افراد در طبیعت عنصر خود را توسط پزشک « هومیوپات » یافته و داروی مربوطه از طریق همان عنصر مربوط تهیه و از طریق «شِیک کردن» یا ضربه زدن ، آن خواص به تمامی مولکول‌های آب منتقل می‌شود و در طبیعت به اَشکال گوناگون به این حقیقت درمانی برخورد می‌کنیم.

فی‌المثل ، « آب به آب شدن » در مسافرت را از طریق همراه بردن فقط یک بطری آبِ محل سکونت دائمی و مخلوط کردنِ اندکی از آن آب را با یک بطری آبِ نوشیدنی محل مسافرت و «شِیک کردن» آماده ی نوشیدن کرده و در طول سفر بدین شیوه عمل می‌کنند و از دام مشکل مذکور خلاصی می‌یابند.

انکارِ شدید آن «روان‌پزشک» در برنامه ی «پرگار » اصلاً حرفه‌ای نبود و حاکی از کم اطّلاعی و به روز نبودنِ اطلاعات وی بود !      

حال بِرَویم به سراغِ «پژوهشگر فلسفه ی علم » که البتّه لازم است تا اشتباه او در دو مورد اصلاح شود ؛

اوّل اینکه ، در «نجوم» عقیده ی «بطلمیوسی» را « خورشید مرکزی » نامید و حال آنکه نظریه «کُپرنیک» و «انقلاب کُپرنیکی» بر مبنای «خورشید مرکزی» بنا شُد!

در عقیده ی «بطلمیوس» «زمین» ثابت و تمامی افلاک به دور «زمین» در حرکت فرض شد. لیکن «کُپرنیک» ، «خورشید» را ثابت فرض کرد و سیّارات منظومه را به دور آن در چرخش و گردش. (البتّه این یک اِشکال لفظی و زبانیِ عالِمِ «فلسفه علم» بود.)

لیکن در مورد « اِتر » یا « اَثیر » که در یونان قدیم مطرح بود . عدم اِثباتش موجب اِثبات مطالبی مافوق آن به شرح زیر در «اَخترفیزیک» شده است ؛

کشف شبه ذرّات « کتون » ( Katon ) و « ارنا »  ( arni ) به گونه‌ای که در فضای بین سیّاره‌ای هم وجود دارند . فی‌المثل به راحتی از جدار هر ظرفی گذشته و ضخامت ماده نیز نمی‌تواند مانع عبور آن‌ها شود .

مباحث مرتبط با خواص « خلأ کتونی » و چگال آن و « خلأ ارنا » و چگال آن بسیار گسترده و شگفت‌انگیز است .

مختصر اینکه شبه ذرّات « ارنا » و « کتون » در تمام انرژی‌ها و حرارت ها پایدار بوده ، هیچ گاه به ذرّات دیگری تبدیل نمی‌شوند با وجود اینکه می‌توانند در ترکیب هسته اتم‌ها یا مدار الکترونیکی اتم‌ها یا «ابر کتونی» فضا شرکت کرده ، یا در آن‌ها جابه‌جا شوند .

یکی از موارد کاربُردِ این دانش، در ساختِ « سفاین کتونی » جهت جابجایی به دور از تصوّر فعلی ما در فضا خواهد بود .

(هر آینه جهت بِروزرسانیِ اطلاعاتمان علی الدّوام تلاش کنیم ، از کثرتِ اِنکارهایمان کاسته و بر میزانِ کسب معلومات ما اِضافه می‌شود. )

  

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 7   دی ماه  1395   27Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

تعلیم و تعلُّم و امتحانات عدیده در هستی علی الدّوام است!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

تعلیم و تعلُّم و امتحانات عدیده در هستی علی الدّوام است!

«مسعود اسد اللّهی» در برنامه ی «یکی بود یکی نبود» مورخ اوّل دی ماه 1395 خورشیدی از مخاطبان برنامه ی خود سؤال کرد که، چرا آن مسافران در پرواز (مالزی) به رقص و اطوار غیر معمول پرداختند؟!

حال به پاسخ منصفانه توجّه کنیم؛

معمولاً این قبیل از افراد در «اندرونی» انواع و اقسام شادی های کاذب را در اختیار دارند و استفاده می کنند. عمده ترین مطلب میل به تظاهر است که در برخی از افراد به شدّت ارضاع کننده است و خود نوعی عقده ی روانی است!

عدّه ای از مردم استفاده از نعمات و شادی ها را پنهانی دنبال می کنند و آشکار سازی آنها را موجب ایجاد حسرت در دیگران و حتی بروز حسادت دیگران به ایشان و یا ضربه پذیر شدنِ خودشان می دانند. لذا در اندرونی به انواع و اقسام از خواسته های مشروع و احیاناً نامشروع خودشان جامه ی عمل می پوشانند.

ولیکن برخی جهتِ ارضای نفسانی لازم می بینند که تفریحاتِ مخصوص «اندرونی» را به «بیرونی» منتقل کنند و دیگران را هم به شکل اشتراکی در آن موضوعات دخیل سازند و در نهایت اسباب امتحان دیگران را به دنبال برگزاری امتحانات خودشان فراهم نمایند.

همانطور که قبلاً هم متذکّر شدم، تَهِ اینگونه اَلکی خوشی ها چیز مفید و تعالی بخشی نخواهد ماند! اگر کسی خودش را در محضر «خالق یکتا» بپندارد و او را حاضر و ناظر بداند سعی می کند که پندار و گفتار و کردارش از دایره ی نجابت خارج نشود. چرا که بندگان «نجیب» در نزد «ذات باری» از افراد «نانجیب» پسندیده تر و عزیزتر هستند!

شاد شدن و شادی کردن در هر کس معرِّفِ شخصیّت و ظهور باطن اوست! بخشی از این حرکات (مثل رقصِ داخلِ هواپیما) به نوعی، لج بازی و عناد است. از قدیم گفته اند «اَللّجوج اوّلُهُ حِماقه آخُرُه نِدامَه»

«مسعود جان» در ایران هر کس هر کاری که بخواهد می تواند انجام دهد. لیکن برخی اهدافی را در سر دارند که آنرا به فکر ناقص خود «مبارزه ی منفی» می پندارند! و حال آنکه از هیچ چیز در خصوص معادلات سیاسی، اجتماعی و امثالهم و به طور کلّی
«هستی شناسی» و «معرفت شناسی» خبر ندارند و کور اقدام می کنند و به پیش می روند! و از غایت امور خبر ندارند.

آیا عاقلانه خواهد بود که بدون اطمینان از عاقبت امری یا اموری اقدامات «نا امنی» را به موقع اجرا گذاریم؟!

ظهور باطن ها سرنوشت ساز خواهد بود. حتی تا این اندازه «معرفت شناسی» در این افراد وجود ندارد که اصلاح باطن کنند و با این اصلاح باطن سرنوشتشان را بهبود بخشند!

«هگل» و «کانت» این دو فیلسوف «آلمانی» سخنان مؤیّد نظرات یکدیگر را به تمدّن بشری عرضه داشته اند، که بسیار مفید فایده است. ماحَصَلِ آن بیانات به شرح زیر است؛

«نتیجه ی استکمالی معقولیّت آزادیست و بلعکس. یعنی هرچه عاقلتر شویم آزادتر می شویم. (پس رقّاصی در هواپیما، نه معقولیت است و نه آزادی!) احکام هستی واقعی است و عقلانی. «هستی» هم مرجّح بر «نیستی» است. در نتیجه حرکات ما باید «هستی» و «معقولیّت» را دنبال کند و نه بلعکس.»

انرژی های مثبت و منفی از طریق حواس پنجگانه و ایضاً سایر کانال های ناشناخته برای عموم مردم تأثیرات خوب و بدی را بر توده ها باقی می گذارد.

فطرت پاک ما اگر سرکوب و لجن مال نشده باشد به خوبی گواه صادقی جهت تشخیص و تفکیک خوبی ها از بدی ها خواهد بود!

آن شیخ مجنون هم از اوّل «اعصاب معیوب»بود! حالا که پا به سن گذاشته بدتر هم شده است.

حق و باطل در کلام او مخلوط است.

سخن مجنون معتبر نیست!

استفاده از بیانات این قبیل افراد نه تنها به اعتبار برنامه ات اضافه نمی کند، بلکه از آن کم می کند.

در مورد «پهلوی دوم» گفتی که؛

«چرا مصاحبه های او با خبرنگاران خارجی سانسور می شد و ما در آن زمان از آن مصاحبه ها خبردار نمی شدیم.»

داداش مسعود، یعنی نمی خواهی باور کنی که کار در دستان دیگری بوده است؟! (جهان یک کاسه اداره می شود!)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 3   دی ماه  1395   23Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

اوّلین باده و بدمستی!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

اوّلین باده و بدمستی!

در رادیو bbc فارسی از قرار معلوم از این پس جمعه ها برنامه ای به گویندگی یکی از نسوانِ مجری در مورد «طنز فارسی» و سوابق آن در ادبیات پارسی ضبط و سپس پخش می شود.

جلسه ی اوّلِ این برنامه در تاریخ 3 دی ماه 1395 خورشیدی به «عبید زاکانی» اختصاص داشت.

گوینده ی محترم به هنگام خواندن حکایت، «اَمرَد» (بی ریش) را «اَمَرد» می خواند!

در ثانی گوینده ی مذکور مطلب بسیار زشتی را که بسیار بدآموزی داشت و اهانت آن به اساتید و بزرگانِ هر فرهنگ و تمدّنی واضح و آشکار بود به شرح ذیل خواند ؛

روزی بر سر کلاس درس استاد دانشگاه گفت؛ «همسرم «دائرت المعارف» من است.» یکی از دانشجویانِ بی مزّه و بی ادب به آن استاد می گوید؛ «استاد ممکن است یک شب «دائرت المعارف» شما را قرض بگیرم!

کار bbc به کجا کشیده، خودزنی می کند!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 3   دی ماه  1395   23Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

ترجمه های «کشکی» برای فیلم های «مَشکی»!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

ترجمه های «کشکی» برای فیلم های «مَشکی»!

در سریال داستانیِ «یقه سفید» که تکرار آن در تاریخ 2 دی ماه 1395 خورشیدی از شبکه ی فارسی زبان Farsi1 پخش شد.

«نیل کپری» (هنرپیشه اوّل فیلم) به هنرپیشه ی مقابلِ خود (تبهکار) گفت؛

«همیشه وسیله هدف را توجیه می کند!» و حال آنکه درستش چنین است؛

«هدف وسیله را توجیه می کند.»

ترجمه های اشتباه، بسیار است و این مشکل بیانگرِ کم اطّلاعی مترجمانِ فیلم هاست!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 3   دی ماه  1395   23Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

دسته گُل های «روبرو»

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                    

دسته گُل های «روبرو»

در برنامه ی «روبرو» مورخ 3 دی ماه 1395 خورشیدی از شبکه ی «منوتو» مطالبی جدّی به شکلی غیر جدّی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت! در مورد «منشور حقوق شهروندی» آیه ی «یأس» خوانده شد که، مفید فایده نخواهد بود! البتّه تا اندازه ای بیان این حضرات صحیح است. لیکن اشاراتشان ناصحیح است!

ابتدا لازم است تا تغییرات مثبت در «استحقاق مردمی» به وجود آید تا این تغییرات استحقاقی بر «منشور شهروندی» منطبق شود. در غیر این صورت به هیچ وجه «حقوق شهروندی» مثمر ثمر واقع نخواهد شد. «سعادت» را به زور نمی توان به یک جامعه تحمیل کرد. بلکه لازم است تا آحاد ملّت کوشش کنند و «سعادت» را فراچنگ آرند و سپس جهت حفظ آن فداکار باشند.

از طریق چند ابتکار هنرمندانه و منطقی می توان تغییرات لازم و مثبت را در وجود آحاد ملّت فراهم ساخت. مشکل اینجاست که صاحبانِ خواب های شوم با رشد شرافتمندانه ی ملّت ها در سرتاسر جهان مخالف هستند! و آنچه که از دستشان بر می آید در مسیر تباهی و انحطاطِ ملّت های آبرومند و شریف انجام می دهند!

البتّه شیوه ی اَصلح در راه است و دیر یا زود بر سرنوشت ملّت های مظلوم جهان جهت نجات ایشان از چنگال ستمگران چیره خواهد شد.

«پژوهشگر تکنولوژیِ آبکی» می گوید؛

«نسبتِ تعدادِ «مسلمانان اهل سنّت» در برابر «شیعیان مسلمان» 18 به یک است. این چه پژوهشگریست که نمی داند در عصر حاضر تناسب عددی ملحوظ نظر قرار نمی گیرد. بلکه معادلات عدیده ای در این میان مطرح است که اگر آن عالمانِ بزرگوار در «روبرو» می دانند، چه بهتر و اگر نمی دانند، بِروَند برنامه ی «روبرو» را جمع کنند!

(برای مثال، «اسرائیل» از طرُقِ دیگری در مقابل جهانیان ایستادگی می کُند. و ایران نیز چندان دست خالی نیست!)

آن «خبرنگار رادیو فرانسه» اِشکالات وضع موجود در کشور را ثمره ی سلاطین بی لیاقت و فاسِدِ سلسله های «صفویّه» و «قاجاریه» می داند!

گویی از اِعمالِ نظر مستکبرانِ جهانخوار در عصر حاضر بی خبر است! (شاید هم خودش را به بی خبری زده است!)

آیا دچار نادانی سیاسی شده اید؟! ایجاد مسجدِ اهل سنّت در «تهران» به معنی ایجاد یک کانونِ انتفاضه همانند «بیت المقدس» خواهد بود! کور خوانده اید . با جیرجیرک بازی کارتان به پیش نمی رود!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 3   دی ماه  1395   23Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«اَندر «هدایت» و «حمایت» از «ایران فردا»! (1)

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

«اَندر «هدایت» و «حمایت» از «ایران فردا»! (1)

ــ قبلاً هم متذکّر شده ام، لیکن از قرار معلوم از پیش چشمانِ دقیق «سیّد علیرضا نوری زاده» مغفول مانده است. آن مطلب چنین است؛

«در شعار های پایانیِ برنامه ی جدیدِ «ایران سازان» هر بار گفته می شود که؛

آنقدر خوب و عزیزی که به هنگامِ وداع              حیفم آید که تو را دست خدا بسپارم!»

طبق معمول این عبارت به هنگام خاکسپاری یک عزیز از دست رفته خوانده می شود!

عدم تناسب آن در این برنامه واضح و مشهود است.

وقتی گوینده ی دیگر این برنامه، شعار می دهد که؛ «شما را به وجدان  پاک و ... می سپارم» این استنباط پدید می آید که «خداستیزی» در این جمعیّتِ ناشی و کم اطّلاع محوریّت دارد!

به هر حال واکنشِ «سیّد علیرضا نوری زاده» به عنوان مدیریت محترم این شبکه می تواند بسیار معنادار باشد!

ــ در «پنجره رو به خانه پدری» مورخ 3 دی ماه 1395 خورشیدی «سیّد علیرضا نوری زاده» چنین گفت؛ «می روند در «کربلا» برای «امام زاده غیبی» گنبد درست کنند!»

اگر کسی به عموی گرامی و بزرگوار خود اهانت کُنَد، مستحقّ چه نوع تأدیبی خواهد بود؟!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 3   دی ماه  1395   23Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

وجوه تشابه «روبرو» با «سمت نو»!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

وجوه تشابه «روبرو» با «سمت نو»!

در شبکه ی «من و تو» دو برنامه ی فکاهی به نام های «روبرو» و «سمت نو» در هر هفته تهیّه و پخش می شود.

در این مختصر سعی می شود که به وجوه مشترک این دو برنامه اشاره شود؛

هر دو برنامه بر اساس درصدی از اخبار واقعی و بخشی از شایعات و نظریات مغرضانه تهیه و تنظیم می شوند.

وقتی شما این دو برنامه را با یکدیگر مقایسه کنید متوجّه می شوید که زور زدن های برو بچه های «سمت نو» جهت زور چپان کردنِ تساوی زن و مرد بی فایده است!

به آن مجری «سمت نو» که نمی خواست سنّش را مشخص کند، یاد می دهم که در مقابل سؤال افراد از سنّ او باید بگوید که؛ «در سنّ افراد سه فاکتور وجود دارد که باید به اتّفاق مورد قضاوت قرار گیرد. اوّل سال مندرج در شناسنامه. دوم سنّ تجربی هر فرد که متفاوت است. سوم میزان سلامتی و احوالات بیولوژیک افراد.»

پس آنان که با شنیدن عدد مندرج در شناسنامه حالی به حالی می شوند، در واقع ساده اندیش هستند!

در «سمت نو» از واژه ی «اینا» استفاده شد! «اینا» یعنی چه؟ شاید عقل و منطق «سمت نو» مابین «اینا» و «اُنا» متلاطم است!

در هر دو برنامه عباراتی را در جهت اِسکات خصم با حِرص و اِفراط بیان می کنند که بسیار به دور از تعادل نفسانی است. در واقع باطن ها ظاهر می شود.

این شیوه ی تجزیه و تحلیل اطلاعات مخاطبان برنامه را به صحّت اطلاعات مربوطه مشکوک می کند. یعنی مخاطب برنامه
پیش داوریِ مجریان را به خوبی لمس می کند و این حالت از اعتبار دو برنامه کم می کند.

دیگر از کِنِف کردن و توی سر و کلّه ی هم زدن در برنامه ی «روبرو» چیزی نمی گویم که مایه ی رسوایی است! (مورخ 26 آذر ماه 1395)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 30   آذر ماه  1395   20Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

آخر عمری «پسر عمو جان»، «یزیدی» شد!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                           

 

آخر عمری «پسر عمو جان»، «یزیدی» شد!

«سیّد علیرضا نوری زاده» در اواخر برنامه ی «پنجره رو به خانه پدری» مورخ 29 آذر ماه 1395 خورشیدی کشف جدید خود را به مخاطبان  برنامه منتقل کرد!

وی در حالتِ مخصوصی، از عملکرد «ابلیس لعین» پیرامون نافرمانیش از امر الهی جهت سجده ی بر آدم ابوالبشر دفاع کرده، چنین گفت؛

«عدم سجده ی «عزازیل» بر «آدم» بخاطر شدت عشق او به «ذات باری» بوده است! «عزازیل» برهان می آورد که، «من به تو (ذات حق) سجده می کنم و هرگز حاضر نیستم که به موجود دیگری (آدم) سجده کنم! یعنی این واکنش از شدّت عشق «عزازیل» به خالق یکتا بوده است!»

«پسر عمو جان» کشف جدید کرده ای؟! ببین کارَت به کجا کشیده شد؟! اگر کسی شیفته ی معبود باشد لازم است تا از او اطاعت کُنَد. هر آینه به ندای نفسِ خود گوش فرا داده، نافرمانی کُنَد از پرستش معبود ساقط می شود! (یعنی «ابلیس» خودپرست شده است!)

بعد هم از «یزیدی ها» و «اهل حق» تعریف و تمجید می کنی و آنان را عارف می نامی؟! چون «شیطان لعین» را تقدیس
می کنند! کسی که «موحّد» نباشد و غیر خدا را تقدیس کند، نه تنها «عارف» نیست، بلکه مستحقّ هدایت است.

حتّی «ابلیس لعین» از مثال «برسیسای عابد» استفاده می کند و سرنوشت خود را به مانند سرنوشت او می داند و رانده شدن خود را به عهده ی «ذات باری» می گذارد و سپس اعتراض می کند که چرا سرنوشت او مانند «شیخ صنعان» نشد که نجات یافته، رستگار شد!

«ابلیس لعین» می گوید؛ «چرا سرنوشت من مانند «برسیسای عابد» شد؟ (یعنی رانده شدم) و مثل «شیخ صنعان» نشد؟
(یعنی رستگار نشدم) چون در «علمِ ازلیِ خداوند» چنین سرنوشتی برایم مقدّر شده بود! با این شیوه می خواهد خودش را تبرئه کند! و حال آنکه پس از رانده شدن، «ابلیس لعین» در پیشگاه الهی سوگند می خورد که؛ «به عزّتت قسم من این آدم و نسلش را به گمراهی خواهم کشید»!

«پسر عمو جان»، حال به پیشنهادی نجات بخش جهت «عزازیل» توجّه کن؛

دو پیشنهاد برتر و واضح به «عزازیل»:

1- ابتدا اینکه از کرده ی خود پشیمان شده، فرمان توقّف شیطنت ها را به اصحابش بدهد تا ببیند که «ذات باری» بر اساس صفت رحمانیتش او را می بخشد یا خیر! یعنی صفت رحمانیّت خداوند را محک زده باشد.

2- روش بعدی با کمی شیطنت همراه است. بدینصورت که «ابلیس لعین» می گوید؛ «در علم ازلی خداوند» سرنوشت من موجود بود. لذا من محکوم بوده ام که چنین کنم و راهی جز این برایم مفتوح نبود!»

پیشنهاد مربوط چنین است که، باز هم «ابلیس» از کرده ی خود توبه کند و به اصحاب خود دستور توقّف شیطنت ها را بدهد. تا اینکه (استغفر الله) «علم اَزلیِ» خدا را غلط کرده باشد و در نتیجه مشمول عفو و رحمت «ذات باری» شود!

«پسر عمو جان» این «ابلیس لعین» به این دو پیشنهاد عمل نمی کند چون خود خواه و خودپرست است و دروغ می گوید که عاشق خداست!

وقتی می گوید؛ «من به تو سجده می کنم نه به موجود دیگری، پس باید اطاعت از فرمان الهی را اجرا کُنَد و عدم اطلاعات از فرمان الهی به معنی عشق به خود است نه به «الله جلّ جلاله».

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 30   آذر ماه  1395   20Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

خطر! خطر!  می خواهند با قرار دادنِ «پرگارِ bbc» در ستونِ  «لُشوش» این برنامه را بی آبرو کنند!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

خطر! خطر!

می خواهند با قرار دادنِ «پرگارِ bbc» در ستونِ

«لُشوش» این برنامه را بی آبرو کنند!

چه تناسبی دارد که در بررسی مطالب داخلیِ کشور ایران توسط برنامه ی «پرگار» از صحنه های نامتناسب با موضوع برنامه استفاده شود؟! (مورخ 29 آذر ماه 1395 خورشیدی)

این سلیقه ی «داریوش کریمی» که نیست. بلکه سلیقه ی «ابلیس لعین» است که رد پای سرخ او بر در و دیوار صحنه های این برنامه مشهود است.

چاره ای نیست. «پرگار» هم کم کم باطن ظاهر می کند!

آیا به تأثیر امواجِ انرژی های مثبت و منفی معتقد هستید؟

یعنی برنامه سازِ «پرگار» نمی داند که حضور آن دخترک با آن هیئت سکسی بر ذهن و دل و دماغ حاضرین در برنامه تأثیر منفی خواهد داشت؟! و ایضاً بر روی مخاطبان برنامه!

به کجا می روید؟ اگر همینطور سکوت کنید، برنامه سازِ شنگول بر اساس دیوانگی تدریجی دستور می دهد که در ضبط برنامه های آتی شرکت کنندگان شلوار هایشان را درآورند و «پرگار» را به «سیرک» تبدیل کنند!

حماقت هم حدّی دارد!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 30   آذر ماه  1395   20Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«حسین بُر» خطرناک است!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                            

«حسین بُر» خطرناک است!

در برنامه ی «پنجره رو به خانه پدری» مورخ 30 آذر ماه 1395 خورشیدی «سیّد علیرضا نوری زاده» از میهمان بلوچ خود
«رضا حسین بُر» دعوت کرد تا در این برنامه به اتّفاق هم اعتقادات و مقدّسات شیعیان در کشور ایران را مورد حمله قرار دهند!

«نوری زاده» می گوید که آن بیمار بصره ای چرا به «مشهد مقدّس» رفته جهت شِفا یابی وبه «نجف اشرف» و «کربلای معلّی» نرفته است؟

پسر عمو جان، چشم پزشکیِ ایران حرف اوّل را در منطقه می زند. لذا برای درمان به تهران آمده و با عشق و صفای دل به پابوسِ ثامِن الحجج علیه السّلام رفته و آن امام همام به اذن الهی شِفای این میهمانِ ارسالی از سوی جدش سیّد الشهدا علیه السّلام را تدارک دیده است. «سیّد جان» ائمّه معصومین علیهم السّلام اتّحادی عمل می کنند و ابعاد زمانی و مکانی برای ایشان وجود ندارد.

به «رضا حسین بُر» اِخطار می دهم که حواسش را جمع کند. امامان معصوم بزرگوارتر از آن هستند که به اهانت جاهلان پاسخ گویند: لیکن ملائکه به اذن الهی اهانت کنندگان را ادب می کنند. (برو برگرد هم ندارد.)

کور که نیستید. اگر این میلیون ها آدم مُراد نمی گرفتند به اماکن متبرّکه بار ها و بار ها هجوم نمی آوردند. (منظور مَرقَد مطهّر امامان معصوم است.)

«حسین بُر» در مقابل سؤالِ «سیّد نوری زاده» می گوید اهل سنّت به عقل مراجعه دارند! اساساً اهل سنّت در احکام بر پایه ی اَخبار عمل می کنند و عقل را معتبر نمی دانند. از قرار معلوم «حسین بُر» بدعت گزاری در میان اهل سنّت است! علمای اهل سنّت تکفیرش می کنند.

«حسین بُر» می گوید در میان «بلوچ ها» خرافات وجود ندارد! پس «بابازار» و «مامازار» چیست؟!

در جای دیگر می گوید؛ مرحوم «طبسی» به مراجعه کننده ی خود می گوید که صبر کن تا به نزد پزشک بروم و پس از بازگشت برای تو دعا بدهم! در واقع آن مرحوم خواسته تا درسی به آن مراجعه کننده بدهد که ابتدا لازم است تا به پزشک مراجعه کند!

«سیّد علیرضا نوری زاده» می گوید؛ «گفته اند که این برج های مُشرف بر کعبه جهت اِسکانِ تک تیر انداز ها است تا به هنگام ظهور «صاحب الزمان» (روحی فداه) به سمت وجود مبارکشان شلیک کنند.

آنان که چنین گفته اند، سخنی از سَرِ نادانی گفته اند! زیرا تا قبل از ظهور حضرتش شیعیانِ آن حضرت تمامی آن را مُسخّر
کرده اند. (انشاء الله)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 30   آذر ماه  1395   20Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

گذری و نظری 120  مورخ 28 آذر ماه 1395  اَندر فواید «تقیّه»

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


 

گذری و نظری 120

مورخ 28 آذر ماه 1395

اَندر فواید «تقیّه»

ــ احمد احرار

«احمد احرار» نویسنده و اهل قلمِ معمّر از وقایع سال های آخر عمر «مظفّر بقایی» از سیاسیونِ با سابقه، هم عصرِ مرحوم «محمّد مصدّق» نخست وزیر ناکام و سرکوب شده ی کودتای امریکایی 28 امرداد ماهِ معروف سخن راند و اشاره کرد که با وجود اِخطار های دوست و آشنا جهت حفظ جان از خطر محتوم خودش را به تهلکه افکند و تقیّه نکرد.

احمد جان، آیا شما و اصحاب «گذری و نظری» و بسیاری دیگر «تقیّه» نکردید؟ و اکنون از کرده ی خود پشیمان هستید؟

به نظر شما مرحوم «مظفّر بقایی» درست عمل کرده است یا شما؟

به یاد دارم که در یکی از جراید کثیر الانتشار نوشته بودند که آن مرحوم به مرض سیفلیس دار فانی را وداع گفته است!

این شیوه ی انتشار خبرِ وداعِ یک وطن پرستِ آزاده با دارفانی بسی ناجوانمردانه و به دور از اِنصاف و مروّت بوده است!

این جور کینه های سیاسیِ شدید و غلیظ اختصاص به مستکبرانِ جهان خوار دارد. (کینه شتری!)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 30   آذر ماه  1395   20Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

مستند «هنر چین»

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

مستند «هنر چین»

در تاریخ سی ام آذر ماه 1395 خورشیدی از شبکه ی فارسی زبان bbc مستندی با نام «هنر چین» پخش شد.

در این مستند حرفه ای و تا حدّی کامل بخشی از هنر چین باستان شامل مجسّمه های مدفون در قد و قواره ی یک لشکر چینی با ملزومات جنگی و مجسمه هائی مسمّی به نام «بودا» به تصویر کشیده شده بود.

ولی اِشکال بزرگ این مستند که مورد اِشاره ی bbc هم قرار نگرفته بود. بی توجّهی و عدم اِشاره به آثار «هندوئیزم» در این آثار هنری و مجسّمه های عدیده بود!

حتّی در این مستند مجسّمه عظیم «شیوا» که به هیئت یک زن ساخته شده بود را مجسّمه ی «بودا» نامیدند که به سیمای یک زن ساخته شده است. بسیاری از آثار «هندوئیزم» در میانِ آثار هنری موجود در این مستند مربوط به «هندوئیزم» بود که به نام «بودا» در این مستند کار سازی و معرّفی شد.

به هر حال انتظار می رود تا bbc فارسی در مورد این مستند، توضیحات تکمیلی تحقیقیِ صحیح و راستین را اعلام نماید.

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 30   آذر ماه  1395   20Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«قُربتً اِلَی الله» یادِت نَرِه!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

«قُربتً اِلَی الله» یادِت نَرِه!

«مسعود اسدالّلهی» در برنامه ی «یکی بود یکی نبود » مورخ 24 آذر ماه 1395 خورشیدی از رسانه ی فارسی‌زبانِ « ایران فردا » با یکی از مخاطبان برنامه ی خود به شماتت پرداخت !

آنچه که در کردار و گفتار آدمی موجب سرفرازی او می‌شود، امانت‌داری و رعایت صداقت است . بدفهمی و سوءتفاهمِ اِدراکی یک چیز است و سوء نیّت در تعبیر و تفسیر کلامِ حقّ ، چیزی دیگر!

در نَقل مطالبِ ارسالیِ آن مخاطب « مسعود جانِ دلبندم » امانت دار نبود ! و گاه مطالب مربوط وارونه جلوه داده شد ! پس روشن است که این تلاشِ « مسعود جان » ، «قُربتً اِلَی الله» نبوده است !

برای مثال : « خُدعه » در مورد دفاع از « دین خدا » و حفظ جان و سرزمین مسلمین جایز است ، نه مطالب نَفسانی و شخصی! «تقیّه» دروغ نیست . بلکه نگفتنِ حقیقت « فتنه‌انگیز » و « فاجعه‌آمیز » است. و لازم است که در مسیر نفسانی و منافع شخصی نباشد . بلکه باید جهت امورِ مرضیِ رضایِ خدا باشد. « مسعود جان » به خدا سوگند لال نمی‌شوی، اگر اینگونه برای مخاطبان برنامه ات توضیح دهی!

با این روش نه تنها برای خودت «عقاب» ثبت نمی‌کنی بلکه «ثواب» هم ضبط می‌کنی!

وقتی «مسعود جان» می‌گوید که ؛ « آن مخاطب وقتش را صرف چهار تا شبکه نکند و به درون وطن هم بپردازد. » باید بگویم که، تقصیری نداری، وقت نکردی و نمی‌کنی که به وبلاگ ( www.Positiveknowledge.blogfa.com ) سر بزنی . در آنجا از شبکه‌های درون مرزی و وطنی هم انتقاداتی مندرج است . در ثانی تمامی آنچه را که لازم است، اینجانب و سایر مخاطبان شما از اِشکالات موجود در «وطن» بدانیم شما و دوستان شما با لطف بیشمارتان بزرگ‌نمایی کرده ، منعکس می‌فرمایید . (دست شما درد نکند ! )

و حال آنکه ، آنچه را که اینجانب تهیه و تقدیم می‌کنم ، بی‌رقیب است و تنها همین یک کانال جهت انتقاد سازنده و مفید برایتان گشوده است !

وقتی سخنان «مسعود جان» به شکلی ناحق در برنامه مطرح می‌شود ، گویی رد پای « علیرضا جان نوری‌زاده » هویدا می‌شود ! پس آن اَصلِ انتقادپذیری غربی چه شد ؟ خوب می‌دانم که هر ایمیلِ ارسالی از برای هر عزیزی در آن رسانه چه آثاری را به ارمغان می‌آورد !

یادت باشه که «منطق » از لوازمِ «فلسفه» است . « فلسفه » بدون «منطق» میّسر نمی‌شود ! آنچه را که لازم و ضروریست در این عالَمِ هستی لحظه به لحظه دانسته باشم ، به اَشکالِ مختلفه از ناحیه «امر الهی» تلقین می‌شود . (به فضل الهی ) و این حالت نتیجه ی همان «قُربتً اِلَی الله» است .

« مسعود جان » ما که منکِرِ اَلَکی خوش بودنِ ملّت‌ها از جمله بخشی از ایرانیان نیستیم. مسئله این است که تَهِ این حرکات چیز بدرد خوری نمی‌ماند!

« مسعود جان » شادی‌های اَلکی کمک به استکبار است. تا ملّت‌ها در غفلت بمانند و قیام نکنند و مزاحم چپاولِ ستمگرانِ جانی و دزد نشوند . این خواسته ی ناشیانه ی تو و اَمثالِ تو با ایجاد شرایطِ قیام مستضعفانِ جهان جهتِ گرفتنِ حقّشان از مستکبرانِ جهان مغایرت دارد ! 

بهترین شیوه ی سرکوب توده‌ها ، پخش موسیقی و ایجاد فضای همان قِر و اطوار داخل هواپیما ، (مسیر مالزی) است. به هنگام پخش موسیقی تفکّر در شنونده متوقّف می‌شود و دیگر توده‌ها قادر به تجزیه و تحلیل شرایط موجود نخواهند شد !

  «اَلَکی خوشی» ، اِتلاف زمان و عمر مردم است به سود چپاولگران و ارباب قدرت و سلطه !(می‌خواهی بفهم ، می‌خواهی نپذیر !)

مسیحی شدنِ افراد خارج از دین و سُست ایمان نه به اسلام لطمه می‌زند و نه به مسیحیّتِ غیرحقیقی عنایتی خواهد کرد ! آن چراغانی‌های  شب سال نوی میلادی ، جهت ولادت با سعادتِ حضرت « مسیح» علیه السلام نیست . چون به هیچ وجه با بیانات ایشان هماهنگی ندارد. بلکه این جشن و سرورِ اَلَکی جهت به تغافل کشیدنِ ملّت‌ها و ایجاد توان بیشتر جهت تحمّل فشار توطئه‌های مستکبران است !   

در جایی از برنامه گفتی که ؛ « اگر مردم حرف نزنند، دنیا به چه وضعی می‌افتد ؟ » ما که نمی‌گوییم حرف نزنند . بلکه می‌گوییم هوشیارانه و از روی اِنصاف یعنی « رضای خدا» حرف بزنند!

اشاره کردی که افراد از ترس تو و اَمثالِ تو نمی‌توانند برقصند ! 

«مسعود جان» ارشاد و انذار ما «قلمی» است نه به اَشکال دیگر (خشن) . اگر « خداپرستی » به غیر از « ذات باری » از دیگری خجالت بکشد و عمل زشتی را انجام ندهد ، او مشرک است ! (خدا از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است .)

در مورد محدود بودنِ دیدِ این حقیر سخن گفتی! اگر می‌خواهی بدانی که وسعت دید این حقیر به فضل الهی تا به کجاست. دو مثال برایت می‌آورم ؛

«گفته بودم که جهان « یک کاسه » اداره می‌شود و سهم « صهیونیست‌ها » ی مستکبر در این میان حداکثریست. »

دوم اینکه ؛ « از « ذات باری » خواسته‌ام که به جهنّم بِرَوم! زیرا تتّمه عملیات ارشاد و پاک سازی و هدایت افراد که در این جهان نیمه تمام می‌ماند یا گوش شنوایی در کار نبوده است . (مثل بعضی‌ها ) در درون «دوزخ» ادامه دهم ! پس خیرخواهی اینجانب ابدیست! (امانت‌دار باش « رفیق ». مردم را به انحراف نیاندازی! )          

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 27   آذر ماه  1395   17Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

تبلتِ عقب مانده!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

تبلتِ عقب مانده!

«معصومه علی نژاد» در برنامه ی «تبلتِ» خود از رسانه ی VOA به تاریخ 26 آذر ماه 1395 خورشیدی مطالب مطروحه در
برنامه ی تلویزیونی «مهران مدیری» را سوژه ی ایرادات خود قرار داد و یک بار دیگر به «احکام اسلامی» نسبتِ عقب ماندگی داد!

متأسّفم از اینکه تذکّراتِ متعدّد به خرجِ این دخترکِ مُعاند نمی رود!

شهادت در دادگاه و محاکم عواقب دنیایی و آخرتی دارد. ساده اندیش آن کسی است که بخواهد بار سنگین در این قسمت را بدوش کِشَد! شرع مقدّس از بار مسؤولیّت بانوان عزیز کاسته است.

اگر احکام شرع مقدّس به خوبی اجرا شود، بانوان عزیز سروری خواهند کرد. زیرا رجال در اسلام تمامی مساعی خود را مصروف تأمین آسایش و سعادت زن و فرزندان خود باید بکنند و حق ندارند که خودشان را بر اهل و عیال خویش مقدّم بدارند.

«معصومه جان» آیا بی حرمتی به مقام زن را در آن سامان مشاهده نمی کنی و خود را به تغافل می زنی ؟! استثمار
استعداد های بانوان عزیز و مصادره ی توانائی های ایشان به سود اربابان قدرت و سلطه، حمایت از حقوق نسوان عزیز نیست!

تمامی مساعی خودتان را در مسیر متلاشی کردن کیان خانواده و از میان بردن تولید مثلِ اَحسن ، بسیج کرده اید! در نهایت مقطوع النّسل شدنِ نوع بشر در سرتاسر زمین هدف اصلیِ «ابلیس لعین» است! (از «ابلیس لعین» رو دست نخورید.)

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 27   آذر ماه  1395   17Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«قرآنِ» قلّابی  یعنی چه؟!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

«قرآنِ» قلّابی  یعنی چه؟!

«حسین لاجوردی»، این دلسوز ساده‌دل در بیانات خود به تاریخ 26 آذرماه 1395 خورشیدی در برنامه ی «انجمن پژوهشگران ایران» دو اشتباه آشکار را مطرح کرد .

اوّل اینکه، هدیه ی « پوتین » به « جمهوری اسلامی ایران » را  «قرآن قلّابی» نامید !

« قرآن مجید » کلام خداست و هر نسخه آن مقدّس است . با هر شکل و ابعاد که باشد ، «قرآن مجید » اَصل خواهد بود. یک موحّد « کلام‌الله » را قلّابی نمی‌نامد.

اشتباه دوم اینکه ایشان از سوی وزیر امور خارجه بریتانیا نقل قول کرد که ؛ « ما (بریتانیا) اشتباه کردیم که «خلیج فارس» را ترک کردیم ! »

« حسین جان » ، مگر سیاست نمی‌دانی ؟ ! آن وزیر امور خارجه رَد گم می‌کند. « امارات متّحده عربی » در اختیار آنان است . سلطان‌نشین « عمان» هم. و به اشکال گوناگون در «کویت» ، «قطر » و سایر کشورهای منطقه « بریتانیا » حضور و نفوذ دارد !           

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 27   آذر ماه  1395   17Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

کاخ‌های اعتبار «سیروس مشکی» در ذهنم فروریخت!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب


                                           

کاخ‌های اعتبار «سیروس مشکی» در ذهنم فروریخت!

«سیروس جانِ مشکی»در برنامه ی در جستجوی عدالت به تاریخ 26 آذرماه 1395 خورشیدی جوابِ مقاله ی «سَرَم سوت کشید» را داد.

و اکنون پاسخِ پاسخ‌های «سیروس مشکی » ؛

اینجانب علاوه بر « فلسفه ی محض » و شرق دور ، « فلسفه اسلامی » را هم به فضل الهی آموخته ام. لیکن تخصص اصلی را در «فلسفه ی غرب» تحصیل کرده‌ام .

این فرارسیدنِ زمستانِ تمدّن غرب از بیانات فلاسفه و جامعه‌شناسان غربی است و از خود جعل نکرده‌ام! فلاسفه ی «اگزیستانس» به این مطلب اشاره دارند.

هیچ فیلسوفی از جمله فلاسفه ی غربی به تساوی عقیده نداشته اند و ندارند! حتی در اخلاق کانتی این مطلب مشهود است .

وقتی مرا به عدم رعایت شرافت حرفه‌ای در بیاناتم مورد تخطئه و سرزنش قرار دادید ، به فکر فرو رفتم که با این روش چگونه ممکن است تا در محاکم «  آمریکا » پیروز شوید !  

واکنش آن « استاد دانشگاه » خیالی به هیچ وجه منطقی و پسندیده نبود . چرا که فرار از مباحثه با دانشجویی که تقاضای ارشادشدن دارد برخلافِ شیوه ی ممدوح آکادمیک است .

این پیام‌ها به واسطه ی اقدام برای نجات تمدّن‌های شرق و غرب عالم از طریق « گفتگوی تمدّن‌ها » ست . نه اینکه قصد ستیز یا تحقیر در کار بوده باشد .

اساساً اینجانب جهت نجات « غرب» قیام کرده‌ام و نجات «شرق» را در نجات و اصلاح «غرب» می‌بینم.

آنجا که وارد در مبحث تساوی در خلقت آدمیان شدید و اِصرار کردید، شگفت زده شدم ! آیا همان‌طور که بیان کردید، لازم و واجب است تا میانِ مَنِ لبو فروش یا گردو فروش با « سیروس مشکی » وکیل دعاوی در آمریکا ، تساوی برقرار باشد ؟!

وقتی می‌گویید اساس طبیعت بر ظلم استوار است و آدمی می‌تواند تساوی را برقرار کند، جای بسی افسوس و شگفتی است ! مگر شما «موحّد» نیستید و خداوند مهربان را قادر و عادل نمی‌دانید ؟ !

آیا سرکوب و محکوم کردنِ بدور از اِنصاف کسی که آبرو ریزی‌های هم‌وطنان در خارج و داخل کشور را جمع و جور کرده، جبران می‌کند،عملی عادلانه است؟! جبرانِ اشتباهات هم‌وطنان در داخل و خارج از کشور کاری بس توان فرساست. تا دیر نشده، استفاده کنید.   

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 27   آذر ماه  1395   17Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

«جنّ» هم مخلوق الهی است.

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

«جنّ» هم مخلوق الهی است.

«مهدی فلاحتی» در «پرده ی آخر» از «صفحه ی آخر» مورخ 26 آذر ماه 1395 خورشیدی کلیپ یک منبری را پخش کرد که موضوع آن به شرح زیر می باشد ؛

ناگهان به هنگام موعظه ی مولی الموحّدین امیر المؤمنین علی علیه السّلام بر بالای منبر در مسجد کوفه اژدهایی وارد مسجد شد و به نزد ایشان رفت تا فرمان مقتضی دریافت کند و برگردد. قطعاً این صحنه موجب شگفتی و در برخی وحشت شده، حضرتش را مورد پرسش قرار دادند. آن حضرت فرمودند که این موجود، نماینده ی من در میان جنّیان بود که جهت دریافت دستوری عاجل مراجعه کرده بود.

وجود موجودی از جنس «جنّ» بنا بر شهادت «کلام الله مجید» ثابت است و امام و پیشوای معصوم، مکلّف است تا به مطالب شیعیانِ مسلمان از ایشان رسیدگی فرماید و اینکه جنّیان قادر هستند تا به اَشکال مختلفه ظاهر شوند، آن صحنه بدیهی و طبیعی خواهد بود آن هم در ذیل توجّهات امام معصوم علیه السّلام به تمامی موجودات.

جالب اینجاست که شرق و غرب عالم در این قرن 21 میلادی بر سر تماشای فیلم های هالیوودی که بر اساس افسانه های
شگفت آور موجودات عجیب و غریب تولید می شود، سر و دست می شکنند و پول هم خرج می کنند و شیفته ی ستاره های سینمایی مربوط می شوند. لیکن بیانِ روایت های اینچنینی که حکایت از اسرار هستی در دایره ی خلیفه اللّهی است تا این اندازه مورد
شکّ و تردید قرار می گیرد!

آن فیلم های تخیّلیِ هالیوودی به هر حال نشانه هایی از حقایق هستی را در خود دارد!

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 27   آذر ماه  1395   17Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"

 

نازی،نازی گُل پیازی . . .!

هو الحقّ

«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»                       «درد دلِ تمدّن ها!»

به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند       جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»

گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه  رو  کُنی       سیرِ   جهان  در  آینه ی  رویِ  او  کُنی

خاک سیه مباش که کس بر  نگیردَت       آیینه شو  که خدمتِ آن  ماهرو  کُنی «سایه»

راستی کن که راستان رستند             در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»

شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند                   کُـفر نعمت از کـفَت  بیرون کـند

لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد                  چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند

                 نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب                        چشماتو باز کن ندهندت فریب

 

نازی،نازی گُل پیازی . . .!

«ف.م.سخن» در برنامه ی نگاه خود به تاریخ 26 آذرماه 1395 خورشیدی از انتقاد مشتریان خود به حساب کارگردان برنامه گِلِگی کرد!

وی محور گِلِگی خود را براساس آبروریزی جلوی دَر و همسایه قرار داد ! جای بسی تعجّب است که حفظ آبرو در پیشگاهِ خالق خود را محترم نمی‌شمارد!

آیا پخش کلیپ‌های سکسی و مستهجن مرضی رضای خداست ؟ !

فقط یک پاسخ با شهامت می‌تواند روشنگر عملکرد اشتباه «ف.م.سخن» باشد !

به یاد روایت «آخرالزمانیِ» ، « کاسیاتٌ عاریاتٌ » ‌افتادم . در آخرالزمان ، مردم پوشیده هستند (لباس پوشیده‌اند ) ولی لخت هستند !

با پخش این صحنه‌های خطرناک و موهِن در برنامه مذکور ، «ف.م.سخن» می‌خواهد نسل‌های آتیِ مخاطبان را به آتش بکشد! سپس خودش هم در وسط آن‌ آتش غوطه‌ور شود و برقصد!

البتّه به همراه « جانی واکر » ، چون «الکل» آتش را شعله‌ورتر می‌کند !  

 

 

گاوان و خران بار بردار        www.facebook.com/positiveknowledge14          اهل قلم و اهل فلسفه

   به زآدمیان مردم آزار                  Positiveknowledge.blogfa.com                       مهرداد رضوی                    "گلستان سعدی"                                                 27   آذر ماه  1395   17Dec  2016

همی میرَدَت عیسی از لاغری     تو در بند آنی که خر پروری!     "بوستان سعدی"